مصون سازی جامعه اهل سنت کشور در برابر جریان های تکفیری

احسان هوشمند

ایران فردا، دور جدید، شماره ۷، صفحه ۶۶ و ۶۷، شنبه ۱۵ آذرماه ۱۳۹۳

در هفته های گذشته خبر برگزاری کنگره جهانی جریان‌های تکفیری از دیدگاه علمای اسلام در شهر قم نشان از رویکرد تازه ای می داد که توسط علمای کشور برای درک ماهیت گروه های تکفیری و یافتن راههایی برای مقابله با این جریان ها اتخاذ شده است.حضور شماری قابل توجه از علمای سنی و شیعه ایرانی و غیر ایرانی با سلایق مختلف فکری و سیاسی در این همایش نشانگر جدی گرفته شدن گفتگو در باره این پدیده مهار گسیخته میان علمای مسلمان است.

پدیده ظهور و گسترش جریان های تکفیری در دنیای اسلام در سال های گذشته با چنان سرعتی روبرو بوده که حتی موجب نگرانی در باره تغییر مرزهای سیاسی کشورهای منطقه شده است.افزون برآنکه این پدیده سهمی غیر قابل انکار در برجسته شدن اسلام هراسی در دنیا بر عهده دارد. خشونت های غیرقابل وصف این گروه ها در مقابله با دیگران و سایر نحله های فکری و عقیدتی و دینی در منطقه و انتشار رسانه ای گسترده این اعمال خشن و غیر انسانی بازتاب بسیاری در دنیا داشته است.تسلط این گروه ها بر بخش هایی از سوریه، عراق ، لیبی،نیجریه،سومالی،افغانستان ، پاکستان ،یمن و دیگر مناطق دنیای اسلام نشانگر رشد روزافزون سیطره این جریان ها بر بخش های قابل توجهی از سرزمین های اسلامی است.همچنین پیوستن شمار قابل توجهی از جوانان مسلمان ساکن در کشورهای اروپایی و غربی به گروه های سلفی و از جمله داعش نشانگر اهمیت بین المللی روز افزون این گروه ها است.بدین ترتیب مسئله تکفیری ها و نگرانی های مترتب بر آن در حال حاضر ابعاد بین المللی به خود گرفته است.

از منظر منافع ملی تلاش گروه های سلفی در نزدیکی مرزهای کشور هم مزید بر گسترش این نگرانی ها است. حضور داعش و سایر جریان تکفیری در عراق، افغانستان و پاکستان یعنی در کرانه مرزهای غربی و شرقی کشور هم پدیده با اهمیتی است که باید به جدّ مورد توجه قرار گیرد.اینک بحرانی ترین مناطق جهان بر اثر حضور تکفیری های جهادی با موج کم سابقه آشوب و بی ثباتی روبرو است یعنی کشورهای افغانستان، پاکستان، عراق و سوریه در نزدیکی مرزهای سرزمینی ایران شرایط سخت و اسفناکی را تجربه می کنند از این منظر حتی ممکن است که تلاش این گروه ها در داخل کشور و در میان گروهی ولو کم شمار از جامعه اهل سنت کشور اثراتی در پی داشته باشد. این وضعیت نشانگر اهمیت توجه جدی به ظهور و گسترش جریان های تکفیری، چه در خارج از مرزهای سیاسی کشورو چه در درون کشور است.

پیچیدگی وضعیت جدید خاورمیانه و تحولات سیاسی منطقه ای و بین المللی در این بخش با اهمیت از جهان ایجاب می کند برای مقابله با نفوذ روزافزون تفکر و تشکیلات تکفیری از روش های کارآمد علمی و دانش بنیان استفاده شود و ابعاد گوناگون موضوع و زمینه های اجتماعی و سیاسی این پدیده ،چه در داخل کشور و چه در خارج از مرزهای سیاسی کشور،مورد توجه قرار گیرد.برگزاری کنفرانس اخیر در شهر قم از این منظر اگر چه به عنوان گام نخست و ابتدایی ورود علمای سنی و شیعه به موضوع اهمیت به سزایی دارد اما دستیابی به نتایج مثبت در این رویکرد محتاج تداوم و استمرار این روند و توجه به ابعاد متنوع و پیچیده موضوع و بهره گیری از تجارب و دانش متخصصان و پژوهشگران این حوزه ها و در نهایت برنامه ریزی های ملی و منطقه ای و حتی بین المللی برای مقابله با این وضعیت خطیر است.

