فراکسیون‌های قومی مجلس، راه یا بی‌راهه؟!

احسان هوشمند

ماهنامه اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی ایران فردا، دوره جدید، شماره ۲۶، صفحات ۱۰ تا ۱۴، دی ماه ۱۳۹۵

در دو دهۀ گذشته جامعه ایران شاهد نوع متفاوت و تازه‌ای از رقابت‌های سیاسی بوده که وابستگان به جناح‌های سیاسی کشور در برخی مناطق کشور با برگه اقوام ایرانی سعی در اثرگذاری بر فضای سیاسی کشور در جهت به دست گرفتن قدرت یا تثبیت قدرت دارند. آخرین فعالیت از این نوع را می‌توان در اعلام تأسیس فراکسیون مناطق ترک‌نشین کشور در خردادماه ۱۳۹۵ نشان داد.

مقدمه: در دو دهۀ گذشته جامعه ایران شاهد نوع متفاوت و تازه‌ای از رقابت‌های سیاسی بوده که وابستگان به جناح‌های سیاسی در برخی مناطق کشور با برگه اقوام ایرانی سعی در اثر گذاری بر فضای سیاسی کشور در جهت به دست گرفتن قدرت یا تثبیت قدرت دارند. آخرین فعالیت از این نوع را می‌توان در اعلام تأسیس فراکسیون مناطق ترک‌نشین کشور در خردادماه ۱۳۹۵ نشان داد. نام دو نماینده تبریز و ارومیه یعنی مسعود پزشکیان و نادر قاضی‌پور بیش از دیگران در زمینه تأسیس این فراکسیون شنیده شد. فراکسیونی که تاکنون توسط مجلس شورای اسلامی به رسمیت شناخته نشده و نظر قطعی و رسمی هیئت رئیسه مجلس در باره فعالیت‌های آن منتشر نشده است.

طرح تأسیس این فراکسیون در زمان انتخابات مجلس و فعالیت‌های تبلیغی برخی نامزدها در آذربایجان شرقی و غربی طرح و با روند انتخابات در ارومیه به ویژه دو قطبی شدنِ قومی فضای انتخابات به آذری (ترک) و کُرد در آن شهر بیش از پیش از سوی وابستگان بخشی از نامزدها طرح شد. با شروع به کار مجلس دهم دوباره تأسیس فراکسیون مطرح و ابتدا فراکسیون نمایندگان شمال غرب و سپس فراکسیون ترک‌زبانان و در نهایت خبر تأسیس فراکسیونی با نام فراکسیون مناطق ترک‌نشین در رسانه‌ها اعلام شد .

تأسیس فراکسیونی قومی آن هم با همراهی نیروهای دو جناح اصلی کشور ضربه‌ای مخرب بر پیکره جناح‌بندی سیاسی موجود و روند دمکراسیزاسیون کشور است.

نکات تحلیلی و راهبردی در خصوص فراکسیونهای قومی

اقوام ایرانی بخشی با اهمیت و جدایی‌ناپذیر از جهان ایرانی، تمدن ایرانی و سرزمین ایران کنونی هستند. پیوستگی اجتماعی و همبستگی تاریخی همه ایرانیان از جمله اقوام ایرانی در دوره‌های چند هزار ساله نیز موضوعی نیست که اثبات آن نیاز چندانی به بحث داشته باشد. همچون دیگر باشندگان حوزه فرهنگ و تمدن ایرانی، کردها، آذری‌ها، بلوچ‌ها، لرها و دیگر اقوام ایرانی نیز سهمی اثرگذار و جدّی در برساختن تمدن ایرانی و استمرار حیات تمدنی و فرهنگی و سیاسی ایران ایفا کرده‌اند. سیاهه سرآمدان ایرانی در حوزه فرهنگ و ادب و فلسفه و علوم گوناگون و نیز جانبازان و فداییان وطن مؤید این ادعا است که ایران امروز میراث تلاش سرآمدانی از گوشه گوشه ایران را در سینه خود به یادگار دارد. با چنین پیشینه‌ای از همزیستی تاریخی و مسالمت‌آمیز و داوطلبانه ایرانیان و آمیزش اجتماعی و فرهنگی چند هزار ساله است که سنت‌های پایدار ایرانی چون نوروز در جای جای این دیار ارج گذاشته می‌شود.

