۲۵۰ هزار دانشجو در کردستان عراق

گفت و گوی احسان هوشمند با دکترشیرزاد نجار

فصلنامه ی گفتگو ویژه اقلیم کردستان عراق،  شماره ۵۸،  مرداد ماه ۱۳۹۰

 

دکتر شیرزاد نجار دکتر ی علوم سیاسی و حقوق بین الملل از دانشگاه وین، مشاورنخشت وزیر در امور آموزش عالی و معاون سابق دانشگاه اربیل، نویسنده و پزوهشگر از دکتر شیرزاد تاکنون بیش از ۵ جلد کتاب و ده ها مقاله منتشر شده است

دکتر شیرزاد نجار دکتر ی علوم سیاسی و حقوق بین الملل از دانشگاه وین، مشاورنخشت وزیر در امور آموزش عالی و معاون سابق دانشگاه اربیل، نویسنده و پزوهشگر از دکتر شیرزاد تاکنون بیش از ۵ جلد کتاب و ده ها مقاله منتشر شده است

آقای دکتر شیرزاد نجار از اینکه فرصتی دراختیار ما قرار دادید سپاسگزارم. لطفاً تاریخچه مختصری از تحولات کردستان عراق پس از فروپاشی عثمانی و تشکیل دولت عراق برای خوانندگان ما بیان کنید.
مسئله کُرد در عراق از روزی آغاز شد که در سال ۱۹۲۵ ولایت موصل به عراق ملحق شد و بعد از آن بر اساس قراردادهایی که برای تعیین حدود مرزی با ترکیه منعقد گشت و بریتانیا نقش ضمانتی آن را بر عهده داشت، مقرر شد تا حقوق کُردها در عراق حفظ گردد. عراق هم در سال ۱۹۳۲ به عضویت جامعه ملل در آمد؛ از قیمومیت بریتانیا خارج و به عنوان کشور مستقلی در جهان شناسایی شد. در این زمان، عراق قراردادی امضا کرد که حقوق ملیت‌ها و مشخصاً کُردها در عراق حفظ شود. پرسش این است که آیا عراق از سال ۱۹۳۲ تا سال ۱۹۵۴ که توسط خاندان پادشاهی فیصل اداره می‌شد، به مفاد پیمان‌نامه‌ای که امضا کرده‌بود التزام داشت یا خیر؟ در این دوره عراق آن را اجرا نکرد و به آن پایبند نبود فقط در سال ۱۹۲۷ قانون زبان‌های محلی را اجرا کرد. در این دوران دولت عراق اجازه نداد تا موارد مربوط به حقوق کُردها بتواند در قانون اساسی برای خود جایی بیابد.این مسئله مهمی بود که این حقوق در قانون اساسی منعکس شود. در دوره‌های زمانی متعددی یعنی در سال‌های ۱۹۳۷، ۱۹۴۵و ۱۹۴۷ ارتش و نظامیان عراقی به کُردها یورش بردند.این رویکرد نظامی مخالف قانون اساسی عراق بود و البته مخالف آن پیمان‌نامه‌ای که امضا کرده بود.

وضع کردها در سال ۱۹۵۸ با کودتای عبدالکریم قاسم تغییر مهمی یافت. در ماده ۳ قانون اساسی نوشته شد عرب و کُرد در عراق شریکند. برخی قوانین دیگر هم وضع شد که مناسب بودند. یکی از آن‌ها قانون احزاب بود که به فعالیت احزاب کُردی مجوز می‌داد. البته آن زمان تنها یک حزب کُردی فعال بود؛ حزب دموکرات کردستان عراق.
حزب دموکرات کردستان که مجوز گرفت و نشریه منتشر کرد. این حزب می‌توانست حرف خود را بزند. ولی بار دیگر آن رویکرد مثبت متوقف شد. از سال ۱۹۶۱ شورش کردستان آغاز شد. از همان روز نیز حقوق کردها پایمال می‌شد تا این که به سال ۱۹۹۱ رسید.

