برنامه ­ای برای اصلاحات عمومی در ایران- سندی نویافته از محمدناصر پاکنهاد شهروند سقزی درهفت دهه پیش (بخش اول)

احسان هوشمند

ماهنامه فرهنگی،اقتصادی،اجتماعی و سیاسی چروه،  دوره جدید، سال سوم، شماره ۲۴ و ۲۵، صفحات ۹ تا ۱۳، ۲۵ اسفند ماه ۱۳۹۳

پیشگفتار

آغاز دهه بیست خورشیدی همزمان با دهه چهل می‌لادی در قرن بیستم برای ایرانیان همچون بسیاری از جهانیان همراه با بیم­ها و امیدهای بسیار بود. دنیا شاهد کشورگشایی آلمان نازی است و جنگ اروپا را در نوردیده و خارومیانه،آفریقا و شرق دور به تدریج درگیر این جنگ هولناک می‌­شوند. هیتلر در سودای پیروزی­های بزرگ و جنگ سرنوشت ساز تهاجم به شورووی استالینی را آغاز کرده است. اگرچه ابتدای جنگ و پیش از ا‌‌‌‌‌شغال لهستان می‌ان هیتلر و استالین هماهنگی صورت می‌‌گیرد تا لهستان می‌ان دو کشور تقسیم شود. اما دیری نمی‌پاید که ارتش آلمان پس از اشغال پی در پی کشورهای غربی و شرقی و شمالی اروپا به سوی مرزهای شوروی به پیش می‌‌تازد. اهمیت ایران در چنین کارزاری برای هر دو طرف جنگ بیش از پیش برجسته می‌­شود.

اگر آلمان بر اهمیت راه جنوبی ورود به شوروی از سوی ایران وقوف دارد اما شوروی و متفقین همراهش یعنی انگلیس و امریکا ضمن آگاهی به این اهمیت پاپیش گذاشته و با بهانه حضور مستشاران آلمانی و عدم بی­طرفی ایران، اشغال ایران را در دستور کار قرار داده و از شمال قوای شوروی و از جنوب و غرب قوای انگلیس به ایران هجوم آورده و به جز برخی مقاومت‌‌های محدود و محلی و با انگیزه‌‌های وطن خواهانه و به شکل دلیرانه توسط نیروی دریایی و برخی از نظامیان، مقاومت سازمان یافته چندانی از ناحیه نیروهای مسلح کشور صورت نمی‌گیرد. اگر مقاومت شجاعانه نیروی دریایی ایران به فرماندهی دریاسالار بیجاری ِنیروی دریایی ایران یعنی دریاسالار غلامعلی بایندر در جنوب و مقاومت همکارانش در انزلی را استثنا بگیریمi عملاً قوای نظامی کشور به دلیل فرمان تسلیم فرماندهان عالی رتبه ارتش بدون کمترین مقاومتی در مقابل ارتش شوروی و انگلیس تسلیم شده و ایران از دو سو اشغال می‌‌شود و در مناطق شمالی کشور تا حدود آذربایجان غربی ارتش سرخ شوروی و در بخش‌‌های جنوبی و غربی هم نیروهای ارتش انگلیس مستقر می‌‌شوند. در جریان اشغال ایران رضا شاه از سلطنت خلع و محمدرضا به جای وی به شاهی می‌‌رسد و تا پایان اشغال دوره‌ای از بی‌نظمی و هرج و مرج بر کشور مسلط می‌‌شود.

در همین دوره افزون بر فعالیت احزاب وابسته به اردوگاه شرق و سوسیالیست همچون حزب توده که پس از اشغال کشور تأسیس شد، برخی خواسته‌‌های اشغالگران هم عرصه را بر سیاستمداران و مردم ایران تنگ کرده بود. مهمترین این رویدادها درخواست شوروی از ایران برای دریافت امتیاز نفت شمال کشور بود. نیروهای وابسته به شوروی هم در این آوردگاه نقش پیاده نظام را برای اعطای نفت شمال در پیش گرفتند. برگزاری راهپمایی طرفداران شوروی یعنی توده‌ای‌‌ها در تهران و چند شهر دیگر از جمله این اقدامات بود. هوشیاری دکتر محمد مصدق برای گذراندن قانونی از مجلس چهاردهم برای ممانعت از دادن هرگونه امتیازی به خارجی‌‌ها تا پایان زمان اشغال ایران البته موجب ناکامی شوروی در این دوره شد.iiالبته استالینiii،بریا iv، مولوتفv و باقراوفvi پیش از این در خصوص استفاده از ابزارهای متنوع برای دریافت امتیاز نفت شمال برنامه‌‌هایی را تدارک دیده بودند. اوضاع و شرايط تازه مهاباد خصوصاً پس از علني ‌شدن درخواست شوروي براي دستيابي به امتياز نفت شمال نشانگر سياست‌هاي تازه اتحاد شوروي در ايران و استفاده از تمامي فرصت‌ها و امكانات براي دستيابي به اهداف استراتژيك خود در عرصه‌‌هاي سياسي و اقتصادي است.

به نظر مي‌رسد پس از حضور سه ساله شوروي‌ها در مناطق اشغال‌شده شمال ايران و جمع‌بندي تجربيات خود در مناطق مختلف كشور خصوصاً آذربايجان و مهاباد و نيز اهداف مهم‌تر خود در زمينه نفت شمال ايران و نيز برخي نگراني‌هاي منطقه‌اي شوروي خصوصاً در ارتباط با تركيه و «فعاليت‌هاي نظامي در مرز تركيه بلغارستان و مبارزه تبليغاتي گسترده براي بازگرداندن قارص واردهان به شوروي و اعمال كنترل شوروي بر داردانل» اين احساس نياز در مقامات شوروي را تقويت كرد كه استراتژي خود در ايران را براساس شرايط جديد تنظيم كند اسنادي كه به واسطه فعاليت‌هاي «طرح تاريخ بين‌المللي جنگ سرد»(Cold War International History Project) (CWIHP) مستقر در مركز بين‌المللي وودرو ويلسون واقع در واشنگتن ارائه شده است نشان از برنامه‌هاي دقيق شوروي در اين خصوص است. در ميان اسناد ارائه شده سه سند با ارزش در زمينه سياست‌هاي تازه شوروي در ايران ارائه شد.

