لزوم تأسیس دولت دموکراتیک، گفت و گو با نوشیروان مصطفی

به مناسبت درگذشت نوشیروان مصطفی

گفت و گوی احسان هوشمند با نوشیروان مصطفی

فصلنامه ی گفتگو ویژه اقلیم کردستان عراق،  شماره ۵۸،  مرداد ماه ۱۳۹۰

نوشیروان مصطفی

نوشیروان مصطفی

با تشکر، لطفا گزارش از تحولات کردستان عراق در دو دهه اخیر بیان کنید.
به باور نسل ما همه جنبش‌های سیاسی، حرکت‌های اقتصادی، نظامی و حکومتی در هر مرحله‌ای اولویت‌هایی دارند. در سال ۱۹۹۱ که در کردستان عراق قیامی شکل گرفت و به رانده شدن حزب بعث از کردستان عراق منجر شد، یک خلاء اداری، امنیتی و قانونی ایجاد شد، زیرا حکومتی در کردستان عراق باقی نمانده‌بود. از این رو، جبهه کردستان اداره امور را در دست گرفت و کردها خود مسئولیت را عهده‌دار شدند. برای ما این نخستین بار در تاریخ کردستان عراق پس از زمان شیخ محمود، در دهه ۱۹۲۰ – بود که توانستیم فرمانروایی خود را به دست بگیریم و اداره امور سرزمین خود را داشته باشیم. این برای ما تجربه بسیار مهمی بود. این تجربه با توجه به موقعیت متفاوت کردها در ایران، سوریه، ترکیه و عراق مسائلی هم داشت؛ چون هر یک از همسایه‌ها دیدهای متفاوتی به ما نظر داشتند و لزوماً همة آنها دوست نداشتند کردستان عراق مانند یک واحد سیاسی متمایز ظاهر شود.

بزرگ‌ترین اشتباهی که ما انجام دادیم این بود که نیروهای پیشمرگه‌ای را که در کوهستان سازمان داده بودیم نتوانستیم در لشکری واحد و به صورت حرفه‌ای برای میهن و ملت سازماندهی کنیم. هر حزبی نیروی مسلح خود را نگاه داشت

برای ما در این مرحله اولویت این بود که چگونه بتوانیم خلاءهای موجود را پر کنیم و برای نخستین بار دولت کردی را پایه‌گذاری کنیم. ما توانستیم موفقیت‌هایی به دست آوریم و همچنین موفق شدیم در مدت کمی انتخابات برگزار کنیم. انتخابات به صورت عمومی برگزار شد و پارلمان کردستان شکل گرفت و پارلمان نیز حکومت اقلیم کردستان را بنیان نهاد.
برای نخستین بار به تأسیس وزارت‌خانه‌هایی اقدام کردیم. آن نهادهایی را که بعثی‌ها از خود بر جای گذارده بودند، کامل کردیم و توانستیم انجمن وزیران اقلیم کردستان، نیروی پیشمرگه و نیروهای امنیتی را تأسیس کنیم و به نوعی در اقتصاد فعال شویم که منطقة خود را اداره کنیم. در حالی که اولویت ما در آن مرحله تأسیس دستگاه‌ها و نهادهای حکومت اقلیم کردستان بود، مخالفت‌های بسیاری در مقابل ما قرار داشت؛ به طور مثال: اراده عراق بر شکست ما بود چون از آن‌ها جدا شده بودیم؛ ایران با دیده شک و تردید به جنبش ما می‌نگریست؛ ترک‌ها بر این باور بودند که این یک جنبش استقلال‌طلبی است و بر امنیت ملی آن‌ها تأثیرگذار خواهد بود؛ سوری‌ها مخالف فدرالیسم بودند. بنابراین در موقعیتی قرار داشتیم که در هر چهار طرف با تردید یا دشمنی به ما نگاه می‌کردند. از این رو، مجبور بودیم که از همه ضعف‌ها و موارد ضعف که در بین خود ما وجود داشت، چشم‌پوشی کنیم؛ از فساد گرفته تا فساد اداری، استفاده از نیروهای ناکارآمد و در کل از همه موارد منفی چشم پوشیدیم، آن هم به دلیل یک هدف اساسی که تأسیس حکومت اقلیم کردستان عراق بود.
ما آن مرحله را پشت سر نهادیم. اما متأسفانه پس از این مرحله به خاطر کسب قدرت، میان حزب اتحادیه میهنی و حزب پارتی دچار جنگ داخلی شدیم. بزرگ‌ترین اشتباهی که ما انجام دادیم این بود که نیروهای پیشمرگه‌ای را که در کوهستان سازمان داده بودیم نتوانستیم در لشکری واحد و به صورت حرفه‌ای برای میهن و ملت سازماندهی کنیم. هر حزبی نیروی مسلح خود را نگاه داشت؛ به عنوان مثال: اتحادیه میهنی نیروهای خود را داشت و پارتی و همچنین دیگر احزاب کوچک نیروهای مسلح خود را حفظ کردند. بنابراین آن‌ها نه فقط احزاب سیاسی، بلکه احزاب مسلح نظامی نیز بودند. از این رو، زمانی که انتخابات انجام شد؛ در انتخابات، احزاب مسلح نیز مداخله کردند. اگر توافقی بین دو حزب دموکرات کردستان عراق و اتحادیه میهنی بر سر تقسیم قدرت نمی‌بود، به جنگ تبدیل می‌شد. چون هیچ طرفی قدرت طرف مقابل را قبول نداشت و دست آخر هم که قدرت همدیگر را نپذیرفتند، جنگ شکل گرفت و چند سال به درازا کشید.