مسئله کُرد در عراق از روزی آغاز شد که در سال ۱۹۲۵ ولایت موصل به عراق ملحق شد و بعد از آن بر اساس قراردادهایی که برای تعیین حدود مرزی با ترکیه منعقد گشت و بریتانیا نقش ضمانتی آن را بر عهده داشت، مقرر شد تا حقوق کُردها در عراق حفظ گردد.

حتی با صدام حسین نیز وجود داشت، اما شامل کرکوک نمی شد …
بله، اما التزام به آن‌ها بسیار ضعیف و اندک بود؛ به طور مثال، بیانیه ۶۶ دوازده نکته داشت، اما هیچیک از آن‌ها اجرا نشد. بیانیه آزار ، شامل بیش از ۱۵ نکته بود که تنها یک یا دو مورد اجرا شدند. بیانیه ۱۹۷۰ چند نکته داشت، که از آن میان تنها یک یا دو مورد که آسان بود اجرا شد و موارد مهم محقق نشد؛ به ویژه قانون خود مختاری کامل مسکوت ماند. در سال ۱۹۷۴ خود حکومت، قانون خودمختاری را بدون رضایت‌مندی کردها و بدون کرکوک تصویب کرد، که دوباره جنگ آغاز شد.
پس از آن، جنگ عراق و ایران شروع شد و سپس جنگ کویت در گرفت. عراق در جنگ کویت، بسیار ضعیف شده بود. در سال ۱۹۹۱ آمریکایی‌ها و متفقین، به عراق حمله کردند. در این موقعیت زمینه‌ای فراهم شد تا مردم کرد عراق بتوانند کاری انجام دهند. ملت کرد عراق بر علیه حکومت عراق قیام کرد و انتفاضه انجام داد؛ حتی تا کرکوک پیش رفت. در جنوب نیز شیعیان این کار را انجام دادند.
در این هنگام تغیراتی در وضعیت کردها پیش آمد. این نخستین بار بود که کردها توانستند مناطق متعلق به خود را کنترل و اداره کنند. به طور طبیعی، پس از آن برخی از مشکلات به وجود آمد و حکومت عراق ارتش خود را اعزام کرد و در برخی مناطق جنگ در گرفت. اما بخش زیادی از مناطق در کنترل کردها باقی ماند. در سال ۱۹۹۲ تمام نفوذ اداری صدام در کردستان عراق از میان رفت و ارتباط آن‌ها با این منطقه قطع شد. کرد در آن مناطق توانست، نه به صورت رسمی و قانونی، بلکه به صورت عملی کنترل را در دست گیرد. این وضعیت زمینه را برای انتقال به مرحله‌ای بالاتر دیگر فراهم کرد؛ یعنی، انتخابات مارس ۱۹۹۲ . در این هنگام برای نخستین بار، کردها درعراق توانستند مسیر و سرنوشت خود را در آن انتخابات محقق سازند و نمایندگان خود را برای پارلمان کردی انتخاب کنند. به دنبال آن حکومت تأسیس شد. برای نخستین بار حکومتی در کردستان عراق تشکیل شد. همه این مسائل و چند نکته دیگر، تغییراتی اساسی در وضعیت کرد بود؛ کرد از زیر کنترل حکومت عراق بودن، به وضعیتی تغییر یافت که خود را اداره کند. این تغییر به لحاظ سیاسی، قانونی، اقتصادی و اجتماعی بسیار مهم و اساسی است.

یعنی خودمختاری کامل؟
بله خودمختاری کامل. حکومت مرکزی نیز بر آن کنترلی نداشت. تا سال‌های ۱۹۹۱ و ۱۹۹۲ وضعیت به این شیوه بود.

وضع کردها در سال ۱۹۵۸ با کودتای عبدالکریم قاسم تغییر مهمی یافت. در ماده ۳ قانون اساسی نوشته شد عرب و کُرد در عراق شریکند. برخی قوانین دیگر هم وضع شد که مناسب بودند. یکی از آن‌ها قانون احزاب بود که به فعالیت احزاب کُردی مجوز می‌داد. البته آن زمان تنها یک حزب کُردی فعال بود؛ حزب دموکرات کردستان عراق.

