سناریوهای محتمل برای حل بحران عراق- درگیری های امروز منطقه میراث فروپاشی عثمانی است

 گفت وگوی زاگرس بهشتی با احسان هوشمند

مانه شفقنا، 12 مرداد 1393

احسان هوشمند، پژوهشگر حوزه اقوام و تحلیل گر مسایل منطقه، درگیری های غزه یا فلسطین در چند هفته اخیر را میراث فروپاشی عثمانی می داند و در تحلیل مسایل امروز کشورهای خاورمیانه به روزها و قرادادهای دهه های قبل و زمان تشکیل و مرزبندی این کشورها می پردازد.

او در تحلیل مسایل عراق با تمرکز بر خواسته های اقلیم کردستان و مسایل و مشکلات پیش روی تجزیه عراق و جداشدن کردها، می گوید، امروز شخصی نمی تواند عراق را نجات دهد و یکی از سناریوها در بلندمدت «هر عراقی یک رای» است یعنی دموکراسی رای ها که به نظر نمی رسد این فعلا تا دهه های بعدی در عراق قابل وصول باشد.

هوشمند به روابط عناصر قدرت در عراق و قدرت های منطقه پرداخته و می گوید: ممکن است توافقی سیاسی میان عربستان، ایران و ترکیه که فعلا سه کشور رقیب در منطقه هستند، رخ دهد که دور از دسترس نیست. به این دلیل که به نظر می رسد هر نوع بی ثباتی در این منطقه نهایتا دامن همه را خواهد گرفت و جالب اینجاست که ایران در میان کشورهای منطقه کمترین آسیب را از این وضعیت خواهند دید و به دلیل وضعیت خاص منطقه بیشترین خسارت متوجه عربستان و ترکیه خواهد شد. در صورت رخ دادن این اتفاقات ممکن است داستان عراق، مسیر دیگری را پیدا کند.

متن گفت وگوی شفقنا با احسان هوشمند، پژوهشگر را بخوانید:

*هفته گذشته بالاخره پارلمان عراق بعد از حدود چندین ماه تلاطم سیاسی و نزدیک به یک ماه تلاطم امنیتی-نظامی وارد شور شد و آقای «فواد معصوم» که از شخصیت های شناخته شده و معتدل کرد است را به عنوان رییس جمهور انتخاب کرد. سابقه ای که از ایشان منتشر شد، این بود که عضو حزب کمونیست و بعد از آن از اعضای حزب دموکرات کردستان بوده اند و پس از انشقاقی که صورت می گیرد، با آقای جلال طالبانی، حزب اتحادیه میهنی کردستان را پایه گذاری می کنند. ایشان غیر از این پیشینه دارای چه سوابق دیگری هستند و انتخاب آقای فواد معصوم را به عنوان رییس جمهور چگونه ارزیابی می کنید؟ اساسا کردها چگونه به انتخاب فواد معصوم رسیدند؟

هوشمند: با تشکر از شفقنا برای زحماتی که در این چند ماه برای اطلاع رسانی در این حوزه کشیده اید. متاسفانه علی رغم این که بخشی از عمق راهبردی مملکت ما نیز در عراق تعریف می شود و این کشور مهم ترین همسایه اثرگذار ایران به شمار می رود اما در تحولات اخیر این کشور جز شفقنا و یکی دو رسانه دیگر کمتر به تحولات عراق پرداخته شد. این موضوع، جای نگرانی بسیاری دارد که در همسایگی ما اتفاقات تاریخی، مهم و اثرگذاری در حال روی دادن است اما متاسفانه کمتر رسانه و روزنامه نگار ایرانی با موضوع به طور مستقیم درگیر است. می توان گفت در حال حاضر تقریبا نماینده های تمامی رسانه های معتبر بین المللی در عراق و کردستان عراق مستقر هستند اما متاسفانه از سوی رسانه های مستقل ایرانی، کمترین تعداد روزنامه نگار، خبرنگار و عکاس در آن منطقه مشاهده می شود. از این نظر از شفقنا تشکر می کنم که به سهم خود اطلاع رسانی مناسبی را در مورد تحولات عراق داشته. همان گونه که شما هم به آن اشاره کردید عراق در ماه های گذشته با حوادث بغرنجی درگیر بود. عراق از بدو تاسیس خود در 9 دهه گذشته همواره با چالش های بسیاری رو به رو بوده است. شکل گیری عراق جدید بعد از فروپاشی عثمانی مبتنی بر فعل و انفعالات داخلی و سرزمینی نبود بلکه پس از شکست عثمانی، با اراده دولت های پیروز جنگ اول، مرزبندی های جدید در ویرانه های عثمانی شکل گرفت. از این رو در بسیاری از سرزمین هایی مثل عراق که بعدها نامشان در قالب کشورهایی جدید در  صحنه جغرافیایی سیاسی جهان پدیدار شد،  پیامدهای تصمیمی که در 9 دهه قبل گرفته شد، هنوز هم مشاهده مشاهده می شود. می توان گفت ریشه بسیاری از مشکلات امروز خاورمیانه که به نظر می رسد، بسیاری از آنها در کوتاه مدت لاینحل باشند، مربوط به آن دوره  و تصمیم دولت های فاتح جنگ نخست بین الملل بر تأسیس کشورهای جدید است. به عنوان نمونه درگیری های غزه یا فلسطین در چند هفته اخیر، میراث همان فروپاشی عثمانی است که اگر شرایط در آنجا به نوع دیگری رقم می خورد، شاید امروز شاهد فجایع فلسطین نبودیم. ریشه های همه اختلافات ارضی باقیمانده از آن دوران میان مصر، چاد لیبی، عربستان، قطر، امارات، کویت، عراق، اردن، سوریه، لبنان و ترکیه که امروز خود را در قالب رقابت های منطقه ای یا اختلافات سرزمینی و ارضی نشان می دهد، به نوعی به همان اتفاق و تصمیم سیاسی دولت های غالب در جنگ اول باز می گردد.

در مورد عراق از ابتدای کار قرار بود عراقی بدون عنصر کردی شکل بگیرد؛ به عبارت دیگر طبق قراداد سور بنا بود بعد از یک سال تکلیف کردهای جنوب ترکیه و شمال عراق تعیین شود که سرزمین مستقلی داشته باشند یا خیر! به همین دلیل هم در همان سال ها شاهد قیام و سپس اعلام پادشاهی شیخ محمود برزنجی در کردستان هستیم اما انگلیس با توجه به موضع ضد انگلیسی شیعیان جنوب عراق در آن سال ها، مصلحت خود را به عنوان قیم عراق جدید در آن ندید که عراق به یک کشور عربی تنها متشکل از شیعه ها و سنی ها تقسیم شود چرا که غلبه جمعیتی با شیعیان خواهد بود. از آنجایی که رهبری و زعامت مذهبی شیعیان عراق در آن روزگار سر ناسازگاری با انگلیس داشت، طبیعتا ممکن بود منافع انگلیس به مخاطره بیفتد؛ به همین دلیل سیاست انگلیس تغییر می کند و حوزه کردی یعنی کردهای عراق و ترکیه به جای مستقل شدن، به عراق و ترکیه امروز منضم می شود و خاندان فیصل به عنوان پادشاه عراق برگزیده می شوند.