۱-اهل سنت بخشی قابل توجه از جمعیت ایران را تشکیل می دهند. در گستره تاریخی این سرزمین هم نام آوران و نخبگان سُنی مذهب ایرانی نقشی چشمگیر دربرساختن تمدن و فرهنگ ایرانی بر دوش داشته اند. نام شعرا و نویسندگان و فرهنگ سازان سُنی مذهب ایرانی شامل لیست بلند بالایی است.

امروزه در بخش زیادی از سرحدات و کرانه های مرزی کشور ایرانیان سنی مذهب زندگی می کنند. به جز تهران و چند کلان شهر دیگراهل سنت ایران در استان های آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه، فارس، بوشهر، هرمزگان، سیستان و بلوچستان، خراسان جنوبی و رضوی و شمالی، گلستان و بخش هایی از استان اردبیل و گیلان مستقر هستند. آمار دقیقی از شمار جمعیت سنی های ایران در دست نیست. در سرشماری های عمومی کشوری که از سال ۱۳۳۵ در کشور آغاز شد متغیر دین مورد پرسش قرار می گیرد اما در خصوص مذهب شهروندان کشور داده ای احصا نمی شود. تنها منبعی که می تواند در خصوص اختصاصات مذهبی کشور مورد استناد قرار گیرد فرهنگ جغرافیائی ایران است که در پایان دهه بیست خورشیدی به سرپرستی سرتیپ حسینعلی رزم آرا در ده جلد منتشر شدi. همچنین در برخی منابع دیگر نیز برآوردهایی در خصوص جمعیت سنی مذهب کشور صورت گرفته است.ii بر اساس این برآوردها حدود ده درصد از جمعیت کشوریعنی بین ۷ تا ۸ میلیون نفر را سنی های ایرانی تشکیل می دهند. در استان‌هاي غربي کشور مسلمانان سُني‌مذهب پيرو فقه شافعي هستند و در استان‌هاي شمالی،شرقي و جنوبي سُني‌هاي ايران حنفي مذهبند.

۲-از ابتدای پیروزی انقلاب بخشی از نخبگان و شخصیت های اهل سنت کشور بر سر رسمیت مذهب تشیع در قانون اساسی جدید و نیز لزوم شیعه بودن رئیس جمهوربه مناقشه با پیش نویس قانون اساسی پرداختند.البته این مناقشه در برخی مناطق گاه با تنش هایی نیز رو به رو گردید.در روزهای آغازین پس از پیروزی انقلاب در سال ۱۳۵۷ دولت موقت به نخست وزیری مرحوم مهندس بازرگان برای استانداری استان کردستان و نیز استان سیستان بلوچستان دوشخصیت سنی مذهب یعنی دکتر ابراهیم یونسی و نیز دکتر دانش را برگزید.پدیده ای که در تلاطم روزهای آغازین انقلاب چندان مورد توجه قرار نگرفت.البته در استان کردستان پس از یونسی استانداری به شخصیت هایی چون مرحوم شکیبا و شاه اویسی و مهرآسا رسید که کرد و سنی مذهب بودند.این روند تا دولت مرحوم رجائی استمرار داشت.تقریبا همه فرمانداران و مسئولان استانی نیز بومی همین مناطق بودند.اما از ابتدای دهه شصت به بعد و به تدریج زمینه حضور نخبگان و شایستگان سنی مذهب در ساختار اداری و سیاسی منطقه و کشور با مقاومت هایی روبرو شد .