در سده گذشته و به دنبال فروپاشی امپراطوری عثمانی و نیز تأسیس اتحاد جماهیر شوروی و تحولات سیاسی ناشی از این رویدادها، منطقه شاهد ظهور پاره‌ای از جریان‌های سیاسی با رویکرد قومی بود که در نهایت خود را در قالب ایدئولوژی ترک‌گرایی، عربیسم و کردگرایی نمایان ساخت. رقابت‌های دول قدرتمند غربی از جمله انگلیس و ایالات متحده امریکا با بلوک شرق نیز در این معادله جای بسیار مهمی را به خود اختصاص داد. یکی از نتایج تحولات منطقه ظهور ایدئولوزی ترک‌گرایی افراطی بود که ابتدا توسط یکی از یهودیان مجارستانی که در قرن هیجدهم به عنوان مامور سازمان جاسوسی انگلیس در خاورمیانه و قفقاز فعالیت می‌کرد، یعنی ارمین وامبری (آرمینیوس وامبری) طرح گردید. وامبری نگران از دستیابی روسیه تزاری به آب‌های گرم جنوبی و نزدیک شدن روسیه به منافع بریتانیا در هند، ابداع چنین ایدئولوژی را ابزاری راهبردی برای به دردسر انداختن روسیه تزاری در مرزهای جنوبی می‌دید. بعدها این ایدئولوژی توسط برخی از نیروهای سیاسی تاتار در روسیه و سپس ترک‌های جوان به بخشی از واقعیات ترکیه تازه تأسیس مبدل شد. ایدئولوژی پان‌ترکیسم یک سخن ساده اما قابل تأمل و مناقشه برانگیز برای منطقه دارد: وحدت همه سرزمین‌های ترکان. و مبدل شدن این سرزمین‌ها از چین تا افریقا و اروپا به ترکستان. این ایدئولوژی به شدت ایران‌ستیز و دشمن ایرانیان است و البته برای نفوذ در کشور هم در سده گذشته بیکار نبوده و به پرورش نیروهای وابسته به خود پرداخته است. در9 دهه گذشته هم و به ویژه در برهه‌های خاصی که دولت و حاکمیت در کشور دچار بحران اقتدار شده همین نیروهای دست‌پروده گاه و بیگاه از فرصت استفاده کرده و با هدف تجزیه کشور اقداماتی را در دستور کار قرار داده‌اند. نیم‌نگاهی به برخی رویدادهای جاری در کشور از جمله دو قطبی شدن انتخابات ارومیه آن هم با شعارهای افراطی قومی و پان‌ترک‌گرایانه، شعارها و اقدامات حواشی برخی بازی‌های تراکتورسازی با مالکیت دولتی!، حواشی بازی والیبال ارومیه، به خدمت گرفتن منابع مغولی و ازبک و قرقیزی و جهان ترکی برای رشته تازه تأسیس زبان ترکی آذربایجانی  بدون کار کارشناسی و مطالعه دقیق موضوع و. . . نمونه‌هایی از تحرکات قوم‌گرایانه ضدایرانی و قوم‌گرایانه افراطی است که در چند سال گذشته روی داده است. در چنین فضایی طرح تأسیس فراکسیون مناطق ترک‌نشین رسانه‌ای می‌شود.

اقوام ایرانی بخشی با اهمیت و جدایی‌ناپذیر از جهان ایرانی، تمدن ایرانی و سرزمین ایران کنونی هستند. پیوستگی اجتماعی و همبستگی تاریخی همه ایرانیان از جمله اقوام ایرانی در دوره‌های چند هزار ساله نیز موضوعی نیست که اثبات آن نیاز چندانی به بحث داشته باشد.