*قرارداد سایکس پیکو از کجا می آید؟

هوشمند: دقیقا از همین وضع پیش می آید؛ شما به نکته بسیار مهمی اشاره کردید. زمانی که بحث تقسیم عثمانی مطرح می شود، هیچ صحبتی از عراق با شکل و شمایل جدید نیست. در سال های بعد یعنی دقیقا در سال 1924 است که وضعیت جدید عراق در قرارداد مذکور تعریف می شود و عملا از این زمان عراق با شکل امروزی در نقشه جهان هویدا می شود، چرا که از آن طرف فرانسه هم در سوریه و لبنان صاحب نفوذ و در حال مستحکم کردن اقتدار خود در آنجاست. ترکیه نوین نیز در حال شکل گیری است، یعنی افسران جوان با رهبری مصطفی کمال یا کسی که در ترکیه امروز به عنوان آتاتورک یا پدر ترک ها شناخته می شود، در حال شکل دادن به ساختار نوین ترکیه هستند. اینجا یک اتفاق می افتد؛ از همان روز که کردها به حوزه عراق عربی اضافه می شوند ناسازگاری میان عنصر کردی و عربی خود را به رخ می کشد و به جز داستان شیخ محمود، شکل گیری جریانات دیگر کردی نیز در عراق مشاهده می شود. می توان گفت که خانوداه بارزانی در همه اینها نقش ایفا می کنند و در دوره های بعدی یعنی حدود دو دهه بعد، کم کم به تاسیس حزب دموکرات کردستان و چند دهه بعد به تاسیس احزاب دیگر منجر می شود؛ البته در این دوره ها احزاب کوچکتری هم بوده اند.

اساسا عراق از بدو تولد خود به لحاظ روانی و اجتماعی، یک جامعه دارای شکاف بوده است. دقیق تر بگوییم عراق از بدو تولد به صورت روانی و از منظر روانشناسی اجتماعی تجزیه شده است یعنی یک هویت کردی در برابر یک هویت عربی قرار دارد. در حوزه کردی ترکیه هم همین اتفاق رخ می دهد یعنی در آنجا نیز سلسله قیام ها و اعتراضاتی مثل ماجرای شیخ سعید پیران، شیخ رضا درسیمی و امثال آن مشاهده می شود که به دلیل قدرت و قوت ارتش جدیدی ترکیه به شدت و خشونت سرکوب می شوند. شیخ سعید، ده ها نفر از همراهان او و شیخ رضا درسیمی اعدام می شوند، قیام احسان نوری پاشا در هم کوبیده می شود. بر این اساس عراق شاهد تولد جنبش کردی از ابتدای شکل گیری دولت نوین عراق است. تحولات رخ داده در دهه های بعد موجب می شود این شکاف ابعاد دیگری پیدا کند. در زمان سیطره سنی های حاکم بر عراق و پس از آن به قدرت رسیدن قاسم با کودتایی که علیه خانواده فیصل صورت می گیرد و به همین ترتیب تا به قدرت رسیدن بعثی ها ما شاهد هستیم که جامعه عراق به صورت مستبدانه به وسیله احزاب، جریانات یا نظامیان اداره می شود. البته در این فرایند سهم بسیار کمی برای کردها و شیعیان در نظر گرفته می شود یعنی در طول این دوران، شیعیان هم جزو گروه های کاملا سرکوب شده و اقلیت منکوب عراقی به شمار می رفتند. اقلیت نه به معنای عددی بلکه به معنای جامعه شناختی آن مانند شرایط سیاهان در آفریقای جنوبی که اگر چه بیشتر جمعیت آن کشور را در بر می گرفتند اما در تاریخ جامعه شناسی به آنها اقلیت گفته می شود به معنای سیاسی و جامعه شناسی سیاسی آن که حق و حقوقشان توسط گروه حاکم زیر پا گذاشته می شد و مورد تبعیض قرار می گرفت. تحولات بعد از جنگ خلیج فارس این فرصت را در اختیار کردها قرار داد که در منطقه ای در شمال عراق،  اعلام خودگردانی کنند یعنی حدود دوازده سال – از 91تا 2003 و 2004 – که رسمیت قانونی پیدا می کند، کردها دارای دولت خودمختار می شوند که البته دوره ای از این دوازده سال به جنگ داخلی و برادرکشی هم ختم می شود. در این دوره عملا حوزه کردی بعد از هشت دهه از اختیار دولت عراق خارج می شود. یکی از نتایج این اتفاق، شکل گیری نسل جدیدی در کردستان عراق است که نه پیوند سیاسی و نه پیوند اجتماعی با عراق جدید دارند. بسیاری از افرای که بعد از اواخر دهه هشتاد و اوایل دهه نود متولد شده اند و امروز جوان های کردستان عراق را تشکیل می دهند، عربی را حتی به صورت خواندن و نوشتن هم بلد نیستند و کاملا آموزش و پرورش آنها کردی بوده است یعنی کمتر جوان امروزی را می توان یافت که عربی بداند.

*اکثر سیاستمداران کرد، تحصیلکرده های بغداد یا قاهره هستند اما نسل جوان امروز آنها معمولا تحصیلکرده های خود کردستان در سلیمانیه یا تحصیلکرده های غرب هستند

هوشمند: بله! و بیشتر از همه تحصیلکرده های ایران. نسلی که در کردستان فعلی عراق حاکم هستند، نسلی که مدیران پایه را تشکیل می دهند، نه مدیران عالی-حتی مدیران عالی هم- عموما کسانی هستند که بعد از قیام دهه هفتاد ملا مصطفی بارزانی و پناهنده شدن آنها در حوادث پس از 75 میلادی به ایران در ایران زندگی و از کلاس اول ابتدایی تا دانشگاه را در ایران سپری کردند. بسیاری از آن شخصیت ها از جمله آقای بارزانی نخست وزیر در ایران زندگی کرده اند؛ البته داستان آقای مسعود بارزانی جداست. لیست بلندبالایی از شخصیت های اقلیم کردستان که در حال حاضر در قد و قامت مقامات، مدیران کل، مسوولان وزارتخانه ها، پزشکان، مدیران اقتصادی هستند، از دانشگاه ها یا مدارس ایران فارغ التحصیل شده اند. اساسا در فضای جدید این منطقه، پیوندها با عراق به تدریج کمرنگ و کمرنگ تر می شود و معنای دیگر این شکاف این است که دولت عراق اثرگذاری چندانی در تحولات اقیلم کردستان ندارد. مثال هایی در این زمینه وجود دارد که نشان می دهد عراق از پیش از این تحولات به صورت روانی، اجتماعی و حتی سیاسی در حال تجربه تجزیه است. یک: در حال حاضر نخست وزیر عراق، عالی ترین مقام اجرایی عراق را دارد؛ اگر چه رییس جمهور و رییس مجلس هم در حوزه هایی صاحب اختیارات ویژه خود هستند. آیا نخست وزیر عراق می تواند مستخدم یک پاسگاه مرزی در مرز با ترکیه، سوریه یا ایران در حوزه اقلیم کردستان عراق تغییر دهد؟ آیا نخست وزیر عراق می تواند دستور جا به جایی یک استاد دانشگاه در این منطقه را از دانشگاهی به دانشگاهی دیگر یا دستور انتقال کارمندی از شهری به شهری دیگر را دهد؟

