ما در مرحله گذار هستیم

گفت‌وگوی احسان هوشمند بانجدت آکری

فصلنامه ی گفتگو ویژه اقلیم کردستان عراق،  شماره ۵۸،  مرداد ماه ۱۳۹۰

دکتر نجدت آکری

دکتر نجدت آکری

آقای دکتر! با تشکر برای فرصتی که در اختیار ما گذاشتید، برای شروع گفت وگو لطفاً از آن چیزی که در کردستان تا به امروز رخ داده است، تاریخی مختصر بیان بفرمایید.
بنده هم از شما تشکر می‌کنم و به شما برای آمدن به کردستان عراق خوش‌آمد می‌گویم. بنده دکتر نجدت آکری هستم. به لحاظ آکادمیک چند پست داشته‌ام. به مدت ۱۰ سال رییس دانشگاه حقوق و برای ۲ سال نیز مدیرکل امور دانشجویان بوده‌ام. دانشجویان در آن دوره دارای مشکلات زیادی بودند. من بخشی از تحصیلاتم را در بغداد گذراندم و در سال ۱۹۹۱ به کردستان بازگشتم. یکی از بنیان‌گذاران این وزارتخانه هستم. همچنین، مدیر کل دیوان وزارت را عهده‌دار بودم. اکنون نیز به مدت ۲ سال است که مدیر کل پژوهش و توسعه هستم. این اداره با پژوهش‌های علمی تحصیلات فوق لیسانس، دکترا، و در مجموع دیپلم به بالاتر است. مدرک دکتریم امنیت بین‌المللی است و فوق‌لیسانسم قانون توسعه است. در دستگاه‌های اطلاع‌رسانی دیداری، شنیداری و تصویری کارمند هستم.

در ابتدا بدون مقدمه از این نکته شروع می‌کنم، به نظر ما ایران یک تمدن است و به عنوان یک تمدن به آن می‌نگریم. چون مجموعه پیوندهای عمیق مشترکی مانند آیین، منافع مشترک اقتصادی، تاریخی با ایران داریم. ایران برای ما حساب ویژه‌ای دارد. در دیپلماسی کردی نیز ایران دارای اهمیت است و ایران نیز در خصوص دیپلماسی با کردها اهمیت قائل است.
درباره کردستان از سال ۱۹۹۱ به صورت خلاصه شروع می‌کنم. آشکار و هویدا است که در حوادث پس از جنگ اول خلیج فارس، فاکتورهای داخلی و خارجی نقش ایفا کردند تا آزمونی در اقلیم کردستان به میدان بیاید. فاکتور داخلی سیستم سیاسی عراق است، که سیستمی توتالیتاری و دیکتاتوری و دشمن ما بود. همچنین سیاست شوونیستی ـ عربی تندی نسبت به کردها داشت تا که در یک مرحله به مرحله ژینوساید رسید.
فاکتور خارجی، نیز نظام بین‌المللی جدید، در خلال تحولاتی چون انحلال بلوک سوسیالیست، به سمت تک قطبی رفتن جهانی، و در کل یک سیستم بین‌المللی جدید بود که پا به عرصه گذاشت. مناقشاتی در این سیستم بین‌المللی وجود دارد؛ اینکه چگونه باشد و یا چگونه نباشد؟ به این معنی آن سیستم اساسش چه چیزی هست و یا نیست؟ در این زمینه اختلافاتی وجود دارد و تا کنون این سیستم بین‌المللی تثبیت نشده‌است. پس هر نوعی باشد، حوادث جنگ خلیج فارس کاری کرد تا انتفاضه ملی مسلح پیدا شود و این در قانون بین‌المللی مشروع است . تجربه انقلابی‌گری در اقلیم کردستان برای مدت کوتاهی به وجود آمد، شرعیت انقلابی‌گری، شرعیت صوری ـ انقلابی در کردستان بود.
پس از آن به این فکر شد که مؤسسه‌ها و اداره‌هایی در کردستان تأسیس شود. جبهه کردستانی وعده داد که انتخابات و پارلمان به میدان بیاید. بنابراین نخستین انتخابات برگزار شد. تا کنون سه انتخابات انجام شده است و ۶ دولت تأسیس شده‌است. این فرآیند خیلی گسترده نبود، فشرده بود؛ چون باید مجموعه قوانینی تدوین می‌شد. اساس، مؤسسه‌ها قدیمی بود و مؤسسه‌های جدید باید در کردستان به ایفای نقش بپردازند. بنابراین مجموعه قوانین در کردستان تصویب شد. مشکل بسیار بزرگی که ما به آن مبتلا شدیم، جنگ داخلی بود. جنگ داخلی و برادرکشی در سال ۱۹۹۵ اتفاق افتاد.

نجدت آکری: به نظر ما ایران یک تمدن است و به عنوان یک تمدن به آن می‌نگریم. چون مجموعه پیوندهای عمیق مشترکی مانند آیین، منافع مشترک اقتصادی، تاریخی با ایران داریم. ایران برای ما حساب ویژه‌ای دارد.

دلایل شکل‌گیری جنگ داخلی را چه می‌دانید؟
دلیل آن تازگی تجربه و تازگی آزمون این دو حزب در اداره و مدیریت و حکومت بود. چون عقلانیت ادارة مؤسسه‌ها وجود نداشت؛ مؤسسه‌ها به معنی ملی و صنفی. پس تازگی تجربه این دو حزب در حکومت موجب شد نظامی به میدان بیاید که قدرت به صورت پنجاه به پنجاه باشد؛ یعنی پارتی ۵۰ و اتحادیه ۵۰. این مسئله یک مشکل ترسناک بود.