بنابر تحلیلی جامعه‌شناختی هر پدیده اجتماعی با کارکردهای اندیشیده شده و اندیشیده نشده و نیز کارکرد‌های نهان و آشکاری روبرو است. با چنینی منظر تحلیلی، تأسیس فراکسیون‌های قومی چه پیامدها و کارکردهایی در پی دارد؟ آیا تأسیس چنین فراکسیونی در خدمت همبستگی ملّی و انسجام ملی است؟ آیا فعالیت چنین فراکسیونی در خدمت منافع ملی است؟

۱- در دهه‌های گذشته سلسله سیاست‌گذاری‌های کشور در حوزه سربازی و نظام پذیرش دانشجو و بکارگیری نیروهای ادارای و دولتی و نیز نصب مدیران دارای یک مشخصه حیرت‌انگیز بوده است. میل نظام اداری کشور به محلی‌سازی پذیریش کارمند و مدیر و دانشجو و سرباز و. . . به سخن دیگر بدون انجام مطالعات دقیق و چندبعدی و متناسب با نیازهای کشور و منافع ملی روندهای جاری به تدریج در جای جای کشور با کارکرد محلی‌گرایانه روبرو بوده و در نتیجه محلی‌اندیشی جانشین ملی‌اندیشی شده است. این موضوع خود نیازمند تدقیق است که بررسی آن به فرصتی دیگر سپرده می‌شود و تنها به نمونه‌ای اشاره می‌شود. در نتیجه سیاست‌های بومی گزینی در گزینش دانشجو درصد قابل توجهی از پذیرفته‌شدگان نظام آموزش عالی کشور در استان‌های محل زندگی داوطلب وارد نظام دانشگاهی می‌شوند و گاه بیش از ۹۰ درصد از پذیرفته‌شدگان یک استان در همان استان به ادامه تحصیل مشغول می‌شوند. چنین پدیده‌ای ضمن آنکه نافی عدالت اجتماعی و عدالت آموزشی است موجب تشدید محلی‌گرایی و در مناطق قومی قوم‌گرایی می‌شود. اگر بر این سیاست‌ها نکات دیگری نیز افزوده شود عمق موضوع بیشتر هویدا می‌شود. در چند دهه گذشته از سوی نظام آموزشی و فرهنگی و هویت‌ساز کشور در عرصه‌های مختلف تلاش شده تا در روند جامعه‌پذیری سیاسی و هویتی نسل جدید کشور به سیاه‌نمایی تاریخ و گذشته این مملکت پرداخته شود و در روایت رسمی در کتاب‌های درسی و برنامه‌های تلویزیونی، گذشته سراسر تباهی و پلیدی و بی‌کفایتی و فساد جانشین تاریخ واقعی کشور شود. افزون بر آنکه از منظر تئوریک و تحلیلی میان رویکرد امت محور و ملت محور نیز تعارضاتی ظهور و بروز کرد. در چنین فضایی امکان و فرصت برای ملّی‌اندیشی و در نظر گرفتن مصالح ملی و منافع ملی چندان زمینه ظهور و بروز نمی‌یابد. به سخنی دیگر در خلأ سیاست‌گذاری‌های ملی‌اندیشانه مجال مناسبی برای دیدگاه‌های محلی‌اندیشانه و قوم‌گرایانه مهیا شد. در نتیجه می‌توان به جدّ گفت که دولت در سیاست‌ها و عملکرد‌هایش دچار دژکارکردی و سوءتدبیر شده و بدین ترتیب فرصت فراخی برای فعالیت‌های ضدایرانی و قوم‌گرایی افراطی مهیا شده است.