*خیر!

هوشمند: پس اساسا نقش عالی ترین مقامات اجرایی عراق در فعل و انفعالات داخلی کردستان عراق هیچ است؛ به جز دادن بودجه!

*که البته آن را هم به گفته خودشان، مدتی است قطع کرده اند…

هوشمند: بله! به آن هم می رسیم. نکته جالب دوم این است که علاوه بر بی قدرتی شخصیت های اجرایی دولت فدرال عراق از اثرگذاری بر کردستان عراق، طبق توافقات صورت گرفته بخش مهمی از شخصیت های اجرایی عراق باید کرد باشند. به عبارت دیگر کردها نه تنها بر مقدورات حوزه کردی بلکه بر مقدورات کل عراق نیز اثر می گذارند و بخشی از مقدورات نظامی، لشکری و کشوری عراق را رقم می زنند. طبق توافقات سیاسی رییس جمهور، وزیر خارجه، بسیاری از وزرای دیگر، نواب مجلس و معاون نخست وزیر عراق باید از میان کردها انتخاب شوند؛ البته در ایران، بعضی ها به غلط فکر می کنند این موضوع طبق قانون اساسی عراق است، در حالی که قانون اساسی عراق، این کشور را  تفکیک طایفه ای، مذهبی و قومی نکرده است. به عبارتی عنصر کردی در عراق نه تنها بر مسایل کردستان عراق بلکه بر مقدورات کل سرزمین عراق اثر می گذارد که نکته ای حایز اهمیت است. در چند سال گذشته دو اتفاق بسیار مهم در عراق رخ داد که از دید بسیاری از تحلیلگران و در ایران نیز از دید بسیاری از رسانه ها مورد بی توجهی قرار گرفت. در انتخابات پیشین عراق، جریان العراقیه به رهبری یک شیعه سکولار یعنی آقای ایاد علاوی پیروز می شود. پیروزی آقای علاوی نتیجه گسترش نارضایتی از وضعیت امروز در میان جامعه اهل سنت و جامعه سکولار عراق است یعنی رای علاوی عموما شامل سنی ها، تیم علاوی و ائتلاف شکل گرفته و بخشی از عرب ها اعم از شیعه یا سنی سکولار است که با روندهای موجود در عراق مخالف هستند. رگه هایی از ناسیونالیسم عراقی و عربی یعنی بقایای بعثی، رگه هایی از فضای اجتماعی عراق یعنی عشایر، بخصوص در استان های غربی عراق مثل انبار، همچنین شمال غربی عراق مثل نینوا و بابل و مناطق مختلف عراق هم خود را در این نارضایتی نشان دادند. نباید فراموش کرد که از سال 2003 و 2004 به این سو آرای مردم عراق برای انتخابات که خود را در قالب پارلمان و سپس از طریق دولت، خود را نشان می دهد، به صورت طایفه ای تقسیم شده است. به این معنا که هیچ گاه در این سال ها مشاهده نشد که یک عرب شیعه یا سنی در حوزه کردی یا یک عرب سنی یا کرد در حوزه شیعیان واجد رای برای پارلمان شود؛ بنابراین این انشقاق روانی در عراق در حال نمایان شدن است.

*پررنگ تر شده است…

هوشمند: رای آوردن علاوی با توافقاتی صورت گرفت که  علی رغم اختلافات بسیار بنیادین آنها بین سه گروه رقیب عمده شیعه یعنی جریان حکیم، صدر و دولت قانون به رهبری نوری مالکی انجام شد. در صورت تحلیل گفتمان اختلافات موجود بین جریان صدر و مالکی، شاید بتوان گفت رو در رویی این دو جریان بسیار شدیدتر از رو در رویی جریان مثلا کرد و سنی با گروه های سیاسی حاکم باشد اما با این وجود تحت تاثیر برخی فشارها و درخواست های خارج از عراق، شیعیان با هم یکدست می شوند و عملا به علاوی و ائتلاف العراقیه اجازه تشکیل دولت داده نشده و دولت قانون، مامور تشکیل کابینه می شود. در اینجا یک اتفاق بسیار حایز اهمیت رخ می دهد. طی این روند سیاسی و خطای راهبردی به مردم اهل سنت عراق این باور تلقین می شود که اساسا برای تغییر مقدورات زندگی خود نمی توانند به صندوق رای اعتماد کنند و صندوق رای نیست که سرنوشت آنها را تعیین می کند چرا که اینجا حایز اکثریت شدند اما…

*اما حق تشکیل دولت ندارند…

هوشمند: طبیعتا یکی از اثرات جامعه شناختی این کار یا به عبارتی از کارکردهای این وضعیت تازه این است که امید به یافتن راه حل و راهکار قانونی برای حل و فصل مسایل عراق، چندان خوشبینانه یا واقع بینانه نیست و  باید به دنبال  ساز و کار دیگری بود. علاوه بر آن در خلأ به وجود آمده هیچ کدام از گروه های رقیب یعنی نه کردها نه شیعه ها نمی توانند آرای سنی ها را جمع کنند. چه اتفاقی می افتد؟ اعتماد یا توجه لااقل بخشی از جامعه – بخصوص جامعه عشایری- متوجه گروه های تندتر می شود.

