گزارشی از وضعیت آوارگان در اردوگاه‌های عراق – روزهای دشوار بی‌پناهی

گزارش و عکس: احسان هوشمند

روزنامه ایران، شماره ۵۹۵۹، صفحه ۱۰، ۱ تیر ۱۳۹۴

بازدید از اردوگاه آوارگان شهر سلیمانیه یعنی اردوگاه عربت را از صبح آغاز می‌کنم. تصور حضور هزاران آواره در منطقه‌ای محدود و محصور به سیم خاردار حصار، آن‌هم با زندگی در میان چادر‌ها و بدون وسایل معمول زندگی امروزی و در میان سرما و گرما تجربه بسیار دشواری است. پیش از این هم تجربه حضور و گزارش از اردوگاه‌ها را داشته‌ام . در دهه‌های گذشته چند نوبت موفق به بازدید از اردوگاه‌های مصیبت زدگان زلزله در ایران یا اردوگاه‌های آوارگان عراقی شده‌ام. در دهه ۹۰ میلادی و پس از هجوم نیروهای ارتش بعثی به کردهای عراق و نیز چند سال پس از آن و پس از درگیری‌های دو جریان عمده کردعراقی هزاران تن از مردم این مناطق از خانه و کاشانه خود آواره شدند که در آن زمان هم گزارشی از وضعیت آوارگان تهیه کردم. اما پس از دو دهه باز قصه پر رنج و درد آوارگان کرد و ایزدی و عرب و ترکمان عراقی را باید روایت کرد!آوارگانی که قربانی فرقه‌گرایی تکفیری داعش شده‌اند.

 