اتحادیه میهنی نمایندگی سورانی‌ها را داشتند و پارتی بیشتر بادینانی‌ها را رهبری می‌کردند. آیا این خود دلیلی برای تقسیم قدرت به این شیوه نبود؟
خیر! این گونه نبود. عامل اصلی جغرافیا بود. چون اداره در اربیل بود، پس جنگ نیز در اربیل به وقوع پیوست. در دهوک و سلیمانیه جنگی وجود نداشت. این جنگ به این دلیل در اربیل بود چون آنجا پایتخت بود.
مسئله دیگر موضوع عقلانیت احزاب بود. آن‌ها تجربه‌ای برای مدیریت و حکومت نداشتند. بنابراین به مدت دو سال تنگ نظری و انحصارگرایی احزاب وجود داشت. این یک درس برای همه ما بود و از آن استفاده کردیم. وضعیت به گونه‌ای بود که در هر وزارت اگر یک نفر پارتی در استخدام بود، باید استخدام شده‌ای از اتحادیه نیز باشد.

یعنی می‌خواستند همه چیز به صورت برابر تقسیم شود.
بله! ما از این تجربه استفاده کردیم و پس از این مرحله، در سال ۱۹۹۶ سرانجام دخالت نظامی به وجود آمد. پس از آن، گفت‌وگوها شروع شد و در سال ۱۹۹۸ در واشنگتن نقشه راه تدوین شد. پس از ۹۸ ، قرابتی خوب به وجود آمد.
حوادث جنگ دوم خلیج فارس و به دنبال آن سقوط صدام، شرایطی را به وجود آورد که ایجاب می‌کرد ما به صورت متحد به بغداد برویم. بغداد با ما اختلاف داشت و عنوان کرده که چون شما دو حکومت هستید، گفت‌وگو با دو حکومت دشوار است. از همین رو، ما متحد شدیم و برنامه‌مان نیز یکی شد. پس از آن انتخابات برگزار شد و کابینه پنجم به ریاست نچیروان بارزانی شکل گرفت که چهل وزارت داشت و کابینه فعالی هم بود. در این چهار سال خدماتی هم انجام شد.
با توجه به وجود جنگ داخلی، دو حزب با اتحادی استراتژیک آموختند که باید با هم‌پیمانی استراتژیکی از این کیان حفاظت شود. این کیان که پاسداری شد، پس از آن انتخابات برگزار شد و کابینه پنجم شکل گرفت. پس از آن نیز انتخابات دیگری برگزار شد و کابینه ششم به میدان آمد. آثار وضعیت دو اداره‌ای حریم برای مدت ۱۰ سال، تا کنون باقی است؛ از امنیت گرفته تا پیشمرگه و امور مالی و دارایی. با وجود این رویدادها، اتفاق استراتژیکی که افتاد این بود که شاخه‌ای از اتحادیه میهنی، افرادی مانند نوشیروان مصطفی، عمر سیدعلی، مصطفی سیدقادر، جلال جاهد، محمد توفیق رحیم، علیه اتحاد استراتژیکی ایستادند که شاخه‌ای رفرمی در داخل اتحادیه بودند. اتحادیه حزبی است که جناح‌های مختلفی در آن وجود دارد. اینها یک شاخه مخالف هم‌پیمانی استراتژیکی و مخالف نزدیک شدن بودند. همین شاخه نیز در جنگ داخلی در سال ۱۹۹۴ دست داشتند. نوشیروان مصطفی آن هنگام تصریح کرد و گفت: باید جنگ در اربیل باشد. هنگامی که به او گفته شد اربیل برای کردها یک پیروزی است و پایتخت است و بنابراین لازم است در آن مکان جنگی نباشد، پاسخ داد چرا پیروزی در اربیل است، بگذارید جنگ در آن جا باشد.
آن‌ها جناحی تندرو هستند و پیشینه‌ای تاریخی دارند. در سال‌های مبارزه مسلحانه از ۱۹۹۷ تا ۱۹۹۸تا جبهه کردستانی، هیچ حزبی وجود ندارد که عضوی از آن توسط جناح «کومله ره نجده ره انی کردستان» کشته نشده باشد. این جناح تندرو، مارکسیست، لنینیست، مائویست و چه‌گوارایی هستند. آنان جناحی تندرو بودند . این جناح تا سال اتحاد استراتژیکی (۲۰۰۵) امتداد دارد. چون مردم می‌خواستند اتحادیه و پارتی به هم نزدیک شوند، آن‌ها نتوانستند موضوع اتحاد را تعدیل کنند. جناح طالبانی و کوسرت رسول علی، که در ابتدا با آن‌ها بود، جدا شد، جناح طالبانی با پارت اتحاد کردند. آن‌ها که شاهد پیروزی اتحاد استراتژیکی بودند، در کنگره اتحادیه از جناح اصلاحی پیروی کردند. در کنگره اتحادیه، شاخه دیگر پیروز شد و این گروه ناچار به بازخوانی شد. در ابتدا گفتند ما روی کارهای فکری فعالیت می‌کنیم و مؤسسه‌ای به نام «مؤسسه کلمه» (وشه) راه‌اندازی کردند و حدود ۳۰ میلیون دلار از جلال طالبانی برای آن مؤسسه پول گرفتند. اما پس از آن هم، هنوز در میان اتحادیه اختلاف و کشمکش وجود داشت.
رهبری حزب از این وضع ناراضی بود از این موضوع ناراحت شد؛ بنابراین آن‌ها انشعاب یافتند و بیانیه‌ای مشترک صادر کردند، با همان اسامی که ذکر شد. آن‌ها خودشان را در ابتدا به عنوان یک گروه اعتراضی مطرح کردند. بیان اپوزیسیون در ابتدا نارضایتی بود، پس از آن به گوران (تغییر) تبدیل شد و حالا هم به روخان (براندازی) تبدیل شده است. در ابتدا نارضایتی و انتقاد، پس از آن به گوران و حالا به براندازی تبدیل شده‌اند. آن‌ها در سال ۲۰۰۹ که ۲۵ کرسی از پارلمان را به دست آوردند به اپوزیسیون سیاسی تبدیل شدند.