سند اول فرمان كميته دفاع دولتي اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي در مورد اقدامات اكتشافات زمين‌شناسي براي نفت در شمال ايران به امضاي استالين است و سند شماره ۲ فرمان دفتر سياسي كميته مركزي حزب كمونيست اتحاد شوروي به مير [جعفر] باقراوف صدر كميته مركزي حزب كمونيست آذربايجان در مورد «اقداماتي جهت سازماندهي يك جنبش جدايي‌طلب در آذربايجان جنوبي و ديگر ايالات‌ايران »به تاريخ ۶ ژوئيه ۱۹۴۵ / ۱۵ تير ۱۳۲۴ است. در اين سند «فوق محرمانه» خطاب به «رفيق باقراوف» اقداماتي جهت سازماندهي يك جنبش جدايي‌طلب در آذربايجان جنوبي [نام جعلی شوروی برای آذربایجان ایران] و ديگر ايالات شمال ايران طراحي شده و در مورد كُردهاي ايران نيز برنامه‌ريزي شده است: «در ميان كردهاي ساكن شمال ايران براي جذب آنها در يك جنبش جدايي‌طلب كه يك ناحيه خودمختار ملي كرد را تشكيل ‌دهد اقدامات مناسب صورت دهيدو نيز «افتتاح مدارس و انتشار كتب و روزنامه‌ به زبان‌‌هاي آذربايجاني، كردي، ارمني و آشوري، سير مراحل دادرسي و مكاتبات رسمي در نهادهاي محلي به زبان‌‌هاي بومي و تأسيس نظام اداري محلي از جمله ژاندارمري و پليس با استفاده از عناصر ملي [قومی] محلي، تشكيل انجمن‌هاي منطقه‌اي، محلي و شهري [و] نهادهاي خودگردان محلي »و «تأسيس گروه‌هاي رزمي مسلح به سلاح‌هاي ساخت خارج جهت حوايج دفاعي اهالي هوادار شوروي [و] فعالين تشكيلات دموكرات و حزبي جنبش جدايي‌طلب» و همچنين «يك انجمن براي مناسبات فرهنگي ميان ايران و جمهوري شوروي آذربايجان با هدف تقويت اقدامات فرهنگي و تبليغاتي در آذربايجان جنوبي تأسيس كنيداين برنامه‌ريزي دقيق امور مهم ديگر همچون تشكيل يك حزب دموكراتيك ملي [حزب دموكرات] «بهبود موسسات رفاه عمومي» تأمين، «دستگاه چاپ»، «يك صندوق ويژه به اعتبار يك ميليون روبل ارز خارجي براي تبديل به تومان» براي «تأمين مالي نهضت جدايي‌طلب در آذربايجان » را شامل مي‌شود.vii

به‌ دنبال فرمان دفتر سياسي كميته مركزي حزب كمونيست اتحاد شوروي به ميرجعفر باقراوف صدر كميته مركزي حزب كمونيست آذربايجان شوروي و دستورالعمل‌هاي تازه‌اي در ۱۴ ژوئيه ۱۹۴۵ برابر با ۲۳ تير ۱۳۲۴ صادر شد. در اين سند باعنوان «دستورالعمل‌هاي محرمانه در مورد اقداماتي كه بايد جهت اجراي مأموريت ويژه در سراسر آذربايجان جنوبي و ايالات شمالي ايران اعمال شود و با موضوع «تأسيس فرقه دموكرات آذربايجان» مأموريت اجرايي براي تأسيس فرقه دموكرات تشريح شده و ابلاغ شده «پس از استقرار كميته‌هاي موسس فرقه دموكرات آذربايجان در تبريز، تأسيس كميته‌هاي محلي فرقه دموكرات آذربايجان در شهرهاي ذيل از اولويت نخست خواهد بود. اردبيل، رضائيه، خوي، ميانه، زنجان، مراغه، مرند، مهابادviii، ماكو» و چند شهر ديگر «براي سازماندهي كميته‌هاي اين شهرها نمايندگاني را از كميته مؤسس مركزي اعزام داريد به صورتي منظم واكنش‌هاي مثبت و دعوت به عضويت در فرقه دموكرات آذربايجان را در جرايد دموكراتيك منتشر كنيددر مورد تأسيس «انجمن دوستان آذربايجان شوروي دستور داده شده از كارمندان كنسولگري‌هاي ما، فرماندهي نظامي و اعضا فعال [حزبي] براي تشكيل انجمن استفاده شودهمچنين در اين دستورالعمل «سازماندهي جنبش جدايي‌طلب پيش‌بيني شده» و با صراحت و به روشني خواسته‌ شده «براي شكل‌دادن به يك جنبش جدايي‌طلب در جهت تأسيس يك منطقه خودمختار آذربايجاني [و] يك منطقه خودمختار كُرد با اختيارات گسترده اقدام شود». «سازماندهي ارگان‌هاي مطبوعاتي» از ديگر اجزاي اين دستور‌العمل‌ است و در آن چنين پيش‌بيني شده براي سازماندهي اقدامات تبليغاتي از طريق مطبوعات، علاوه بر روزنامه‌هاي موجود چاپخانه‌هايي در شهرهاي رشت، رضائيه و مهاباد براي نشريات جديد تأسيس شود اين اسناد كه بخشي از برنامه‌هاي مورد نظر آن از ماه‌ها قبل اجرايي شده و بخشي از آن همچون تأسيس فرقه دموكرات آذربابجان و حزب دموكرات کردستان ایران بعد از يكي دوماه اجرايي مي‌شود جنبه‌هاي عملي‌تر برنامه شوروي درقبال نفت شمال ايران و استفاده ابزاري از وابستگان خود در مناطق كردنشين و آذري‌نشين براي اخذ امتياز نفت را به تصوير مي‌كشد.

