اهل سنت ایران در مقابل افراطی گری مذهبی

احسان هوشمند

روزنامه اعتماد، شماره ۳۰۸۲، صفحه ۷، سه شنبه ۲۲ مهرماه ۱۳۹۳

۱-اکثریت قابل توجه مردم ایران مسلمانند و در کنار اکثریت شیعه مذهب ،گروهی قابل توجه از ایرانیان سُنی مذهبند .سُنی های ایران عموماً در کرانه های کشور و در استان های مرزی همچون استان آذربایجان غربی،کردستان،کرمانشاه،فارس ،بوشهر و هرمزگان، سیستان وبلوچستان،خراسان و گلستان ساکن هستند .گروهی دیگر از سنی های ایران در کلان شهرهایی چون تهران ساکن هستند. برخی برآوردهای غیر رسمی حکایت از آن دارد که حدود ده درصد از ایرانیان را سُنی های کشور تشکیل می دهند. در بیشتر این استان ها سُنی و شیعه در کنار یکدیگر روزگار را با همدلی و همراهی می گذرانند. سُنی های ایرانی همچون دیگر ایرانیان در برساختن تمدن و فرهنگ ایرانی در طول سده های طولانی سهم قابل توجهی ایفا کرده و نیم نگاهی به فهرست بلندبالای نخبگان،شعرا،دانشمندان و فرهنگ سازان ایرانی نقش برجسته ایرانیان سُنی مذهب را در تاریخ و تمدن ایران به روشنی نشان می دهد.

۲- خاورمیانه در دو دهه گذشته به صورت چشمگیری شاهد گسترش فعالیت گروه های سلفی و تکفیری بوده است.امروزه چنین گروه هایی در کشورهای همسایه ایران همچون پاکستان،افغانستان وعراق و نیز در سایر نقاط خاورمیانه و افریقا همچون سوریه،لیبی ، سومالی، نیجریه ،مصر و نیز برخی دیگر از کشورهای دنیا فعالیت های گسترده ای دارند.در برخی از کشورهای فوق فعالیت های گروه های تکفیری چون داعش یا القاعده به نزاع های خونینی همراه با ویرانی های بسیار منتهی شده است.آنچه در این روزها در عراق و سوریه می گذرد نمونه ای از این حوادث است که با گسترش خونریزی و بی ثباتی و ویرانگری همراه بوده است.در سال های گذشته جریان های سلفی  و تکفیری بر آن بوده اند تا با گسترش نفوذ خود به درون مرزهای ایران،در میان ایرانیان سُنی مذهب برای خود یارگیری کنند.اما علیرغم این رویکرد خوشبختانه تاکنون قاطبه جامعه سنی ایران اقبالی به گروه های سلفی از خود نشان نداده اند و تلاش سلفی های  تکفیری برای گسترش فعالیت های مخرب به درون مرزهای ایران چندان کامیاب نبوده است.شناخت  کارشناسانه عوامل وزمینه هایی که برای نفوذسلفی ها می تواند اثر گذار باشد،نوع فعالیت ها ورویکردهای تبلیغی و سیاسی گروه های سلفی و ضعف ها و مشکلات موجود در کشور و به ویژه برخی گلایه های هم وطنان سنی مذهب که در صورت بی توجهی یا کم توجهی می تواند برای گروه های سلفی زمینه ساز گسترش نفوذ باشد،ضرورتی انکار ناپذیر است.