*یعنی عملا سمت داعش رفتند؟

هوشمند: یا سمت معترضان مسلح اعم از بعثی های سابق، گروه های عشایری و مجموعه جریاناتی که وابسته به القاعده، حزب بعث یا جریانات اجتماعی هستند که داعش یکی از آنهاست. خطاهای محاسباتی دیگری  نیز رخ می دهد و طی سال های بعد اختلاف بین برخی از شخصیت های سیاسی سنی و دولت عراق بالا می گیرد؛ درست یا نادرست، ما این را بنا به مسایل داخلی می گذاریم و الآن وارد آن نمی شویم. اتهامات سنگینی متوجه برخی از وزرا از جمله معاونان رییس جمهور یا نخست وزیر مثل هاشمی و حتی محکوم به اعدام می شود؛ به نحوی که هاشمی به اربیل و از آنجا به ترکیه پناهنده می شود. به این ترتیب شکاف ها عمیق تر و فضا برای گروه های تندرو فراخ تر می شود که این از لحاظ تحلیلی حایز اهمیت است. تجزیه روانی که پیش از این به رخ دادن آن در حوزه کردی اشاره شد، کم کم متوجه جامعه اهل سنت هم می شود. دو اتفاق دیگر هم رخ می دهد که دارای اهمیت است. اتفاق دیگر در همسایه غربی عراق یعنی سوریه رخ می دهد و بعد از نابسامانی های این کشور کم کم اختلافاتی میان گروه های رقیب در سوریه بروز می کند. این اختلافات، خود را در برابر دو جریان النصره و جریان تازه خلق شده داعش – دولت اسلامی عرق و شام-  یکباره اینگونه نشان می دهد که دولت اسلامی عراق و شام که متشکل از بعثی های سابق ناراضی عراقی و گروه های اسلامگراست، می توانند خود را در سوریه متشکل و کم کم یک سوم از خاک این کشور را اشغال و بر خلاف گروه های دیگر میدان نبرد در سوریه اعلام دولت اسلامی هم می کنند. به این معنا که یعنی شروع می کنند احیای خلیفه گری اسلامی را در سوریه آغاز می کنند و اداره مناطق تحت سلطه خود را بر عهده می گیرند.

آیا واقعا تحلیلگران ایرانی و عراقی، مسوولان ایرانی مربوط به عراق و سوریه و مقامات امنیتی عراق و سوریه متوجه نشدند که داعشی در سوریه در حال متولد شدن است؟ داعشی که خود را دولت اسلامی عراق و شام می داند، یعنی اول عراقی و بعد شامی است که نام و اهداف او نشان می دهد بخش هایی از اردن، سوریه و فلسطین اشغالی امروزی را در بر می گیرد. آیا متوجه نشدند ممکن است خطری از ناحیه این گروه، متوجه عراق شود؟ به نظر می رسد که ظاهرا متوجه نشدند و اگر هم متوجه شدند راهکاری برای آن تدوین نکردند. به این ترتیب کم کم فعالیت های داعش در خاک عراق گسترش پیدا می کند و زمینه نفوذ داعش در عراق مهیا می شود. این نکته نیز قابل ذکر است که برخی فکر می کنند داعش بعد از حملات موصل و در یک ماه قبل که اتفاقات جدید عراق شروع شد، یکباره و خلق الساعه شکل گرفته یا وارد عراق شده است، در حالی که در واقعیت به این شکل نیست. مدت هاست در بخش های غربی و شمال غربی عراق  -در استان انبار، فلوجه، تکریت و مناطق دیگر- درگیری وجود دارد و دولت مالکی در طول سالیان گذشته، بخش عمده ای از وقت خود را صرف سرکوب نیروهای مسلح مستقر در آنجا کرده است.

*طبق گفته شما عراق از بدو تاسیس دچار یک انشقاق و تجزیه روانی بوده است. حال باید گفت که این تجزیه روانی به دلیل مشکلات سیاسی و نابالغی سیاستمداران فعلی، کم کم در حال یافتن زمینه های عینی است؛ تا جایی که مسعود بارزانی در غیاب جلال طالبانی و تضعیف دولت مرکزی فرصت را غنیمت می شمرد و زمزمه های استقلال کردستان را اعلام می کند و گامی به این سمت بر می دارد. مخالفت هایی با مساله تجزیه کردستان صورت گرفت؛ به طور مثال ایران به شدت با این موضوع مخالفت کرد و ترکیه نیز مخالفت خود را با این موضوع نشان داد. اسراییل، تنها کشوری بود که تایید و اعلام امادگی کرد و دولت کردستان عراق را در صورت تشکیل به رسمیت شناخت. از سوی دیگر نیز مرجعیت شیعه، حضرت آیت الله العظمی سیستانی با رفتاری کاملا خردگرایانه، ضمن این که عراقی ها را دعوت به وحدت می کرد، از آقای نوری المالکی به تلویح و نه به تصریح درخواست می کرد که حب مقام و جاه را کنار بگذارد. همه این  اتفاقات، زمینه را برای کار سیاسی در عراق بیش از گذشته فراهم کرد؛ رییس مجلس و رییس جمهور را انتخاب کردند. بخصوص بعد از بازگشت آقای جلال طالبانی که خود، پیامی بوده است، در حال حاضر انتظار …

هوشمند: دو نکته باقی مانده است، آن را اضافه کنم و بعد وارد این بحث شوم. وقتی داعش وارد عراق می شود، تحول تازه ای در عراق رخ می دهد که به نظر می رسد این هم تحلیلی است که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در تحولات عراق در سده گذشته، همواره ناسیونالیسم عربی با ایدئولوژی سوسیالیستی همگام بود که در قالب حزب بعث خود را نشان می دهد یعنی عراقی هایی که بر مبنای ناسیونالیسم عربی سیاست ورزی می کردند، باید ایدئولوژی چپ هم می داشتند. برای اولین بار در سده معاصر در عراق، اتفاق تازه ای در حال رخ دادن است. جریانی که رنگ و بوی محلی دارد، می خواهد سرزمین را یکپارچه کند و در نتیجه  یک جریان ناسیونالیستی عربی و هویت گرای عربگراست که  داعیه ناسیونالیسم عراقی سوری یا عراقی شامی هم دارد، همزمان یک جریان اسلامی- اسلام سلفی- نیز محسوب می شود. این پدیده باید در جای خود بررسی شود. نکته دوم که باز هم در ایران مطالب کمی در مورد آن موجود اما حایز اهمیت بسیار است، چگونگی برآمدن یک هویت عربی اسلامی (اسلام سلفی) در فضای جدید منازعات سیاسی در عراق و سوریه است. نکته دیگر این است که طبیعتا در جریان اختلافات شدید دولت قانون با جامعه اهل سنت، خرد سیاسی حکم می کند که میدان منازعه گسترش داده نشود چون به اندازه کافی دولت تحت فشار رویارویی با جریان داعش، سلفی، القاعده، عشایر و نیروهای مخالف در عراق است اما مالکی جبهه تازه ای هم در رویارویی با جریانات کردی و دولت اقلیم کردستان باز می کند. در حالی که دولت مالکی گرفتار مشکلات خود با سنی هاست، هنوز در استان های مختلف عراق درگیری های پیچیده ای وجود دارد و دولت عراق حتی نمی تواند تکریت، فلوجه و بخش هایی از استان بابل، جلولا، الانبار، صلاح الدین، نینوا و امثال آن را از دست نیروهای تندروی به اصطلاح وابسته به کشورهای مختلف منطقه ای آزاد کند، یک دفعه در اعتراض فروش نفت کردستان عراق بدون اجازه دولت مرکزی، جبهه تازه ای هم با کردهای عراق باز می کند. کم کم کار به جایی می رسد که دولت عراق بودجه کردستان را قطع می کند. در جامعه عراق، شکافی بین شیعه و سنی در حال شکل گیری بود و اختلافاتی نیز میان مجموع عراق و کردها وجود داشت و در عین حال نیز بین شیعیان عراق و کردهای عراق نیز از گذشته یک نوع پیمان استراتژیک، دوستی و روابط نزدیک وجود داشته است. به نظر می رسد این رفتار دولت مالکی و قطع بودجه کردستان در چنین شرایطی با ارزیابی مثبتی در معادلات سیاسی و رفتار های سیاسی رو به رو نشود که با در پیش گرفتن این سیاست یعنی قطع بودجه اقلیم کردستان عراق، عملا آنها را به سمت استقلال طلبی سوق دهد. این کار، چندان منطقی نیست. در صورت ارزیابی قطع بودجه اقلیم کردستان و غیبت جلال طالبانی به عنوان متغیرهای اثرگذار بر رفتار سیاسی اربیل باید گفت که تاثیر نبود جلال طالبانی در مسند ریاست جمهوری بر رفتار اربیل در گام برداشتن به سوی استقلال، به اندازه قطع بودجه آنها نیست و قطعا قطع بودجه، اثرگذاری بیشتری از متغیر اول دارد.