بر این اساس در حوزه‌‌های شمال و غرب کشور یعنی مناطق تحت اشغال ارتش شوروی نیز در این سال‌‌ها عرصه برای فعالیت احزاب وابسته به اردوگاه شوروی فراخ شده بود. در همین روزها نیز حزب کومله ژ ک در مهاباد فعال و در زیر چتر حمایت نیروهای شوروی به فعالیت مشغول است. انتشار مطالبی در دفاع از انقلاب کمونیستی شوروی در نشریه ژ کاف نشانی از این همدلی‌‌ها است. کومله ژک هم در اطلاعیه‌ای همچون حزب توده در خواست اعطای امتیاز نفت ایران به شوروی دارد. اطلاعيه‌ شماره ۳۱۲ در تاريخ دوم آبان‌ماه ۱۳۲۳ شمسي برابر با ۲۴ اكتبر ۱۹۴۴ ازسوي كوملة ژك منتشر شده بود كه در آن اطلاعیه چنین آمده است «در اين روزها راديو و مطبوعات ايران اعلام كردند كه حكومت اتحاد شوروي به‌ منظور استخراج نفت، درخواست نمود كه مناطقي در شمال ايران در اختيارش قرار گيرد و به او امتياز داده شود، ولي حكومت نمك‌نشناس ايران، نيكي‌هاي سه‌سال اخير اتحاد شوروي را ناديده گرفته» و افزوده شده «كردهاي ايران مخالف تصميم حكومت ايران داير بر ندادن امتياز نفت شمال هستند و تحت هيچ عنواني با اين نظر حكومت موافقت ندارند».ix

درسال ۱۳۲۴ تحولات سیاسی در تبریز xو مهابادxi به مسیرتازه‌ای منتهی می‌‌شود. در مهاباد کومله ژک به حزب دمکرات کردستان تبدیل می‌‌شود و سپس بنا بر همان دستورالعمل استالین مراحل بعدی برنامه مورد نظر مسکو پیش می‌ رود. در چنین روزهای سرنوشت سازی که ایران همزمان با اشغال گرفتار مسائل داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی پیچیده‌ای است و فضای سیاسی و اجتماعی کشور امکان هر نوع دوراندیشی را از اهل سیاست و دولتمردان گرفته و حتی مردم معمولی نیز با مسائل سختی دست و پنجه نرم می‌‌کنند و به ویژه حوزه مکریان یعنی مهاباد و اطراف آن در تب و تاب اعلام جمهوری مهاباد آبستن حوادث تازه‌ای است. در چنین روزهایی یکی از شهروندان ایرانی ساکن در شهر سقزxii با ارائه برنامه‌ای آمادگی خود را برای یاری دولتمردان در اداره کشور از طریق انجام اصلاحات اساسی و در قالب «تشکیل کمیسر اصلاحات عمومی» اعلام می‌‌کند.

به دیگر سخن، چند سال پیش از آغاز به کار سازمان موقت برنامه در ایران این یک شهروند سقزی و کردستانی است که افتخار پیشنهاد برنامه‌ای چندجانبه برای کشور را به نام خود ثبت می‌‌کند.

تدوین برنامه عمران وتوسعه کشور توسط شهروند سقزی پیش از تأسیس سازمان برنامه و بودجه

لازم به تذکر نیست که در آن (حوالی  ۱۳۲۴ش) سال‌‌ها نه فقط در ایران بلکه حتی در کشورهای اروپایی هم هنوز سنت برنامه‌ریزی‌‌های ملی نهادمند نشده است. نمونه دو کشور صنعتی فرانسه و بلژیک در این خصوص می‌‌تواند اهمیت کار را دقیق تر نمایان سازد. فرانسه از كشورهاي پيشرفته صنعتي است كه از سال ۱۹۴۶ بعد اقدام به تهيه برنامه‌‌هاي ميان مدت ۴ تا ۵ ساله كرده است. در بلژيك هم در سال ۱۹۵۹ برنامه‌ريزي اقتصادي پايه‌گذاري شده است. در ایران هم اگرچه از سال ۱۳۱۶ و با تأسیس «شورای اقتصاد» راه برای برنامه‌ریزی عمرانی کشور باز شد. اما این مهم سال‌‌ها بعد و در سال ۱۳۲۷ بود که اجرایی شد. در ۵ مهرماه ۱۳۲۷ هیئت دولت اقدام به تأسیس سازمان موقت برنامه کرد. به دیگر سخن، چند سال پیش از آغاز به کار سازمان موقت برنامه در ایران این یک شهروند سقزی و کردستانی است که افتخار پیشنهاد برنامه‌ای چندجانبه برای کشور را به نام خود ثبت می‌‌کند.

در ابتدای طرح پیشنهاد دهنده کمیسر اصلاحات عمومی در سال ۱۳۲۴ پاک نهاد با تأکید بر روح ایرانیت و ایرانی بودنش چنین خود را معرفی کرده است «محمد ناصرپاک نهاد که ایرانی و به ایرانیت خود افتخار دارد». وی در ادامه و با درک وضعیت خطیر کشور می‌افزاید: «وضعیت کنونی کشور در بحران فوق‌العاده است و بر هیچکس پوشیده نیست که کشور ایران در حال حاضر محتاج چندین قسمت اصلاحات اساسی است» پاک نهاد در خصوص انگیزه‌‌های ملی خود برای تدوین چنین برنامه‌ای می‌افزاید از لحاظ اینکه به ملیت خود پایبند هستم»و ادامه می‌ دهد «چنانکه با اطلاعند عناصر ارتجاعی شمال و جنوب کشور را فراگرفته هر یک دست آویزی پیدا کرده به نام ایلدموکراتخودمختاری و غیره در جنب و جوش اعمال تبه کارانه‌اند.که از آن وسیله استفاده نموده مادیات را به چنگ می‌آورند» و تأکید می‌کند: «در مرکز و سایر نقاط مختلفه ایران بعضی اشخاص مختلف چون موش، سوراخ کردن پایه استقلال ایران مشغول و می‌خواهند آنرا از پی برافکنند». همچنین وی برای حل مشکلات فوق اعمال اصلاحات را اساسی می‌داند و گام نخست اصلاح را بازگرداندن امنیت به کشور و مقابله با عناصر ارتجاعی و ایلات و احزاب ستیزه جو و دست پروده خارجی می‌داند

