اسنادی نو یافته از شیخ محمود برزنجی ـ وقتی شیخ وساطت می کند

احسان هوشمند

ماهنامه فرهنگی،اجتماعی،اقتصادی و سیاسی چرو (گستره توزیع غرب کشور)دوره جدید، سال سوم، شماره ۲۳ ،صفحات ۱۰ تا ۱۴، مرداد ماه ۱۳۹۳ 

شیخ محمود برزنجی یکی از شخصیت های سیاسی،اجتماعی و مذهبی کُرد است که در چند سال آغازین فروپاشی عثمانی و شکل گیری دولت های تازه عربی نقش سیاسی با اهمیتی در سلیمانیه و دیگر مناطق کردنشین عراق ایفا کرد.قیام شیخ محمود علیه نیروهای انگلیسی در 1919 تا 1922در چند مرحله و جنگ و درگیری های حاصله از آن و اعلام پادشاهی شیخ محمود و در نهایت شکست شیخ محمود از موضوعاتی است که تاکنون مورد توجه نویسندگان و محققان مختلف بوده استi.

شیخ محمود برزنجی

شیخ محمود بزرنجی همچون بسیاری از نخبگان وسرآمدان کرد عراقی معمولاًروابط مثبتی با مسئولان ایرانی همدوره خود داشته و گاه از نفوذ خود در این زمینه برای حل و فصل مشکلات یا مسائل روزمره یا عفو متهمان و افراد متواری استفاده می کرده است.گذشته از مشترکات عمیق تاریخی وفرهنگی و زبانی میان ایرانیان و کردهای عراق، در چند سده گذشته نخبگان و شخصیت های فرهنگی و سیاسی کردستان عراق معمولاً روابط مثبت و خوبی با مقامات ایرانی داشته و این روابط موجب کاهش مسائل و مشکلات موجود می شده است.از جمله در سده ی اخیر می توان به روابط مثبت و سازنده ی شخصیت هایی چون شیخ محمود نقشبندی، ملامصطفی بارزانی،ادریس و مسعود بارزانی و جلال طالبانی با ایران اشاره کرد

شیخ محمود بزرنجی همچون بسیاری از نخبگان وسرآمدان کرد عراقی معمولاًروابط مثبتی با مسئولان ایرانی همدوره خود داشته و گاه از نفوذ خود در این زمینه برای حل و فصل مشکلات یا مسائل روزمره یا عفو متهمان و افراد متواری استفاده می کرده است.گذشته از مشترکات عمیق تاریخی وفرهنگی و زبانی میان ایرانیان و کردهای عراق، در چند سده گذشته نخبگان و شخصیت های فرهنگی و سیاسی کردستان عراق معمولاً روابط مثبت و خوبی با مقامات ایرانی داشته و این روابط موجب کاهش مسائل و مشکلات موجود می شده است.از جمله در سده ی اخیر می توان به روابط مثبت و سازنده ی شخصیت هایی چون شیخ محمود نقشبندی، ملامصطفی بارزانی،ادریس و مسعود بارزانی و جلال طالبانی با ایران اشاره کرد.این رویکرد تاکنون استمرار داشته و نقش با اهمیتی در گسترش روابط طرفین ایفا کرده است.

در چند سال گذشته در دو مرکز اسنادی کشور راقم این سطور اسنادی از شیخ محمود یافت که در پی گرفتن عفو برای تنی چند از شهروندان ایرانی از جمله عبدالرحمن ذبیحی و حسن قزلجی و نیز جعفر بیگ ساکن قریه درگاه شیخانii و محمد شریف بیگ مقیم قریه ویسهiii بوده است.