*یعنی شما معتقدید که قطع بودجه دولت اربیل، مسعود بارزانی را بیشتر برای اصرار بر استقلال کردستان تشویق کرد؟

هوشمند: نه تنها مسعود بارزانی بلکه دیگر کردهای عراق را نیز تشویق کرد. با قطع بودجه،  چند ماه حقوق کارمندان، پیشمرگه ها و نیروهای مسلح داده نشده است که در اثر آن چند اتفاق اینجا رخ می دهد. مالکی گمان می کرد این مساله موجب نارضایتی مردم این منطقه از سیاست های دولت اقیلم خواهد شد و برای اعتراض به این سیاست ها به خیابان ها می ریزند، در حالی که عکس این اتفاق رخ می دهد. با توجه به اینکه انحصار منابع رسانه ای در اقلیم کردستان نیز در اختیار کردهاست و عملا مالکی نمی تواند با افکار عمومی مردم کرد صحبت کند، طبیعتا آنها هم از رسانه ها علیه سیاست های مالکی استفاده می کنند که دولت عراق و آقای مالکی بودجه ما را قطع کرده، پروژه های عمرانی متوقف شده، حقوق مردم را نمی توانیم بدهیم و شما ای مردم دیگر به نان شبتان محتاج هستید. بر این اساس این اتفاق منجر به افزایش نارضایتی و عملا تشویق مردم به جدایی می شود. سیاست دولت های منطقه ای مثل ترکیه در پذیرش نفت عراق هم عامل بعدی است که به این وضعیت کمک می کند. ترکیه به دلیل شکستی سیاست هایش در سوریه، بازی بسیار پیچیده ای را در کردستان عراق شروع کرده است. نکته سومی هم در اینجا وجود دارد که این هم از لحاظ راهبردی برای آقای مالکی حایز اهمیت است. در چنین شرایطی که حقوق و مزایای آنها پرداخت نشده و بودجه اقلیم هم قطع شده است، یک دفعه بحران موصل رخ می دهد. آیا می توان انتظار داشت این جریان یعنی کردها به حمایت از مالکی تفنگ به دست گیرند یا جان خود را فدا کنند؟ خیر! چنین واکنشی در آن شرایط چندان منطقی نیست. ضمن اینکه کردها درخواست داشتند اگر مالکی به عنوان نخست وزیر رسماً از نیروهای پیشمرگه بخواهد آنان وارد رویارویی با داعش می شوند اما مالکی چنین نمی کند.

با این وضعیت عملا آن اتفاقاتی که شما اشاره کردید، رخ می دهد و دولت اقلیم کردستان کم کم گام هایی به سمت اعلام استقلال بر می دارد. به نظر می رسد کردها در اقلیم کردستان دو پروژه در نظر داشتند؛ استقلال کامل و دیگری حالت کنفدرالی…

*گفته می شود که در حال حاضر زمینه ها برای کنفدرالی شدن عراق آماده شده است. آیا به سمت عراق کنفدرال می رویم؟

هوشمند: پیش از پاسخ به این پرسش اجازه دهید مطلب قبلی تکمیل شود.

در اینجا اتفاق تازه ای در عراق رخ می دهد. به قول شما دولت های منطقه ای با اعلام استقلال مخالف هستند و موضع می گیرند؛ البته این را باید گفت که مواضع نسبت به گذشته بسیار متفاوت است.

شما به مخالفت صریح ایران با این مساله اشاره کردید اما برخلاف روال مرسوم که وقتی اتفاقی در عراق می افتاد، جامعه، دولتمردان و سیاستمداران ایرانی طرف شیعیان عراق را می گرفتند و حتی ممکن بود موضع تندی اتخاذ کنند، این بار با درایت بیشتری ضمن حمایت تمام و کمال از یکپارچگی عراق، ایران رابطه خود را با کردهای عراق مخدوش نکرد. این یک رفتار خردمندانه از سوی دستگاه سیاست خارجی ایران بود؛ به عبارت دیگر در گفت وگو با بغداد، همزمان با اربیل هم در حال رایزنی و گفت وگو بودند. رسانه های ایران نیز به غیر از یک یا دو رسانه کمترین مطلب را بر ضدمسوولان اقلیم کردستان عراق داشتند حتی در مقایسه با رسانه های اپوزیسیون کشور ترکیه رسانه های ایران موضع معقولانه تری در پیش گرفتند.