تا رسیدن به اردوگاه ساعاتی وقتم صرف می‌شود. حدود بیست و پنج کیلومتر باید به سمت شارزوردر حوالی سلیمانیه طی مسیر کنی تا به اردوگاه‌های منطقه برسی. ابتدا موفق به ورود نمی‌شوم. کاک طارق رئیس اردوگاه و معاونش کاک رعد درخواست مجوز می‌کنند. تا تهیه شدن این مجوزها در سلیمانیه توسط دوستان، مجبورم ساعاتی را در اطراف اردوگاه به گشتزنی و عکاسی اختصاص دهم. جمعیت زیادی از پیر و بزرگسال و کودک در نزدیکی در ورودی اردوگاه و در کنار وسایل زندگی‌شان جمع شده‌اند. با چند تن از این افراد هم صحبت می‌شوم. عموماً عرب‌های آواره مناطق مرکزی عراق هستند. دلیل تجمع‌شان در برابر در اصلی اردوگاه را می‌پرسم. پاسخ می‌دهند منتظر اخذ مجوز ورود به اردوگاه هستند. یعنی باید نهادهای امنیتی اقلیم کردستان هویتشان راتأیید کنند تا مشخص شود افراد مشکوکی نیستند و پیش از این همراه داعش نبوده و با این جریان تروریستی همراهی نکرده‌اند. تعدادشان قابل توجه است. تقریباً چند صد نفری می‌شوند. چند خانواده یا افراد یک عشیره یا طایفه در گوشه‌ای مستقر هستند. هیچ امکاناتی برای این افراد مهیا نشده است. نه دستشویی، نه آب برای شست‌و‌شو و نه امکانات رفاهی و غذایی. برخی از این افراد و خانواده‌ها گویی چند هفته یا حتی چند ماه است در اطراف اردوگاه منتظر مجوزند. تعداد کودکان بسیار زیاد است. به نظر می‌رسد بیشتر خانواده‌ها دارای فرزندان زیادی هستند و به اصطلاح پرجمعیت هستند. کودکان و نوجوانان این خانواده‌ها نیز در اطراف محل استقرار والدین‌شان مشغول بازی و رفت و آمد هستند. پس از ساعتی انتظار در کنار محل استقرار مسئولان اردوگاه با یکی از آوارگان ایزدی هم صحبت می‌شوم. آقای شمو مسئول امور ایزدی‌ها در اردوگاه عربت سلیمانیه هستند. از ایشان درخواست کردم فرصتی محدود برای مصاحبه اختصاص دهند، کاک شمو از اهالی شنگال هستند.
داعش چگونه یورش آورد و شما کجا ساکن بودید؟
در شنگال(سنجار) بودیم از توابع موصل بخش و ناحیه ربیعه خرده (سفلی) قلاع باعش. در آن هنگام دو ماه بود که ما توسط داعش محاصره شده بودیم تا آن زمان پیشمرگه از ما حمایت می‌کرد. روزی که ما سلاح خواستیم به ما ندادند
گفتند نه.
2 نیمه شب داعش هجوم آورد. در ناحیه قحطانیه روستای «تل بنات». ساعت 2 نیمه شب تا 8 صبح ما با آنها جنگ کردیم. اسلحه‌های ما سبک بود اما اسلحه‌های آنها پیشرفته بود ما کلاشینکف داشتیم و تا 8 صبح با آنها جنگیدیم.
چه کسی با آنها جنگید؟
خود ما با آنها جنگیدیم. با تانک و سلاح‌های پیشرفته آمدند. داعش صبح آمدند و هزاران دختر را بردند.
از اقوام شما کسی را بردند؟
بله. زن عموی من. ۷۰ سال داشت و حتی به او هم رحم نکردند. آنها کودکان و زنان جوان را بردند و تقریباً 50 هزار نفر از ایزدیان در یک روز کشته شدند.
دختران خردسال را هم بردند.
هزاران دختر مثل این (اشاره به فرزند خردسالش) دو، سه، چهار و پنج و دهساله‌ها را بردند، افراد فراوانی را با خود بردند. از پیرمرد و جوان. همه اموال‌مان را هم بردند و اماکن تجاری ما را غارت کردند و برخی از خانه‌های ما را منفجر کردند.
پیش از این چه شغل و کاری داشتید؟
من معلم بودم.
حالا در این اردوگاه چند نفر زندگی می‌کنند؟
اینجا ۳۱۰ خانواده هستند.
خانواده‌ها چند نفره هستند؟
هر خانواده از دو نفر تا ۶، ۱۰ و ۲۰ نفر تشکیل شده است.
آیا امکانات مورد نیاز مانند خوراک و غیره در این اردوگاه وجود دارد.
او (اشاره به رئیس اردوگاه) مسئول خوراک است. دو بار اینجا آمده‌ایم، اما دو وعده خوراک هم به ما نداده‌اند. اینها برای من است (اشاره به مقداری موادغذایی بسته‌‌بندی شده) اما این مقدار حتی برای خانواده من کافی نیست. چه برسد به سایرین.
کودک خردسال آقای شمو تحملش تمام می‌شود و شروع می‌کند به بهانه‌گیری، مجبور می‌شوم کوتاه بیایم. گفت‌و‌گو را با آقای شمو تمام می‌کنم و به گشت و‌گذار در اردوگاه می‌پردازم. برخی در داخل اردوگاه به کار فروشندگی و بقالی مشغول شده‌اند و به عرضه میوه و خوراکی‌ها و سایر اقلام مورد نیاز آوارگان روی آورده‌اند. مسیر را پی می‌گیرم. آن سوی اردوگاه منظره‌ای جلب توجه می‌کند. طناب‌های رخت طول و درازی با لباس‌های رنگارنگ شسته شده از دور خودنمایی می‌کند. گشتزنی را ادامه می‌دهم. دیدن زنان و کودکان و حتی نوزادان آواره بیش از پیش آزارم می‌دهد. با یکی دیگر از آوارگان گفت‌و‌گو می‌کنم.
چند نفر از خانواده شما توسط داعش زخمی یا شهید یا ربوده شدند؟
دو نفر.
زن بودند یا مرد؟
یک زن و یک مرد.
خانمی که عکسش دست شما است و گویا توسط داعش ربوده شده چند سال داشت؟
این شناسنامه اوست نامش عیده عبدالله اسماعیل است.
دختر شما بود؟
بله.
اسیر داعش است؟
بله.
متولد؟
۱۹۹۱ یعنی الان ۲۴ سال سن دارد.