پیشنهاد قانون اصلاحات عمومی: تشکیل کمیسر اصلاحات عمومی

در ابتدای طرح پیشنهاد دهنده کمیسر اصلاحات عمومی در سال ۱۳۲۴ پاک نهاد با تأکید بر روح ایرانیت و ایرانی بودنش چنین خود را معرفی کرده است «محمد ناصرپاک نهاد که ایرانی و به ایرانیت خود افتخار داردxiii». وی در ادامه و با درک وضعیت خطیر کشور می‌افزاید: «وضعیت کنونی کشور در بحران فوق‌العاده است و بر هیچکس پوشیده نیست که کشور ایران در حال حاضر محتاج چندین قسمت اصلاحات اساسی است» پاک نهاد در خصوص انگیزه‌‌های ملی خود برای تدوین چنین برنامه‌ای می‌افزاید از لحاظ اینکه به ملیت خود پایبند هستمxiv »و ادامه می‌ دهد «چنانکه با اطلاعند عناصر ارتجاعی شمال و جنوب کشور را فراگرفته هر یک دست آویزی پیدا کرده به نام ایلدموکراتخودمختاری و غیره در جنب و جوش اعمال تبه کارانه‌اند.که از آن وسیله استفاده نموده مادیات را به چنگ می‌آورند» و تأکید می‌کند: «در مرکز و سایر نقاط مختلفه ایران بعضی اشخاص مختلف چون موش، سوراخ کردن پایه استقلال ایران مشغول و می‌خواهند آنرا از پی برافکنند». همچنین وی برای حل مشکلات فوق اعمال اصلاحات را اساسی می‌داند و گام نخست اصلاح را بازگرداندن امنیت به کشور و مقابله با عناصر ارتجاعی و ایلات و احزاب ستیزه جو و دست پروده خارجی می‌داند و می‌نویسد: به سهم خود راه اصلاح قسمت‌‌های بالا را به صورت ذیل به مجلس شورای ملی پیشنهاد و امیدوار است که مجلس شورای ملی به نام حفظ امنیت و استقلال ایران آنرا پذیرفته اجرا فرماید:

برا ی جلوگیری عناصر ارتجاع و مفسده جو به طور کلی یک حکومت نظامی برای مدت هشت ماه در تمام ایران بنا به رأی مجلس تأسیس شود و می‌زان عملیات حکومت نظامی به قرار فوق ذیل تعیین گردد.- حبس و توقیف کلیه روسای ترورستی[تروریستی]که به اعمال خلاف قانون سرگرمند. بستن درب احزابی که به دستیاری خارجیان مشغول خرابی اذهان توده ملت اندتأسیس یک اداره ضد جاسوسی موقت که اعمال تمام کسانی که در سراسر کشور مورد سوءظن واقع شده اند کنترل و مورد بررسی قرار دهند که بعد از به دست آوردن اطلاعات لازمه در باره آنان فوری آنان را توقیف و به حکومت نظامی کل کشور تحویل دهد تأسیس یک اداره ضد جاسوسی موقت سری برای کسب اطلاعاتی که بر خلاف استقلال ایران مورد نظر است بستن درب کلیه ادارات انتشارات و تبلیغات خارجی و تعطیل موقت روزنامه جات چپ و راست. تشکیل یک دادگاه عالی در تحت ریاست یک نفر نماینده مجلس و نماینده‌‌های وزارت دادگستری و جنگ برای محاکمه نامبردگان فوق و اجرای تصمیمات راجع به خائنین کشورو نیز صلاحیت داشته باشد به غیر از کسانی را که حکوت نظامی تحویل می‌ دهد اشخاصی را که خود تشخیص می‌ دهد محاکمه و تنبیه نمایند تنبیهی که دادگاه تعیین می‌ کند برای مقصرین اصلی حداقل 6 سال حبس با اعمال شاقه،حد وسط ۱۵ سال حبس با اعمال شاقه و حداکثر اعدام در می‌ادین عمومی تنبیه معاونین آنها حداقل ۶ سال حبس تأدیبی حد وسط ده سال حبس مجرد[در اسناد مرکز اسناد ملی مجرد نیامده ] و حداکثر حبس دائم با محرومیت از آزادی احکام داده[دادگاه] فوق فقط به وسیله حکم اعلیحضرت همایون شاهنشاهی قابل تمیز تعیین شود.

پس از این مقدمه ضروری یعنی برنامه‌ای برای برداشته شدن گام‌‌های اجرایی جهت تأمین امنیت کشور که در آن روزها مشکل و مسئله بغرنج و اول کشور بود، نویسنده با معرفی برخی شخصیت‌‌ها برای سکان‌داری برنامه اصلاحات نشان می‌دهد که علیرغم محدودیت دسترسی مردم در آن دوره به منابع خبری در سطح کشوری وی کاملا با شخصیت‌‌های مطرح آن روزگارانِ کشور آشنایی داشته است. پاک نهاد با تأکید بر اینکه با هیچ یک از شخصیت‌‌های معرفی شده ارتباط شخصی ندارد، افراد مورد نظر خود برای مسئولیت‌‌های مرتبط با اصلاحات کشور را چنین معرفی و پیشنهاد می‌ کند: جناب آقای سپهبد امیراحمدی برای حاکم نظامی کل ایران جناب آقای دکتر مصدق برای ریاست داده [دادگاه]فوقجناب آقای سهیلی برای وزارت امور خارجه جناب آقای جم برای وزارت امورداخله جناب آقای سرلشگر جهانبانی برای سفیر کبیر ایران در مسکو جناب آقای علم برای سفیر کبیر ایران در لندن جناب آقای تقی زاده برای وزارت بازرگانیxv.

باید به ایرانی فهماند که ایران از آن شماست

وی در ادامه توضیح می‌دهد که در گردش‌‌هائی که به تمام ایران کرده و تحصیلاتی که در نزد استادان ایرانی و اروپائی کرده، دریافته است که برای ترقی و تعالی و شرافت کشور، متمدن ساختن نقاط دور دست، انتشار و ترویج فرهنگ صنعتی، ساختن نقاط دور دست، انتشار و ترویج فرهنگ صنعتی، ساختن ایران و بهبودی در صنعت کشاورزی و استفاده از منابع کشاورزی به طریق صنعتی، استخراج معادن گران بهای ایران به دست ایرانی، توسعه نفوذ ایران و تأسیس قوای تعرضی، سازمانی به غیر سازمان‌‌های فعلی و دستی تواناتر لازم است توانایی دست فوق نه برای این منظور که مردم را ویلان و سرگردان نماید، دردی بر دردهای فعلی بیافزاید نه دستی که در ظاهر برای اصلاحات و در باطن هزاران آمال تیره را انجام دهد بلکه دستی که فقط برای ترقی و تعالی مردم باشد اتحاد و ایقانی که سالیان دراز در ابر و دود نفاق پنهان شده بر قرار نماید و به ایرانی بفهماند ایران از آن شماست.xviبا این مقدمات و توضیحات نویسنده طرح کمیسر اصلاحات عمومی خود را پیشنهاد و عرضه می‌کند.