* برخی دیدگاه ها، تشکیل کردستان عراق را به عنوان یک غده جدید سرطانی دانستند…

هوشمند: بله! برخی این موضع را گرفتند اما حجم اخبار منفی علیه اقلیم کردستان کم بود. در صورت انجام کاری آماری در فضای رسانه ای ترکیه و ایران برای دانستن حجم، میزان، شدت و نوع اخبار منفی منتشر شده علیه اربیل، دولت اقلیم کردستان و آقای بارزانی کاملا متوجه خواهیم شد که میزان و شدت مخالفت جناح های مختلف ترکیه اعم از ملی گراها و حتی پ ک ک البته بخصوص ملی گرایان ترک علیه بارزانی و اربیل بسیار تندتر از مقامات و رسانه های ایرانی بوده است یعنی ما در مقایسه…

*یعنی ایران رفتار خردمندانه تری در مواضع خود داشته است؟

هوشمند: بله! و این باید مورد توجه قرار بگیرد. با نگاهی به لیست و سر تیتر روزنامه های ترکیه در دو تا سه هفته گذشته، متوجه خواهید شد که بسیاری از شخصیت های اثرگذار فرهنگی و سیاسی ترکیه به جز جریان حاکم عموما علیه بارزانی و دولت اربیل مواضع بسیار تند و الفاظ بسیار ناشایستی را به کار گرفتند که در ایران به این شکل نبود. در هر حال به نظر می رسد رایزنی های دو کشور بسیار اثرگذار در عراق، ایران و آمریکا و هم سویی سیاست های آنها در عراق دارای اهمیت فراوان است. این هم از عجایب روزگار است که معمولا ایران و آمریکا در بسیاری از مسایل و معادلات منطقه ای در افغانستان، عراق و مناطق دیگر سیاست هم سویی دارند. این هم سویی در عراق در چند مورد است؛ یک: دفاع از یکپارچگی عراق، دو: داشتن رابطه با جریان های شیعه و نیز جریان های کرد و سه: پیدا کردن راه حل سیاسی نه نظامی یا راه حل های دیگر برای حل و فصل مسایل آنجا. تقریبا به نظر می رسد ایران و آمریکا همگام با هم پبش رفتند. بر این اساس در عراق با توجه به هوشیاری و رفتار خردمندانه مرجعیت شیعی بخصوص آیت الله سیستانی جلوی جنگ فرقه ای و مذهبی را در عراق گرفته است. جنگ شیعه و سنی در عراق می توانست رخ دهد اما عملا راه های تازه ای برای حل و فصل مساله در حال شکل گیری است. از این منظر انتخاب رییس مجلس در میان مسلمانان سنی معتدل و تحصیلکرده و دانشگاهی و به همین ترتیب رییس جمهور از میان شخصیت های سیاسی کارکشته که اتفاقا بخش بسیاری از عمر خود را در عراق و در جامعه عربی گذرانده است. تحصیلات او در مصر بوده است اما بخش عمده ای از فعالیت های سیاسی خود را در دل جریانات عراقی انجام داده است. هم آقای جلال طالبانی، هم آقای فواد معصوم رابطه تنگاتنگی با جریانات معارض سنتی عراق هم با شیعیان و هم با کمونیست ها و سوسیالیست های عراقی داشتند؛ در مجموع این دو نفر، شخصیت های شناخته شده ای در جامعه عراقی هستند اما انتخاب این شخصیت نشان از پشت پرده های دیگری هم دارد و به نظر می رسد توافقات سیاسی ای شکل گرفته است که منجر شده است…

*موضوع چه بود؟ خود کردها با هم وارد رقابت شدند، هم «بر هم صالح» بود هم «فواد معصوم»…

هوشمند: غیبت جلال طالبانی اینجاست که خود را نشان می دهد. اتحادیه میهنی از روزی که جلال طالبانی در صحنه سیاسی عراق غیبت داشته است، دچار انشقاق شده و البته نتیجه آن هم در انتخابات پیشین نه انتخابات پارلمانی -انتخابات خود اقلیم کردستان- این بود که اتحادیه شکست سختی را متحمل شد چون جریان به یک جریان چندصدا شده است. از طرفی شخصیت های میانه رویی مثل آقای برهم صالح هستند، از طرف دیگر آقای رسول، خانم هیروخان یعنی همسر جلال طالبانی در این فضا موثر است و عملا جمع کردن اتحادیه که خود متشکل از صداهای مختلف بوده اما به واسطه نفوذ کاریزماتیک …

*در حال حاضر فواد معصوم بیشتر به اتحادیه میهنی گرایش دارد؟

هوشمند: برهم صالح و همه آنها؛ تمام اشخاصی که نام برده شد، همه اتحادیه میهنی هستند.

*برای بررسی بهتر آن باید خود فراکسیون های مختلف در اتحادیه میهنی را بررسی کرد.

هوشمند: دقیقا.

*الآن آقای فواد معصوم متعلق به کدام فراکسیون در اتحادیه میهنی است؟

هوشمند: این نکته ای مهم و پیدا کردنش بسیار سخت است. به عبارت دیگر نه از سر فراکسیونی که آقای فواد معصوم را می خواهد ایشان انتخاب می شود بلکه از سر مخالفت همسر جلال طالبانی و به اصطلاح جناح وابسته به هیروخان است با شخص برهم صالح که فواد معصوم مطرح می شود.

*پس انتخاب آقای فواد معصوم محصول اختلاف هیروخان با برهم صالح است؟

هوشمند: مخالف با انتخاب ایشان بود.

*چرا هیروخان با برهم صالح اختلاف دارد؟

هوشمند: اساسا آقای بر هم صالح فرد معتدلی است که بین حزب دموکرات کردستان و اتحادیه میهنی و بقیه شخصیت های سیاسی کرد به عنوان یک چهره معتدل شناخته شده است.

*چه فرقی با فواد معصوم دارد؟

هوشمند: در دوره نخست وزیری که آقای برهم صالح در اقلیم کردستان نخست وزیر بود، از آنجایی که رفتار آقای برهم صالح بیش از آن که حزبی باشد یعنی به عنوان نخست وزیر حزب اتحادیه میهنی بخواهد تمشیت امور را به دست گیرد و اداره کند، به عنوان یک شخصیت کرد عراقی و عام تر از نیروهای حزبی و به نوعی فراجناحی تر عمل کرد. طبیعتا این مساله چندان مورد رضایت شخصیت های ذی نفوذ اتحادیه میهنی بخصوص آنهایی که نسبت به حزب دموکرات کردستان عراق دارای مواضع تندتری هستند، نبود. این یکی از دلایل است. ضمن این که رقابت های دیرینی نیز وجود دارد و در اتحادیه های میهنی تعدادی جریانات درون اتحادیه میهنی مدعی هستند شخصیت هایی مثل آقای برهم صالح که عمر کمتری در مبارزه در درون عراق گذرانده و کمتر مثل جلال طالبانی یا فواد معصوم و دیگران در میدان منازعات سیاسی عراق نقش ایفا کرده بلکه عمرش را در اروپا و تحصیل گذرانده است، نمی تواند چندان مورد رضایت آن جریانات باشد. البته روز چهارشنبه به این رسیدند و درنهایت برهم صالح و آقای نجم الدین کریم، استاندار کرکوک وادار به استعفا و راه برای فواد معصوم باز شد. فواد معصوم و برهم صالح تشابهات بسیاری دارند چون آقای فواد معصوم رییس هم پیمانی کردها در بغداد است…