۲- معمولاً تأسیس فراکسیون‌ها در مجالس قانون‌گذاری تابعی از نظام‌های حزبی است و احزاب بنا بر ماهیت برنامه‌ها و رویکردهایشان به تأسیس فراکسیون‌های تخصصی در مجالس می‌پردازند. در کشور ما علیرغم مشکلات پیش روی تحزب، در چند دهه گذشته فراکسیون‌های مجلس منبعث از فضای سیاسی کشور تابعی از فعالیت‌های دو جناح اصلی کشور یعنی اصلاح طلبان و اصولگرایان بوده است. تأسیس فراکسیونی قومی آن هم با همراهی نیروهای دو جناح اصلی کشور ضربه‌ای مخرب بر پیکره جناح‌بندی سیاسی موجود و روند دمکراسیزاسیون کشور است.  چرا که از سویی مسائل و شکاف‌های موجود میان دولت و ملت را به چالش ملت-ملت سوق می‌دهد و زمینه افزایش تنش‌های قومی و محلی را فراهم می‌سازد و از سوی دیگر دوگانه اصلاح‌طلب و اصولگرا، مبدل به چندگانه ترک و بلوچ و لر و کرد و مازنی و گیلکی و تالشی و تات و بختیاری و هورامی و لک و کلهر و… می‌شود. استمرار این مسیر می‌تواند انتصابات سیاسی و اداری را هم تحت‌تأثیر خود قرار داده و در نهایت هم به قومی‌سازی انتخابات و هم قومی‌سازی انتصابات اداری و سیاسی در کشور منجر شود و سنگربندی نیروهای سیاسی پشت تعلقات قومی به ویژگی شاخص سیاسی کشور مبدل ‌شود. یعنی هم نظام پارلمانی- حزبی سمت و سوی دیگری یافته و به سوی نظام پارلمانی- قومی سوق داده خواهد شد و هم وابستگی به قوم و قبیله موجب ایجاد منزلت سیاسی شده و در صحنه سیاسی کشور به تدریج گفتمان مدنی به گفتمانی قومی و در نهایت مطالبات مدنی به مطالبات قومی تبدیل می‌شود و پایانی برای این چرخه هم متصور نخواهد بود. چنین رویکردی موجب تشدید رقابت‌های قومی و شکاف‌های قومی شده و در نتیجه وحدت و همبستگی ملی را نشانه می‌گیرد و به تضعیف هویت ملی منجر می‌شود و در صورت استمرار می‌تواند زمینه جنگ‌های قومی را در پی داشته باشد. تجربه تحزب در چند سده گذشته در کشورهای مختلف نشان می‌دهد که احزاب ملی و فراگیر ویژگی انسجام‌بخش، وحدت‌بخش، همبستگی‌افزا و محرک خلاقیت و امنیت و بر خلاف آن احزاب و جریان‌های قومی کارکرد پراکنده‌سازی، شکاف‌سازی و در نهایت ناامنی و تشدید تنش‌های سیاسی در پی دارند. با تشدید چنین فرایندی حفره‌های امنیتی در کشور ایجاد شده و علاوه بر امکان شکل‌گیری منازعات قومی و قبیلگی امکان دخالت کشورهای منطقه و فرامنطقه‌ای در مسائل داخلی کشور، آن هم در شرایط پیچیده امروز منطقه و جهان بیش از پیش تشدید می‌شود و بدین ترتیب حاکمیت ملی نیز در معرض تهدید قرار می‌گیرد.