عبدالرحمن ذبیحی یکی از فعالین سیاسی کرد اهل مهاباد است که در 1321 نقش مهمی در تأسیس کومله ژ کاف ivداشت.وی همچنین به عنوان سردبیر نشریه این حزب یعنی “نیشتمان”و با نام مستعار بیژن مطالبی را منتشر می کرد.از او به عنوان یکی از ناراضیان تغییر کومله ژ کاف به حزب دمکرات کردستان نام برده می شود.پس از پایان حوادث مهاباد در سال 1325،وی به عراق گریخت و مدتی نزد شیخ لطیف پسر شیخ محمود ماندگار شدv.همچنین حسن قزلجی یکی از فعالان بوکانی است که پس از تأسیس حزب دمکرات کردستان ایران به ایفای نقش در این حزب پرداخت و در نشریه کردستان قلم زد.وی سال ها بعد به بلغارستان رفت و به همکاری با حزب توده پرداخت.در خصوص دو تن دیگر یعنی جعفر بیگ ساکن قریه درگاه شیخان و محمد شریف بیگ مقیم قریه ویسه متاسفانه تا این تاریخ اسناد ویژه ای را به جز نامشان به عنوان بگ زادگان مریوان و اورامانات در خاطرات سرلشگر امین و همراهی آنان با سرکوب محمود خان دزلیvi نیافته ام.اما شواهد نشان می دهد در پی غارتگری ها حمه رشید خان (محمد رشید قادرخان زاده بانه ای) هر دوی اینان پس از درگیری با نامبرده مجبو ر به فرار از کشور و پناهنده شدن به آنسوی مرز گشته اند.حمه رشید در آن روزگار با بیگها یا بگ های مریوان نیز رقابتی گسترده داشت.

وساطت شیخ محمود برای بازگشت جعفر بیگ و محمد شریف بیگ

شیخ محمود برزنجی در نامه ای به کنسولگری ایران در خصوص جعفر بیگ و محمد شریف بیگ می نویسد:

“حضور حضرت محترم آقای قونصولگری دولتی شاهنشاهی ایران شهزاده عالی مقام زیده لطفه العالی

پس از ادای ارادت امیدوارم همیشه در لباس صحت و سعادت بوده باشید محترماً از جههّ آقایان رشید بیگ و جعفر بیگ ساکن قریه ویسه و درکاه شیخان می باشند و سایری محبان برادر زاده ام جلال هر چه به عرض برساند سخن مخص(احتمالاًمخلص) است امیدوارم که به لطف خودتان سرافرازم فرمائید.زیاده عرضی نیست.حفیدزاده”