هم پیمانی کردستانی در بغداد یعنی جریانی که در پارلمان عراق، مدیریت رفتار سیاسی نمایندگان کرد در پارلمان را اداره می کند. به جز این موقعیت سیاسی، موقعیت دیگری هم در بغداد برای کردها وجود دارد که کل اعضای کابینه و پارلمان را زیر یک مجموعه به دست می آورد یعنی شخصیت های سیاسی کرد اثرگذار در دولت عراق که رییس آن آقای «روژ نوری شاویس» است اما هم پیمانی کردستان که فقط در حال مدیریت مساله نمایندگان پارلمان است، در اختیار آقای فواد معصوم بود. آقای فواد معصوم در اینجا هم رابطه خوبی با نمایندگان حزب دموکرات کردستان عراق، هم اسلامی ها و هم اتحادیه میهنی داشته است. به نظر می رسد دولت های منطقه ای مثل ایران در این میان بسیار حایز اهمیت هستند…

*از این انتخاب استقبال کردند…

هوشمند: بله! استقبال کردند. یکی از مدیران کل شورای امنیت ملی ایران طی هفته های گذشته، هفته ای را در کردستان عراق مستقر بود؛ البته همزمان گفته می شود در همان هفته معاون وزارت خارجه آمریکا هم در کردستان عراق بود و تلاش بسیاری شد که اتحادیه میهنی را وادار به یک رای کنند. ایران پیش از این کارهای دیگری هم انجام داده است؛ کل اعضای رهبری اتحادیه میهنی به ایران آمدند و برای آنها جلسه گذاشتند. این جلسات در این راستا بود که شاید بتوانند هیروخان و برهم صالح و رسول را بتوانند به یک توافق برسانند. همه این اتفاقات در یک ماه اخیر و برای انتخابات اخیر رخ داد. برای بحث نخست وزیری هم تلاش بسیاری شد، حتی از بارزانی هم دعوت شد و آقای مسعود بارزانی هم تلاش کرد تا اتحادیه میهنی را وادار کند که یک نامزد انتخاب کنند.

*انتخاب فواد معصوم چه تاثیری بر آینده بخصوص آن ایده ای دارد که مسعود بارزانی دنبال می کرد؟

هوشمند: از یک طرف همه جریانات کردی عراق اعم از اسلامی مثل آقای علی باپیر، کومله اسلامی که رابطه ای نزدیک هم با جمهوری اسلامی ایران دارد تا جنبش اسلامی و بقیه آنها، تا حزب دموکرات و اتحادیه میهنی، هیچ کدام نخواستند این را بپوشانند که آرمانشان تشکیل دولت مستقل کردستان در کردستان عراق است. پس از منظر رویکرد آرمانی هیچ کدام از این جریان ها با هم تفاوت چندانی ندارند اما در این موقعیت چه راهی…

* با توجه به آن تجزیه روانی که اول بحث مطرح شد، به نظر شما تاسیس دولت کردستان اجتناب ناپذیر است؟

هوشمند: بله! در چشم انداز به این شکل است چون هیچ کدام از جریانات اثرگذار عراقی اعم از هر سه جریان شیعیان و سنی های عراق نسبت به چگونگی اداره عراق راهبرد مشخصی ندارند، به اضافه سایر عوامل سیاسی و همینطور فساد سیاسی و اقتصادی در عراق، چشم انداز بلندمدتی برای ثبات عراق نمی توان مشاهده کرد و کردستان عراق به سمت استقلال پیش می رود.

*پیش درآمد این استقلال تشکیل دولت کنفدراسیون است؟

هوشمند: می تواند این باشد اما لزوما هم به این شکل نیست؛ هر نامی که می خواهد داشته باشد اما به نظر نمی رسد اوضاع عراق به دو ماه قبل و پیش از ماجرای موصل بازگردد. به نظر می رسد صف بندی های جدید عراق، این کشور را به سمت…

*چه کسی می تواند عراق جدید را نجات دهد؟

هوشمند:به نظر نمی رسد شخصی بتواند عراق را نجات دهد. باید سر این بحث بشود که چه راهکاری می تواند عراق را نجات دهد.

* برای نجات عراق چه سناریوهایی روی میز است؟

هوشمند: یکی از سناریو ها در بلندمدت، هر عراقی یک رای یعنی دموکراسی رای هاست که به نظر نمی رسد این فعلا تا دهه های بعدی در عراق قابل وصول باشد.

*و اکثریت هم با شیعیان است دیگر؟

هوشمند: بله! اما اقلیت بسیار پر شمار و قدرتمند سنی یا کرد هم هستند و طبیعتا  عراق سه شقه خواهد شد؛ مگر این که رای ها از کانال مذهب، فرقه، طایفه، قوم، زبان و امثال آن نگذرد که این چشم انداز فعلا در عراق وجود ندارد.

*توازن قوا در عراق به هم ریخته است…

هوشمند: توازن قوا به هم ریخته است و توازن قوای جدیدی هم شکل نگرفته است؛  البته اگر با انتخاب رییس جمهور عراق، نخست وزیر جدید عراق شروع به کار کند. فرض کنیم آقای مالکی نیست و شخصیتی مورد توافق همه جریانات مثلا آقای چلبی، آقای عادل المهدی یا…

*یا ایاد علاوی؟

هوشمند: یا هر کس دیگری، بعید می دانم علاوی هم باشد. حال فرض کنیم علاوی، به عنوان نخست وزیر معرفی شوند. اولین مساله اینجاست که این آقایان می آیند با جامعه سنی و جامعه کرد تعیین تکلیف می کنند. در مورد مساله فروش نفت کردستان عراق چه تصمیمی می خواهد بگیرد؟ هیچ کس فعلا راهبردی ندارد. نکته دوم به مناطق مورد مناقشه برمی گردد. در حالت فعلی که توازن قوا به هم خورده، نیروهای اتحادیه میهنی در بخش عمده ای از استان کرکوک و جلولا و نیروهای حزب دموکرات در بخشی از استان نینوا یعنی در اطراف موصل مستقر هستند. سوال اینجاست که اگر اجماع و دولتی شکل گرفت و دولت ایالات متحده آمریکا برخلاف چند ماه گذشته شروع به دادن اسلحه به ارتش عراق کرد، از جمله اسلحه های سنگین هوایی و زمینی؛ در مناطق مورد مناقشه ای که دو، سه یا چند قومی از جمله شیعه های ترکمان، عرب های سنی و… هستند، دولت اقلیم کردستان و دولت عراق چطور می خواهد این معادله را حل کند؟ باید روی اینها فکر کند. آیا منطقه می خواهد بالکانیزه شود؟

*می شود؟

هوشمند: اگر درایت نباشد، هر جای کره زمین ممکن است این اتفاق رخ دهد، بخصوص منطقه کرکوک که واجد چنین استعدادهایی هم هست. فراموش نکنید بخشی از آرمان های جامعه سنی عراق و فعالان سیاسی سنی عراق در پی تثبیت وضعیت عراق، حفظ تمامیت سرزمینی عراق و وحدت ملی این کشور، نافی آرمان های کردی است که خواهان حقوق و اختیارات بیشتر تا سطح استقلال هستند. این نکته بسیار مهمی است که در تحلیل ها و در رسانه های کردستان عراق و ایران به آن توجه نشده است.