۳- تأسیس فراکسیون‌های قومی و به ویژه فراکسیون ترک‌زبانان کارکردهای دیگری نیز خواهد داشت از جمله محق نشان دادن تلاش‌های جریان‌های قوم‌گرا که پیش از این به دلیل تجزیه‌طلبی با نگرش منفی و مقاومت از سوی جامعه سیاسی روبرو بودند. زمانی که بخشی از نظم سیاسی مستقر تعقیب اهداف خود را در قالب فراکسیونی قومی، قانونی می‌داند چرا به جریان‌های قوم‌گرا و تجزیه‌طلب تاکنون مجوز داده نشده تا فعالیت‌های تجزیه‌طلبانه خود را آزادانه پی گیرند. بدین ترتیب بخشی از نظام سیاسی مسیرها را برای فعالیت قانونی تجزیه‌طلبان هموار می‌سازد. به سخن دیگر بخشی از نهادهای حاکمیتی متهم به تلاش برای قومی‌سازی سیاست‌ورزی و قومی‌سازی فعالیت سیاسی در کشور می‌شوند و حاکمیت و نظم مستقر متهم خواهد شد آگاهانه یا نااگاهانه در روندی که در نهایت به تجزیه کشور و تنش‌های قومی منجر خواهد شد مشارکت داشته و دارد. آیا چنین روندی نافی همبستگی ملی و تمامیت ارضی نیست؟

در دهه‌های گذشته سلسله سیاست‌گذاری‌های کشور در حوزه سربازی و نظام پذیرش دانشجو و بکارگیری نیروهای ادارای و دولتی و نیز نصب مدیران دارای یک مشخصه حیرت‌انگیز بوده است. میل نظام اداری کشور به محلی‌سازی پذیریش کارمند و مدیر و دانشجو و سرباز و. . .

۴- حدود یک سده پیش نخبگان ایرانی به ویژه نخبگان آذری در برابر مواضع سلیمان نظیف و روشنی‌بیگ ترکیه‌ای ایستادند و از سر وطن‌خواهی تلاش این دو و دیگر پان‌های مستقر در استانبول برای تحریک آذری‌ها را با منطق ایرانشهری بی‌پاسخ نگذاشتند. تقی ارانی که خود اهل آذربایجان بود در مجله نامه فرنگستان به صراحت نوشت: «از مدتی پیش به این طرف روزنامه‌های تركیه عثمانی مقداری از صفحات انتشارات خود را صرف فحاشی به ایران و ایرانیان نموده است و از وقاحتی كه مخصوص ملل بی‌تمدن است خودداری نمی‌كنند. پیداست آذربایجان چنانچه از نامش پیدا و آشكار است. مظهر آتش مقدسی است كه روشنایی و حرارت فكر ایرانی را در ادوار مختلف به عالمیان نشان داده است. این ناحیه از ایران از زمان‌های قدیم مسكن اقوام ایرانی بوده و یكی از مهمترین مهدهای تمدن ایرانی بوده است. زرتشت قدیمی‌ترین قانون‌گذار اخلاق و تهذیب جامعه بشری از این سرزمین برخاسته است. اگر چه امروز از آتشكده‌های قدیمی ایران در آذربایجان و قفقاز جز آثار كمی نمانده است اما هنوز هم قلب هر آذربایجانی یك آتشكده است ولی می‌دانیم اشخاص مطلع و فكور به یاوه‌سرائی‌های امثال روشنی‌بیگ توجه نخواهند كرد.» با گذشت سالیان افزون بر بقایای روشنی‌بیگ‌ها و ضیا گوک آلپ و پان‌ترک‌های مستقر در کشورهای همسایه، پای کشورهای فرامنطقه‌ای و قدرت‌های جهانی نیز به استفاده ابزاری از مباحث قومی برای اخذ امتیاز از ایران یا اعمال فشار بر کشور و در نهایت تجزیه کشور باز شد. ابتدا این اتحاد شوروی سابق بود که با تأسیس فرقه دمکرات و حزب دمکرات در آذربایجان و مهاباد در پی اخذ امتیاز نفت شمال به تحریک اقوام ایرانی پرداخت و تا سرحد تجزیه کشور نیز پیش رفت و پس از آن پای دیگر کشورها نیز برای استفاده از این برگه باز شد. طرح برنارد لوئیس برای تجزیه کشور (سرمقاله شماره سوم ایران فردا به قلم شادروان مهندس سحابی در این حوزه خواندنی است)، مواضع ریچارد آرمیتاژ معاون کالین پاول وزیر خارجه جورج دبلیو بوش که در سپتامبر ٢٠٠٤ در خصوص آذربایجان بیان داشته، نظر رائول مارک گرشت افسر امریکایی سازمان سیا در خصوص ژئوپلتیک آذربایجان ایران و تلاش برای تجزیه ایران از طریق تحریک‌های قومی به ویژه آذری‌ها و کردها، جیمز وولسی مشاور ترامپ در خصوص تجزیه ایران و سیاست‌های اسرائیل (از جمله فعالیت‌های به ظاهر علمی خانم برندا شافر اسرائیلی) و اخیراً دولت سعودی و نیز اسناد ویکی لیکس در این زمینه همگی دال بر برنامه‌های دراز مدت دشمنان و رقبای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای ایران برای تجزیه کشور یا تضعیف اقتدار ملی است. آخرین نمونه این فعالیت‌ها نیز تحریک حزب دمکرات کردستان ایران شاخه مصطفی هجری برای آغاز دو باره جنگ و درگیری نظامی داخل مرزهای کشور است. در چنین شرایطی آیا قومی‌سازی فضای سیاسی کشور در راستای وحدت و همبستگی ملی است یا خدمتی است به طراحان سیاست‌های تجزیه ایران؟ در حالی که شواهد و نشانه‌های بسیاری در دست است که تجزیه ایران یا لااقل تشدید رقابت‌های قومی و آغاز منازعات قومی در دستور کار سازمان‌های جاسوسی و امنیتی کشورهای دور و نزدیک قرار دارد آیا هر نوع تلاش برای قومی‌سازی سیاست‌ورزی در کشور در راستای منافع بیگانگان نیست؟ آیا چنین اقداماتی به ارائه تصویری چندپاره از کشور آن هم کشوری طبیعی و تاریخی نه کشوری استعمار ساخته! و در نتیجه طمع‌ورزی بیگانگان منجر نمی‌شود؟ در صورت استمرار چنین رویکردهایی و تثبیت قومی‌سازی پارلمان و فراکسیون‌سازی‌های قومی به تدریج شیرازه اداره امور کشور از هم گسیخته و شاهد چندپاره شدن کشور از نظرگاه سیاسی و اجتماعی و قومی خواهیم بود. عنصر ایرانیت مخدوش شده و جهان ایرانی زخمی و نهایتاً خوراک مناسب برای تجزیه‌طلبان و رقبای منطقه‌ای ما ایجاد می‌شود.

۵- یکی دیگر از دژکارکردهای چنین تصمیمی مبنی بر قومی‌سازی فراکسیون‌های مجلس تضعیف انسجام داخلی مجلس و تحت تأثیر قرار گرفتن تصمیم‌گیری‌های پیچیده کشوری از منافع رویکردهای قومی است. به دیگر سخن تصویب قوانین مجلس تابعی از جهت‌گیری فراکسیون‌های قومی خواهد شد و بدین ترتیب در آینده باید شاهد رقابت مناطق مختلف کشور برای افزایش تعداد نمایندگان در مجلس باشیم تا در درون مجلس بتوان تعادل عددی و توازن میان تعداد نمایندگان اقوام متنوع کشور شکل تازه‌ای به خود بگیرد. البته اقوام کوچک و کم‌شمارتر کشور در توزیع منابع و تدوین برنامه‌های اقتصادی سهم کمتری نسبت به دیگر اقوام خواهند داشت و رقابت‌های قومی در مجلس در تدوین لوایح بودجه جانشین دیدگاه کارشناسی می‌شود. به عنوان مثال در وضعیت موجود استان آذربایجان شرقی با وجود جمعیت کمتر از استان فارس (حدود یک میلیون نفر جمعیت آذربایجان شرقی از استان فارس کمتر است) ۱۹ نماینده در مجلس دارد در حالی که استان فارس با جمعیت بیشتر ۱۸ نماینده در مجلس دارد و بدین ترتیب نابسامانی جدیدی بر فضای پارلمان سایه می‌افکند یعنی اگر عامل قومی به متغیر مهمی در سیاست‌ورزی مبدل شود در نتیجه تغییر ذائقه رأی‌دهندگان از نگاه ملی‌اندیشانه به نگاه قومی تغییر مسیر داده و تغییر ذائقه نامزدها و کاندیداها نیز به جای در پیش گرفتن رویکردی ملی با اتخاذ مواضع قومی به تشدید شکاف‌های قومی در کشور یاری می‌رساند. نتیجه چنین مجلسی تصویب قوانین ضعیف و غیرکارشناسی و تضعیف انسجام داخلی مجلس خواهد بود. البته با توجه به جایگاه مجلس و نظارت این نهاد بر دولت و قوه مجریه عملاً قوه مجریه نیز تحت تأثیر این فرایند قرار گرفته و دولت در برنامه‌ریزی‌های خود و نیز انتخاب مدیران کشور به جای شایسته‌سالاری با بازگشت به عصر حاکمیت ایلات و طوایف سمت و سویی قومی پیدا خواهد کرد و در نهایت ساختار دولت نیز به سوی ساختاری قومی میل می‌کند و در نهایت دولتی ضعیف و ناتوان مجری اداره کشور خواهد شد.

۶- بخش عمده‌ای از مناطق کشور محل سکونت تنوعی از زبان‌ها و گویش‌ها و ادیان و مذاهب است. استان آذربایجان غربی و شهرهای ارومیه و ماکو و سلماس و نقده و میاندوآب محل سکونت هموطنان شریف آذری و کرد شکاک و سورانی و آشوری و ارمنی است. حضور نماینده چنین شهرهای دو یا چند قومی موجب اعتراض شهروندان سایر اقوام شده و به این ترتیب جو رقابت قومی جانشین روابط مسالمت‌آمیز و برادرانه در این دست از شهرها خواهد بود. به ویژه آنکه در برخی از مناطق دو قومی در سده معاصر گاه و بیگاه و تحت تأثیر متغیرهای داخلی و خارجی گاه تنش‌هایی روی داده است. چند قومی لر و عرب و فارس در اهواز، چند قومی سیستانی و بلوچ و شیعه و سنی در زاهدان، چند قومی کرد و آذری و آشوری و ارمنی و مسلمان شیعه و سنی و مسیحی در ارومیه، چند مذهبی شیعه و سنی و یارسان در کرمانشاه و متنوع‌ترین شهرهای ایران یعنی تهران و کرج و مشهد و… آیا آغاز دومینوی تأسیس فراکسیون‌های قومی کیان ملی را در معرض تنش‌های اجتماعی و قومی قرار نخواهد داد؟

در حالی که شواهد و نشانه‌های بسیاری در دست است که تجزیه ایران یا لااقل تشدید رقابت‌های قومی و آغاز منازعات قومی در دستور کار سازمان‌های جاسوسی و امنیتی کشورهای دور و نزدیک قرار دارد آیا هر نوع تلاش برای قومی‌سازی سیاست‌ورزی در کشور در راستای منافع بیگانگان نیست؟

۷- درباره نمایندگانی که پای بیانیه تشکیل فراکسیون را امضا کرده‌اند نیز ابهاماتی مطرح است. ابتدا سخنگوی فراکسیون از امضای صد تن از نمایندگان سخن گفت بی آنکه امضاها و نام افراد امضا کننده عمومی شود. سپس از امضای تعداد بسیار کمتری خبر داده شد باز بی آنکه تمام نام‌ها مشخص شود. در رسانه‌ها نام افرادی مطرح شده بود که در تهران و شیراز و ساوه و لنجان و سیمره و سایر نقاط کشور به مجلس راه یافته‌اند. افرادی که در مناطق غیر از استان‌های شمال غرب به مجلس راه یافته‌اند که نماد مناطق غیرقومی کشور هستند و بسیاری از رأی‌دهندگان بی‌توجه به تبار قومی و قبیلگی این افراد و تنها به عنوان لیست مورد حمایت یکی از دو جناح به آنان رای داده‌اند. این مسئله ضمن آنکه نافی امانت‌داری و مقابل اعتمادی است که مردم بدین گونه افراد داشته‌اند نشان دیگری است از تلاش برای قومی‌سازی حوزه‌های سیاسی کشور حتی در پایتخت و سایر مناطق کشور.

۸- در محافل سیاسی این پرسش مطرح می‌شود چنانچه فرد یا افرادی با نام ایران و ملّیون ایرانی قصد مشارکت در انتخابات داشتند، آیا نهادهای مجری و ناظر انتخابات به این دست از افراد با سلیقه‌های ملّی‌اندیشانه اجازه فعالیت انتخاباتی داده می‌شد؟ ایا اجازه داده می‌شد تا چنین افراد محتملی از تشکیل فراکسیون ملّیون ایرانی خبر دهند و هدف از تأسیس فراکسیون ملّیون نیز تأکید بر همبستگی ملی و انسجام داخلی باشد؟ آیا در همان مراحل اولیه پیش از رأی‌گیری صلاحیت چنین افرادی ردّ نمی‌شد؟ پاسخ بدین پرسش چندان مبهم نیست. اما از قِبَل چنین پرسشی می‌توان به این نتیجه رسید که دامنه امنیتی و حریم امن فعالیت‌های ایران‌گریز چرا چنان رشد کرده که حتی تا درون نهادهای حکومتی نیز رسوخ کرده است؟ یعنی لایه‌های مختلف حاکمیت چشمان خود را بر پیامدهای نافی امنیت ملی و همبستگی ایرانیان چنین رویکردهایی بسته‌اند؟

از سوی دیگر در خصوص تشکیل این فراکسیون برخی گمانه‌زنی‌ها در داخل و خارج از کشور شکل‌گرفته و طرح شده است. با توجه به سوابق برخی از اعضای فراکسیون پیشنهادی و حضور آنان در نهادهای خاص و نیز حضور نیروهایی از هر دو جناح کشور در میان آنان به ویژه آنکه برخی از این افراد در جریان شورش‌های قومی ابتدای انقلاب نیز سهمی در مقابله با گروه‌های تجزیه‌طلب بر عهده داشته‌اند برخی از نیروهای قوم‌گرا و تجزیه‌طلب خارج از کشور وابسته به جریان‌های افراطی قوم‌گرای آذربایجانی مدعی‌اند تشکیل چنین فراکسیونی کار نهادهای امنیتی داخلی برای رقیب‌سازی در برابر آنها است و برخی از تحلیلگران داخلی نیز با مقدمه مشابه مدعی‌اند تشکیل چنین فراکسیون‌هایی رقیب‌سازی برای اصلاح‌طلبان در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری پیش رو است. جدای از درستی و یا نادرستی چنین فرضیاتی به نظر می‌رسد موضوعات مرتبط با مسائل قومی در کشور به دلایل ضعف دستگاه‌های مسئول فرهنگی، اجتماعی و سیاسی و سایر دستگاه‌های کشور و تنوع رویکردها و برنامه‌ها و استراتژی‌های حوزه اقوام و مذاهب به تدریج زمینه تشدید مسائل قومی را به دنبال داشته و تلاش‌های رقبا و دشمنان کشور نیز مزید بر علت شده است تا بیش از هر زمان دیگری مباحث قومی در کشور با اهمیت به نظر رسند. در یک جمع‌بندی اجمالی می‌توان گفت بازی سیاسی با اقوام ایرانی ریل‌گذاری برای قطار دشمنان ایران و ایرانی است و جهان ایرانی و روند دموکراسی و فعالیت‌های مدنی در کشور قربانی اصلی چنین سیاست‌هایی است.

با برچسب: , , , , , , , , , , ,