سواد نامه وزارت خارجه به نخست وزیر و دستور رسیدگی نخست وزیر

سواد نامه وزارت خارجه به نخست وزیر و دستور رسیدگی نخست وزیر

کنسولگری ایران با ارسال نامه ای به سفارت ایران در بغداد ضمن گزارش درخواست شیخ محمود نظر مثبت خود را در باره برآورده ساختن خواسته شیخ محمود برزنجی ابراز می دارد.”آقا شیخ محمود کرد نامه به وسیله شیخ جلال برادر زاده خود برای اینجانب فرستاده و تقاضا نموده است نسبت به دو نفر از اکراد ایران که در سنه ۱۳۲۳ از ایران متواری گردیده و فعلا در اطراف حلبچه هستند و برای عودت به ایران به متوسل به مشارالیه شده اند مجدداً از طرف دولت شاهنشاهی مورد عفو واقع شوند و دولت شاهنشاهی به آنها تأمین دهد که به وطن مؤلوف خود مراجعت کنند.دو نفر مزبور یکی جعفر بیگ ساکن قریه درگاه شیخان و دیگری شریف بیگ ساکن قریه ویسه ایران می باشند.“کنسول ایران ابوالفضل شاهرخی در سلمیانیه می افزاید:”ضمناً به عرض می رساند که شیخ محمود به وسیله ی برادرزاده خود پیغام داده است که شخصاً متعهد می شود و ضمانت می کند که این دو نفر نه تنها تا آخر عمر در ایران اطاعت و بندگی خواهند داشت بلکه همیشه خدمات وطن پرستانه خودشان را نیز ادامه خواهند داد.“کنسول در ادامه توضیح می دهد که شیخ محمود ” به علاوه نسبت به عبدالله دزلی پسر محمود دزلیvii نیز به وسیله شیخ جلال تقاضا نموده است که دولت شاهنشاهی مشارالیه را هم مورد عفو قرار دهد که او هم به وطن مألوف و عشیره خود مراجعت کند“. در ادامه کنسولگری ضمن ارائه در پیوست درخواست می کند” ضمناً تصدیع می دهد در صورتی که اقدامات سفارت شاهنشاهی منتج به نتیجه گردد و تقاضای شیخ محمود مورد قبول دولت شاهنشاهی واقع شود در حقیقت با انجام این تقاضای مشارالیه نزدیکی و محبت شیخ محمود را به دست آورده ایم و در آتیه ممکن است این موضوع برای دولت شاهنشاهی مورد استفاده کلی واقع شود.viiiپس از ارسال نامه سفارت ایران در بغداد به وزارت امورخارجه،معاون وزیر خارجه طی نامه شماره 984 و به تاریخ 24/2/25 از نخست وزیر یعنی احمد قوام درخواست اخذ تصمیم می کند. در نامه محمدعلی همایون جاه چنین آمده است:“از کنسولگری سلمانیه گزارشی به سفارت شاهنشاهی بغدادرسیده مبنی بر اینکه شیخ محمود معروف شرحی به کنسولگری نوشته به توسط شیخ جلال برادر زاده خود به کنسولگری فرستاده تقاضا نموده است که از طرف دولت شاهنشاهی به دو نفر از اکراد متواری به عراق به نام جعفر بیگ ساکن قریه درگاه شیخان و محمد شریف بیگ مقیم قریه ویسه ایران تأمین داده شود که به ایران معاودت نمایند.”معاون وزیر خارجه در ادامه نامه ضمن ابراز بی اطلاعی از چرایی فرار این دو تن به عراق می نویسد:“اگر چه وزارت امور خارجه زا علت متواری بودن دو نفر نامبرده بالا به خاک عراق بی اطلاع بوده و سابقه ی[سابقه ای]ندارد ولی عقیده مند است به واسطه نفوذ شیخ محمود در میان کردها و احتراماتی که جماعت اکراد در باره ی نامبرده و خانواده ی او قائل هستند و نظر به اینکه شیخ مذبور با اعمال و افکار هنگامه طلبانهix اکرا د توافق ندارد و تا به حال هم بر خلاف مصالح دولت شاهنشاهی از نامبرده چیزی شنیده نشده است بناء علیه اقضا خواهد داشت که با قبول تقاضای وی در تأمین جعفر بیگ و محمد شریف بیگ موافقت شده و بوسیله ی کنسولگری سلیمانیه به شیخ محمود پاسخ مساعد داده شود.”وی در پایان همچنین اضافه می کند که حامل و واسط نامه به کنسولگری یعنی برادر زاده شیخ محمود به نام شیخ جلال نیز شخصیت سیاسی معتبری است:”با شرح مراتب بالا مستدعی است از هرتصمیمی که اتخاذ خواهد شدوزارت خارجه را مستحضر فرمایند تا ادقام شود ودر خاتمه به استحضار میرساند شیخ جلال که حامل ناه ی شیخ محمود به کنسولگری بوده چند دوره سمت نمایندگی شهرستان سلیمانیه رادر مجلس شورای ملی عراق داشته است.”

سواد نامه های پاسخ وزارت جنگ و وزارت کشور به دستور رسیدگی نخست وزیر

سواد نامه های پاسخ وزارت جنگ و وزارت کشور به دستور رسیدگی نخست وزیر

در هامش وحاشیه نامه وزارت خارجه نخست وزیری دستور داده تا از وزارت خانه های جنگ و کشور پرسیده شود که چه سوابقی در خصوص دو نفر متواری شده به عراق دارند و نظر خود را در باره موافقت یا عدم موافقت با درخواست شیخ محمود و وزارت خارجه را اعلام کنند.x

پیگیری های بعدی نشان می دهد وزارت خانه های کشور و جنگ با تقاضای شیخ محمود موافقت کرده اند.فریدونی سرپرست وزارت کشور در همین زمینه خطاب به قوام می نویسد”