*در جایی اشاره کردید که علی رغم اینکه نخست وزیر عراق، عالی ترین مقام اجرایی این کشور است، حق حتی جابه جایی یک آبدارچی در منطقه اقلیم را ندارد اما از آن طرف کردها رییس جمهور، دو تا معاون نخست وزیر، وزیر امورخارجه، نقش تعیین کننده در پارلمان عراق و … را در عراق دارند. با توجه به این اختیارات چرا هنوز می خواهند تجزیه شوند؟

هوشمند: این نکته مهمی است. برخی تحلیلگران اشاره می کنند که عملا اگر دولت مستقل کردستان عراق شکل بگیرد، بخش عمده ای از اقتدار خود را در عراق و بغداد از دست می دهد. علاوه بر آن تازه باید وارد یک چالش سرزمینی، ارضی و مرزی برای تعیین حدود در منطقه ای بیش از 1100 کیلومتر که همه آن هم مورد مناقشه است بشود. نکته سوم اینکه حتی ممکن است بخش هایی از جامعه کرد شیعه عراق که گفته می شود حدود دو میلیون نفر جمعیت دارند، بین دو عنصر هویتی خود یعنی هویت کردی و هویت شیعی نهایتا به سمت یک هویت سوق داده شود که احتمالا هویت شیعی خواهد بود.

*چرا؟

هوشمند: به دلیل ماهیت زندگی اجتماعی این مردم؛ اینها در تاریخ گذشته عراق درگیر منازعات قومی و سیاسی نبوده و همواره نیز تحت تسلط حکومت عراق بوده اند.

*در حال حاضر بیشتر رو به کدام هوبت دارد؟

هوشمند: البته در شرایط فعلی به خاطر ترس از داعش تحت سیطره اتحادیه میهنی کرستان عراق هستند اما این احتمال وجود دارد که این اتفاق رخ دهد. بر این اساس دولت اقلیم کردستان با استقلال، قدرت، امکانات و بودجه خود را از بغداد از دست می دهد چون نفت عراق بیشتر در جنوب آن و بعد از آن در کرکوک است در نتیجه بخش عمده ای از آن را نیز از دست خواهد داد. نکته بعدی، در جاهایی که ممکن است درآمد نفتی داشته باشد، مثل کرکوک یا منطقه شیخان موصل، دچار چالش های سیاسی و نظامی با همسایه جدید خود خواهد بود؛ بخصوص اگر سنی های عراق که دارای حساسیت های ویژه خود نسبت به حوزه های کردی هستند، همسایه کردها شوند، دائما دولت اقلیم کردستان با دولت سنی فرضی همسایه اش دچار چالش خواهد بود. با افزودن مساله کردهای شیعه و همسایه ها به این موضوع، برخی از تحلیلگران مدعی هستند با این وضعیت کردهای عراق دچار چالش بسیار سهمناک تری نسبت به وضع موجود خواهند بود.

* درست است که عراق در ذات خود ناآرام است اما بالاخره این بحران هم باید تمام شود. فکر می کنید که کدام یک از سناریوها از بین بازگشت ثبات، تشکیل کنفدراسیون عراق و استقلال کردستان محتمل تر است؟

هوشمند: به نظر می رسد سناریوی دوم و حالتی بین فدرالی، کنفدرالی یعنی کنفدراسیونی محتمل تر است. به این معنا که در فرایندهای پیش رو به دلیل این که مناطق مورد مناقشه، افزون بر قانون اساسی عراق یک پشتوانه بین الملی از سوی سازمان ملل، دولت های منطقه ای و  فرامنطقه ای مثل ایالات متحده آمریکا دارد، در نهایت عقلانیت سیاسی طرف های درگیر را به سمت گفت وگو خواهد کشاند. این گفت وگو به این گونه خواهد بود که کرکوک و مناطق مورد مناقشه لزوما و منحصرا در دست یک طرف باقی نماند. به این معنا که لزوما در دست کردها باقی نخواهد ماند اما مثل گذشته هم ارتش عراق به تنهایی در آنجا مستقر نخواهد بود بلکه قدرت تاثیرگذاری عنصر کردی در آنجا بالاتر خواهد رفت. ضمن اینکه در این وضعیت، توسعه اقلیم کردستان به لحاظ اقتصادی و اجتماعی و در پیش گرفتن سیاست ها و برنامه های عمرانی آنها نیز آسان تر خواهد بود تا دو اتفاقی که شما فرمودید. سناریوی اول یعنی برگشت به وضعیت پیشین تقریبا فعلا در کوتاه مدت دور از ذهن است و فعلا ارتش عراق حتی نمی تواند تکلیف خود را با مناطقی که داعش اشغال کرده است، روشن کند، چه رسد به مناطق جدیدتری که دست کردها افتاده، بخواهد حل کند. این کار سختی است و امیدواریم هیچ وقت رویارویی نظامی هم رخ ندهد که بسیار پر هزینه خواهد بود. از سوی دیگر افزون بر مسایل داخلی عراق، چندین متغیر هم بر وضعیت کلی میدان اثر دارد. این متغیر ها از جمله نوع موضع گیری، برنامه ریزی و راهبردهای ایالات متحده آمریکا، نزدیکی راهبردهای دولت ایران به عنوان اثرگذارترین دولت منطقه ای در عراق، نوع رویکرد ایران و آمریکا با هم و تشریک مساعی اینها در مورد مسایل عراق، نوع حل و فصل مساله سوریه که بسیار حایز اهمیت است و نوع توافقات امنیتی و سیاسی میان ایران با ترکیه، عربستان و برخی از کشورهای کوچک منطقه هستند. در مورد نکته آخر باید گفت که به عبارتی ممکن است توافقی سیاسی میان عربستان، ایران و ترکیه که فعلا سه کشور رقیب در منطقه هستند، رخ دهد که دور از دسترس نیست. به این دلیل که به نظر می رسد هر نوع بی ثباتی در این منطقه نهایتا دامن همه را خواهد گرفت و جالب اینجاست که ایران در میان کشورهای منطقه کمترین آسیب را از این وضعیت خواهند دید و به دلیل وضعیت خاص منطقه بیشترین خسارت متوجه عربستان و ترکیه خواهد شد. در صورت رخ دادن این اتفاقات ممکن است داستان عراق، مسیر دیگری را پیدا کند.

لینک گفتگو در مانه شفقنا

با برچسب: , , , , , ,