آن هنگامی که جنگ داخلی در کردستان عراق درگرفت .اولویت اتحادیه میهنی این بود که خود را حفظ کند و بقا داشته باشد. اولویت حزب پارتی نیز حفظ خود و شکست طرف مقابل بود. هر دو طرف می‌خواستند طرف مقابل را حذف کنند. اما چون هیچکدام موفق به حذف طرف دیگر نشد، ناگزیر روش دو اداره‌ای را پذیرفتند

آن هنگامی که جنگ داخلی در کردستان عراق درگرفت ـ من عضو اتحادیه میهنی و در آن زمان برای مدتی خارج از کشور بودم ـ اولویت اتحادیه میهنی این بود که خود را حفظ کند و بقا داشته باشد. اولویت حزب پارتی نیز حفظ خود و شکست طرف مقابل بود. هر دو طرف می‌خواستند طرف مقابل را حذف کنند. اما چون هیچکدام موفق به حذف طرف دیگر نشد، ناگزیر روش دو اداره‌ای را پذیرفتند.
در این هنگام رژیم بغداد سقوط کرد. پس از سقوط رژیم، مرحله جدیدی پیش روی ما قرار گرفت. حالا مرحله آن بود که چگونه حقوق ملی کرد را در قانون اساسی عراق تثبیت کنیم. اولویت ما در آن مرحله به گونه‌ای تغییر یافت. ابتدا اولویت ما تأسیس نهادها و دستگاه‌های حکومت اقلیم کردستان بود؛ ولی در این مرحله، اولویت این شد که چگونه حقوق ملی کرد را در قانون اساسی تثبیت کنیم و اقرار کنند که اقلیم کردستان مانند اقلیمی فدرالی، دارای نوعی استقلال از مرکز و خود مختاری باشد. ما در آن هنگام دوباره از کاستی‌ها و موارد منفی همدیگر چشم پوشی کردیم، تا هر دو در بغداد در برابر عرب‌ها، آمریکا و آن‌هایی که طرف مذاکره بودند، یکصدا باشیم. بنده خود یکی از اشخاص حاضر در بغداد بودم و در گفت‌وگوها و یکی از چهار کردی بودم که در نوشتن قانون اساسی عراق مشارکت داشتم. با افتخار می‌گویم که توانستیم برخی از اساسی‌ترین اجزاء حقوق ملی عراق را در قانون اساسی عراق ثبت کنیم و برخی از حقوق ملی کرد را نیز در آن بگنجانیم. برای ما جای افتخار است که یک قانون اساسی برای عراق تدوین کردیم که در مقایسه با قوانین اساسی برخی از کشورهای خاورمیانه بسیار پیشرفته‌تر است. در مرحله سوم زمان آن فرا رسید تا خانه اقلیم کردستان را سازماندهی کنیم. تصور ما این است در مدت ۱۵تا۲۰ سال گذشته، نظام تک حزبی در کردستان عراق حاکم بوده و پلورالیسم وجود نداشته‌است. منطقه سلیمانیه تحت نفوذ اتحادیه میهنی و منطقه اربیل و دهوک در دست پارتی بوده‌است. در ۲۰ سال گذشته احزاب هر کدام دارای نیروی پیشمرگه، و نیروهای امنیتی و مسلح خود بوده‌اند که به نیروهای دولتی تبدیل نشده‌اند. حزب در تمام کار و امور زندگی مردم مداخله می‌کند. در دانشگاه، بازار، انتصاب و عزل کارمندان پایه یک منطقه اقلیم کردستان مداخله دارد. حزب در همه جنبه‌های زندگی انسان کُرد دخالت دارد. این وضعیت سبب شده که حزب و حکومت با هم تداخل پیدا کنند.

تصور ما این است در مدت ۱۵تا۲۰ سال گذشته، نظام تک حزبی در کردستان عراق حاکم بوده و پلورالیسم وجود نداشته‌است. منطقه سلیمانیه تحت نفوذ اتحادیه میهنی و منطقه اربیل و دهوک در دست پارتی بوده‌است.