از سال ۱۹۹۱ و ۱۹۹۲ تجربه‌ای تازه، به مرور در بالای مدار ۳۶ درجه ـ حریم امن ـ شکل گرفت. انتخابات برگزار شد و پارلمان و دولت آغاز به کار کرد. نهادها، ارگان‌ها و اداره‌های جدید و دولتی به چه شیوه‌ای تأسیس شدند؟ قوانین عادی و قانون اساسی چگونه شکل گرفت، و چه کسانی و چه جریان‌هایی قانون اساسی را تنظیم کردند؟
در سال ۱۹۹۲ هنگامی که پارلمان انتخاب شد، پارلمان کردستان بیانیه و قراری صادر کرد، که ارتباطات ما با حکومت و دولت عراق باید بر اساس ارتباطات فدرالی باشد؛ به این معنی که در آینده نیز هیچ ارتباطی جز براساس نظام فدارلی پذیرفته نشود. هر چند آن موقع به طور طبیعی چیزی از حکومت عراق در کردستان باقی نمانده بود. پس این (نظام فدرالی) به عنوان یک اصل و برای کار کردن و فعالیت و آینده کردی مطرح شد. تا اینکه در سال ۲۰۰۳ حکومت عراق سقوط کرد و حکومتی جدید جایگزین شد. کردها در آن تغییرات نقش اساسی داشتند؛ از آن جمله همکاری با نیروهایی که علیه حکومت عراق وارد عمل شده بودند، چه با معارضین، چه با آمریکایی‌ها و سایر دولت‌ها.
در این جا وضعیت کردها تغییر کرد. کردها تنها محصور به کردستان عراق نبودند، بلکه به بغداد آمدند و در بغداد نیز در مجلس قانون‌گذاری نقش اساسی داشتند. آن هنگام که بولمر رئیس بود، کردها نقش اساسی داشتند. در سال ۲۰۰۳ در آزار قانون اداری دولت عراقی برای مرحله‌ای موقت صادر شد. در آنجا به وضعیتی که در کردستان عراق وجود داشت، به صورت قانونی و رسمی اعتراف شد؛ تمام نهادها همچون پارلمان و حکومت و غیره کردستان عراق پذیرفته شد؛ یعنی، برای نخستین بار وضعیت کردستان عراق، با تصویب ماده ۵۸ از وضعیتی واقعی به وضعیتی قانونی تغییر پیدا کرد. قانون اداری دولت در سال ۲۰۰۳ شکل حکومت عراق را تغییر داد. حکومت عراق از دولتی ساده به دولت فدرالی تغییر پیدا کرد.

کردها در دو جا قدرت یافتند: در بغداد به ریاست جمهوری و کابینه راه یافتند و در کردستان دارای حکومت فدرالی خود بودند.

این شیوه را خود ابداع کردید یا این که مدلی فدرالی است که از جایی گرفته شده است؟
در حالت عمومی، حکومت‌های فدرالی هیچکدام مانند یکدیگر نیستند. هر فدرال ویژگی‌های خود را دارد. عراق هم فدرالی مخصوص خود را مطابق با شرایط و وضعیت خود دارد.

چگونه به این مدل فدرالی رسیدید؟
این مسئله پیشینه‌ای تاریخی دارد و به معارضان عراقی در سال ۱۹۹۲ بازمی گردد. از آن سال موطنه عراقیه دو الی سه جلسه برگزار شده بود. آن‌ها در وین و لندن جلسه برگزار کرده بودند و در آن جا به اتفاق نظر رسیده بودند.

جنگ عراق و ایران شروع شد و سپس جنگ کویت در گرفت. عراق در جنگ کویت، بسیار ضعیف شده بود. در سال ۱۹۹۱ آمریکایی‌ها و متفقین، به عراق حمله کردند. در این موقعیت زمینه‌ای فراهم شد تا مردم کرد عراق بتوانند کاری انجام دهند. ملت کرد عراق بر علیه حکومت عراق قیام کرد و انتفاضه انجام داد؛ حتی تا کرکوک پیش رفت. در جنوب نیز شیعیان این کار را انجام دادند.

پس به این معنی است که ایده‌ای از پیش داشته‌اند و در همایش‌ها روی آن تأکید شده بود.
سابقه آن به سال ۱۹۹۲ بازمی‌گردد. در همان جا به دادن فدرالی به کردها اقرار شد. گروه‌های معارض هم موافقت کردند.

پس اراده عربی و کردی با هم بود.
همه با هم در آن دخیل بودند.

اجرای آن به چه صورت بود؟ چگونه حقوق و قانون صورت عملی به خود گرفت؟
در سال ۱۹۹۲ در کردستان دستگاه‌های حکومتی باقی نماندند، اما کارمندان کرد حکومت باقی ماندند و ۹۵ درصد آن‌ها نرفتند و با استفاده از تجربه قبلی به کار خود ادامه دادند؛ به طور مثال، دانشگاه تعطیل نشد، بلکه تغییر وضعیت داد و ارتباط خود را با دولت اقلیم آغاز کرد.

بالاخره دانشگاه برای آن که حقوق اساتید را پرداخت کند یا خود را اداره کند، مستلزم قانونی برای خود بود، آن قانون از نو نگاشته شد یا همان قانون قبلی بود؟
قانون آن در پارلمان تصویب شد. در سال ۱۹۹۳ قانونی برای آموزش عالی تصویب شد. برای وزارتخانه‌ها نیز قانون تصویب شد.

یعنی به مرور همه وزارتخانه ها دارای قانون خود شدند؟
از سال ۱۹۹۳ به بعد، برای هر وزارتخانه قانون ویژه‌ای تصویب شد.
در این مقطع آن تجربه تلخ برادرکشی میان دو حزب روی داد.
تجربه‌ای بسیار سنگین بود. در آن زمان کردها در محاصره اقتصادی قرار داشتند؛ هم از جنبه بین‌المللی و هم از سوی خود عراق، کردستان در محاصره قرار داشت. این مقطعی بود که حقوقی برای کارمندان وجود نداشت، ما دردانشگاه بدون دریافت حقوق کار می کردیم.

این وضعیت چقدر تداوم یافت؟
دانشگاه سه تا چهار ماه بدون دریافت حقوق بود. اما، پس از آن حکومت حقوق را پرداخت کرد.

در سال ۱۹۹۲ تمام نفوذ اداری صدام در کردستان عراق از میان رفت و ارتباط آن‌ها با این منطقه قطع شد. کرد در آن مناطق توانست، نه به صورت رسمی و قانونی، بلکه به صورت عملی کنترل را در دست گیرد. این وضعیت زمینه را برای انتقال به مرحله‌ای بالاتر دیگر فراهم کرد؛ یعنی، انتخابات مارس ۱۹۹۲ . در این هنگام برای نخستین بار، کردها درعراق توانستند مسیر و سرنوشت خود را در آن انتخابات محقق سازند و نمایندگان خود را برای پارلمان کردی انتخاب کنند

به جنگ داخلی اشاره کردید؟
می‌دانید که سیاست عبارت است از مبارزه و کشمکش. دو حزب اصلی وجود داشت که در نتیجه انتخابات به هم نزدیک بودند. اتحادیه رأی کمتری داشت. پارتی ۵۱ درصد آرا و اتحادیه ۴۹ درصد از نتیجه انتخابات را کسب کرده بودند. اما پارتی برای مصلحت عمومی، به ویژه جناب کاک مسعود کاری کرد که نتیجه ۵۰ ـ ۵۰ باشد، تا در تشکیل حکومت نوعی تعادل برقرار شود و این که جنگی درنگیرد. اما روشن است به دلیل ظرفیت‌ها و عدم تجربه کردها و دخالت‌های خارجی، موجب شد کشمکش سیاسی به کشمکش نظامی تبدیل شود.
در سال ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۶ کردستان به دو قسمت تقسیم شد، یک بخش در سلیمانیه و بخش دیگر در اربیل و دهوک در حقیقت تجربه تلخ و ناگواری بود. این وضعیت تداوم یافت تا این که توانستیم در سال ۲۰۰۶ به صورت یکپارچه حکومتی واحد برقرار کنیم.

