جلال طالبانی، یار دیرین ایران

مصاحبهء روزنامه ستارهء صبح با احسان هوشمند

رزونامهء ستاره صبح، شمارهء ۶۶۴، صفحهء ۱۱،‌ شنبه ۱۵ مهرماه ۱۳۹۶

مصاحبه‌گر: احمدرضا حسینی

  • لطفاً در مورد شخصیت سیاسی مام‌جلال طالبانی و اهمیت ایشان در تاریخ خاورمیانه توضیحاتی بفرمایید.

شادروان جلال طالبانی یکی از مهم‌ترین شخصیت‌های سیاسی و یکی از منحصربه‌فردترین شخصیت‌های سیاسی عراقی در چند دهه گذشته است. زیرا اولین رئیس‌جمهور غیرعرب عراق در طول دوران تشکیل این کشور است. پس از ایشان آقای فواد معصوم از یاران آقای طالبانی به ریاست جمهوری رسید. آقای جلال طالبانی یکی از شخصیت‌های چپ و سوسیالیست کرد عراقی است که در دهه ۵۰ میلادی در قالب حزب دموکرات، همراه گروهی از روشنفکران مارکسیست و چپ در صفوف حزب دموکرات کردستان عراق فعالیت سیاسی خود را آغازکرد. در این دوره مرحوم ملامصطفی بارزانی، هرچند در عراق نبود و در شوروی سابق مستقر بود، به‌عنوان رهبر حزب دموکرات کردستان عراق برگزیده شد و ابراهیم‌احمد (پدرزن جلال طالبانی) و جلال طالبانی به‌عنوان جناح چپ حزب دموکرات کردستان عراق در این زمان فعالیت‌های خود را در حزب آغاز کردند. جلال طالبانی در دوران مبارزه ارتباط گسترده‌ای با معارضان عرب عراقی برقرار کرد که علیه دولت‌های حاکم بر عراق از جمله دولت بعث و کمونیستی، چه در دوران عبدالکریم قاسم و چه بعد از آن، در دوران صدام، فعالیت می‌کردند. البته در همین دوران با چپ‌های ایران هم کم‌وبیش در ارتباط بودند. هرچند به دلیل حمایت شاه و دولت ایران از مبارزات ملامصطفی بارزانی در اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد میلادی رفت‌وآمد آقای طالبانی به ایران افزایش یافته بود. آقای طالبانی علاقه زیادی به زبان فارسی و به‌ویژه شعرای بزرگ ما ازجمله خیام داشت و همواره رباعیات خیام را با خود همراه داشت و دوران فراغت را با خواندن آن رباعیات سپری می‌کرد. همان‌گونه که خودشان هم تأکید کرده‌اند، خاطرات شخصیت‌های سیاسی ایران را مرور می‌کردند.

آقای طالبانی به دلیل ارتباط گسترده‌ای که با جریان‌های سیاسی در عراق داشت در میان گروه‌های شیعه عراقی و نیز سایر جریان‌های سنی و سکولار و چپ عراقی هم چهره‌ای بانفوذ و اثرگذار محسوب می‌شد و همین ارتباط هم باعث شد که بعد از فروپاشی رژیم بعث صدام، آقای طالبانی به‌عنوان اولین رئیس‌جمهور بعد از فروپاشی نظام بعث مورد قبول عموم جریان‌های عراقی قرار بگیرد. وی شخصیت بسیار منعطف و دوراندیش و مصلحت‌اندیشی داشت و مسائل سیاسی را به‌خوبی تحلیل می‌کرد و از این نظر با واقع‌بینی درگیر فعالیت‌های سیاسی بود.

  • در مورد همکاری‌های مرحوم طالبانی با ایران، به‌ویژه در دوران جنگ تحمیلی، بفرمایید.

پس از نزدیک‌شدن رابطه شاه با حزب دموکرات کردستان عراق به رهبری شادروان ملامصطفی بارزانی، رابطه آقای طالبانی همچون دیگر هم‌حزبی‌هایشان با ایران تقویت می‌شود، البته چون این افراد جناح چپ حزب دموکرات کردستان عراق بودند و گرایشات سوسیالیستی و مارکسیستی داشتند، طبیعتاً از طرف دستگاه امنیتی حساسیت‌هایی روی آن‌ها وجود داشت. با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، آقای جلال طالبانی به استقبال انقلاب می‌آید و در ابتدای امر رابطه خوبی هم با فضای انقلاب برقرار می‌کند، اما در ماه‌های بعد متأسفانه بین آقای جلال طالبانی و دولت ایران اختلافاتی بروز می‌کند و درنتیجه آقای طالبانی به صدام‌حسین نزدیک‌تر می‌شود و حزب دموکرات کردستان عراق به رهبری بارزانی به دولت ایران نزدیک‌تر می‌شود. در این سال‌ها حزب دمکرات کردستان عراق، یا بهتر بگویم «قیاده موقت»، نقش مهمی در سرکوب گروه‌های مارکسیست و شورشی در غرب ایران ازجمله حزب دمکرات کردستان ایران و کومله و فداییان اقلیت و پیکار داشت و اتحادیه میهنی با این احزاب همراهی و همدلی بیشتری داشت. در این سال‌ها خلخالی در پی جلال طالبانی بود.