۳-اما با این وجود و علیرغم تلاش های دشمنان کشور برای نفوذ در ایران و انتقال ناامنی به کشور خوشبختانه تاکنون گروه های سلفی نتوانسته اند در کشور فعالیت گسترده و مشهودی داشته باشند.دلیل عدم موفقیت گروه های سلفی برای نفوذ گسترده در جامعه ایران را در کجا باید جست؟چرا علیرغم جمعیت نسبتاً قابل توجه سُنی های ایران و حتی برخی گلایه های هم وطنان سنی مذهب از روند های موجود جریان های سلفی نتوانسته اند در کشور نفوذ اجتماعی قابل توجهی داشته باشند؟ قرار گرفتن محل سکونت هم وطنان سُنی مذهب در مرزهای کشور موجب شده تا رفت و آمد های آنان در دو سوی مرز بیش از دیگر هم وطنان باشد و بدین ترتیب به لحاظ عملی فرصت برای گروه های سلفی مهیا باشد که از ابزارهای تبلیغی و توجیهی خود برای نفوذ در میان این دسته از هم وطنان بتوانند استفاده کنند،اما چنین وضعیتی هم نتوانسته تا فضای اهل سنت ایران را مهیای نفوذ گسترده  و مهار گسیخته سلفی ها کند!چرا؟

۴-ایران پس از انقلاب شاهد تحولات زیادی بود.بعد از تجربه هیجانات تخلیه شده پس از انقلاب و برخی تندروی های متعاقب آن و البته هزینه های داده شده،به تدریج فضای کشور شاهد ثبات بود.هنوزخاطرات آن روز های پر التهاب و گاه همراه با ناامنی درحافظه جمعی جامعه ایران خود را می نمایاند. به تدریج در دوره ثبات توجه جدی به رشد شاخص های آموزشی و سواد اموزی در کل کشور موجب شد روز به روز بر شمار باسوادان کشور افزوده شود.گسترش سواد یکی از راه های منطقی و ساده مقابله با افراطی گری مذهبی یا هر نوع دیگری از افراطی گری است.همچنین گسترش دانشگاه های کشور موجب شد تا شمار دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاه های کشور  رشد خیلی زیادی داشته باشد.گسترش سواد و تحصیلات دانشگاهی موجب شده تا آگاهی فرهنگی و سیاسی جامعه نیز رشد قابل توجهی را تجربه کند.این وضعیت شامل سُنی های کشور هم می شود .امروزه و در مقایسه با کشورهای منطقه شمار باسوادان کشور و فارغ التحصیلان نظام دانشگاهی کشور افزایش زیادی داشته است.رشد سواد و تحصیلات دانشگاهی معمولا جانشینی برای افراطی گری و تندروی های مذهبی است. حیات بالنده سیاسی و فکری کشور بیشترین نمود خود را در دهه هفتاد و نیمه نخست دهه هشتاد در دانشگاه های کشور به نمایش گذاشت و دانشجویان ایرانی این دانشگاه ها فارغ از مذهب و محل زندگی شان هر یک به فراخور شرایط توشه ای  وتأثیری از این فضا داشته اند. دانشگاه های کشور در تمامی استان های کشور و از جمله در استان های مرزی رشد قابل توجهی را تجربه کرده است.اینک در برخی استان هایی که اکثریت یا بخش زیادی از مردمانشان را سُنی های ایران تشکیل می دهند دانشگاه های بزرگی تأسیس شده است.دانشگاه کردستان و دانشگاه زاهدان (سیستان و بلوچستان)نمونه ای از این دانشگاه ها است .

۵-ایران از نظر ترجمه متون و کتاب های غیر فارسی و بازار نشر چنین آثاری وضعیت مثبتی در منطقه دارد.بسیاری از متون علمی ،تاریخی و فرهنگی و اجتماعی منتشر شده در اقصی نقاط جهان به سرعت در کشور ترجمه و در اختیار علاقمندان قرار می گیرد.این شاخص همراه با تولید منابع مکتوب قابل توجه در داخل کشور زمینه بالندگی فرهنگی بیش از گذشته کشور را مهیا کرده است.فعالیت گسترده مطبوعات در کشور اگر چه با محدودیت های رو به رو است اما همین فعالیت های مقید نیزبه نوبه خود زمینه رشد عقلانیت و انعطاف و تساهل فرهنگی و مذهبی را بیش از گذشته در میان جامعه مهیا کرده است. حضور طیف های مختلف فکری و فرهنگی در فضای مطبوعاتی زمینه رشد فرهنگی کشور را بیش از پیش مهیا می کند.گسترش استفاده از اینترنت نیز در این خصوص اثر های اجتماعی و فرهنگی خاص خود را نمایانیده است.