جناب اشرف آقای نخست وزیربر اثر مرقومه … راجع به دو نفر از کردهای متواری به عراق چگونگی از فرمانداری سنندج استعلام گردید پاسخ واصله حاکی است .. به محل خود در خاک ایران مراجعت و به امور مربوطه خود مشغول شده اند.”همچنین سرلشگر هدایت از طرف وزارت جنگ نیز با پاسخ به درخواست نخست وزیر یعنی احمد قوام چنین گزارش داده است:”جناب آقای نخست وزیر محترما عطف به مرقومه شماره…[ناخوانا]وزارت امور خارجه در مورد تأمین به دو نفر از متواریان منطقه کردستان به استحضار می رساند:دو نفر مزبور در سال ۲۳ برضد محمد رشید بانه به عراق متواری گردیده و اسامی آنها جزو متواریان منظور و از وزارت امور خارجه تقاضا شده بود برای معاودت آنها اقدام مقتضی معمول دارند.

بر اثر این موضوع مشارالیها به فرمانده ارشد کردستان متوسل گردیده و با تحویل تعدادی از تفنگ های خود تأمین اخذ کرده و فعلاً در محل های اولیه خود مسکون می باشند.مراتب به همین نحو نیز به وزارت امورخارجه اطلاع داده شده استxi

درخواست شیخ محمود برای بازگشت و عفو عبدالرحمن ذبیحی و حسن قزلجی

عبدالرحمن ذبیحی یکی از فعالین سیاسی کرد اهل مهاباد است که در ۱۳۲۱ نقش مهمی در تأسیس کومله ژ کاف داشت.وی همچنین به عنوان سردبیر نشریه این حزب یعنی “نیشتمان”و با نام مستعار بیژن مطالبی را منتشر می کرد.از او به عنوان یکی از ناراضیان تغییر کومله ژ کاف به حزب دمکرات کردستان نام برده می شود.پس از پایان حوادث مهاباد در سال ۱۳۲۵،وی به عراق گریخت و مدتی نزد شیخ لطیف پسر شیخ محمود ماندگار شد.همچنین حسن قزلجی یکی از فعالان بوکانی است که پس از تأسیس حزب دمکرات کردستان ایران به ایفای نقش در این حزب پرداخت و در نشریه کردستان قلم زد.وی سال ها بعد به بلغارستان رفت و به همکاری با حزب توده پرداخت.

همچنین در سال 1955مصادف با 1326 خورشیدی و یک سال پیش از فوت شیخ محمود (در اکتبر 1956) شیخ محمود در نامه ای درخواست عفو و بخشش دو عضو سابق حزب دمکرات کردستان را نمود.بنا بر فحوی نامه گویا این دومین نامه ای است که شیخ محمود برزنجه برای در خواست عفو ذبیحی و قزلجی ارسال کرده است.آنگونه که از نامه بر می آید هر دوی افراد مورد نظر شیخ محمود یعنی ذبیحیی و قزلجی پس از فرار به عراق و گرفتار شدن در مشکلات به دنبال یافتن راهی بوده اند تا از سوی دولت مورد عفو قرار گرفته و بتوانند به ایران و نزد خویشان و وابستگانشان بازگردند.در ابتدای نامه که در سلیمانیه نگارش و تاریخ تحریر آن 5/5/1955 است شیخ محمود با معرفی خود به نام شیخ محمود حفیذزاده و تأکید بر جایگاه پدران و اجدادش در نزد شاهان ایران و ایران دوستی خود و اجداداش چنین آمده است

“پیشگاه اقدس شاهنشاه اسلام پناه ایران خلدالله سلطانه با تقدیم دعای دوام سلطنه(سلطنت)و عظمت وسیله ی تصدیع جسارت اینکه چون با شهادت تاریخ از عهد حکومه(حکومت) افشارّیه تا دوره معتدله(معتدلت) و سلطنه(سلطنت) اعلیحضرت فقید شاه رضای کبیر طاب ثراه ایران دوستی و دعاگوئی نیاکان و خانواده ی مرحوم کاک احمد جدّ ما مسلم و ثابت است همیشه به اتکاء صداقت و فداکاری خویش توانسته ایم که اقدام به توسطّxii و شفاعت برای عفو مستحققین و افراد ملت بیچاره از دربار شاهانه بنمائیم.” شیخ محمود در ادامه و با توجه به این سوابق شخصی و خانوادگی درخواست خود را از شاه چنین بیان می کند:“بنابر این در هرمورد که متقاضی شده استرحام ما هم بی نتیجه نبوده ،لذا در حوالی ۲۷ و ۲۸ فرودرین ماه جاری تقاضانامه عفو دو نفر ایرانی حسن قزلجی و عبدالرحمن ذبیحی نامان که مدتی در خاک عراق زندانی می باشند به پیشکاه اقدس ملوکانه تقدیم گردیده تاکنون دیده ی پر انتظار و ارادت ما به جوابی روشن نشده اینک مکررا به مقام استرحام برآمده استدعای عفو وبذل مرحمت شاهانه را در باره آن دو نفر بیچاره می نماید –عفو ایشان مایه مزید امیدواری و استظهاری عموم به عاطفه ی تاجدارانه شاهنشاهی خواهد شد-دوام ملک و سلطنه(سلطنت) از حق خواستاریم.مخلص و دعاگوی صمیمی.محمود”xiii