ظهور دولت اصلاحات در سال ۱۳۷۶ فرصتی بود تا در سیاست های گذشته تجدید نظری شود و روند تازه ای از به کارگیری نیروهای سُنی مذهب در قالب فرمانداران و مدیران کل استانی و…در استان کردستان و سپس در سایر استان های کشور که سُنی های حضور دارند آغاز شود.با گسترش این روند در پایان دولت دوم آقای خاتمی میزان استفاده از مدیران بومی در این استان ها بین ۷۰ تا ۸۰ درصد گزارش شده است.iiiهر چند با روی کار آمدن دولت های بعدی این روند استمرار نداشت و البته در سطوح مدیران عالی استانی و نیز مدیران عالی و میانی کشوری مشارکت هموطنان سُنی مذهب در ساختار اداری و بورکراتیک کشور با محدودیت هایی روبرو بوده است به نحوی که هیچ ازاستانداران،روسای دانشگاه های دولتی وزارت علوم یا وزارت بهداشت،سازمان های(ادارات کل استانی)آموزش و پرورش و مدیران فرهنگ و ارشاد اسلامی،رادیو و تلویزیون،دادگستری در سطح استانی در کل کشور و نیز مقامات وزارتی و کشوری درسطح ملی و نیز و هیچ یک از سفرا و کارداران و سرکنسولگری های ایران در خارج از کشور سُنی مذهب نیستند.به سخنی دیگر بخش رسمی در برابر پذیرش نیروهای متخصص و شایسته سُنی مذهب در پست های کلان ملی و استانی هنوز با محدودیت هایی روبرو است. لذا اینک شاهدیم که در ميان مديران عالي کشور عاملي به نام مذهب موجب شده تا گروه‌هاي مذهبي چون اهل سنت يا ديگر گروه‌هاي مذهبي نتوانند ايفا گر نقش های سیاسی در سطح کلان و ملی،بنا بر حقوقشان باشند. اين وضعيت نارضايتي‌هاي زيادي را دامن زده است.

هنوز در ميان اعضاي شوراي نگهبان و مديران عالي کشور همچون وزرا، معاونان رييس جمهور، معاونان وزرا، مديران دستگاه‌هاي فرهنگي و سياسي کشوري، مقامات کشوري و لشکري استفاده از نخبگان و نيروهاي متخصص و باتجربة اهل سنت مورد توجه قرار نگرفته است. عدم استفاده از مديران سُني‌مذهب موجب شده تا شکاف‌هاي دولت ـ ملّت در اين بُعد تعميق شود. همچنين، برنامه‌اي براي استفاده از نيروهاي سُني مذهب در استان‌هاي ديگر کشور در دستور کار نبوده است. اگرچه در اصول ۱۲ و ۱۹ قانون اساسي در خصوص برابري حقوقي همه ايرانيان و لزوم توجه به اهل سنت رويکرد مناسبي تعريف شده است، اما در زمينه گسترش استفاده از نيروهاي سُني‌مذهب و نخبگان سُني در ساختار اداري و سياسي کشور و در مناطق مختلف و در سطح کشور برنامه يا راهبرد ويژه‌اي تدوين و اجرا نشده است. سلیقه محوری نیز در این زمینه بر مشکلات فوق افزوده است.یعنی عدم به کارگیری نخبگان سنی مذهب در ساختار کلان اداریِ کشوری نه بر مبنای محدودیت های قانونی بلکه بر اساس سلیقه ها است که به چنین روندی منتهی شده است.عدم تجدید نظر در این روند ها موجب گسترش نارضایتی و در نهایت فرصت سازی برای تکفیری ها است.