از نیمه اول دهه شصت خورشیدی مجدداً روابط دولت ایران و آقای طالبانی بازسازی می‌شود و از میانه دهه شصت تا روز فوت ایشان، یعنی چیزی کمتر از ۴۰ سال، همواره روابط ایران و آقای جلال طالبانی با ثبات و صمیمانه بود.
جلال طالبانی در سال ۱۹۷۵میلادی به دلیل اختلافاتش با مرحوم ملامصطفی بارزانی اتحادیه میهنی را بنیان گذاشت. این اتحادیه متشکل از گروه‌های چپ وسوسیالیست و دیگر گروه‌های مخالف کرد عراقی بود. این حزب به‌تدریج توانست موقعیت خود را به‌ویژه در استان سلیمانیه و بخش‌های جنوبی کردستان عراق تقویت کند و این در حالی بود که بیشتر حوزه فعالیت‌های حزب دموکرات در شمال کردستان عراق در استان‌های اربیل و دهوک بود. با توجه به اینکه در دوران جنگ تحمیلی در جبهه‌های جنوبی با مشکلاتی روبه‌رو بودیم، کم‌کم در بخش شمالی جبهه‌ها یعنی در حوزه هم‌مرز با کردستان عراق سلسه عملیات‌های والفجر ۹ و نصر و فتح‌های چندگانه با کمک گروه‌های کرد عراقی و نیروهای نظامی ایران شکل می‌گیرد. در این دوره آقای طالبانی نقش مؤثری در عملیاتی‌شدن رویکردهای تازه نیروهای نظامی علیه ارتش بعث عراق داشت. بعد از فروپاشی صدام و شکل‌گیری منطقه اقلیم نیز روابط ایران و آقای طالبانی به‌شکل باثبات و کاملاً دوستانه پیش می‌رود.

  • روابط مرحوم طالبانی با مسعود بارزانی پس از دوران صدام چطور بود؟ با توجه به اینکه قدرت در اقلیم کردستان در دستان بارزانی است، به‌ویژه در یکی دو سال اخیر که بحث همه‌پرسی پیش آمد مرحوم جلال طالبانی چه نگرش‌ها و واکنش‌هایی نسبت به این مسئله داشت؟

روابط این دو حزب، یعنی اتحادیه میهنی و حزب دموکرات کردستان عراق، را باید در دهه ۸۰ مسیحی و بعد از آن در دهه ۹۰ و بعد از آن در دوران شکل‌گیری دولت اقلیم، در میانه آن، و بعد از فروپاشی صدام از هم تفکیک کرد. در ابتدای انقلاب اسلامی، روابط آقای بارزانی با نیروهای ایران نزدیک‌تر بود و او به کمک نیروهای ایرانی در سرکوب دموکرات، کومله و سایر گروه‌های مسلح کرد و غیرکرد اما چپ ایرانی که در بخش‌هایی از استان کردستان و آذربایجان غربی فعالیت داشتند آمد. مرحوم ادریس بارزانی و مسعود بارزانی به نیروهای دولتی ایران در سرکوب دموکرات و کوموله کمک می‌کنند. این دوره‌ای است که آقای جلال طالبانی از این گروه‌های قوم‌گرا و مارکسیست حمایت می‌کرد. درواقع بین آقای طالبانی و بارزانی اختلاف گسترده‌ای وجود داشت. در همین دوره آقای طالبانی به صدام‌حسین نزدیک‌تر می‌شود اما در میانه دهه ۸۰ رابطه او با ایران بهبود می‌یابد. در اواخر دهه ۸۰ با میانجی‌گری سپاه پاسداران جبهه‌ای شکل می‌گیرد به نام جبهه کردستان که اختلافات آقای بارزانی و آقای طالبانی و بقیه گروه‌های کرد عراقی مهار می‌شود و این‌ها با هم متحد می‌شوند و به‌محض تشکیل مدار پروازممنوع در عراق بعد از سال ۱۹۹۱ و ماجرای حمله صدام‌حسین به کویت این دو گروه موفق می‌شوند سیطره خود را بر کردستان عراق بگسترانند و این‌چنین دولت اقلیم کردستان عراق شکل می‌گیرد.