آنگونه که از نامه بر می آید هر دوی افراد مورد نظر شیخ محمود یعنی ذبیحیی و قزلجی پس از فرار به عراق و گرفتار شدن در مشکلات به دنبال یافتن راهی بوده اند تا از سوی دولت مورد عفو قرار گرفته و بتوانند به ایران و نزد خویشان و وابستگانشان بازگردند.

شیخ محمود با معرفی خود به نام شیخ محمود حفیذزاده و تأکید بر جایگاه پدران و اجدادش در نزد شاهان ایران و ایران دوستی خود و اجداداش چنین آمده است”پیشگاه اقدس شاهنشاه اسلام پناه ایران خلدالله سلطانه با تقدیم دعای دوام سلطنه(سلطنت)و عظمت وسیله ی تصدیع جسارت اینکه چون با شهادت تاریخ از عهد حکومه(حکومت) افشارّیه تا دوره معتدله(معتدلت) و سلطنه(سلطنت) اعلیحضرت فقید شاه رضای کبیر طاب ثراه ایران دوستی و دعاگوئی نیاکان و خانواده ی مرحوم کاک احمد جدّ ما مسلم و ثابت است همیشه به اتکاء صداقت و فداکاری خویش توانسته ایم که اقدام به توسطّ (وساطت)و شفاعت برای عفو مستحققین و افراد ملت بیچاره از دربار شاهانه بنمائیم.” شیخ محمود در ادامه و با توجه به این سوابق شخصی و خانوادگی درخواست خود را از شاه چنین بیان می کند:”بنابر این در هرمورد که متقاضی شده استرحام ما هم بی نتیجه نبوده ،لذا در حوالی ۲۷ و ۲۸ فرودرین ماه جاری تقاضانامه عفو دو نفر ایرانی حسن قزلجی و عبدالرحمن ذبیحی نامان که مدتی در خاک عراق زندانی می باشند به پیشکاه اقدس ملوکانه تقدیم گردیده تاکنون دیده ی پر انتظار و ارادت ما به جوابی روشن نشده اینک مکررا به مقام استرحام برآمده استدعای عفو وبذل مرحمت شاهانه را در باره آن دو نفر بیچاره می نماید –عفو ایشان مایه مزید امیدواری و استظهاری عموم به عاطفه ی تاجدارانه شاهنشاهی خواهد شد-دوام ملک و سلطنه(سلطنت) از حق خواستاریم.مخلص و دعاگوی صمیمی.محمود”

نظر به سوابق موضوع و استمرار حضور ذبیحی و قزلجی در کردستان عراق و دیگر وقایع مرتبط با این افراد بعید است از دربار شاه یا دولت برای پذیرش عفو این دو اقدامی صورت گرفته باشد.تقاضی بازگشت ذبیحی و قزلجی به ایران و انتظارشان برای مورد عفو قرار گرفتنِ هر دو، می توانست در آینده مسیر زندگی هر دو یعنی قزلجی و ذبیحی را تغییر داده و سرنوشت دیگری برای ایشان رقم بزند.برخی اسناد از احتمال کشته شدن ذبیحی توسط حزب بعث عراق در سال ۱۳۵۸ خورشیدی سخن می گویند .همچنین قزلجی نیز پس از عضویت در کادر مرکزی حزب توده ایران در سال ۱۳۶۱ بازداشت و در سال ۱۳۶۲ در زندان اوین فوت کرد.