قانون اصلاحات عمومی: تشکیل کمیسر اصلاحات عمومیxvii

از نظر محمد ناصر پاک نهاد اصلاحات عمومی مورد نظر وی باید دارای ساختار مناسب و قانونمندی باشد تا بتواند به اهداف خود دست پیدا کند. وی تأکید می‌کند: برای انجام اصلاحات ایران، صنعتی کردن ایران، ترویج فرهنگ و بهداشت در بین ایرانی سازمانی تشکیل می‌شود به اسم کمیسر عالی اصلاحات عمومی در تحت یک نفر منتخب مجلس شورای ملی با مشاورت پنج نفر مشاور که سابقه وزارت داشته و پنج نفر مشاور متخصص که مشاورین سمت معاونت کمیسر را خواهند داشت.

در این پیشنهاد کمیسر عالی اصلاحات تشکیل می‌شود از شش اداره به قرار ذیل یکماداره کل اصلاحات فرهنگ و بهداشت و امور خیریه. دوماداره اصلاحات صنعتی و صنعتی کردن ایران سوم اداره اصلاحات کل راه سازی بار و مسافربری زمینی و هوایی و دریایی چهارم اداره کل آبادی و عمران پنجم اداره کل اصلاحات ارتش و دفاع ملی ششم اداره کل اصلاحات کشاورزی.

پاک نهاد در ادامه تصریح می‌کند: رؤسای ادارات کمیسر عالی اصلاحات عمومی حتی الاامکان از بین تحصیل کرده‌‌های متخصص ایرانی و در صورت لزوم با تصویب هیئت وزیران از خارج استخدام خواهند شد. کارشناسان کمیسر عالی اصلاحات عمومی از بین متخصصین ایرانی و در صورت لزوم هیئت وزیران از دادن هیچ گونه کمک به کمیسر اصلاحات عمومی دریغ نخواهد نمود.

مهمترین منبع خارجی تأمین مالی برنامه پیشنهادی پاک نهاد برای اجرای طرح اصلاحات ومبلغ لازم چنین توضیح داده شده است که نیاز برنامه به مبلغ سه میلیارد ریال تشخیص داده شده که از دولت امریکا قرض گرفته خواهد شد و از محل در آمد کارخانجاتی که برای پرداخت قرض فوق تخصیص داده می‌ شود پرداخت می‌گردد.

وی در خصوص بازپرداخت وام احتمالی چنین می‌نویسد: در آمد کلیه بنگاه‌‌ها و کارخانجاتی که در بخش دوم گفته شده و همچنین کلیه بنگاه‌‌های باری؛ مسافربی زمینی، هوایی و دریایی و غیره به منظور پرداخت امریکا برای مدت ده سال بعد از تأسیس و یک سال کار مقدماتی اندوخته می‌شود و درصورت داشتن کمبود تا هنگام قرض جمع و برای پرداخت قرض امریکا کارسازی می‌شود.

پاک نهاد در خصوص ساختار و اداره سازمان‌‌های مرتبط با اصلاحات می‌نویسد: اداره بنگاه‌‌هائی که به اسم ادارات و بنگاه‌‌های شش گانه کار کمیسر عالی اصلاحات نام برده شده یا کارشان با ادارات فوق یکی باشد به کمیسر عالی اصلاحات محول و واگذار می‌شود و کمیسر عالی اصلاحات عمومی در قبول سازمان و طرز کار آنها مختار است.

پیشنهاد لغو امتیازات خارجی‌‌ها سال‌‌ها پیش از ملی شدن صنعت نفت

پاک نهاد همگام با نداهای اصلاح طلبانه اقلیت مجلس چهاردهم به رهبری شادروان دکتر مصدق که با قانون ممنوعیت اعطای امتیاز نفت شمال به شوروی و سایر دول خارجی تأکید می‌کند: از تاریخ تصویب این قانون دولت مکلف است از دادن کلیه امتیازات صنعتی و تجارتی ابا کند. در ادامه ناصر پاک نهاد حتی سال‌‌ها پیش از اعلام ملی شدن صنعت نفت در ایران پا پیش نهاده و با پیشنهادی جسورانه نسبت به زمانه‌ای که در آن زندگی می‌کند تصریح می‌ کند: «در صورت ایجاب کلیه امتیازات خارجی را در ایران لغو کند». در خاتمه بخش کلیات پاک نهاد اضافه می‌کند: مأمورین عالی و کارمندان و مستخدمین کمسیون عالی اصلاحات در حقوق اجتماعی با کارمندان دولتی مساویند.

برنامه پیشنهادی حوزه فرهنگ و بهداشت و خیریه عمومی

نخستین بخش برنامه اصلاحات عمومی از نظر اقای محمد ناصر پاک نهاد حوزه فرهنگ، بهداشت و خیریه عمومی است و در این میان گام نخست با سوادآموزی شروع می‌شود چرا که از نظر وی: «بر هرکس واضح است هر ملتی که اکثریت افراد آن ملت باسواد باشند آن قوم و ملت متمدن‌ترین اقوام دنیاست و چون تمدن بدون فرهنگ غیر ممکن است نخستین قسمت قانون ما راجع به فرهنگ و متمدن ساختن کشور است..» همچنین نویسنده در خصوص وضعیت بهداشت و اهمیت آن می‌نویسد: «وضعیت بهداشت عمومی با داشتن وزارت بهداری! چنانکه خوانندگان اطلاع دارند خیلی بد چنانکه اغلب نقاط دور دست از نداشتن دوا و دکتر به اوراد و دعا متوسل می‌شوند.به نظر من گذشت زمان هم نمی‌تواند این وضعیت را خاتمه دهد و همچنین خیریه عمومی برای تصحیح و تکمیل فرهنگ و بهداشت و خیریه عمومی سازمانی جداگانه را دربایست xviiiاست. این سازمان به اسم بنگاه کل امور خیریه منظم به مواد ذیل تشکیل می‌شود

در ماده یکم برنامه پیشنهادی برای این بخش پاک نهاد با هدف ترمیم و تصحیح و تنظیم فرهنگ عمومی و بهداشت و خیریه عمومی تشکیل اداره کل امور خیریه را با اقدامات زیر ساختی ذیل ضروی می‌داند:

الف تولید هزار باب دبستان معمولی و ششصد دبستان کشاورزی و دویست باب دبستان عشایری ب تولید ۶۰ باب بیمارستان شصت تخت خوابی ثابت و شصت باب بیمارستان ۶۰ تخت خوابی سیار با داشتن تخت جراحی و کمالی و غیره(در متن رونوشت ارسال شده برای دولت شصت تخت خواب کامل سیار) – ج تولید قرائت خانه و کتابخانه و سینما و تأتر و غیره دتولید چهل باب باشگاه جوانان و چهل باب باشگاه پسران و شصت باب رستوران با داشتن بوفه و محل نطق عمومی [سخنرانی] – رتولید چهارده باب بیمارستان یک صد تختخوابی عمومی با داشتن دستگاه رادیو لوژی و ریون ایکس [اشعه ایکس]و غیره ط تولید شصت باب زایشگاه و یکصد و بیست باب کودکستان و ۸۰ باب یتیم خانه هر یک به گنجایش ۶۰ نفر ظ تولید ۸ باب کارخانه دوا سازی وده باب کارخانه کاغذ سازی، چهل باب کارخانه چاپخانه هشت باب [کارخانه] مبله و لوازم مطب سازی، هشت باب پنبه اسید روفیل و باند سازی و یک باب کارخانه چاپ و ماشین تحریر سازی که در آمد آنها از 4/3 (سه چهارم)خرج بنگاه کمتر نباشد. – و تشکیل آسایشگاه ۸ باب برای مسلولین[کسانی که دچار بیماری سل هستند] و چهل باب آسایشگاه بینوایان و کمک خیریه عمومی،کاریابی و کمک به بیکاران ثابت و سیار ه تشکیل چهارصد باب دبیرستان سیکل اول در هرجا بیشتر از هشتصدهزار نفر جمعیت داشته باشد و ۶۰ باب دارالفنون (منظور از دارالفنون مدارسی است که بخاری و آهنگری،صابون و عطرسازی و سایر صنایع یدی را به جوانانی که تصدیق سیکل اول را داشته باشد بیاموزد.)”پاک نهاد در خصوص نحوه اداره این مراکز آموزشی و بهداشتی توضیح می‌‌دهد:” دبستان‌‌ها و دبیرستان‌‌ها و دارالفنون‌‌ها و بیمارستان‌‌هایی که به وسیله اداره کل امور خیریه تأسیس می‌شود بعد از تکمیل و شش ماه تا یک سال کار مقدماتی به وزارت خانه‌‌های فرهنگ و بهداری تسلیم می‌شود.” وکتابخانه‌‌ها و قرائت خانه‌‌ها وباشگاه و کودکستان و یتیم خانه‌‌ها و آسایشگاه‌‌هائیکه به این وسیله تأسیس می‌شود بعد از تکمیل و شش ماه تا یک سال کار مقدماتی به وزارت کشور احاله می‌شود.”کارخانه‌‌ها نیز به گفته وی بعد از تکمیل و ده سال کار مقدماتی به وزرات دارائی داده می‌شود که از محل در آمد آنها خرج بنگاه‌‌های فوق و سایر امورات را کارسازی نماید.

در برنامه تدوین شده ریاست افتخاری بنگاه کل امور خیریه عمومی تا پنج سال به عهده کمیسر عالی اصلاحات عمومی و از آن پس به عهده وزیر فرهنگ است. ضمن آنکه آگاهی بورکراتیک و سیاسی وی درپایان چنین خود را نمایان می‌سازد: تنظیم امور و طرز جریان مؤسسات فوق با نظر کمسیون عالی اصلاحات عمومی و بعد از تصویب هیئت وزراء قابل اجرا است. در کنار برنانه‌‌های آموزشی و بهداشتی، برنامه‌نویس با آگاهی متوجه برخی پدیده‌‌های اجتماعی است و از این منظر برای تأسیس سالن‌‌های سینما و تأتر و باشگاه‌‌های جوانان و چاپخانه و یتیم خانه و آسایشگاه بینوایان و مواردی از این دست نیز پیشنهادات خود را عرضه می‌کند. ملاحظه می‌شود پیشنهادات برنامه نویس برای این بخش ضمن آنکه نسبت به زمانه گامی بس مهم رو به جلو است، حاوی نکات ارزنده‌ای چون تأسیس مراکز آموزشی و فرهنگی و بهداشتی و درمانی در کل کشور، تأسیس مراکز اجتماعی برای بیماران و بی‌سرپرستان، کارخانه‌‌های دارویی و غیره است.

صنعت عمومی و صنعتی ساختن کشور

پس از بخش‌‌های فرهنگی، آموزشی و بهداشتی و اجتماعی، بخش صنعت مورد توجه برنامه پیشنهادی است. نویسنده تأکید می‌کند «وضعیت صنعت ایران نسبت به سایر شئون به منزله صفر است» برای توسعه این امور صنعتی ایران راهبرد بنیادی خود را چنین اعلام می‌ کند: «کم نمودن واردات اشیاء ساخته و فزونی اشیاء صنعتی بر اشیاء خام در درجه اول اهمیت است. پس لازم است مؤسسات صنعتی و کارخانجات زیاد وارد نمود و بخشی از پول کشور را به صنعت شایعه جهان اختصاص دادبر اساس این راهبرد وی پیشنهاد می‌کند «برای صنعتی کردن کشور بنگاهی به اسم بنگاه کل اصلاحات صنعتی تأسیس» شود که سلسله فعالیت‌‌هایی زیرساختی و زیربنایی ذیل را انجام دهد.

تولید هشت مرکز صنعتی برای ایجاد کارخانجات فلز کاری از قبیل ساعت، دوچرخه، موتور سیکلت،اتومبیل،رادیو، گرامافون، بیسیم، تلفون، کارخانجات بزرگ پارچه بافی و امثال آن و خلاصه کلیه اشیا فلزی که تعداد کارخانجات فوق نباید از دویست و چهل کمتر باشد. – ب استخراج کلیه کان‌‌های کشور [معادن کشور] – ج وارد نمودن کارخانجات نساجی و سایر صنایع که تعداد آن نباید از دو هزار کمتر باشد. – د تأسیس پانصد باب کارخانجات نساجی و سایر صنایع که صنایع خام محلی را برای مصرف در کارخانه حاضر نماید. – ر تولید صنعت هواپیما سازی و شش بنگاه خارجی برای فروش صنایع ایران در دنیا. – و تولید صنعت شیشه و عینک و دوربین و تلسکوب و چینی و سایر صنایع تخصصی اروپای مرکزی در ایران در حدود یکصد باب. – ه تولید ۱۲ بنگاه صید ماهی در جنوب با داشتن ماشین‌‌های مخصوص و کشتی و غیره .- ی استخراج کلیه نفت‌‌های ایران به وسیله ۳ بنگاه با داشتن تمام وسائل از قبیل لوله وکشت مخصوص و غیره.