ما در سلیمانیه حکومت داریم؛ اما حکومت حزب اتحادیه میهنی است. در اربیل و دهوک نیز حکومت حزب پارتی وجود دارد. ما می‌خواهیم این حکومت را تبدیل به یک حکومت ملی کنیم. می‌خواهیم پیشمرگه ـ که در حال حاضر به شکل دو نیروی پیشمرگه اتحادیه و پارتی وجود دارد ـ تبدیل به یک نیروی ملی شود و نیروهای امنیتی هم به یک نیروی امنیتی ملی تبدیل شود. باید همه افراد در این کشور حق داشته باشند به استخدام پلیس، نیروی پیشمرگه و امنیتی درآیند و حق داشته باشند که قائم مقام، بخشدار، فرماندار، استاندار شوند . ما به صورت طبیعی دوست داریم که در کردستان عراق احزاب فعالیت داشته باشند و تصورمان این است که پایه اساسی، دموکراسی است و بدون حزب سیاسی، سیستم دموکراسی وجود نخواهد داشت.
اما اکنون در این کشور فعالیت حزبی به شیوه اروپای شرقی پیشین انجام می‌شود. در گذشته احزاب کمونیست اروپای شرقی به چه روشی کشورهای خود را اداره می‌کردند؟، همان روش در این جا وجود دارد. بنده خود جزء آن افرادی بودم که در تأسیس اتحادیه میهنی مشارکت داشتم. هم پارت و هم اتحادیه میهنی کردستان هر دو در زمانی شکل گرفتند که مقاومت مسلحانه وجود داشت. به همین دلیل تشکیلات این احزاب، به نوعی تشکیلات نظامی است. از این رو، درست مثل احزاب کمونیست اروپای شرقی تلاش می‌کنند کنترل همه جنبه‌های جامعه را به دست گیرند.
حالا که در این مرحله ما را به نام گوران می‌شناسند، مرحله سازماندهی داخلی کرد است. ما تلاش می‌کنیم عدالت اجتماعی برقرار شود، تلاش می‌کنیم حدود فساد مالی و اداری تعیین شود و حدود همه اَشکالی که در این کشور به آن فساد گفته می‌شود، مشخص گردد. می‌خواهیم شفافیت نظامی و ارتباطات سیاسی وجود داشته باشد. می‌خواهیم مردم کردستان بدانند ارتباطات اقلیم کردستان با ایران، ترکیه، سوریه، آمریکا، انگلیس و سایرین چگونه است؟ گفت‌وگوهایی که بین اقلیم کردستان با حکومت عراق در جریان است نباید تنها در اتاقی دربسته که فقط چهار یا پنج نفر در آن حضور دارند؛ انجام شود، بلکه باید اطلاع‌رسانی انجام شود. ما می‌خواهیم پارلمان در جریان باشد و به این واسطه مردم در جریان قرار گیرند و بر آن صحه بگذارند.
به طور مثال، شاید شما در ایران برخی انتقادها دربارة انتخابات داشته باشید، ولی بنده از شما سؤال می‌کنم آیا آقای احمدی‌نژاد هنگامی که وارد انتخابات شد ۱۰ هزار قبضه اسلحه خریداری کرد و میان هواداران خود تقسیم کرد تا رأی به دست آورد؟ آیا ۱۰ هزار قواره زمین را از تهران جدا و میان آشنایان خود تقسیم کرد تا به او رأی بدهند؟ یا ۱۰ هزار کامپیوتر با بودجه دولت خریداری و در بین مردم تقسیم کرد تا به او رأی داده شود؟ در کردستان از این کارها انجام می‌شود. ما می‌خواهیم برای این مسائل حدودی قائل شویم.

می‌گوئید فرایندهای دموکراتیک در کردستان عراق با موانعی رو به رو است، چگونه گوران در این فضا شکل گرفت؟ آیا از قبل هماهنگی‌های لازم با اسلام‌گراها، کمونیست‌ها و سایر جریان‌های فعال که در کردستان عراق فعالیت دارند، انجام شده بود؟ لطفاً فرایند شگل‌گیری گوران و این پرسش را که در حال حاضر گوران متشکل از چه جریان‌های است، توضیح دهید؟
پس از قیام، همانگونه که گفتم اولویت‌ها برای ما مهم بودند، اما نارضایتی از روز نخست وجود داشت. نارضایتی مردم از بی عدالتی در استخدام بود؛ به طور مثال شما به عنوان یک فرد اهل سلیمانیه، هر چند دلسوز و انسان وارسته‌ای باشید و مدرک شما هر چند از اعتبار بالایی برخوردار باشد، اگر عضو حزب اتحادیه میهنی نبوده باشید، نمی‌توانید در این منطقه شغلی به دست آورید و یا در اربیل و دهوک اگر عضو حزب پارتی نباشید، نمی‌توانید شغل مناسبی بیابید. این به غیر از موارد دیگر است؛ مثلاً ما دستگاه امنیتی داریم که به جز اعضای اتحادیه میهنی و پارتی، شخص دیگری نمی‌تواند در این سیستم وارد شود. در نیروی پیشمرگه نیز وضع به همین گونه است. به جز اعضای این دو حزب کسی قادر نیست وزیر، وکیل، مدیر همگانی، بخشدار، فرماندار شود. نوع زندگی و معیشت مردم با آن‌هایی که در دو حزب حاکم یا در حکومت مسئول هستند، تفاوت دارد. این گروه اخیر از سطح بالایی از رفاه در زندگی برخوردارند و بقیه در سطح پایین‌تری زندگی می‌گذرانند. کسی نمی‌داند درآمد اقلیم کردستان چقدر است و از کجا حاصل می‌شود و چگونه هزینه می‌شود؟ حتی پارلمان کردستان نیز مطلع نیست. بسیاری از درآمدها، هزینه احزاب می‌شده است و این تبعیض طبقاتی را در پی داشته است.
مسئولان حزب و حکومت در رفاه بسیار خوبی زندگی می‌کنند. بهترین ماشین، خانه و بلند پایه‌ترین مقام را در اختیار دارند. زیباترین محل زندگی و زمین را تصرف می‌کنند و با سایر مردم زندگی متفاوتی داشته‌اند. این‌ها نارضایتی بسیاری را پدید آورده بود. اما ما نمی‌خواستیم این نارضایتی‌ها را سازماندهی کنیم و به آن تشکیلات ببخشیم. چون به همان دلایلی که عنوان کردم مرحله اول، مرحله تأسیس حکومت اقلیم بود. در مرحله دوم جنگ داخلی و پس از آن مرحله تدوین قانون اساسی بود. اکنون زمان آن فرا رسیده است که به امور دیگر رسیدگی کنیم. زمانی که ما به جنگ با حکومت بعث مشغول بودیم، جوانانی که در مناطق درگیر بحران زندگی می‌کردند، تنها بخش بسیار کمی به خارج مهاجرت کردند و بقیه ماندند و مقاومت کردند. حال آن که پس از تاسیس حکومت اقلیم کردستان، صدها هزار جوان کرد به اروپا مهاجرت کرد. مسئله مهاجرت را با دوران بعث مقایسه کنید. در آن دوران تنها ده‌ها هزار نفر مهاجرت کردند، اما پس از آزاد شدن اقلیم کردستان صدها هزار جوان، کردستان عراق را ترک کردند. این مسئله نتیجه همان بی‌عدالتی بود. بعد هم موجب شد که چندین روزنامه و مطبوعة محلی اعتراض کردند و گروه‌های کوچک تظاهرات کردند که ما زیاد رضایت نداشتیم. خود ما به حکومت اقلیم کردستان کمک کردیم تا استقرار و ثبات یابد و آرامش برقرار شود تا اولویت‌ها عملی شوند.

در ۲۰ سال گذشته احزاب هر کدام دارای نیروی پیشمرگه، و نیروهای امنیتی و مسلح خود بوده‌اند که به نیروهای دولتی تبدیل نشده‌اند. حزب در تمام کار و امور زندگی مردم مداخله می‌کند. در دانشگاه، بازار، انتصاب و عزل کارمندان پایه یک منطقه اقلیم کردستان مداخله دارد. حزب در همه جنبه‌های زندگی انسان کُرد دخالت دارد. این وضعیت سبب شده که حزب و حکومت با هم تداخل پیدا کنند.

در حال حاضر، به نظر ما اولویت‌ها تغییر یافته‌اند. به زعم ما حکومت بغداد دیگر دشمن ما نیست و ما در آن شریک هستیم. رییس جمهور، چندین وزیر و نایب وزیر، رییس ستاد ارتش، چندین فرمانده لشکر، فرمانده نیروی هوایی و فرمانده دستگاه اطلاعاتی همگی کُرد هستند. بغداد امروز، بغداد سابق نیست و در آن احساس شریک بودن داریم نه دشمنی. پس خطر بزرگ از کردستان رفع شده است. ارتباطات اقلیم کردستان و ایران نیز به نوعی در مسائلی همچون ارتباطات اقتصادی و سیاسی تغییر یافته است. ما فکر می‌کنیم که دیگر ایران دشمن ما نیست. ایران و ترکیه دیگر چشم طمعی برای ارسال نیروهای نظامی و تصرف کردستان عراق ندارند. در بدترین حالت به ما فشار اقتصادی وارد می‌سازند یا فشارهای دیگری ایجاد می‌کنند. دیگر استراتژی تصرف کردستان عراق توسط نیروهای نظامی در سیاست ایران، سوریه و ترکیه جایی ندارد. اما به طور مثال می‌توانند مرز را کنترل و مشکلات اقتصادی برای ما ایجاد کنند. می‌توانند به نیروهای تندرو که در منطقه وجود دارند، کمک کند.
نه این که آن چه می‌گویم صورت می‌گیرد، بلکه این موارد بدترین شکل ممکن خواهد بود. اما دیگر ایران، ترکیه، سوریه و دولت‌های منطقه دشمن ما نیستند. شاید سیاست ما را دوست نداشته باشند. اما مانند یک واقعیت، قانون اساسی عراق منطقه اقلیم را به مثل یک منطقه فدرالی پذیرفته است. ایران، ترکیه و سوریه با اینجا داد و ستد دارند. در هر سه کشور هیأت‌های نمایندگی اتحادیه میهنی، حزب دموکرات کردستان عراق و منطقه اقلیم کردستان حضور دارند.

کشته های اعتراضات سلیمانیه

کشته های اعتراضات سلیمانیه

آیا حزب گوران در این کشورها نمایندگی دارد؟
نه، امکان ندارد ما در این کشورها حضور یابیم، چون بر این باور هستیم که سیاست خارجی از وظایف حکومت مرکزی است. الان فکر می‌کنیم کارها سبک‌تر شده‌اند؛ آنقدر که خود را به دشمن خارجی و یا این که ممکن است عراق یک بار دیگر کردستان را اشغال کند و ایران و ترکیه توطئه می‌کنند، مشغول نمی‌کنیم. این سخن‌ها دیگر قابل استفاده نیست.
در حال حاضر، همان گونه که عرب با استفاده از مسئله فلسطین برای تبلیغات روزانه استفاده می‌کنند، برخی نیروهای کردی از مسئله کرکوک، توهّمی را به وجود می‌آورند تا ملت کرد به صورت مداوم از دولت منطقه پشتیبانی کند. ولی فکر می‌کنم زمان آن فرا رسیده تا درباره وضعیت نفت با دقت بیشتری سخن بگوییم: این که قراردادها برای چند سال است؟ سهم کرد چه اندازه و سهم شرکت‌های خارجی به چه میزان است؟ در کجا انجام شده است؟ سهم نسل آینده و سهم خودتان به چه میزان است؟ الان کسی از این مسائل آگاه نیست. بیشتر از ۲۰ سال با برخی از شرکت‌های خارجی تعامل نفتی انجام شده است، اما به غیر از خودشان و برخی دیگر، کسی از آن‌ها اطلاعی ندارد.
الان با حکومت عراق در خصوص مسئله پیشمرگه مذاکره می‌کنند، در مورد مسئله کرکوک و سایر مسائل مهم دیگر گفت‌وگو می‌شود، ولی کسی جز خودشان از آن‌ها مطلع نیست. اکنون شما اگر عضو اتحادیه میهنی یا پارتی نباشید، امکان سفیر شدن، وزیر شدن، وکیل شدن را ندارید. ما می‌خواهیم به این شیوه پایان داده شود و دولت شهروندی درست شود. دولت حزب باقی نماند. ما می‌خواهیم دولت حزب تبدیل به دولت ـ ملت، شهروندی شود و شهروندی معیار سپردن وظایف باشد نه عضویت در احزاب.
شهروندی نزد ما بسیار مهم‌تر از عضویت در احزاب است، چون زمان این مرحله گذشته است. شما می‌توانید عضو حزب باشید و در انتخابات شرکت کنید و به هر کس دوست دارید رأی بدهید. اما دیگر نمی‌شود و نمی‌توان در جایی مثل وزارت کشاورزی که در آن ۵۰ هزار نفر فعالیت دارند، همه را به اجبار عضو یک حزب کرد. ما ۱۳۲ هزار دبیر داریم. از این تعداد احتمال دارد تنها ۲ هزار نفر در برابر اجبار عضویت در حزب مقاومت کرده باشند و بقیه به اجبار عضو اتحادیه میهنی یا پارتی شدند. آنانی که طرفدار گوران یا گروه‌های اسلام‌گرا هستند، بیشتر حضوری مخفیانه دارند. ما می‌خواهیم این وضعیت را تغییر دهیم و عدالت اجتماعی به منطقه بازگردد.
به طور مثال نمونه‌ای را در مورد حقوق ذکر کنم. در کردستان عراق ۱۱ درجه کارمندی وجود دارد. درجه یک ماهیانه ۱۰ میلیون دینار حقوق دیافت می‌کند و درجه آخر ماهی ۲۰۰ هزار دینار. شما این تفاوت را مشاهده کنید که چگونه شکاف طبقاتی ایجاد می‌کند. این‌ها موجب خواهند شد که آشتی طبقاتی از بین برود. ما به این دلیل فکر می‌کنیم که خطر خارجی رفع شده است و حتی اگر وجود داشته باشد تهدیدی در آینده است. خطر به صورت پتانسیل است. خطر اصلی این است که در داخل شکاف به وجود آمده است، یعنی فقیر روز به روز فقیرتر و ثروتمند روز به روز غنی‌تر می‌شود.