پارلمان در مجموع چند کرسی دارد؟
طبعاً این گروه بر اساس قانون احزاب سیاسی شکل نگرفته است. بلکه بر اساس قانون کیانات سیاسی در عراق که پلی‌مر آن را بنیان گذاشت تأسیس شده است. آن‌ها در سال ۲۰۰۹ در پارلمان به معارض سیاسی تبدیل شدند. آن‌ها در پارلمان یک اقلیت هستند و ائتلاف کردستانی اتحادیه و پارتی، آشوری، کلدانی و ترکمان اکثریت را دارند. آن‌ها در ابتدا که فعالیت خود را آغاز کردند، چند بمب زمان‌دار سیاسی کاشتند. من گفتم بالاخره انتقاد و نارضایتی هر چه باشد وجود دارد؛ به طور مثال انتقاد از قانون اساسی اقلیم، انتقاد و اعتراض به [حکمرانی] اقلیم، ریاست اقلیم، انتقاد و اعتراض به تشکیل حکومت، انتقاد و نارضایتی به برنامه حکومت و غیره. آن‌ها در پارلمان به کابینه ششم رأی ندادند و آن جا را ترک کردند. آن‌ها از چند پرونده ترسناک به عنوان دست‌آویز استفاده کردند؛ مانند پرونده ثروت‌های طبیعی و ارسال نفت به ایران و خارج و پرونده حادثه کشتن روزنامه‌نگاری به نام سردشت عثمان که در اربیل کشته شد.

تازگی تجربه این دو حزب در حکومت موجب شد نظامی به میدان بیاید که قدرت به صورت پنجاه به پنجاه باشد؛ یعنی پارتی ۵۰ و اتحادیه ۵۰. این مسئله یک مشکل ترسناک بود.

سردشت عثمان همان روزنامه‌نگار معترضی بود که می‌خواستند ادعا کنند توسط پارتی کشته شده است؟
بله. همچنین آنها پرونده «بودجه اقلیم» را پیش کشیدند. به غیر از این پرونده‌ها، از دو الی سه پرونده دیگر برای اعتراض و انتقاد استفاده کردند. پس از این که چند پروژه را تقدیم پارلمان کردند، «قانون تظاهرات» به تصویب رسید و ریاست اقلیم نیز آن را تأیید کرد.
آن‌ها عنوان کردند این قانون بر ضد حقوق بشر و بر ضد آزادی‌های اساسی است. اما در موضوع تظاهرات، بنده به عنوان استاد قانون، قانون اساسی و قانون اداری، عنوان می‌کنم که این وظیفه اساسی دولت است تا از تظاهرکنندگان حمایت کند. شرط مهم در تظاهرات حفاظت از آن‌ها است.
حال به مسئله اصلی می‌پردازم. در ۱۷ فوریه چه رخ داد؟ من به عنوان استاد قانون در باره آن اظهار نظر می‌کنم. در این روز تظاهرات با موافقت استاندار بود. درخواستی برای اعتراض به وضعیت برخی از خدمات مانند آب، برق، اقتصاد و چیزهایی دیگر ارائه شده بود و هیچ برنامه‌ای دربارة حکومت و رئیس اقلیم در پیش نبود. این تظاهرات که اتفاق افتاد، مسیر رویدادها به جهتی دیگر رفت. گوران در ابتدا مخالف این تظاهرات بود و بیانیه‌ای نیز صادر و عنوان کرد که این‌ها اغتشاش‌گر هستند. خود محمدتوفیق‌رحیم آن را تصریح کرد و گفت این‌ها اغتشاش‌گر و آشوب‌گر هستند.

یعنی خطاب به کسانی که به خیابان آمده بودند؟
بله! سه ساعت پس از تظاهرات، احساس کردند که در اطراف سلیمانیه جنب و جوش نظامی وجود دارد. ۵۰ درصد از آن‌هایی که در تظاهرات شرکت کرده بودند، اهل شهر سلیمانیه نبودند و در اطراف سلیمانیه زندگی می‌کردند. بخشی از آن‌ها بر خلاف قانون، سنی کمترتر از ۱۶ سال داشتند. بر اساس قانون، آن‌هایی که در تظاهرات شرکت می‌کنند باید ۱۸ سال سن داشته باشند. اگر کمتر از ۱۸ سال باشد باید رضایت‌نامه پدر را داشته باشند، اما آن‌ها بدون رضایت پدرشان آمده بودند. آن‌ها دو دسته بودند، یکی از مدرسه از سلیمانه و دیگری از مدرسه پسرانه سلیمانیه. آن‌ها دانش‌آموزان ۱۴ الی ۱۶ ساله بودند که برای تظاهرات آورده شده بودند که با توجه به کمی سن‌شان بی تجربه هستند.
پس از آن که احساس شد در اطراف سلیمانیه نقل و انتقال نظامی وجود دارد. لحن گوران تغییر کرد. این حرکت، حرکت خیابان بود و به گوران تعلق نداشت. اما چون گوران بر اساس بمب زمان‌دار فعالیت می‌کند، می‌خواست این بمب را به سوی سیاست سوق دهد. از این رو، پا که بر روی مین سیاسی گذاشت، حوادث شاخه ۴ [حزب دموکرات کردستان عراق در سلیمانیه که منجر به تلفاتی شد] روی داد. مشکل این است که چون بیشتر [مسئولین شهر سلیمانیه ] طرفدار گوران هستند، حتی در دستگاه امنیت، پلیس، اداره بیشر همراه گوران هستند، به صورت جدی برای کنترل وضعیت اقدام نکردند و اهمال کردند، تا این که وضعیت به آن حوادث و اتفاقات انجامید.