پاک نهاد نحوه مالکیت تأسیسات حاصله از اجرای برنامه‌‌های بخش صنعتی را چنین مشخص می‌کند: یک دوم(۱/۲)سرمایه کارخانجات فوق متعلق به دولت و بقیه به وسیله سهام به ملت فروخته می‌شود.

بخش سوم راه آهن و راه‌‌های زمینی و دریایی و هوایی و ارتباط عمومی

تدوین برنامه اصلاحات عمومی پاک نهاد زیر ساخت‌‌های ارتباطی را به کناری واننهاده و برای راه‌‌های مواصلاتی و راه آهن و تردد هوایی و دریایی و زمینی نیز برنامه ویژه‌ای تدارک دیده است با این مقدمه او برنامه این حوزه را عرضه می‌کند: «چون راه‌‌های کشور به منزله رگ‌ها و اعصاب کشور است راه‌‌های شوسه اغلب ناقص در زمستان غیرقابل عبور و استفاده است راه‌‌های قیر ریزی(در نامه به دولت اسفالت)در حدود صفر، راه آهن نسبت به وسعت کشور بسیار کم، راه هوایی در حدود صفر و وسایل نقلیه دریایی به طور کامل موجود نیست.برای اصلاح و تربیت مؤسسات فوق بنگاهی به اسم بنگاه ارتباط و راه سازی عمومی منظم به مواد ذیل تنظیم می‌گردد

پاک نهاد برای توسعه ارتباط و راه‌سازی عمومی تأسیس بنگاهی به اسم بنگاه ارتباط و راهسازی عمومی برای اجرای برنامه ای این بخش ضروری می‌‌داند و وظایف چنین دستگاهی را چنینی بر می‌شمارد:

الف ترسیم و تکمیل راه آهن تهران به مشهد و تبریزتهران به کرمان کرمان به جاشک (جاسک نام بندری در استان هرمزگان که به جاشک هم معروف است )، چابهار،زاهدان، بندرعباس تأسیس راه آهن تهران اصفهان و شیراز شیراز به بوشهر و لار و لار به بندر لنگه و بندر عباس تأسیس راه آهن تهران به همدان و کرمانشاه ب ترسیم و تکمیل راه‌‌های شوسه فعلی کشور به وسیله ی تونل و پل سازی و غیره و رساندن آن به بیست و چهار هزار کیلومتر که برای تمام مدت سال قابل اتومبیل رانی باشد .- ج ساختمان هشت هزار کیلومتر راه قیر ریزی(اسفالت)برای کشور د تأسیس راه آهن زیرزمینی و تراموای برقی برای شهرهای تهران تبریز مشهد کرمان شیراز اهواز کرمانشاه یا همدان در حدود چهار هزار کیلومتر ر تأسیس 8 دستگاه سخن پراکنی(ایستگاه رادیویی) برای شهرهای فوق ط تأسیس 12 بنگاه باربری داخلی با سرویس‌‌های منظم چهارگانه بار و مسافربری خارجی ظ تأسیس پنج بنگاه کشتیرانی خارجی و دو بنگاه کشتیرانی داخلی در جنوب و تولید پنج کارخانه کشتی سازی در بنادر جاشک (جاسک) و چابهار و بندر عباس و بندر لنگه و بوشهر ه تأسیس پنج بنگاه بار و مسافربری خارجی و دو بنگاه بار مسافربری داخلی هوائی تأسیس یک کارخانه اتومبیل سازی و یک کارخانه دوچرخه و موتور سیکلت،یک کارخانه هواپیمایک کارخانه هواپیما یک کارخانه کشتی یک کارخانه رادیو بیسیم سازی برای وزارت پست و تلگراف/

ملاحظه می‌شود افزون بر ساخت و توسعه و ترمیم شبکه‌‌های مواصلاتی کشور، اعم از زمینی و و دریایی و هوایی و تأکید بر توجه به اهمیت اتصال نقاط اصلی کشور به یکدیگر از طریق راه‌‌ها، همچنین تأسیس ایستگاه‌‌های ارتباطی دیگر همچون رادیو نیز مورد توجه قرار گرفته و طراحی و ساخت وسایل حمل و نقل و کارخانجات خاص آن چون اتومبیل سازی و هواپیماسازی و کشتی‌سازی نیز پیش‌ینی شده است. توجه به تکنولوژی برتر آن دوره به ویژه در صنعت هواپیماسازی هم از ویژگی‌‌های برجسته این بخش است. از نظر تدوین کننده برنامه همچون بخش‌‌های پیشین مالکیت این تأسیسات صدی پنجاه به دولت و بخش خصوصی سپرده می‌شود اما در این بخش به دلیل اهمیت حیاتی شبکه راه‌‌های کشور و نیز اثرگذاری ارتباطات و بنگاه‌‌های خبررسانی و با در نظر گرفتن ملی اندیشی پاک نهاد، او تصریح می‌کند که «هیچ امتیاز به مؤسسات خارجی راجع به مؤسسات فوق داده نخواهد شد