کسی نمی‌داند درآمد اقلیم کردستان چقدر است و از کجا حاصل می‌شود و چگونه هزینه می‌شود؟ حتی پارلمان کردستان نیز مطلع نیست. بسیاری از درآمدها، هزینه احزاب می‌شده است و این تبعیض طبقاتی را در پی داشته است.
مسئولان حزب و حکومت در رفاه بسیار خوبی زندگی می‌کنند. بهترین ماشین، خانه و بلند پایه‌ترین مقام را در اختیار دارند. زیباترین محل زندگی و زمین را تصرف می‌کنند و با سایر مردم زندگی متفاوتی داشته‌اند. این‌ها نارضایتی بسیاری را پدید آورده بود.

در این جا بین حزبی بودن و هم میهن غیرحزبی تبعیض وجود دارد؛ به طور مثال، شما به عنوان فارغ‌التحصیل دانشگاه در کردستان عراق، اگر به یکی از احزاب متمایل نباشید نمی‌توانید دوره کارشناسی ارشد یا دکترا را طی کنید. ما در دانشگاه صلاح‌الدین اربیل ۱۲۰۰ نفر استاد داریم که ۹۰۰ نفر آن‌ها عضو حزب پارتی هستند. در سلیمانیه ۱۳۰۰ نفر استاد دانشگاه سلیمانیه هستند، که از این تعداد حداقل ۹۰۰ نفر با خواهش یا هر وسیله دیگر عضو حزب اتحادیه شده‌اند. این چه تفاوتی با تجربة حزب رستاخیز در ایران دارد؟
به زعم ما در یک سیستم سیاسی مناسب، انسان بد یا جایگاهی ندارد و یا روانه زندان می‌شود. در سیستم سیاسی نادرست، انسان خوب یا روانه زندان می‌شود و یا او هم فاسد خواهد شد. برای ما اصلاح سیستم بسیار اهمیت دارد.

در حال حاضر این پرسش در ایران مطرح است که گوران با توجه به این که توانسته است ۳۵ روز جمعیت چند هزار نفری مردم را در سلیمانیه و دیگر نقاط به خیابان بکشاند؟ چگونه می‌تواند از فقدان شرایط مناسب برای پیشبرد مقاصد انتخاباتی خود سخن بگوید؟
شما وقتی وزارت پیشمرگه را در اختیار دارید، ۹۰ هزار پیشمرگه در هنگام انتخابات بر سر صندوق‌ها حضور می‌یابند که هم مردم را تهدید کنند و هم بیش از یک بار رأی بدهند؛ نیروهای امنیتی بیش از ۵۰ هزار نفر هستند که گمارده خود شما هستند و آراء آن‌ها به نفع شما به صندوق‌ها ریخته می‌شود. علاوه بر آن، مراقب هستند که چه کسی به شما رأی نداده که بعداً او را مجازات کنند؛ وزارت آموزش و پرورش را در اختیار دارید: این وزارت خانه ۱۳۲ هزار نفر معلم دارد که همگی منتسب شما هستند و مدیران این مدارس را بر سر صندوق می‌گمارید، آنها مسئول صندوق‌ها هستند؛ سیستم بزرگ تبلیغاتی که با بودجه دولتی اداره می‌شود: ۱۹ شبکه ماهواره‌ای برای آن‌ها فعالیت می‌کنند و قریب ۴۰۰ رسانه تبلیغاتی، شامل روزنامه‌های محلی، مجله، رادیو محلی، رادیو و تلویزیون عمومی، تلویزیون محلی، ماهواره … همگی برای آنها فعالیت می‌کنند؛ شما چگونه از پس آن‌ها برخواهید آمد.

در حال حاضر چشم‌انداز آینده را چگونه می‌بینید؟
ما به کار و فعالیت خود ادامه خواهیم داد. فعالیت ما تنها در «دروازه سرا» ـ [خیابان و محل تجمع مردم در راهپیمایی‌های اعتراضی در سلیمانیه] ـ نیست ما در پارلمان کردستان و در پارلمان عراق کارهای خود را ادامه خواهیم داد.