erbat17
داعش او را ربود؟ اکنون کجاست؟
بله. اکنون در تلعفر است.
بچه هم داشت؟
بله.
فرزند او اکنون کجاست؟
نزد خود اوست.
شوهرش چه کرد؟
داعش او را هم گرفته و اکنون مفقود است.
مدارکش را می‌بینم و صحبت را ادامه می‌دهم می‌پرسم شوهر دخترش کجاست؟
در شنگال.
با این آوارگان خداحافظی می‌کنم و به قدم زدن در میان اردوگاه ادامه می‌دهم چند نفر پیر مرد در کنار چادری نشسته‌اند. اجازه می‌گیرم و نزدیک می‌شوم.
سلام علیکم.
علیکم سلام. خوش آمدید.
اسم شما چیست؟
آزاد.
از کجا آمده‌اید؟
بشیر.
کجاست؟
منطقه شیخان.
شما (نفر دیگر) کجا؟
شنگال.
 (خطاب به پیر مرد سوم) شما از کجا آمدید؟
شنگال.
چند سال دارید؟
متولد ۱۹۳۵ هستم.
اینها بچه‌های شما هستند با نوه‌هایتان؟
نوه‌های من هستند.
شما چند سال دارید؟
متولد ۱۹۵۴، ۶۰ سال دارم.
چگونه از شیخان به اینجا آمدید؟ داعش هجوم آورد؟
بله.
اسم روستای شما چه بود؟
جمعات البنات. داعش از افغانستان، عربستان، ترکیه و اروپا آمدند. آنها به ما ضرر رساندند آن تندروها به خانه‌های ما آسیب رساندند. تاراج کردند، دارایی ما را بردند. پیر و کودک را بردند. همه چیز را بردند حتی خانه ما را منفجر کردند. آنها زنان ما را بردند.
چگونه به اینجا آمدید؟ از مسیر سوریه به اینجا آمدید؟
بله ما به سوریه رفتیم و از آنجا به دهوک و سپس به اینجا آمدیم.
اینجا امکانات دارید؟
خوراکی وجود دارد و مدیریت خوب دارد.
تا به حال برای سرکشی نماینده کدام دولت‌ها به اینجا آمده است؟
نهادهای بشردوستانه همه دروغ می‌گویند هیچ کدام نیامده‌اند.
 در این میان یکی از آوارگان ادامه می‌دهد: ما به این فکر می‌کردیم که اگر اینجا در اقلیم کردستان نبود ما به ایران می‌آمدیم. ایران بهتر است.
پس از اتمام گفت‌و‌گو با آوارگان دوباره شروع می‌کنم به گشت و‌گذاری در میان اردوگاه و فرصتی را می‌گذارم برای عکس گرفتن از وضعیت آوارگان. کار عکسبرداری که به اتمام می‌رسد راهی سلیمانیه می‌شوم.  در خصوص وضعیت آوارگان و کمک‌ها و اقدامات امدادی صورت گرفته باید گفت‌و‌گویی هم با مسئولان مربوطه سامان می‌دادم این امر در سلیمانیه میسر نمی‌شود و مجبور می‌شوم در اربیل با مسئولان بنیاد خیریه بارزانی گفت‌و‌گو کنم. یکی از مسئولان این بنیاد می‌گوید این بنیاد در بسیاری از نقاط از جمله در کوبانی، کوه‌های سنجار (شنگال) و مناطق خطرناک مانند برخی از استان‌های جنوبی و مرکزی عراق به کار امدادی مشغول بوده است. وی در ادامه می‌افزاید که بیش از
۲ میلیون و ۱۵۱هزار و ۱۴۵ نفر آواره در اقلیم کردستان مستقر هستند که یک میلیون و ۷۰۰ هزار نفر از دیگر استان‌های عراق مناطق شیعه نشین و سنی‌نشین همچنین مسیحیان و بقیه اقلیت‌های مذهبی و قومی عراق هستند. بیش از ۳۰۰ هزار نفر پناهنده خارجی هستند که عموماً سوری هستند. حدود ۴۷ هزار نفر آواره کوبانی هستند و ۴۰ هزار نفر نیز پناهندگانی هستند که از ترکیه آواره شده‌اند. بیش از ۵۰ هزار نفر از باقی مناطق آسیب دیده و جنگ زده وارد اقلیم شده‌اند. این مسئول بنیاد خیریه بارزانی اضافه می‌کند که در
۳۱ کمپ کار خدمات‌رسانی به آوارگان را پیش می‌برند و 25 بنیاد خیریه بین‌المللی نیز یاریگر آنها در این مسیر هستند. وی در ادامه سخنان خود با برشمردن خدمات این بنیاد می‌گوید ما به جز دادن فعالیت‌های جاری مشغول ارائه کمک نقدی به کودکان در حال تحصیل و نیز تهیه کتاب‌های درسی و نیز تأسیس مدارس در اردوگاه‌ها هستیم. او در پایان مشکلات بودجه‌ای را مهمترین مشکل پیش روی بنیاد بارزانی ارزیابی می‌کند.

 

لینک در وبسایت روزنامه ایران

با برچسب: , , , ,