دکتر نجدت آکری، احسان هوشمند

دکتر نجدت آکری، احسان هوشمند

دو طرف دیگر نیز داریم؛ اتحاد اسلامی و کومله اسلامی. اتحاد اسلامی در حکومت مشارکت کرده است. ولی کومله اسلامی در این دولت و حکومت مشارکت ندارد. آن‌ها دارای خواسته‌های اسلامی خاص خود هستند و برنامه‌های خود را دارند؛ مانند اخوان المسلمین. این دو گروه دقیقاً مانند اپوزسیون بودند. گوران نیز چون اپوزیسیون بود از این روی به همدیگر نزدیک شدند؛ یعنی چپ گوران با اسلام سیاسی. البته این نه تنها در کردستان بلکه در مصر و تونس نیز همین گونه است. در سوریه نیز تا حدودی این قرابت چپ و گروه‌های اسلامی وجود دارد.
در این میان متأسفانه خونریزی و کشتن رخ داد. با این اتفاق‌ها، این گروه‌ها به خیابان نزدیک شدند. خیابان بدون رهبر بود و مجموعه جوانانی بودند که نهادهای مدنی آن‌ها را همراهی می‌کردند. ولی باید بین اپوزسیون و خیابان تعاون و همکاری به وجود بیاید. در ادامه این شد که خیابان برای رهبری، انجمن موقتی تشکیل داد و اپوزیسیون نیز به ضرورت تغییر، رویدادها را پیگیری کرد.
مکانی که برای تظاهرات انتخاب شده بود، اتفاقی انتخاب نشده بود. در شش ایلول سال ۱۹۳۰، در این مکان علیه استعمار انگلیس و حکومت سلطنتی عراقی در این مکان تظاهرات شده بود؛ یعنی به لحاظ تاریخی میدان با سابقه‌ای است. سلیمانیه شهری است که فرهنگ ویژه خود را دارد؛ فرهنگی غنی و تاریخی. صدام حسین در مورد سلیمانیه می‌گفت: «المدینه صعبه» یعنی شهر مشکل. صدام حسین نتوانست شهر سلیمانیه را با هیچ ابزاری، بودجه و دیکتاتوری کنترل کند و به طور مداوم می‌گفت «المدینه صعبه»، دشوار است که این شهر کنترل شود.
اما تعامل حکومت، نهادهای اقلیم به ریاست اقلیم، پارلمان و دولت با مسأله به چه شیوه‌ای بود؟ طبعاً این وظیفه وزیر کشور و داخلی و وزیر پیشمرگه است تا در صورت بروز مشکلات، امنیت شهر را بر عهده گیرند. به دستور رئیس وزرا و به دستور وزیر پیشمرگه و با اطلاع وزیر داخلی، مجموعه نیروهای نظامی به اطراف سلیمانیه رفتند. هنگامی که به آنجا رفتند اپوزیسیون ترسید که دفاتر حزبی‌شان را کنترل کنند. از این کنترل که ترسیدند، بحران عمیق‌تر شد. با این حال، رئیس اقلیم آن هنگام در ایتالیا حضور داشت. از آن‌جا پیام آشتی فرستاد.
پرسش این است که اکنون چگونه با آن موضوع برخورد می‌شود؟ ما مؤسسه‌های دولتی را داریم، ریاست اقلیم، پارلمان و حکومت را. خیابان و اپوزسیون را نیز داریم؛ یعنی دارای سه چیز هستیم: خیابان، اپوزیسیون و دولت. خیابان مجموعه مطالبات خود را دارد؛ مطالبات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، انحلال ریاست اقلیم، دولت، پارلمان و تأسیس یک حکومت انتقالی برای ۶ تا ۹ ماه. اپوزیسیون می‌گوید تنها انحلال حکومت و تأسیس حکومت انتقالی برای مدت ۶ ماه است که می‌تواند زمینه را برای انتخابات و اصلاحات فراهم کند.
مؤسسه‌ها و ریاست اقلیم می‌گویند با خیابان و احزاب گفت‌وگو شود؛ یعنی، گفت‌وگوی بین پارتی و اتحادیه با گوران، کومله اسلامی، اتحاد اسلامی و خیابان. خیابان تاکنون به گفت‌وگو نیامده است، اما مطالبات خود را بیان کرده‌اند.
پارلمان می‌خواهد بر اساس قانون پارلمان، اختلاف‌ها را در پارلمان به بحث بگذارد. از رو رئیس وزیران به پارلمان آمد و گفت‌وگو کرد و به آن‌ها اطمینان داده‌شد. وزیر پیشمرگه نیز به پارلمان آمد و در حضور او بحث شد. فردا هم وزیر کشور خواهد آمد و او هم اطمینان می‌دهد. پارلمان می‌خواهد به این روش مسأله را حل کند. رئیس اقلیم در شب نوروز برنامه اصلاحات را اعلام کرد؛ رفراندوم. برخی از مسائل وجود دارد که ما روی آن اتفاق نظر داریم که به دلیل وجود تجربه ۲۰ ساله است. ما در مرحله گذار هستیم؛ یعنی، مرحله تغییر است. پس در اینجا نه صورت کامل دموکراسی وجود دارد و نه وضعیت گذشته به صورت کامل از میان رفته است؛ مشکلات اقتصادی هم وجود دارد.

آشکار و هویدا است که در حوادث پس از جنگ اول خلیج فارس، فاکتورهای داخلی و خارجی نقش ایفا کردند تا آزمونی در اقلیم کردستان به میدان بیاید. فاکتور داخلی سیستم سیاسی عراق است، که سیستمی توتالیتاری و دیکتاتوری و دشمن ما بود. همچنین سیاست شوونیستی ـ عربی تندی نسبت به کردها داشت تا که در یک مرحله به مرحله ژینوساید رسید.