با وجود آن تجربه تلخ و ناگوار، شما به عنوان استاد دانشگاه و حقوقدان از منظر حقوقی و پژوهشی، آیا تاکنون بحث و یا کتابی در این باره انتشار یافته است؟
یک کتاب بسیار مهم در این زمینه وجود دارد که از سوی مرکز تحقیقات پارتی منتشر شده است. به نام «جنگ داخلی چگونه آغاز شد و چه کسی مسئول است». این کتاب بسیار اهمیت دارد. البته کتاب دیگری در این خصوص با موضوع وضعیت قانونی اقلیم وجود دارد که آن هم دارای اهمیت است. این کتاب را عبدالرحمن سلیمان زیباری به زبان عربی نگاشته است.

اکنون که دولت جدید به صورت یکپارچه است، وضعیت چگونه پیش می‌رود و به کدام جهت حرکت می‌کند؟
در وضعیت کنونی، هر دو حزب اقناع شده‌اند که وضعیت کنونی نباید از بین برود. این، یک وضعیت موقتی است و لازم است نهادینه، قدرتمند و نیرومند شود تا به ثبات برسد.

برخی معتقدند در حال حاضر احزاب حاکم هستند، اما باید حکومتی وجود داشته باشد که احزاب از راه انتخابات به حکومت برسند.
احزاب فعلی با انتخابات به حکومت رسیدند.

در این هنگام برای نخستین بار، کردها درعراق توانستند مسیر و سرنوشت خود را در آن انتخابات محقق سازند و نمایندگان خود را برای پارلمان کردی انتخاب کنند

سیاست عبارت است از مبارزه و کشمکش. دو حزب اصلی وجود داشت که در نتیجه انتخابات به هم نزدیک بودند. اتحادیه رأی کمتری داشت. پارتی ۵۱درصد آرا و اتحادیه ۴۹ درصد از نتیجه انتخابات را کسب کرده بودند. اما پارتی برای مصلحت عمومی، به ویژه جناب کاک مسعود کاری کرد که نتیجه ۵۰ ـ ۵۰باشد، تا در تشکیل حکومت نوعی تعادل برقرار شود و این که جنگی درنگیرد. اما روشن است به دلیل ظرفیت‌ها و عدم تجربه کردها و دخالت‌های خارجی، موجب شد کشمکش سیاسی به کشمکش نظامی تبدیل شود

آیا اکنون وزیری از احزاب دیگر در کابینه حضور دارند؟
برای مثال در حکومت اقلیم کردستان وزیر کمونیست و سوسیالیت حضور دارند، وزیر ترکمان نیز هست. در حال حاضر وزیر ایزدی داریم، وزیر کشاورزی، ایزدی است.

پس چرا بخشی از مردم در سلیمانیه و چند جای دیگر به خیابان می‌آیند و تظاهرات و اعتراض می‌کنند؟
بنده این را بسیار طبیعی می‌بینم. طبیعی است که در هر جامعه پویا، حرکت‌های این چنینی وجود داشته باشد؛ جامعه مرده حرکت ندارد. جامعه فعال دارای حرکت است. اعتراض، انتقاد، و بحث درباره حکومت خواهد شد و از سیاست حکومت ابراز نارضایتی خواهند کرد. این مسائل بسیار طبیعی است. اما باید در چارچوب قانون باشد. همزمان لازم است که حکومت این حرکت را درک کند. با آنها گفت‌وگو کند، خواسته‌های‌شان را بشنود و با قرار و سیاست خود آن مطالبات را انجام دهد. به طور طبیعی در برخی حرکت‌ها، مطالباتی وجود دارد که غیر قابل انجام است. در آمریکا نیز برخی تظاهرات وجود دارد که تعدادی از مطالبات آن‌ها محقق می‌شود و بخشی دیگر محقق نمی‌شود.