ادامه دارد

iدر روز ۳ شهریور ۱۳۲۰ غلامعلی بایندر در آبهای جنوبی کشور و در نزدیکی آبادان به شهادت می‌ رسد و برادر دیگر وی یعنی یداله بایندر نیز درست روز بعد از شهادت وی به دست نیروهای انگلیسی در شهر انزلی و در مقابله با نیروهای اشغالگر شوروی به شهادت می‌ رسد.در نتیجه مقاومت فرماندهان نیروی دریایی ایران در برابر اشغالگران چند صد تن از این ینروها به شهادت می‌ رسند.دریاسالار بایندر نخستین و یکی از مهترین کتاب‌‌های مربوط به خلیج فارس را در دوران خدمت در نیروی دریایی ایران تألیف و منتشر کرده بود. این کتاب با همت استاد کاوه بیات با مشخصات زیر تجدید چاپ شده است .خلیج فارس همراه با سه نقشه ،غلامعلی بایندر ،بنیاد انتشارات ادبی و تاریخی موقوفات دکترمحمود افشار یزدی ۱۳۸۸

iiبرای مطالعه بیشتر مراجعه شود: کی استون، سیاست موازنه منفی انتشار ۱۳۲۷

iiiیوسیف ویسارینویچ جوگاشویلی مشهور به ژوزف استالین زاده ۱۸ دسامیر ۱۸۷۸درگذشته ۵ مارس ۱۹۵۳، رهبر و سیاست‌مدار کمونیست شوروی بود که از اواسط دهه ۲۰ تا مرگش در ۱۹۵۳ رهبر حزب کمونیست شوروی و در نتیجه رهبر کل این کشور بود.در دوره استالین جنگ دوم جهانی روی داد.زمامداری مستبدانه این رهبر شوروی سابق موجب مرگ و قربانی شدن هزاران تن از دگر اندیشان رد شورروی شد .در دوره او برنامه الحاق شمال ایران به شوروی طراحی و سپس این برنامه به تشکیل گروه‌‌های چپ و سوسیالیست قوم گرای دمکرات در شمال کشور برای ایجاد دولت‌‌های خودمختار ختم شد.

ivلاورنتی پاولوویچ بریا متولد ۲۹ مارس ۱۸۹۹ اعدام ۲۳ دسامبر ۱۹۵۳ سیاستمدار و صاحب مقامات بلندپایه امنیتی و نظامی در اتحاد جماهیر شوروی بود.او در سال ۱۹۲۱ به سازمان چکا یعنی پلیس مخفی اتحاد جماهیر شورویپیوست و در دوران قدرتش در مسئولیت‌‌های امنیتی هزاران تن از مخالفان را سر به نیست کرد.وی در زمان استالین به عنوان قدرت زیادی داشت، ولی پس از مرگ استالین و در دوئره حاکمیت خروشچف به اتهام خیانت به کشور و جاسوسی برای انگلستان اعدام شد.

vویاچسلاو مولوتف متولد ۹ مارس ۱۸۹۰ درگذشته ۸ نوامبر ۱۹۸۶، یک سیاست‌مدار اهل روسیه و از اعضای شورای رهبری حزب کمونیست شوروی بود. او دوره ای طولانی در وزارت خارجه شوروی به ایفای نقش پرداخت.همزمان با شکل گیری بحران آذربایجان و مهاباد وی وزیرخارجه شوروی بود .

viمی‌رجعفر باقراف صدر هیئت رئیسه حزب کمونیست شوروی آذربایجان (شوروی سابق)در دهه چهل می‌لادی

vii– new evidence on the Iran crisis 1945- 46, from baku archivesC W I H P Bulletin,Issue 12/13,Fall/Winter 2001,pp.309- 314

ترجمه اسناد

در فصلنامه فرهنگی و اجتماعی گفتگو شماره ۴۰ شهریور ۱۳۸۳ :۱۳۹ تا ۱۵۶

viiiنبود نام دیگر شهرهای کردنشین ایران چون سنندج و کرمانشاه به این دلیل است که این شهرها در اشغال نیروهای انگلیس است و وشوروی قدرت مانور زیادی در آن نقاط نداشت.

ixمجله چشم انداز ایران ویژه نامه کردستان همیشه قابل کشف (۱) فروردین ۱۳۸۲ ،احسان هوشمند کردستان :گذشته،حال و چالش‌‌های پیش رو :۱۵- ۱۶

xبرای مطالعه دقیق تر در خصوص تحولات تبریز می‌ توان به فصلنامه فرهنگی اجتماعی گفتگو شماره ۴۸ بهار ۱۳۸۶ با عنوان فرقه دمکرات آذربایجان مراجعه شود

xiبرای مطالعه دقیق تر در خصوص تحولات مهاباد در این سال‌‌ها می‌ توان به فصلنامه فرهنگی اجتماعی گفتگو شماره ۵۳ خرداد ۱۳۸۳ با عنوان جمهوری مهاباد و نیز مجله چشم انداز ایران ویژه نامه کردستان همیشه قابل کشف شماره ۲ پاییز ۱۳۸۴ مراجعه شود

xiiسال‌‌ها پیش بر آن شدم تا نشانی از خانواده یا فرزندان و بازماندگان این شهروند سقزی بیایم.چرا که اطلاعات شخصی قابل توجهی از پاکنهاد یافته نشده بود.سطح تحصیلات داخلی یا خارجی وی،مسئولیت‌‌های اداری یا شغلی ،آثار قلمی احتمالی،جهت گیری سیاسی وسرنوشت و فرجام وی و اطلاعاتی از این دست از اقای محمد ناصر پاک نهاد در دسترس نبود.جناب اقای عثمان کریمی دسوت محترم سقزی نشانی از بستگان وی یافت که پس از تماس مشخص شد برای مسافرت خارج از کشور هستند.در روزهای اخیر دوست ارجمندم ،نویسنده گرامی آقای رضا شجیعی هم تلاش نمود تا ردی از این خانواده برایم بیابد.وی با پیگیری‌‌هایش یاداور شد که خانواده محترم پاکنهاد اصالتاً سنندجی و اینک بستگان ایشان در شهرهای مختلفی چون سقز و مهاباد و سنندج و سایر نقاط پراکنده هستند و گویا آقای ناصر پاکنهاد در دوره ای به ریاست سازمان تأمین اجتماعی استان کردستان رسیده اند.

xiiiورود به دفتر نماینده مجلس شورای ملی شماره:۳۰۵۶۶،۱۳/۱۲/۲۴ مربوط به جزوه دان ۳۴ پرونده ۳۱۵

xivپیشین

xvپیشین

xviورود به دفتر مجلس شورای ملی شماره ۳۰۵۶۷ – ۱۳/۱۲/۱۳۲۴ همان جزوه دان و پرونده

xviiهمان جزوه دان و پرونده به تاریخ ۲/۱۱/۲۴

xviiiبه دلیل ناخوانا بودن احتمالاً در بایست به معنی ضروری و لازم

پست شده در اسناد و نویافته ها, اقوام ایران, اقوام ایرانی و توسعه, کردستان با برچسب: ,

مشترکان

برای دریافت نوشته های جدید، نام و ایمیل خود را وارد کنید.
Name
Email *