نوشیروان مصطفی، احسان هوشمند

نوشیروان مصطفی، احسان هوشمند

آیا می‌تواند نتیجه بخش باشد؟ شما به آینده امیدوار هستید؟
بله ما خوشبینیم؛ ما سیستم تبلیغاتی داریم که در اروپا فعالیت می‌کند. کردهای دیگر به فعالیت افتاده‌اند و در همه جا فشار می‌آورند. شما نمی‌توانید کردستان عراق را فارغ از رخدادهای خاورمیانه در نظر بگیرید. آن چه که در مصر، تونس، لیبی سوریه اتفاق افتاد همگی بر کردستان عراق تأثیرگذارند. شرایط امروز مانند ۲۰ سال گذشته نیست. امروز همه می‌توانند رخدادها را از طریق ماهواره، تلویزیون و اینترنت مشاهده کنند. ارتباطات به وسیله موبایل، اینترنت و شبکه‌های اجتماعی آسان شده است. کردستان نمی‌تواند بی‌تأثیر از تحولات خاورمیانه باشد.

چرا گوران نتوانسته در اربیل، دهوک و مناطق تحت نفوذ حزب دموکرات کردستان عراق خود حضور داشته باشد؟
ما در آن جا دفتر نمایندگی داشتیم. اما همگی را تصرف کردند و به آتش کشیدند. می‌توان از فردی به نام پشتیوان که در این جا حضور دارد، سؤال کنید که چه بر سر او آوردند.


پس از تاسیس حکومت اقلیم کردستان، صدها هزار جوان کرد به اروپا مهاجرت کرد. مسئله مهاجرت را با دوران بعث مقایسه کنید. در آن دوران تنها ده‌ها هزار نفر مهاجرت کردند، اما پس از آزاد شدن اقلیم کردستان صدها هزار جوان، کردستان عراق را ترک کردند. این مسئله نتیجه همان بی‌عدالتی بود. بعد هم موجب شد که چندین روزنامه و مطبوعة محلی اعتراض کردند و گروه‌های کوچک تظاهرات کردند که ما زیاد رضایت نداشتیم.

 

یعنی هیچ اجازه فعالیتی به شما داده نشد؟
روز اول برخی حضور یافتند که همگی بازداشت شدند. حتی اجازه نمی‌دهند گروه‌های کوچک سه یا چهار نفره تجمع کنند، فوری به آن‌ها حمله خواهد شد. برخی امور با منطق قابل درک نیست. شاید شما بتوانید در اربیل هزار نفر را در خیابان جمع کنید، اما طرف مقابل ۲۰ هزار نیروی امنیتی و پیشمرگه را با لباس شخصی حاضر می‌کند و هر معترض توسط ۲۰ نفر به باد کتک گرفته و یا فراری داده می‌شود؛ تاکنون چنین بوده است.

نقل قولی شده‌است که اعتراضات توسط ایران حمایت می‌شود و عامل تظاهرات و اعتراض‌ها بوده‌اند آن‌ها بر مبنای چه استدلال یا شواهدی این ادعا و اتهام را مطرح می‌کنند؟
آن‌ها نزد آمریکایی‌ها عنوان می‌کنند که سپاه قدس و ایران در پشت ماجرا قرار دارد. نزد ایرانیان ادعا می‌کنند که آمریکا بانی و حامی اتفاق‌ها است. به کردها می‌گویند شوونیست‌های عرب از آن‌ها حمایت می‌کنند و به شوونیست‌های عرب نیز می‌گویند که اینها جناح تندرو جنبش کرد هستند. در هر جا به نوعی صحبت می‌کنند.

خیلی از افراد در جریان حوادث اخیر بازداشت و چند نفر کشته و چند صد نفر زخمی شده‌اند. آیا کسانی پیگیر وضعیت زخمی‌ها و یا آزادی بازداشت‌شدگان هست؟
در حقیقت رهبری جنش تظاهرات در دست ما نیست و ما تنها در آن مشارکت می‌کنیم. شما می‌توانید در سلیمانیه شاهد این موضوع باشید که خود معترضان کمیته‌ای درست کرده‌اند و انجمن موقتی متشکل ۲۰ الی ۳۰ نفر تشکیل داده‌اند. ما در آن انجمن تنها یک عضو داریم. ما تنها از آنان حمایت و راهنمایی می‌کنیم. آن‌ها در نوع شعارها، مذاکره‌ها و تداوم اعتراض آزاد هستند. ما روش‌های دیگری برای گفت‌وگو داریم. ما علاوه بر شبکه ماهواره‌ای، در پارلمان و بغداد دارای سخنگو و نماینده هستیم.

به زعم ما حکومت بغداد دیگر دشمن ما نیست و ما در آن شریک هستیم. رییس جمهور، چندین وزیر و نایب وزیر، رییس ستاد ارتش، چندین فرمانده لشکر، فرمانده نیروی هوایی و فرمانده دستگاه اطلاعاتی همگی کُرد هستند. بغداد امروز، بغداد سابق نیست و در آن احساس شریک بودن داریم نه دشمنی. پس خطر بزرگ از کردستان رفع شده است.

 

یعنی گوران خواستار انحلال پارلمان و دولت اقلیم و برگزاری رفراندوم نیست؟
بله! ما خواهان این‌ها هستیم. این پارلمان به هیچ وجه قادر نیست در کردستان عراق اصلاحات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی انجام دهد. چنانچه حزب دموکرات کردستان عراق و اتحادیه میهنی در اصلاح اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جدی باشند باید این حکومت تغییر یابد.