مهم این است که آن چیزی که در سلیمانیه و سایر جاها وجود دارد، به تلخی و ناگواری نیانجامد.
درست است نباید کار به آن جا برسد.

چه باید کرد؟
لازم است که حکومت اقدام‌های بیشتری انجام دهد و لازم است طرف مقابل نیز مقداری واقع بین باشد. حکومت در همه جا و درباره همه مسائل در مناطق خود مسئول است.

آن‌ها ادعا می‌کنند که فساد زیاد است. می‌گویند که حکومت انتقالی باید سرکار بیاید. آیا این کارها قابل انجام است؟
حکومت انتقالی مستلزم نماندن پارلمان است.

آیا چنین چیزی قابل اجراست؟
آری اما در حالتی که دولت وضعیت خیلی بدی داشته‌باشد، یعنی مشکل بزرگی داشته‌باشد. ولی اکنون به آن حدی نرسیده است که این کار را انجام دهد. لازم است وضعیت به آن جا نرسد که به حکومت انتقالی نیاز باشد؛ به این معنی که باید مطالبات مورد بررسی قرار گیرد و با همدیگر گفت‌وگو کنند، تا با تغییرات به یک نقطه وسط و تعادل برسند.

در سال ۱۹۹۱ تنها یک دانشگاه داشتیم، اکنون فقط تنها ۹ دانشگاه دولتی داریم و حدود ۱۰ دانشگاه غیر دولتی نیز وجود دارد. تعداد استادان در سال ۱۹۹۱ حدود ۲۰۰ نفر بودند، اکنون نزدیک به ۳ هزار استاد داریم.

تظاهرکنندگان می‌گویند ما با حکومت گفت وگو نمی‌کنیم. یک انجمن موقتی ۳۵ نفره دارند و آن‌ها چنین عنوان می‌کنند تا تحقق خواسته‌هاشان با دولت گفت و گو نخواهند کرد:اول این که پیشمرگه از شهر خارج و پیشمرگه حکومت به جای پیشمرگه پارتی و اتحادیه جایگزین شود و دوم این که آن‌هایی که به سوی مردم تیراندازی کردند، مجازات شوند و غیره.
این درست است، از هر طرفی که تیراندازی کرده‌باشند باید به صورت قانونی با آنها برخورد شود. فکر می‌کنم در این زمینه اقدام‌هایی در حال انجام است. اما درباره پیشمرگه، از پیش‌تر گفت‌وگو شده‌است که پیشمرگه یکی شود. طبق قانون اساسی پیشمرگه زیرمجموعه وزارت دفاع است. اما مشکلاتی برای یکی شدن وجود دارد که در حال بررسی است.

آن‌ها ادعا می‌کنند که پیشمرگه در سلیمانیه یا اربیل تفاوتی نمی‌کند، پیشمرگه یا پیشمرگه پارتی است یا اتحادیه، نه پیشمرگه دولت.
آن‌ها چنین ادعایی می‌کنند، ولی ما در داخل حکومت دارای وزارت هستیم. در این جا وزارت پیشمرگه وجود دارد و این وزارت متعلق به حزب نیست.

آن‌ها می‌گویند، پیشمرگه حزب نباید مسلح باشد. پیشمرگه باید زیر پرچم دولت قرار بگیرد.
درباره این مسئله کار شده است. پیشمرگه نیروی منظمی است. اشاره کردم که در قانون اساسی عراق بدان اعتراف شده و بخشی از وزارت و نیروی دفاع عراق است.

در بخش دولتی حدود ۱۵۰ هزار دانشجو و در دانشگاه‌های غیردولتی نیز حدود ۱۰۰هزار دانشجو وجود دارد؛ یعنی در حدود ۲۵۰ هزار دانشجو داریم.

شما چه زمینه‌های حقوقی برای خاستگاه و مطالبات گوران می‌بینید. آیا این خواسته‌ها، بستر حقوقی دارد؟
مطالبات لزوماً، با قانون همخوان نیستند؛ آن‌ها مطالبات سیاسی ـ اجتماعی هستند، اما نه در چارچوب قانونی. همه مطالبات دارای ریشه سیاسی و فکری هستند. در حقیقت این مطالبات وجود دارد و اساس سیاسی دارد.