یعنی خود دولت اقلیم به ضرورت انجام اصلاحات اذعان دارد.
برنامه اصلاحات را رئیس اقلیم اعلام کرده‌است. ما مشکلات اقتصادی داریم. البته شما شکلی از این مشکل اقتصادی را در جهان می‌بینید که آن هم فساد است. درباره وضعیت کردستان تا کنون بررسی آکادمیک و علمی انجام نشده است. قانون ضد فساد هم وجود ندارد. به دلیل همین خلأ قانونی، در اقلیم کردستان خطاهایی در حوزة اموال عمومی، اموال زراعی، و شرکت‌ها روی داده‌است. یکی از مشکلات اقلیم کردستان این است که همه قوانین، قدیمی و متعلق به زمان بعث هستند. قانون کمپانی، قانون بازرگانی، قانون کشاورزی، همه کهنه هستند. قوانین تجارت و قانون مدنی همگی متعلق به دهه‌های ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰ است. این مجموعه قوانین باید تغییر کند. چون کردستان یک اقلیم ویژه است، باید قوانین خود را داشته‌باشد، حتی قانون مجازات. من بر این باور هستم که مظاهر فساد وجود دارد و مخالفت قوانین هم وجود دارد. اکنون در اقلیم کردستان همه بر وجود فساد اتفاق نظر دارند. اما برای معالجه فساد تا کنون راهی ارائه نشده‌است. در حال حاضر، خیابان فساد را به نوعی درک می‌کند، گوران و اپوزسیون به نوعی دیگر و دولت نیز به گونه‌ای دیگر. پس هر سه بر وجود فساد اتفاق نظر دارند، هر چند روی سازوکار حل مسئله و گشودن آن پرونده‌ها نیز اختلاف نظر وجود دارد.
وضعیت را به دو شیوة قانونی و حقوقی می‌توان بازخوانی کرد. راه اپوزیسیون و خیابان، روش خیابانی و انقلابی است، چون می‌گوید حکومت و پارلمان نباشد. آن چه خیابان می‌خواهد، در این شرایط کنونی کردستان بسیار دشوار است. البته برخی از مطالبات خیابان انجام می‌شود. اپوزیسیون با خیابان به هم رسیده‌اند. آن‌ها هم می‌گویند حکومت انتقالی ایجاد شود و زمینه را برای انتخابات زودرس مهیا کند و زمینه اصلاحات انجام شود. این دو به هم نزدیک هستند. اما راه حکومت، حکومتی کثرت‌گرا و تعدیل وزارتخانه‌ها است.
اکنون گفت‌وگوی بیشتر بین خیابان، اپوزیسیون و حکومت است. اکنون نزد هر سه تمایل به گفت‌وگو پیدا شده است. دیگر اپوزسیون و خیابان آن حالت رادیکالی را ندارد. پس برخی از راه‌ها به انتها رسیده است. باید هر سه راه را کنار نهیم و به دنبال اشتراک‌ها بگردیم و به همدیگر نزدیک شویم تا در مورد مسائلی که وجود دارد به اتفاق نظر برسیم. خیلی‌ها می‌گویند در این موضوع عوامل بیگانه سیاسی دخالت دارند.

منظور از عوامل بیگانه سیاسی چیست؟
من به سهم خودم دخالت سیاسی خارجی را رد می‌کنم. این یک مشکل داخلی برای دولت اقلیم است. در این میان تنها ایران مطرح نیست، عربستان سعودی و ترکیه نیز هستند. هنگامی که می‌گویند عامل خارجی سیاسی دخالت دارد، برخی می‌گویند ایران است، عده‌ای به عربستان اشاره می‌کنند و عده‌ای هم به دیگران. بنده این طور احساس می‌کنم که در این مورد بحث عوامل خارجی وجود ندارد. اگر هم ایران به موضوع اهمیت بدهد، به دلیل وجود مرزهای مشترک و منافع مشترک است. از طرف دیگر این مناطق آبستن حوادث و منطقه‌ای از لحاظ سیاسی مین‌گذاری شده‌است و شما نمی‌دانید چه زمانی منفجر می‌شود.
عربستان سعودی به این مسائل اهمیت می‌دهد. او هم از امنیت اقلیم خود ارزیابی دارد. کویت نیز اختلافاتی با عراق دارد. تبلیغاتی وجود دارد، که مثلاً کومله اسلامی یک میلیون دلار دریافت کرده است. بنده به عنوان تحلیل‌گر استراتژیک می‌گویم، چرا باید یک میلیون دلار را برای یک فعالیت خیابانی محدود دریافت کند؟
ترکیه نیز برای آن اهمیت قائل است. اردوغان مدتی پیش به کردستان آمده بود و با نچیروان بارزانی دیدار داشت و دیداری با آقای احمدی نژاد و رئیس شورای عالی امنیت ایران آقای جلیلی و مقام‌های ایرانی داشت. دولت‌های ترکیه، ایران و عربستان سعودی هدف‌شان این است که نه تنها در اقلیم کردستان، بلکه در عراق هم امنیت برقرار باشد.

چه اندازه به گفت‌وگوی بین سه طرف خوشبین هستید؟ امکان ندارد دوباره برادرکشی آغاز شود و تجربه ناخوشایند دهه ۱۹۹۰ تکرار شود؟
اگر کردستان سومالیایی شود، یعنی اگر فرصتی برای بازی کردن وجود نداشته باشد، سناریوی جنگ داخلی امکان دارد. معترضان می‌گویند ما مدنی هستیم و اسلحه نداریم. اما این احتمال وجود دارد. زیرا نیروی‌های مسلح در کردستان موضع سیاسی دارند. شما باید برای احزاب این احتمال را بدهید. چون امکان دارد بخشی از نیروهای مسلح با گوران همراه شوند و با خیابان تعامل کنند. پرسش در این است که آیا نیروی پیشمرگه در همین موضع باقی خوهد ماند؟ ارتش در مصر و تونس بی طرف بود، آیا نیروی پیشمرگه نیز در کردستان می‌تواند بی طرف باقی بماند؟ من در پاسخ دادن به این شک دارم، چون به لحاظ پیشینة احزاب احتمال این بی‌طرفی وجود ندارد؟
این احتمال را می‌دهم که اگر بخشی از نیروهای گروه اسلامی و گوران و خیابان، به طور طبیعی پس از مرحله تظاهرات، نافرمانی مدنی شکل خواهد گرفت. اعتصاب و سپس شکل‌های خشونت پیدا خواهد شد. این یک سناریو است و این احتمالی است که کردستان به نوعی دیگر به سوی یک جنگ داخلی حرکت کند. در این جا یک عامل دیگر وجود دارد. باید به صراحت و با امانت‌داری سخن گفت. آمریکا اکنون در عراق است و هنوز خارج نشده است.

این حرکت، حرکت خیابان بود و به گوران تعلق نداشت. اما چون گوران بر اساس بمب زمان‌دار فعالیت می‌کند، می‌خواست این بمب را به سوی سیاست سوق دهد. از این رو، پا که بر روی مین سیاسی گذاشت، حوادث شاخه ۴[حزب دموکرات کردستان عراق در سلیمانیه که منجر به تلفاتی شد] روی داد. مشکل این است که چون بیشتر [مسئولین شهر سلیمانیه ] طرفدار گوران هستند، حتی در دستگاه امنیت، پلیس، اداره بیشر همراه گوران هستند، به صورت جدی برای کنترل وضعیت اقدام نکردند و اهمال کردند، تا این که وضعیت به آن حوادث و اتفاقات انجامید.