جمع بندی

علیرغم بررسی ها ی بیشتر شوربختانه در پرونده این سند اثری از سوابق دیگر و نامه پیشینی شیخ محمود و نیز مکاتبات و پاسخ های احتمالی مقامات کشورموجود نبود.آنچه از نامه شیخ محمود بر می آید هر دوی این افراد یعنی عبدالرحمن ذبیحی و نیز حسن قزلجی در سال 1326 آماده بازگشت به کشور بوده و نوع نگارش تقاضای شیخ محمود و تفاوت لحن نگارش این تقاضا با درخواستی که برای شریف بیگ و جعفر بیگ داشته و از جمله به کار گیری الفاظی و مفاهیمی چون استرحام، شفاعت برای عفو مستحققین، درباره آن دو نفر بیچاره و تأکیدات دیگر شیخ محمود در آن روز هر دو نفر یعنی قزلجی و ذبیحی هم در عراق ساکن بوده هم زندانی بوده و هم اینکه به شدّت تحت فشار بوده اند و بنابراین تقاضای بازگشت هردو تلاشی بوده برای یافتن راه و مفری برای تغییر شرایطشان که متاسفانه نتیجه و پاسخ مقامات ایرانی در این خصوص تاکنون یافته نشده است.

نظر به سوابق موضوع و استمرار حضور ذبیحی و قزلجی در کردستان عراق و دیگر وقایع مرتبط با این افراد بعید است از دربار شاه یا دولت برای پذیرش عفو این دو اقدامی صورت گرفته باشد.تقاضی بازگشت ذبیحی و قزلجی به ایران و انتظارشان برای مورد عفو قرار گرفتنِ هر دو، می توانست در آینده مسیر زندگی هر دو یعنی قزلجی و ذبیحی را تغییر داده و سرنوشت دیگری برای ایشان رقم بزند.برخی اسناد از احتمال کشته شدن ذبیحی توسط حزب بعث عراق در سال 1358 خورشیدی سخن می گویند .همچنین قزلجی نیز پس از عضویت در کادر مرکزی حزب توده ایران در سال 1361 بازداشت و در سال 1362 در زندان اوین فوت کرد.

i– در این باره از جمله می توان به کتاب زیر مراجعه کرد: مک داول،1380،تاریخ معاصر کرد؛ترجمه ابرهیم یونسی انتشارات پانیذ

ii – به نام درگاه شیخان دو روستا وجود دارد یکی در بانه و دیگری در مریوان.در این مقاله درگاه مریوان مورد نظر است

iii – نامی اساطیری در شاهنامه و روستایی در شهرستان مریوان.

iv -در خصوص تأسیس کومله ژ کاف بنگرید به این اثر پژوهشی :برزویی،مجتبی 1378،اوضاع سیاسی کردستان از 1258 تا 1325 ه-ش با مقدمه ابراهیم یونسی ،تهران انتشارات فکر نو

v – صمدی،سیدمحمد،1373؛تاریخ مهاباد انتشارات رهرو مهاباد:278-280

vi – شماره هشتم مهنامه ارتش شاهنشاهی :78

vii – محمودخان دزلی در اثر شکست از نیروهای سرلشگر امین در سال 1310 به عراق پناهنده شد .در جریان ناآرامی های دوره همه رشید به منطقه بازگشت و مجدداً به عراق فرار کرد.

viii – این سند در مرکز اسناد ملی ایران به شماره 102006/1070 ثبت گردیده است.نامه کنسولگری به شماره 19 مورخ 10/2/1325صادر گریده است

ix – معرکه گیران،غوغا طلبان

x -منبع پیشین در مرکز اسناد ملی ایران

xi – پیشین مرکز اسناد ملی ایران

xii – میانجیگری

xiii – این سند را سال ها پیش در مرکز اسناد دربار ونخست وزیری و با شماره ۱۷۳۵۳ یافته واستنساخ گردید.

پست شده در اسناد و نویافته ها, منطقه کردستان عراق, کردستان با برچسب: , , , ,