پس خاستگاه حقوقی ندارد.
خیر.

آیا بین مطالبات گروه گوران با سایر گروه‌های عراقی هماهنگی وجود دارد؟
بنده از وجود چنین هماهنگی‌هایی اطلاع ندارم. این مطالبات مخصوص اقلیم کردستان است.

اکنون از برخی از مطالبات، معنای سقوط نظام به لحاظ قانونی گرفته می‌شود.
سقوط نظام به لحاظ قانونی انجام نمی‌شود. آن‌ها می‌خواهند حکومت انتقالی را جایگزین کنند؛ یعنی نظام باقی خواهد ماند؛ اما هیئت ها تغییر می کنند. این سقوط نظام نیست.

بخشی از فعالیت شما در حوزه آموزش عالی است، در این حوزه چه تحولی در کردستان عراق رخ داده است؟
تغییرات بسیاری از سال ۱۹۹۱ تا حالا به وجود آمده‌است. به لحاظ تعداد دانشگاه، در سال ۱۹۹۱ تنها یک دانشگاه داشتیم، اکنون فقط تنها ۹ دانشگاه دولتی داریم و حدود ۱۰ دانشگاه غیر دولتی نیز وجود دارد. تعداد استادان در سال ۱۹۹۱ حدود ۲۰۰ نفر بودند، اکنون نزدیک به ۳ هزار استاد داریم.

در سال ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۶ کردستان به دو قسمت تقسیم شد، یک بخش در سلیمانیه و بخش دیگر در اربیل و دهوک در حقیقت تجربه تلخ و ناگواری بود. این وضعیت تداوم یافت تا این که توانستیم در سال ۲۰۰۶ به صورت یکپارچه حکومتی واحد برقرار کنیم.

در کل حکومت اقلیم چه تعداد دانشجو وجود دارد؟
در بخش دولتی حدود ۱۵۰ هزار دانشجو و در دانشگاه‌های غیردولتی نیز حدود ۱۰۰ هزار دانشجو وجود دارد؛ یعنی در حدود ۲۵۰ هزار دانشجو داریم.

رشته‌های دانشگاهی چگونه تأسیس می‌شوند؟
در هر دانشکده‌ای دپارتمان‌هایی وجود دارد که انجمن خود را دارند. به عنوان مثال در دانشکدة ادبیات، که دارای گرایش‌های بسیاری است. برای تأسیس بخش جدید نیاز به آن را بررسی می‌کنند. گاهی نیز استادان و یک گروه به صورت عمومی، آن رشته را درخواست می‌کنند. به این روش پیشنهاد به دانشگاه ارسال می‌شود و دانشگاه برای تأسیس آن رشته اعلام رضایت می‌کند. اما برای تأسیس هر رشته لازم است که یک پروفسور و چهار اسیست پروفسور و یک مدرس وجود داشته باشد. این‌ها شروط علمی برای تأسیس رشته دانشگاهی است. هر چند برخی اوقات مقداری به این شروط توجه نمی‌شود به این دلیل که نیاز به آن رشته وجود دارد.

برای جذب و استخدام استاد چگونه اقدام خواهد شد؟ و به چه روشی دانشجویان وارد دانشگاه می‌شوند؟
دو نوع استاد وجود دارد: یکی با مدرک فوق لیسانس و دیگر با مدرک دکترا. اگر استادی فوق لیسانس داشته باشد، به عنوان مدرس جذب خواهد شد. کسی هم که مدرک دکترا داشته باشد به طور مستقیم استاد می‌شود. پس از آن، درجه‌های آنها ارتقا خواهد یافت، تا به پروفسوری برسند.