یعنی در حال حاضر آمریکا بی‌طرف است؟
آمریکا با خود پیام به همراه داشت. آمریکا از هزار سمت در عراق نفوذ دارد. آمریکا مشروع است. اما آیا آمریکا می خواهد جنگی دیگر در عراق درگیرد؟ در جنگ داخلی ۱۹۹۵ او بسیار دور بود و حضوری نداشت. بر عکس ایران و ترکیه نقش داشتند. اما اکنون آمریکا در عراق است. آمریکا آن پروژه‌ای را که در اقلیم کردستان دارد و پروژه عراق را پیش می‌برد. هنوز ۵۰ هزار نیروی آمریکایی در عراق مانده است و احتمال ماندن آن‌ها را نیز می‌دهیم. این خود یک پیام است که حضور عوامل آمریکایی در منطقه تا اندازه‌ای احتمال جنگ داخلی را کاهش می‌دهد.
در سفارت آمریکا در عراق ۴ هزار کارمند کار می‌کنند و بزرگترین سفارت در عراق، سفارت آمریکا است. بر این اساس آمریکا محاسبه می‌کند که جنگ داخلی به زیان اوست.

اکنون پرسشی که در این جا پیش می‌آید این است که همیشه آمریکا از آرامش در شمال عراق سود برده است. اگر در این جا جنگ داخلی رخ دهد آیا آمریکایی‌ها به نوعی به صورت عملی دچار مشکل نمی‌شوند؟ و آیا به نوعی کل عراق دچار بحران نخواهد شد؟
احتمال جنگ داخلی وجود دارد. ما تجربه‌ای داریم. قرار است انتخابات مجلس، استانداری‌ها در ماه سپتامبر انجام شود. در این تجربه اکنون حوادث، محدود به منطقه اداره سلیمانیه است. مهم‌ترین شهرها عبارتند از سلیمانیه، حلبچه، رانیه، قلادزه، دربندی خان، چمچمال، تق تق، کلار، کویه و دوکان. اما در این مناطق مانند گذشته احتمال جنگ داخلی بین دو گروه وجود ندارد. تنها در برخی از نقاط این احتمال وجود دارد.
احتمال این جنگ بین دو جناح اتحادیه با همدیگر است؛ جناح طالبانی با جناح نوشیروان مصطفی. پارتی [با اتحادیه] اتحاد استراتژیکی دارد. اتحاد استراتژیکی شامل همه جنبه‌های سیاسی، نظامی و مناقشات است. این جناح در زمان خود تلاش کردند، جلال طالبانی را در سلیمانیه بازداشت کنند. پارتی و نیروی نظامی مانع شدند و پا در میانی کردند که جلال طالبانی را بازداشت نکنند.

آیا در حال حاضر گوران و حرکت اسلامی مسلح هستند؟
برخی از افراد طرفدار آن‌ها، در نیروهای نظامی کردستان هستند، آن‌ها میان نیروهای امنیتی و پیشمرگه هوادارنی دارند.

یعنی خود گوران دارای پیشمرگه نیست اما در میان پیشمرگه اتحادیه نیرو دارند.
گوران خود را مانند یک حرکت مدنی نشان می‌دهد و مبتنی بر افکار مهاتما گاندی است. اما در حقیقت و به دلیلی دیگر حتی یک پلیس از آن‌ها حمایت نکرد. استاندار سلیمانیه «دانا احمد» با آن‌ها همراه و از رهبران‌شان است. در این منطقه آن‌ها بیشتر هستند تا در اربیل و دهوک. شما موقعیت اربیل و دهوک را مطالعه کنید، می‌بینید ترکیب آن مناطق با سلیمانیه متفاوت است. آن‌ها تجربه جنگ داخلی را داشتند و دوست ندارند جنگ بار دیگر درگیرد. این حدیث پیامبر است که مسلمان از یک سوراخ دوبار گزیده نمی‌شود. دوم، در اداره اربیل خدمت‌گذاری و برنامه‌ریزی اقتصادی، بسیار پیشرفته‌تر از سلیمانیه است. از منظر میزان رشد رفاه اقتصادی دهوک در مقام اول است. چون در اربیل و دهوک بین جناح پارتی کشمکش وجود نداشته است. در سلیمانیه آن کشمکش موجب شد که خدمات نباشد و به جای آن تظاهرات شروع شد.

ما مشکلات اقتصادی داریم. البته شما شکلی از این مشکل اقتصادی را در جهان می‌بینید که آن هم فساد است. درباره وضعیت کردستان تا کنون بررسی آکادمیک و علمی انجام نشده است. قانون ضد فساد هم وجود ندارد. به دلیل همین خلأ قانونی، در اقلیم کردستان خطاهایی در حوزة اموال عمومی، اموال زراعی، و شرکت‌ها روی داده‌است. یکی از مشکلات اقلیم کردستان این است که همه قوانین، قدیمی و متعلق به زمان بعث هستند.

یعنی توسعه در دهوک بیشتر صورت گرفته است بعد از آن اربیل و در نهایت در سلیمانیه ….
در کابینه ششم برنامه‌ای برای توسعه سلیمانیه تدوین شد. چند دانشگاه ساختند؛ دانشگاه حلبچه، رانیه، قلادزه، پشت در، دانشگاه گرمیان، دانشگاه کویه و دانشگاه محلی. برنامه‌ای دیگر نوشته شد و مجموعه‌ای از جوانان را برای تحصیل با هدف توانمند شدن به خارج از کشور اعزام کردند. دکتر برهم سیاست اصلاحی دارد. در میان اتحادیه مشهور است که می‌گویند، دکتر برهم، رئیس یا فرمانده بدون اسلحه است؛ یعنی از جناح مسلح پیروی نمی‌کند، از جناح تکنوکرات پیروی می‌کند. از این رو، او پشتوانه خیلی قوی ندارد. حتی آن جناحی که با جلال است، برهم صالح را تنها گذارده‌اند.