۳- توسعة اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي يکي از مهم‌ترين دغدغه‌هاي همه ايرانيان در جاي جاي کشور است. در شرايط کنوني سطح توسعه در کشور مطابق انتظارات جامعه پيش نرفته است. در بسياري از مناطق احساس محروميت نسبي در حال گسترش است. در استان‌هاي مرزي و نيز محل سکونت سُنی های ایران در ديگر مناطق نيز از اين نظر نارضايتي‌هاي زيادي وجود دارد.گفته شد بخش قابل توجهی از سرحدات کشور محل سکونت اهل سنت ایران است.از نظر شاخص های توسعه پایدار و متوازن و نیز عمران و آبادی، همه مناطق مرزی کشور با مشکلات توسعه ای پیچیده و گسترده ای دست به گریبان هستند. شاخص های توسعه انسانی،بهداشتی ودرمانی،صنعتی،کشاورزی،آموزشی،رفاهی، فرهنگی در استان های مرزی نسبت به برخی دیگر از نقاط کشور وضعیت نامطلوب تری را به نمایش می گذارد. استان سیستان و بلوچستان در میان همه استان های کشوری رتبه آخر شاخص های توسعه کشور را داراست و استان کردستان با رتبه ای بالاتر در رتبه ماقبل آخر قرار دارد.هر چند در دهه های گذشته برای توسعه و عمران استان هایی چون کردستان و سیستان و بلوچستان گام های ارزنده ای برداشته شده و در مقایسه با وضعیت آن سوی مرزها یعنی کردستان عراق و ترکیه و نیز بلوچستان پاکستان و افغانستان وضعیت استان های ایرانی قابل مقایسه نیست و استان کردستان و سیستان و بلوچستان وضعیت مناسب تری دارند اما در مقام مقایسه با استان های کشور وضعیت مناسبی را تجربه نمی کنند. توسعه نايافتگي در حوزه‌هاي صنعتي، کشاورزي و کم توجهي به قابليت‌هاي توسعه‌اي اين مناطق، بيکاري گسترده، روي آوردن به مشاغل خطرناکي همچون کولبري و تجارت‌هاي مرزي غيرقانوني از عوارض چينن وضعيتي است. برخوردهاي گاه و بيگاه نيروهاي مرزي با چنين پديده‌هايي و گاه کشته و زخمي شدن اين افراد نيز بر پيچيدگي‌ها افزوده است. اشتغال، به ويژه اشتغال جوانان و نيز اشتغال فارغ‌التحصيلان دانشگاهي يکي از مهمترين دغدغه‌هاي خانواده‌هاي ساکن در اين مناطق است. گسترش حایشه نشینی و تجمع بخش قابل توجهی از مردم فرودست و محروم در سکونت گاه های غیر رسمی و حاشیه شهرها گذشته از ابعاد انسانی آن،می توان به صورت بالقوه مکانی آرمانی برای گروه های سلفی و تکفیری باشد تا در میان اقشار فرودست به تبلیغ آموزه های خود بپردازند. انجام مطالعات جامعه‌شناختي براي بررسي علل بروز اين پديده‌ها و ديگر ابعاد اين موضوع در حاشيه شهرها و ديگر نقاط مستعد يکي ديگر از ضرورت‌ها و پيشنهادهايي است که مي‌تواند متوليان امر را در مديريت اين پديده‌ها ياري کند.

۴-در سطح ملی همچنین مناطق مرزی کشور و از جمله مناطق سُنی نشین کشور با مشکل دیگری روبرو است.محدودیت های اعمال شده در سالیان گذشته برای برخی فعالیت های فرهنگی و سیاسی و رفت و آمد نخبگان ملّی به مناطق مختلف کشورموجب شده تا سطح پیوستگی میان نخبگان ملی و نخبگان محلی کاهش یابد.عدم توجه به سرمايه‌هاي اجتماعي در مناطق مختلف کشور و در سطح ملّي مانع از ايجاد جو اعتماد ملّي و موجب اتلاف نيروي انساني و انرژي اجتماعي مي‌شود. این “کاهش پيوستگي ميان نخبگان محلي و نخبگان ملّي ” نيز به عنوان پيامد اين وضع ضمن اينکه توجه نخبگان محلي را از منافع ملّي به سوي مباحث محلي و یا مذهبی جلب مي‌کند، مي‌تواند به اتلاف نيروهاي متخصص و توانمند و نهايتاً تضعيف توان کارشناسي ملّي براي حل و فصل مشکلات موجود منجر شود.بسته شدن یا کاهش فرصت ها و زمینه گفتگو و دیالوگ میان نخبگان محلی و ملی موجب می شود تا در خلأ پیش امده فرصت برای ورود گفتار و گفتمان تکفیری بیش از پیش مهیا شود.گسترش رفت و آمد چهرهای سیاسی،روشنفکری و فرهنگی و هنری در اقصی نقاط کشور موجب تعمیق آمال ملی شده و راه را بر تفکرات افراطی از جمله تکفیری ها تنگ خواهد کرد.