این استادان چگونه گزینش می‌شوند؟ گوران مدعی است که اگر کسی عضو یکی از احزاب پارتی یا اتحادیه نباشد، نمی‌تواند به عنوان استاد استخدام شود و وارد دانشگاه شود؟
چنین چیزی نیست. استادان مستقل در دانشگاه حضور دارند. از اعضای گوران هم در دانشگاه هستند. در همین کالج، سه پروفسور مستقل حضور دارند.
همچنین ادعا می‌کنند هر شخصی چنانچه عضو اتحادیه یا پارتی نباشند، نمی تواند در دانشگاه تحصیل کند.
اینگونه نیست. هر کسی که دوره دبیرستان را به پایان رسانده باشد، فرم‌های مخصوصی را تکمیل خواهد کرد و وارد دانشگاه می‌شود. هر کس بخواهد وارد دانشگاه می‌شود. هر ساله هم صد در صد فارغ التحصیلان دبیرستان وارد دانشگاه شده‌اند، اما امسال مقداری کمتر بود.

پس از ورود دانشجویان به دانشگاه، چه تسهیلاتی به آن‌ها داده می‌شود؟
به صورت ماهیانه به هر دانشجوی داخلی ۱۰۰ هزار دینار داده می‌شود. برای دانشجویان داخلی نیز خوابگاه تأمین می‌شود. البته دانشجویان خارجی نیز کمک مالی دریافت می‌کنند. کسی هم که ساکن خوابگاه نباشد پول بیشتری دریافت خواهد کرد.

آیا میزان کمک مالی دریافتی در مقاطع مختلف تحصیلی تفاوتی دارد؟
بله، در مقاطع بالاتر دانشجویان پول بیشتر دریافت خواهند کرد. البته هزینة کتاب نیز به آن‌ها داده می‌شود. یک فوق لیسانس چنانچه کارمند دولت باشد، حقوق کامل دریافت خواهد کرد. اگر کارمند نباشد کمک مالی دریافت می‌کند.

اولویت‌بندی کارهای تحقیقی به چه صورت است؟
هر دپارتمان برای خود اولویت‌هایی دارد.

آیا برای حکومت، این پژوهش‌ها مورد استفاده قرار می‌دهد؟
قطعاً، گرچه نمی‌توان گفت که این استفاده صددرصد است، اما از آن‌ها استفاده معینی خواهد شد. به ویژه در علوم طبیعی، مشکلات کشاورزی یا پزشکی و سایر مشکلات، در دانشگاه کار می‌شود و به اداره‌های مربوطه داده می‌شود. طبعاً می‌توان از تحقیقات استفاده کرد، به ویژه در علوم انسانی روی موضوع‌هایی همچون سیاست، حقوق، وضعیت اقلیم، سیاست عراق، وضعیت شهروندی، هوشیاری هم‌میهنان و غیره کار تحقیقی انجام می‌گیرد.

فرایند پذیرش دانشجویان از کشورهایی همچون ترکیه ایران و سوریه به چه صورت است؟ آیا به آن‌ها نیز تسهیلات داده می‌شود؟
کردها، یعنی کردهای ایران، ترکیه و سوریه در اولویت هستند. آن‌ها داری کرسی هستند.
آن‌ها به چه اندازه سهمیه دارند؟
تعداد دانشجویان کرد دیگر کشورها سال به سال متفاوت است. به طور مثال امسال ۲۰۰ نفر دانشجوی خارجی داشتیم.

به آنها نیز کمکی هم می‌شود؟
دو سه چیز وجود دارد. به آن‌ها پول داده می‌شود که میزان آن با مقدار پول دانشجویان داخلی متفاوت است و پول بیشتری دریافت می‌کنند. ماهیانه هدیه‌ای نیز از سوی رئیس حکومت به آن‌ها داده می‌شود. در فصل تابستان به دانشجویان داخلی پول داده نمی‌شود، اما به آن‌ها تعلق می‌گیرد. خوابگاه‌های آن‌ها نیز با خوابگاه دانشجویان داخلی متفاوت است و از امکانات بیشتری برخوردار است.

این دانشجویان بیشتر متعلق به کدام یک از کشورها هستند؟
کردهای سوریه بیشتر هستند، به این دلیل که اکثر آن‌ها در کشور خود مشکل دارند .

لینک در وبسایت فصلنامه گفتگو

با برچسب: , , ,