پس گرچه عضو اتحادیه است اما مورد حمایت اتحادیه نیست.
ترکیب نظامی‌گری، یک مشکل است و بدتر از آن این که این ترکیب سیاسی باشد. دکتر برهم …

یعنی نیروی نظامی بسیار مهم است اما او دارای چنین پشتوانه‌ای نیست.
اگر فردی در میان اتحادیه مسلح باشد، بسیار اهمیت دارد. دکتر برهم از اصلاحات پیروی می‌کند. به همین دلیل حتی در میان اتحادیه به تغییر دکتر برهم تمایل وجود دارد.

پس، تنها پارتی پشتیبان اوست؟
این یک واقعیت است که به صراحت بیان می‌شود. به این دلیل اکنون در سلیمانیه تظاهرات وجود دارد و در اربیل وضعیت فوق العاده نظامی، امنیتی برقرار است و اجازه تجمع بیش از سه نفر را نمی‌دهند.
تا پیش از ۱۷ فوریه چند تظاهرات در اربیل انجام شد که بیشتر از سلیمانیه بودند. بنده هنگامی که مدیرکل امور دانشجویان بودم، دانشجویان ۲۰۰ تظاهرات را برگزار کردند. دانشجویان همه نوع مطالبه داشتند. جناح‌های سیاسی هم پشت سر آن‌ها قرار داشتند. فرهنگ تظاهرات در اربیل خیلی بیشتر از سلیمانیه است. اربیل هم بزرگتر است و هم تکثر اقوام، آیین و مذهب در آن‌جا وجود دارد. دهوک نیز همین طور است.

میزان تحصیلات در اربیل بیشتر است یا سلیمانیه؟
در اربیل به نسبت، این میزان بیشتر است. چون در اربیل ۱۳ دانشگاه وجود دارد و آن‌جا پایتخت است. دانشگاه‌های سلیمانیه در سال ۱۹۸۲ به اربیل انتقال داده شد و سلیمانیه تا ۱۹۹۲ بدون دانشگاه ماند.
باز گردم به همان بحث. تا پیش از ۱۷ فوریه، تظاهرات در اربیل و دهوک بیشتر از سلیمانیه برگزار شده بود. در زاخو و آکری خشونت نیز بوده است. در سلیمانیه تنها در منطقه کلار تظاهرات برگزار شده بود. پیش از ۱۷فوریه سه تظاهرات انجام شده است. پس چرا بعد از آن، معادله جا به جا شد و در سلیمانیه تظاهرات برگزار شد و در اربیل تظاهرات ادامه نیافت؟ به این دلیل که گرایش‌ها با هم در آمیختند. چند بار خواسته‌ها مطرح شد. طبق قانون تظاهرات، وزیر داخلی که کمیته امنیتی و شاخه عملیاتی دارد، به تظاهرات مجوز نمی‌دهد. به این دلیل شعله‌ور می‌شود و چون اربیل پایتخت است و در آن جا کنسولگری‌ها حضور دارند، حکومت و پارلمان قرار دارند، ]ماجرا کنترل می‌شود[.
ما در دانشگاه پیشنهادی ارائه دادیم و گفتیم به جای تظاهرات، سمینار و کنگره برگزار کنید تا محلی برای گفت‌وگو فراهم شود. اگر با گفت‌وگو و از راه آرامش به نتیجه نرسیدید، تظاهرات کنید. بسیاری از افراد منتظر آن بودند در اربیل دانشگاه‌ها باز شود و تظاهرات شروع شود. بر عکس، منطقی‌ترین نهادها دانشگاه‌ها بودند. چون استادان نقش خود را ایفا کردند و دانشجویان اقناع شدند. اما روند حوادث در سلیمانیه به سمتی رفت که عرصه تنگ‌تر شد. حضور تظاهرکنندگان بسیار کم شده است. فاروق رفیق خواهش می‌کرد که به میدان بیایید و تظاهرات را برجای نگذارید. لحن فاروق رفیق تغییر کرده بود ما با متخصصان جلسه برگزار کردیم و نقشه راه را پیش روی می‌گذاریم، این که چه باید کرد و چه نکرد. برنامه خیابان یک وهم است این که می‌گویند پارلمان نباشد و غیره وهم است.
فاروق رفیق دوست بنده هستند، همچنین بسیاری از رهبران خیابان از دوستان من هستند، از نوشیروان گرفته تا عمر سیدعلی، مصطفی سیدقادر. همگی از دوستان شخصی بنده هستند. با دکتر شیرزاد و نوشیروان ۱۰ سال با هم بودیم. من و نوشیروان در یک مرکز استراتژیک با هم کار می‌کردیم.

آیا فاروق رفیق هم کمونیست هستند؟
فاروق رفیق تابعیت کانادایی دارند. ایشان در دهه ۱۹۸۰ عراق را ترک کرد و گذشته مارکسیستی دارند. اما هنگامی که بازگشت، در اقلیم کردستان انجمن حکمت و فلسفه را بنیان گذاشت. بر این اساس، رفیق برنامه سیاسی مشخصی ندارد؛ یعنی خط روشن سیاسی ندارد و انگار خط او خیابان است. اما قدرت کاریزماتیک برای تاثیرگذاری بر میدان و خیابان دارد. به لحاظ سخنرانی و خطابه اثرگذار است.

آقای دکتر به نظر شما آیا دولت اقلیم نباید گفت‌وگوهای خود را با ایران، ترکیه و عربستان بیشتر کند، به نحوی که بتواند دیدگاه‌های خود را انتقال دهد و خواسته‌های آن‌ها را بشنود تا در صورت وجود سوء‌تفاهمی آن را حل کند؟
آن چه که در نهم آوریل ۲۰۰۳ رخ داد، زلزله‌ای سیاسی بود. این زلزله سیاسی تنها عراق را در بر نگرفت و آثاری بر ایران، ترکیه، عربستان سعودی و کویت داشت. از آن زمان تاکنون آثار این زلزله سیاسی باقی مانده‌است. حالا منافع ملی دولت‌های منطقه، ایجاب می‌کند که آثار آن زلزله سیاسی را معالجه کنند. اکنون تأکید بر دیپلماسی وجود دارد؛ دیپلماسی اقتصادی، پارلمانی، رسانه‌ای، دانشگاهی و علمی.