آیا در این جا پارادوکسی وجود ندارد، که گوران می گوید پارلمان نمی‌تواند اصلاحات انجام دهد، اما خود در پارلمان حضور دارد؟
نه! هیچ تعارضی ندارد. چون پارلمان یکی از تریبون‌های سخنگویی ما برای حرف زدن است. ما در پارلمان حاضر می‌شویم و می‌گوییم این پارلمان هیچ کارایی ندارد.
یعنی فقط برای حرف زدن و نه هیچ چیز دیگر!
بله! ما بر این باوریم که پارلمان نمی‌تواند هیچ اصلاحی را انجام دهد. تنها از تریبون آن استفاده می‌کنیم. چون مسئله حکم دادن در اراده‌ای فوق آن‌ها قرار دارد و تنها در دست مسعود بارزانی و جلال طالبانی است. در اختیار نیروهای حزب آن‌ها است. اگر آن‌ها به پارلمان امر کنند که منحل شود، پارلمان فردا خود را منحل می‌کند. فردا به برهم [برهم صالح نخست وزیر منطقه کردستان عراق] بگویند استعفا دهد فوری استعفا خواهد داد. دستورات از بالا صادر می‌شود.

در حال حاضر، همان گونه که عرب با استفاده از مسئله فلسطین برای تبلیغات روزانه استفاده می‌کنند، برخی نیروهای کردی از مسئله کرکوک، توهّمی را به وجود می‌آورند تا ملت کرد به صورت مداوم از دولت منطقه پشتیبانی کند. ولی فکر می‌کنم زمان آن فرا رسیده تا درباره وضعیت نفت با دقت بیشتری سخن بگوییم: این که قراردادها برای چند سال است؟ سهم کرد چه اندازه و سهم شرکت‌های خارجی به چه میزان است؟ در کجا انجام شده است؟ سهم نسل آینده و سهم خودتان به چه میزان است؟ الان کسی از این مسائل آگاه نیست.

برخی ادعا می‌کنند اگر نیروهای آمریکایی از عراق خارج شوند، دوباره جنگ بین عرب و کرد یا جنگ داخلی کردها در می‌گیرد. چشم‌انداز شما از خروج نیروهای آمریکایی و در گرفتن احتمالی جنگ دوباره چیست؟
گمان نمی‌کنم چنین مسئله‌ای اتفاق بیفتد؛ آمریکا در کردستان پیش از این هم حضور نظامی چندانی نداشته است.

در کل عراق …
اگر نیروهای نظامی آمریکا از عراق خارج شوند؛ آمریکا باز هم نفوذ دیپلماسی بسیار زیادی خواهد داشت. آمریکا بزرگترین سفارتخانه را در دنیا در بغداد دارد. تعداد کارکنان سفارتخانه آمریکا در بغداد، به اندازه یک لشکر ایرانی است؛ بیش از دو هزار نفر. به غیر از این نفوذ اقتصادی دارد و همیشه در خلیج فارس کشتی و ناوگان بزرگی بر جای می‌گذارد. این مسائل، همه توهّم است و اتفاقی با خروج آن‌ها در عراق نمی‌افتد. همانطور که از بسیاری از مناطق عراق خارج شدند و اتفاقی هم نیفتاد.

در مرحله دوم اولویت‌هایی که شما به آن اشاره کردید، جنگ بین اتحادیه و دموکرات بود که چند هزار نفر در آن کشته و چند ده هزار نفر نیز زخمی شدند. آیا تاکنون کمیته‌ای حقیقت‌یاب یا جریان حقیقت‌یاب مستقلی شکل گرفته تا به ریشه‌یابی و منشأ و سر آغاز آن بپردازد و آن اتفاق‌ها را مورد ارزیابی قرار دهد و طرف مقصر را معرفی کند ؟
هنگامی که بین اتحادیه و پارتی صلح برقرار شد، بر سر پارلمان صلح کردند و مسئله پایان پذیرفت. حالا که این بحث مطرح می‌شود که خطر جنگ داخلی وجود دارد، تنها دلیل آن به این باز می‌گردد که اتحادیه، نیروهای ویژه خود را دارد پارتی هم همین طور. تا زمانی که این دو حزب دارای نیروهای مسلح خود باشند خطر جنگ داخلی نیز وجود خواهد داشت. بنابراین زیاد به گذشته برنمی‌گردیم و درباره آن بحثی نمی‌کنیم، تا جنگ دیگری در نگیرد.

در کردستان عراق ۱۱ درجه کارمندی وجود دارد. درجه یک ماهیانه ۱۰ میلیون دینار حقوق دیافت می‌کند و درجه آخر ماهی ۲۰۰ هزار دینار. شما این تفاوت را مشاهده کنید که چگونه شکاف طبقاتی ایجاد می‌کند. این‌ها موجب خواهند شد که آشتی طبقاتی از بین برود. ما به این دلیل فکر می‌کنیم که خطر خارجی رفع شده است و حتی اگر وجود داشته باشد تهدیدی در آینده است. خطر به صورت پتانسیل است. خطر اصلی این است که در داخل شکاف به وجود آمده است، یعنی فقیر روز به روز فقیرتر و ثروتمند روز به روز غنی‌تر می‌شود.

در حال حاضر آمار دقیقی از کشته‌شدگان آن جنگ وجود ندارد؟
خیر! آمار دقیقی در این باره وجود ندارد، ولی فکر می‌کنم این آمارها اغراق‌آمیز باشد. در اربیل وزارت شهیدان وجود دارد. وزارت شهیدان آمار همه شهدای کردستان را در اختیار دارد؛ چه کسانی که در جنگ داخلی و چه آن‌هایی که در جنگ عراق شهید شده‌اند، چون خانواده‌های آن‌ها حقوق دریافت می‌کنند. بنابراین در آن جا آمار وجود دارد.