بنابر قولی، اجداد ایشان از کردهای بوکان هستند. می‌دانیم که بخشی از ایل زنگنه تا حدود نود سال پیش، برای ییلاق و قشلاق  بر دو سوی سرحدات غربی ایران رفت و آمد داشتند و می‌توان گفت که خاندان جلال طالبانی از ایل زنگنه است که از ایران مهاجرت کردند، البته برخی از منابع در مورد اصل کردبودن ایل زنگنه ابراز تردید کرده و تأکید می‌کنند که ایل زنگنه از فارس‌های استان فارس‌اند که به دلیل مهاجرت به این منطقه به‌تدریج زبانشان به کردی تغییر کرده است. ایشان از طرف مادری هم اصالتاً ایرانی بودند وگفته می‌شود که در دوران صفویه به عراق امروزی مهاجرت کرده‌اند. همه کردهای عراق، سوریه یا ترکیه و جاهای دیگر را می‌توان وارثان فرهنگ و تمدن ایرانی دانست. به این دلیل که کردها بخشی از حوزه فرهنگی و تمدنی ایران هستند و زبان کردی یکی از زبان‌های ایرانی است و سنت‌های ایرانی در میان کردها ریشه دارد. طبیعتاً جشن نوروز، که بخشی از نمادهای تاریخی در میان همه کسانی است که در حوزه تمدن ایران زندگی می‌کنند مثل کردها و دیگران، ارج بسیار دارد. مجموعاً می‌توان گفت آقای طالبانی دل‌بسته فرهنگ ایرانی بود و ارتباطات‌های بسیار گسترده‌ای با شخصیت‌ها و سیاست‌مداران ایرانی داشت. وی حتی آشنایی زیادی با شهر تهران داشت.

هنوز دو سه سالی از شکل‌گیری دولت اقلیم نگذشته است که بین احزاب وابسته به آقای بارزانی و آقای طالبانی اختلاف می‌افتد. اختلاف گسترده می‌شود و البته در بادی امر نیز ایران به طالبانی نزدیک‌تر است. البته اتحادیه میهنی موفق می‌شود اربیل را تصرف کند اما بعد حزب دموکرات کردستان عراق و نیروهای ارتش عراق موفق می‌شوند حمله کنند و این‌چنین حزب اتحادیه میهنی، اربیل و سلیمیانه را از دست می‌دهند و آواره ایران می‌شوند. جنگی خونین بین دو طرف درمی‌گیرد که بیش ازده‌هزار نفر کشته برجای می‌گذارد. مجدداً با دخالت ایران و آمریکا و سایر کشورهای غربی بین اتحادیه میهنی و حزب دموکرات کردستان عراق درباره اختلافات گفت‌وگو می‌شود و مهارکردن و هم‌پیمانی اتحادیه میهنی و حزب دموکرات عراق آغاز می‌شود و بعد از آنکه صدام‌حسین با حمله آمریکا کنار می‌رود عملاً یک تقسیم کاری صورت می‌گیرد. آقای طالبانی با توجه به نفوذش در میان چهره‌های سیاسی و جریان‌ها در عراق و رابطه‌اش با شیعیان و سنی‌های معارض صدام حسین به‌عنوان رئیس‌جمهور عراق برگزیده می‌شود و آقای بارزانی هم به‌عنوان رئیس اقلیم کردستان عراق فعالیتش را ادامه می‌دهد. این روابط باثبات ادامه داشت، البته طی شش سال گذشته گروه‌هایی از اتحادیه میهنی جدا می‌شوند. هرچند این نکته را هم باید اضافه کنم که آقای طالبانی در چند سال گذشته به دلیل عارضه مغزی که برایشان پیش آمد اساساً امکان دخالت یا درگیرشدن با مسائل روز اقلیم کردستان عراق را نداشت. می‌دانیم که آقای فواد معصوم از حزب اتحادیه میهنی جانشین آقای طالبانی شدند و درحال حاضر رئیس‌جمهور عراق هستند. بخش آخر را باید این‌طور دید که آقای طالبانی اساساً در چند سال گذشته به دلیل عارضه سنگین مغزی و نیاز به استراحت عملاً در فضای سیاسی عراق نقشی ایفا نکرد. لذا نقشی در فضای سیاسی عراق هم نداشتند.

  • ماجرای تبارایرانی مام‌جلال طالبانی چیست؟

بنابر قولی، اجداد ایشان از کردهای بوکان هستند. می‌دانیم که بخشی از ایل زنگنه تا حدود نود سال پیش، برای ییلاق و قشلاق  بر دو سوی سرحدات غربی ایران رفت و آمد داشتند و می‌توان گفت که خاندان جلال طالبانی از ایل زنگنه است که از ایران مهاجرت کردند، البته برخی از منابع در مورد اصل کردبودن ایل زنگنه ابراز تردید کرده و تأکید می‌کنند که ایل زنگنه از فارس‌های استان فارس‌اند که به دلیل مهاجرت به این منطقه به‌تدریج زبانشان به کردی تغییر کرده است. ایشان از طرف مادری هم اصالتاً ایرانی بودند وگفته می‌شود که در دوران صفویه به عراق امروزی مهاجرت کرده‌اند. همه کردهای عراق، سوریه یا ترکیه و جاهای دیگر را می‌توان وارثان فرهنگ و تمدن ایرانی دانست. به این دلیل که کردها بخشی از حوزه فرهنگی و تمدنی ایران هستند و زبان کردی یکی از زبان‌های ایرانی است و سنت‌های ایرانی در میان کردها ریشه دارد. طبیعتاً جشن نوروز، که بخشی از نمادهای تاریخی در میان همه کسانی است که در حوزه تمدن ایران زندگی می‌کنند مثل کردها و دیگران، ارج بسیار دارد. مجموعاً می‌توان گفت آقای طالبانی دل‌بسته فرهنگ ایرانی بود و ارتباطات‌های بسیار گسترده‌ای با شخصیت‌ها و سیاست‌مداران ایرانی داشت. وی حتی آشنایی زیادی با شهر تهران داشت.

  • به نظر شما اتحادیه میهنی پس از درگذشت آقای طالبانی چه سمت و سویی می‌یابد؟

آقای طالبانی نقش استراتژیک و اثرگذاری در اتحادیه میهنی داشت که فقدان ایشان موجب خلأ بزرگی خواهد شد. متأسفانه در چند سال گذشته میان شخصیت‌های اثرگذار در اتحادیه میهنی اختلافات عمیقی بروز کرده و ساختار اتحادیه تحت‌تأثیر این اختلافات روزهای سختی را پشت سر می‌گذارد. در ماه گذشته هم شاهد خروج آقای برهم صالح از اتحادیه میهنی بودیم. این وضعیت بیش‌ازپیش موجب تضعیف نقش و موقعیت اتحادیه میهنی در معادلات اقلیم کردستان عراق و فضای سیاسی عراق خواهد بود. امیدوارم با درایت شخصیت‌های اثرگذار و نیز ایفای نقش بیشتر ایران جناح‌های مختلف اتحادیه میهنی بر مشکلات فائق آیند. در غیر این صورت شرایط سختی برای اتحادیه میهنی رقم خواهد خورد.

  • آیا شما با آقای طالبانی و دیگر یاران و نزدیکان او ارتباطی داشتید یا خاطره‌ای از ایشان دارید؟

به این دلیل که یکی از حوزه‌های مطالعاتی بنده مسائل قومی و بالطبع مسائل مرتبط با اقلیم کردستان عراق است، آقای طالبانی و اتحادیه میهنی و حزب دمکرات کردستان عراق و نیز دیگر جریان‌های کردی در عراق همواره مورد توجه مطالعاتی بنده قرار داشته‌اند. در درگیری‌های سال 1996 میلادی با انجام کاری پژوهشی گزارشی از پیامدهای درگیری‌ها میان حزب دمکرات و اتحادیه میهنی منتشر و با بسیاری از رهبران اتحادیه میهنی گفت‌وگو کردم. با آقای طالبانی هم یک بار در تهران دیدار داشتم و موفق به گفت‌وگو با او شدم. آقای طالبانی را می‌توان شخصیت دوراندیش و منعطف و با تدبیری دانست که در شش دهه مبارزه و تلاش و فعالیت سیاسی همواره با واقع‌بینی به سیاست‌ورزی پرداخت. حضور او به‌عنوان ریاست‌جمهوری عراق آن هم در دوره پرالتهاب پس از صدام‌حسین نقش مهمی در کاهش تنش‌ها و مصیبت‌های مردم عراق داشت. یادشان گرامی.

دسترسی به مصاحبه در مانه روزنامهء ستاره صبح

پست شده در منطقه کردستان عراق با برچسب: , , , , , , , , , , , , , ,