بازگردیم به وضعیت داخلی اقلیم. بیکاری در اینجا در چه حدی است؟
بر اساس آمار، نسبت بیکاری ۹ درصد است. اما اپوزیسیون مدعی است که ۱۴ درصد است. اکنون ۵۰۰ هزار کارگر خارجی در کردستان عراق کار می‌کنند.

چه تعداد از این افراد ایرانی هستند؟
۲۰ الی ۲۵ هزار ایرانی هستند. مشکلی که در این جا وجود دارد این است که بین بازار کار با دانشگاه هماهنگی وجود ندارد. به طور مثال ما به معلم ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان نیار داریم، اما اکنون ۷ هزار دانشجو در دانشکده حقوق تحصیل می‌کنند.
سیاست عقلانی برای این مسئله بیکاری وجود دارد. در ۲۰ سال گذشته گروهی از مردم پیدا شده‌اند که به حکومت متکی هستند و انتظار دارند حکومت همه چیز را برای آن‌ها انجام دهد؛ اعم از تحصیل، دانشگاه، ازدواج، مسکن و غیره. در صورتی که باید همه با هم کار کنیم. اگر این گروه اخیر کاری هم انتخاب کند، یک کار بسیار آسانی را انتخاب می‌کند. اگر کاری هم نباشد، یک تاکسی می‌خرند. مشکل این است تنها از حکومت انتظار دارند.

نهادهای قانونی و ادرای همچون وزارت علوم، دانشگاه، آموزش و پرورش، وزارت بهداشت و غیره در این جا چگونه شکل گرفتند؟
همانگونه که می‌دانید قبلاً در کردستان بعث حکومت می‌کرد و بعث همه را بعثی کرده‌بود. به طور مثال اداره و مدیر را به‌طور کامل بعثی کرده‌بود. اگر عضو حزب نبودی گزینش نمی‌شدی. بهترین اتفاقی که بعد از رفتن بعث شکل گرفت، سیاست تسامح بود. آن‌هایی که اینجا ماندند برای‌شان عفو عمومی صادر شد، مگر آن‌هایی که دست‌شان به خون آلوده بود. ما از آن‌ها استفاده کردیم. فکر می‌کنم در ایران هم این تجربه وجود داشت.
پس از این که انتخابات پارلمان برگزار شد، نخستین کابینه هر دو حزب به ریاست دکتر فواد معصوم ۹ ماه عمر داشت. دومین کابینه کوسرت رسول علی بود که همزمان با جنگ داخلی بود. سومین کابینه دو اداره‌ای آغاز شد: دکتر روش در اربیل و کوسرت رسول علی در سلیمانیه. خورشید کاک نچیروان بارزانی، دکتر برهم صالح، پس از او عمر فتاح، خورشید و کاک نچیر رئیس حکومت بودند.
در ابتدا ۱۶ وزارتخانه بود. در سال ۲۰۰۰ وزارت حقوق بشر اضافه شد. در کابینه پنچم ۴۰ تا ۴۲ وزیر بودند. در کابینه ششم، تعداد ۱۹ وزارتخانه بود. کمیسیون‌های حقوق بشر، محیط زیست هم بودند. اما لازم است و من بر این باورم که باید وزارت‌خانه‌ها تعدیل شوند و ساختار حکومت بازسازی شود.
یک مشکلی در این جا وجود دارد و آن هم این است که ما تعداد زیادی مشاور داریم. مشاوران خیلی زیادند. باید برای هر کارویژه‌ای مشاور وجود داشته باشد. حتی آمریکایی‌ها که در ۲۰۰۳ آمدند گفتند که این همه مشاور برای حکومت نیاز نیست.
یکی از مشکلات موجود این است، که در حکومت، معاون وزیر نداریم و از وزیر به پایین تنها مدیر کل داریم. معاون وزیر، یک تکنوکرات است و می‌تواند در صورت تغییر تداوم کار وزارتخانه را تضمین کند. رو به معاون وزیر نیاز است.

آیا در اقلیم کردستان مراکز تحقیقات پژوهشی وجود دارند؟ یا مرکزی برای مطالعات استراتژیک وجود دارد؟ اگر وجود دارد، چه کارهایی انجام می‌دهند و چه کسانی در آن جا حضور دارند؟
آن‌ها در قالب مراکز و نهادهای جامعه مدنی فعالیت می‌کنند. مرکزهای پژوهشی، مانند، ان جی او ها هستند.

خود حکومت چنین مراکزی ندارد؟
خیر! حکومت ندارد. این مشکل بزرگی است. اکنون دانشگاه‌ها به جای آن‌ها این کار را انجام می‌دهند و پژوهش می‌کنند. اما مرکزی مانند شرق الاوسط یا چیزهایی شبیه به آن نداریم و بسیار کم است و در این زمینه فقر وجود دارد.

آیا در دانشگاه برای انجام این کارها مرکزی وجود دارد؟
بله! ۶ مرکز، اکنون در سلیمانیه مرکز استراتژیک دراسات کردستانی، وجود دارد.

مرکز ایران‌شناسی، ترکیه‌شناسی و … چطور؟
خیر! وجود ندارد.

حتی عرب‌شناسی.
انجمن دوستی وجود دارد. این خود یک مشکل بزرگ است که باید در کردستان این مراکز وجود داشته باشد. حتی مرکز آینده‌نگری هم وجود ندارد. اما دانشگاه چون کار علمی انجام می‌دهد، پژوهشی‌هایی در این زمینه‌ها دارد. به هر حال باید در آینده چنین مراکزی داشته باشیم.

از شما متشکرم

 

 

لینک در وبسایت فصلنامه گفتگو

با برچسب: , , , ,