درباره پیوندهای فرهنگی مردم کرد در عراق با ایران و فرهنگ ایرانی ارزیابی شما چیست؟
بین سیستم سیاسی کردستان عراق و سیستم سیاسی ترکیه تفاوت وجود دارد. سیستم سیاسی که در ترکیه در زمان خود درست شد به سمت اروپا و سکولاریسم و ترک کردن منطقه حرکت کرده است. برخی تفاوت‌ها بین کردستان ترکیه و کردستان عراق وجود دارد. تا جایی که در کردستان ترکیه حروف را نیز تغییر داده‌اند. کردستان عراق به درازای زمان در جنگ بوده است. از سوی دیگر، کردستان عراق بیش از ۶۰۰ کیلومتر مرز مشترک با ایران دارد. عشایر کرد عراق و ایران در این مناطق با هم درآمیخته‌اند. حتی نام بیشتر افراد کردستان عراق، اسامی قدیم ایرانی است. تعداد زیادی از کردهای عراق تا ۶۰ سال پیش، گلستان سعدی و شاهنامه را در دروس خود خوانده‌اند. افراد زیادی در این جا زبان فارسی را می‌دانند. تعداد زیادی از مردم سلیمانیه، اهل سنندج و بانه هستند. بخش زیادی از اورامان عراق اهالی مریوان، پاوه، نوسود هستند. بخشی از آن‌ها نیز اهل سلیمانیه‌اند. اما با این وجود ایران به تازگی گشایشی برای کردها به وجود آورده است. تا چند سال پیش هم به کردهای ایران، ترکیه و سوریه به عنوان یک تهدید برای امنیت داخلی هر کشور نگریسته می‌شد.

ما در دانشگاه صلاح‌الدین اربیل ۱۲۰۰ نفر استاد داریم که ۹۰۰ نفر آن‌ها عضو حزب پارتی هستند. در سلیمانیه ۱۳۰۰ نفر استاد دانشگاه سلیمانیه هستند، که از این تعداد حداقل ۹۰۰ نفر با خواهش یا هر وسیله دیگر عضو حزب اتحادیه شده‌اند. این چه تفاوتی با تجربة حزب رستاخیز در ایران دارد؟

مهم‌ترین برنامه شما برای پیشبرد مطالباتتان چیست؟ مرحله اول و مراحل بعدی برنامه‌های شما چیست تا مطالباتتان محقق شود؟
مهم‌ترین هدف ما در این مرحله بی طرف کردن پیشمرگه و نیروهای امنیتی است. این موضوع مهمی برای ما است.

یعنی مستقل کردن آنها از احزاب؟
بله دقیقاً! موضوع دیگر آن است که کمک‌های مالی به احزاب محدود شود و مشخص شود چه میزان بودجه به اتحادیه میهنی، پارتی و سایر گروه‌های دیگر داده می‌شود، این تخصیص‌ها بر اساس چه معیاری است؟ نه این که با میل خود هر چقدر بودجه نیاز داشته باشند دریافت کنند. باید این مسائل شفافیت داشته باشد. شفافیت مالی نزد ما بسیار مهم است. موضوع دیگر جداسازی حزب از حکومت است؛ یعنی دولت ـ شهروند شکل بگیرد و هرکسی بتواند در آن مشارکت داشته باشد. فارغ از این، یک سال و نیم پیش که قانون اساسی تدوین شد تقریباً به صورت ویژه‌ای برای ریاست اقلیم نیز نوشته شد که اکنون برای مردم دیگر چندان فایده‌ای ندارد. ما می‌خواهیم آن قانون اساسی تعدیل و اصلاح و به یک قانون دائمی تبدیل شود که پس از آقای بارزانی هر کس جایگزین ایشان شود، قانون مناسبی باشد.

آمریکا بزرگترین سفارتخانه را در دنیا در بغداد دارد. تعداد کارکنان سفارتخانه آمریکا در بغداد، به اندازه یک لشکر ایرانی است؛ بیش از دو هزار نفر. به غیر از این نفوذ اقتصادی دارد و همیشه در خلیج فارس کشتی و ناوگان بزرگی بر جای می‌گذارد.

اتحادیه، نیروهای ویژه خود را دارد پارتی هم همین طور. تا زمانی که این دو حزب دارای نیروهای مسلح خود باشند خطر جنگ داخلی نیز وجود خواهد داشت.

از این موضوع تحت عنوان اصلاح انقلابی یاد می‌شود؛ یعنی؛ اصلاحی از نوع اصلاح عمیق.
ولی انقلابی تنها آن است که به وسیله اسلحه و جنگ اقدام شود.

بله! این انقلاب است. اما اصلاح، خواسته کوچکتری است و اصلاح انقلابی، اصلاح در چارچوب پذیرفته‌شدة بزرگ‌تر.
می‌توان گفت که خواسته‌ای رادیکالی است. حزبی که سی سال قدمت دارد و دارای ۲۰ یا ۵۰ هزار پیشمرگه است و اکنون از او خواسته می‌شود که از آن‌ها برای حکومت چشم‌پوشی کند، کار آسانی نیست. اما باید این انجام شود.

با تشکر و سپاس از جنابعالی
بنده هم از شما سپاسگزارم. زنده باشید.

پست شده در منطقه کردستان عراق, پیشنهادات با برچسب: , , , , , , , ,

مشترکان

برای دریافت نوشته های جدید، نام و ایمیل خود را وارد کنید.
Name
Email *