۵- برخی رسانه های کشوری نیز سهمی در تحریک احساسات مذهبی بر عهده دارند. در این خصوص باید تلاش شود تادستگاه های ذیربط به تدوين مقرارت و قوانين لازم بپردازند و تريبون‌هاي رسمي، مطبوعاتي و رسانه ملي در خصوص مباحث مذهبي به صورت قانونمندي عمل کنند و از انتشار مطالب تفرقه برانگيز مذهبي منع شوند. مطالبي که شائبه توهين به هموطنان پيرو ديگر مذاهب اسلامي بويژه اهل سنت و جماعت و حتي غير مسلمانان را در بردارد، به جز اينکه منافي حقوق شهروندی،وحدت و همبستگي ملي و ديني است، موجب ايجاد واکنش تند از سوي برخي افراد و گروه‌هاي مقابل مي‌شود و ممکن است پيامدهاي ناخواسته ديگري از جمله گسترش سلفي‌گري و تکفیر را نيز در پي داشته باشد. همچنين در اين خصوص گاه مواضع برخي شخصيت هاي مذهبي و برخي از روحانيون که گاه با اتخاذ مواضعي نسبت به اهل سنت یا اهل تشیع در تريبون هاي عمومي و در تعارض با وحدت ملي است، لازم است کنترل شود.

۶-شناسايي زمينه‌هاي فرهنگي و اجتماعي مناسب براي گسترش سلفی گریِ تکفیری جز از طريق مطالعات و پژوهش‌هاي چند جانبه ميسر نيست. تمرکز مطالعاتي بر اين پديده و تهيه داده‌هاي متقّن و جدي براي شناخت و سپس يافتن روش‌هاي مناسب براي نقد اين رويکرد بنيادگرايانه مذهبي نيز ضرورتي فرهنگي است.از جمله تقویت گرایش های مذهبی ای که در همان چارچوب باورهای اهل سنت می تواند در تضعیف سلفی گری مؤثر واقع شود. ضمن آنکه با اين دست مطالعات مي‌توان راه‌هاي نفوذ اين ايدئولوژي را شناسايي و با کمک دستگاه‌هاي اجرايي و فرهنگي نسبت به يافتن راه‌هاي کم اثر کردن آن و نيز مواجهه کارشناسانه و فرهنگي با آن انديشيد و برنامه‌هاي خاص تدوين کرد.

فعالیت های تکفیری ها در سالیان گذشته موجب مخدوش شدن چهره رحمانی اسلام در سطح بین المللی شده است. همچنین در سطح ملی نیز برخی گروه های تندروی تکفیری در تلاش بوده اند تا در داخل جامعه سُنی مذهب کشور نفوذ کنند و در این راه موفق شده اند گروهی محدود را نیز با خود همراه کنند. این در حالی است که ظرفیت های زیادی برای مهار و مقابله عالمانه و کارشناسی با این پدیده در اختیار علما و مسئولان کشوری است.شناسایی این فرصت ها و استفاده بهینه از ظرفیت های کشور برای مقابله با چنین پدیده ای نیازمند همّی ملی و اراده ای سیاسی است. تدوین نقشه راه برای تعامل بیشتر و کارآمدتربا جامعه اهل سنت کشور،با همه تنوع فرقه ای و مذهبی و فرهنگی آن،یکی از عقلایی ترین راه کارهای مواجهه با تفکر تکفیری است.گسترش گفتگوی انتقادی با چهره های اثر گذار و نخبگان هر دو طرف و نیز توجه جدی به رفع مشکلات سیاسی،اقتصادی و اجتماعی مناطق مرزی کشوری اولویتی است که نباید در گیرو و دار رقابت های جناحی و سیاسی به حاشیه رانده شود. استفاده از ظرفیت قابل توجه جامعه مدنی در این مسیر فرصت های پیش رو را دو چندان خواهد ساخت.

i – رزم آرا، سرتیپ حسینعلی، فرهنگ جغرافیایی ایران، جلد۱الی۱۰، ۱۳۳۰۰-۱۳۲۷، انتشارات دایره جغرافیایی ستاد ارتش

ii – برای مطالعه بیشتر در این باره بنگرید به احسان هوشمند، نگاهی دیگر به داده‌های زبانی و مذهبیِ ایران معاصر فصلنامه گفتگو، شماره ۴۳، تابستان ۱۳۸۴

iii -ناهید کوه شکاف و احسان هوشمند در روند توسعه در مناطق کردنشین ایران قبل و پس از انقلاب در کتاب حمید احمدی،ایران،هویت،ملیت،قومیت موسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی 1383 صص:476-488

با برچسب: , , , , , ,