۶-فضای ایدئولوژیک و کم انعطاف  کشور در سال های آغازین پس از انقلاب  و تند روی های سیاسی و مذهبی و رویدادهای پس از آن زمینه رشد نوع تازه ای از نوگرایی دینی را مهیا کرد و این نحله  ضمن نقد روندهای موجود زمینه باور به حقوق انسانی تمام شهروندان فارغ از مذهب و عقاید شان را در میان نخبگان کشور فراخ تر کرد.نقد برخی آموزه های سنتی و خشک اندیشانه نیز راه را برای تساهل پذیری عمومی تر کرد.چنین وضعیتی نمی توانست بر جامعه سُنی ایران کم اثر تر از دیگر ایرانیان باشد.بی گمان نخبگان و فرهنگیان جامعه سنی مذهب کشور همچون دیگر هم وطنان در این فضای فکری و فرهنگی استنشاق کرده و می کنند.و چنین فضایی نافی افراطی گری مذهبی وتعصب ورزی مذهبی است.

۷-هوشیاری و عمل گرایی برخی روحانیون و نخبگان سنی مذهب و نگاه هوشمندانه آنان به روندهای داخلی به ویژه در هنگام انتخابات  نشان می دهد عقلانیت سیاسی در ایران رشد قابل توجهی یافته است.در چند دهه گذشته روحانیت اهل سنت ایران با اتخاذ مواضعی منطقی و با نگاه به تحولات داخلی کشور و پرهیز از افتادن در دام افراطی گری سهمی غیر قابل انکار در گسترش فرهنگ مدارا و تساهل ایفا کرده است.مرجع بودن این گروه از نخبگان در میان جامعه موجب شده تا پیروان چنین روحانیونی نیز از افراطی گری تبری بجویند.مواضع مولوی عبدالحمید در خصوص  نفی گروه های تروریستی شرق کشور نمونه ای از این روش های منطقی و عقلائی است.

۸-رشد شهرنشینی و گسترش طبقه متوسط شهری یکی دیگر از زمینه های رشد عقلانیت در ایران و به ویژه در میان اهل سنت ایران است.نُرم رفتاری جامعه شهری محاسبه ی هزینه – فایده  است و گسترش آنچه که به قول گیدنز سیاست زندگی خوانده می شود در میان این طبقه ،یعنی توجه به هزینه ها و فایده های کنش های سیاسی و فرهنگی در ذات خود اعتدال آور و منطق گستر است.این شاخص هم به نوبه خود سهمی در کاهش نفوذ افراطی گری در ایران امروز ایفا می کند.سیاست زندگی یعنی در کانون توجه قرار گرفتن راه های بهربرداری از زندگی نه نفی زندگی و مرگ!

۹- در کنار این چشم انداز نوید بخش و نیز ثبات سیاسی و فعالیت های دستگاه های ذیربط کشور برای مراقبت از مرزهای کشور ،اما نباید چشم بر برخی از نگرانی ها بست.گسترش مراکز سکونت غیر رسمی و حاشیه نشینی در شهرهای بزرگ و در مناطق مرزی می تواند فرصتی برای گسترش افراطی گری مهیا سازد.همچنین برخی رویکردهای نادرست مذهبی در بعضی از رسانه های گروهی که در تلاش نشان دادن حقانیت این یا آن مذهبند و گاه همراه با توهین به ارزش های مورد احترام دیگر جوامع مذهبی است نیز خود می تواند زمینه ساز افراطی گری باشد.تقویت مشارکت همه ایرانیان ،فارغ از مذهب و دین شان،در روندهای تصمیم سازی و تصمیم گیری می تواند به تعمیق همبستگی ملی یاری رساند و راه را بر روش های افراطی سد کند.تقویت استفاده از نخبگان سُنی مذهب در ساختار مدیریت کلان کشور یکی از چنین سیاست هایی است که بر اساس حقوق شهروندی و منافع ملی باید در دستور دولتمردان کشور قرار گیرد.

با برچسب: