قفقاز میراث دار تاریخ و تمدنی ایرانی – فرصت هایی که از دستمان می رود

گفتگو با احسان هوشمند

دوماهنامه سیاسی راهبردی چشم انداز ایران، صفحات ۱۴۷ تا ۱۵۰، دی و بهمن ۱۳۹۴

اخیراً سفری پژوهشی به قفقاز داشته‌اید، لطفاً در ابتدا گزارش مختصری از این سفر برای خوانندگان بدهید؟

پروفسور مرتضی گاجیف

احسان هوشمند – پروفسور مرتضلی گاجیف

سفر مطالعاتی و پژوهشی من به همراه تیمی هنرمند و مستندساز و با هدف بازنمایی ایران و میراث تاریخی و تمدنی و فرهنگی ایرانی و فعالیت‌های ایران‌شناسان در روسیه و قفقاز آغاز شد. بر مبنای این هدف از بخشی از مراکز علمی، دانشگاهی، پژوهشی و تاریخی این حوزه ازجمله آکادمی علوم روسیه و دانشگاه‌های مسکو و پترزبورگ بازدید کردیم. در جریان سفر با ده‌ها تن از دانشمندان و دانشگاهیان و ازجمله شرق‌شناسان و ایران‌شناسان، قفقازشناسان و اسلام‌شناسان روسیه و سایر مناطق قفقاز ملاقات کردیم و گفت‌وگوهای عمیقی صورت گرفت. چند جلسه سخنرانی نیز در دانشگاه‌های مختلف برگزار شد و به شکل میدانی برخی مناطق تاریخی و فرهنگی از سن‌پترزبورگ و مسکو تا دورترین روستاهای قفقاز نیز در این کار پژوهشی مورد توجه قرار گرفت. تمامی سفر توسط تیم مستندساز به سرپرستی و تهیه‌کنندگی و کارگردانی آقای رضا حامدی‌خواه و بیژن صمصامی و فیلم‌برداری آقایان نجاریان و بحرالعلومیان ضبط و مستندسازی شد.

به همراه همکاران و دکتر ایگور بازیلِنکوف متخصص روابط ایران و روسیه در عهد صفویه تا پایان قاجار- انتستیو نسخ خطی شهر سن پترزبورگ

از راست: مهدی توکلیان،‌رضا حامد خواه، دکتر ایگور بازیلِنکوف، احسان هوشمند. دکتر ایگور بازیلِنکوف متخصص روابط ایران و روسیه در عهد صفویه تا پایان قاجار در انتستیو نسخ خطی شهر سن پترزبورگ است

در همین زمینه اجازه دهید ابتدا تصویری از جمهوری‌های قفقاز شمالی ترسیم کنیم و پیرو آن وارد بحث و گفت‌وگو شویم. قفقاز سرزمینی است که حد فاصل بین دریای سیاه و دریاچه خزر است. پس هر دو سوی شرقی و غربی آن را دریا احاطه کرده است و کوه‌های قفقاز یا رشته‌کوه قفقاز هم از میان آن می‌گذرد. قفقاز را معمولاً به دو بخش قفقاز شمالی و جنوبی تقسیم می‌کنند. بخش شمالی قفقاز درون کشور روسیه و در بخش جنوبی روسیه قرار دارد. بخش شمالی قفقاز شامل جمهوری‌های خودمختار داغستان، چچن، اینگوشتیا، اوستیای شمالی، کاباردینوبالکاریا، کاراچایچرکسیا، سرزمین کراسنودار، آدیغیه و سرزمین استاوروپول است. جمهوری داغستان از میان جمهوری‌های خودمختار شمال قفقاز است که مرکز آن مَخاچ‌قلعه است. جمهوری داغستان در کنار دریای خزر است که در همسایگی آن جمهوری چچن با مرکزیت گرزونی است و پس از چچن و اینگوشتیا، جمهوری اوسِتیای شمالی قرار دارد. ولادی قفقاز هم مرکز اوستیای شمالی است. در بخش جنوبی اوستیای شمالی و اینگوشتیا، اوستیای جنوبی قرار دارد که از کشور گرجستان اعلام استقلال کرده و در نقشه سیاسی بخشی از گرجستان محسوب می‌شود. جمهوری خودمختار اوستیای شمالی جزو روسیه است. در بخش جنوبی قفقاز هم سه کشور تازه مستقل‌شده ارمنستان، جمهوری آذربایجان و جمهوری گرجستان قرار دارند که از جمهوری‌های شوروی سابق هستند.

با وجود مساحت کم قفقاز و با جمعیتی حدود 30 میلیون نفر، بیش از 55 گروه قومی با ده‌ها زبان و تبار مختلف در این منطقه زندگی می‌کنند. قفقاز یکی از پیچیده‌ترین، متنوع‌ترین و پرچالش‌ترین مناطق جهان از منظر مباحث قومی محسوب می‌شود.

نمایی از روستای در ایرستون ( اوستیای شمالی)

نمایی از روستای در ایرستون ( اوستیای شمالی)

با این اشاره مختصر به وضعیت جغرافیایی قفقاز، به وضعیت قومی این منطقه اشاره‌ای کنیم. با وجود مساحت کم قفقاز و با جمعیتی حدود 30 میلیون نفر، بیش از 55 گروه قومی با ده‌ها زبان و تبار مختلف در این منطقه زندگی می‌کنند. قفقاز یکی از پیچیده‌ترین، متنوع‌ترین و پرچالش‌ترین مناطق جهان از منظر مباحث قومی محسوب می‌شود.

مرد قفقازی - اوستیای شمالی

مرد قفقازی – اوستیای شمالی

به‌طور کلی سه گروه تباری، قومی و زبانی در قفقاز وجود دارد که هر یک از این سه گروه به چند گروه قومی تقسیم می‌شوند. گروه اول قفقازی‌تبارها، گروه دوم ترک‌تبارها و گروه سوم هم هندواروپایی‌ها و ایرانی‌تبارها هستند. ازجمله گروه‌های قفقازی‌تبار می‌توان به اقوام یا گروه‌های زبانی گرجی، آبخاز، لزگی، چرکس، آوار، چچنی، اینگوش، قاباردی، تاباساری، لک‌ها (لاک‌ها)، اودی، ساخوری، آغول، روتول، دارگی و آدیغیه اشاره داشت. از گروه‌های قومی و زبانی هندواروپایی و ازجمله ایرانی‌تبارها نیز آلان‌ها و اوستی‌ها، ارمنی، روسی، کرد، تالش، یونانی، تات‌ها را می‌توان نام برد و از اقوام و گروه زبانی ترک هم می‌توان به کومیک، نوغای، بالکار، قره‌چای، آذربایجانی‌ها، ترک‌های مسختی و قوم مغول‌تبار قالموقو و تاتارها اشاره کرد؛ البته اقوام دیگری همچون آشوری‌ها و پیروان ادیان دیگر مانند ایزدی‌ها و نیز یهودیان و مسیحیان ارتدوکس، کاتولیک و پروتستان و حتی پاگانی (پگانی که شامل ادیان چندخدایی یا ادیان قبایلی است) در قفقاز پیروانی دارند.

در چند هزار سال پیش، قفقاز جنوبی حوزه تمدنی ایران‌زمین بوده است؛ هر چند در بخش شمالی قفقاز به جز دربند و اوستیا، مابقی گاه و بیگاه تحت سلطه تمدن یا امپراتوری ایران بوده‌اند؛ اما قفقاز جنوبی برعکس در تمامی دوره‌های تاریخی تا دوره قاجار در حوزه تمدنی و سرزمینی ایران قرار داشته است. در این منطقه عرض کردم که بیش از ده‌ها قوم یعنی ۵۰ تا ۷۰ قوم و گروه زبانی وجود دارد.

در چند هزار سال پیش، قفقاز جنوبی حوزه تمدنی ایران‌زمین بوده است؛ هر چند در بخش شمالی قفقاز به جز دربند و اوستیا، مابقی گاه و بیگاه تحت سلطه تمدن یا امپراتوری ایران بوده‌اند؛ اما قفقاز جنوبی برعکس در تمامی دوره‌های تاریخی تا دوره قاجار در حوزه تمدنی و سرزمینی ایران قرار داشته است. در این منطقه عرض کردم که بیش از ده‌ها قوم یعنی ۵۰ تا ۷۰ قوم و گروه زبانی وجود دارد؛ البته در قفقاز مسلمانان اکثریت را دارند. در میان مسلمانان، اکثریت با سنی‌ها است و شیعیان در اقلیت هستند. در قفقاز شمالی تنها شهر دربند است که اکثریت آن شیعه هستند و بقیه شهرها عمدتاً سنی‌نشین هستند. مسیحیان قفقاز مانند مسیحیان روسیه عموماً ارتدوکس هستند و کاتولیک‌ها بسیار کم‌شمارند. طریقت‌های عرفانی سنی‌مذهب هم در این منطقه از دیرباز دارای نفوذ بوده و هستند و عناصر عرفان ایرانی هم در این طریقت‌ها موضوع بااهمیتی است. در جمهوری آذربایجان نیز شیعیان در اکثریت هستند و بین ۲۵ تا ۳۰ درصد جمعیت این کشور را اهل سنت تشکیل می‌دهند.

آیا این تنوع موجب اختلافات قومی هم بوده است؟

موزه ولادی قفقاز - اوستیای شمالی

موزه ولادی قفقاز – اوستیای شمالی از راست نشسته رضا حامدی خواه، احسان هوشمند،‌ شهرام نجاریان. نفر ایستاده روزنامه نگار اوستیایی

در قفقاز تنش‌های قومی، سیاسی و سرزمینی بسیاری وجود دارد. مثلاً در گرجستان بین گرجی‌ها و اوستیایی‌ها، یا میان گرجی‌ها و آبخازی‌ها که در این خصوص روسیه دخالت‌هایی هم داشته است. برمبنای این تنوع قومی و اختلافات قومی، روسیه در منطقه قفقاز بمب‌هایی ساعتی دارد که هر وقت اراده کند می‌تواند این منطقه را با استفاده از این شاخصه بی‌ثبات کند و از این تنوع به نفع سیاست‌ها و منافعش استفاده می‌کند. افزون بر این اقوام، یک گروه اقلیت روس هم از دوره روسیه تزاری آمده‌اند و در این منطقه کم‌کم بومی شده‌اند. در برخی مناطق قفقاز شمار روس‌تباران حتی بالغ‌بر ۱۵ تا ۲۰ درصد جمعیت است.

در قفقاز تنش‌های قومی، سیاسی و سرزمینی بسیاری وجود دارد. مثلاً در گرجستان بین گرجی‌ها و اوستیایی‌ها، یا میان گرجی‌ها و آبخازی‌ها که در این خصوص روسیه دخالت‌هایی هم داشته است. برمبنای این تنوع قومی و اختلافات قومی، روسیه در منطقه قفقاز بمب‌هایی ساعتی دارد که هر وقت اراده کند می‌تواند این منطقه را با استفاده از این شاخصه بی‌ثبات کند و از این تنوع به نفع سیاست‌ها و منافعش استفاده می‌کند.

اعلان منتهی به شهر ایران- اوستیای شمالی

اعلان منتهی به شهر ایران- اوستیای شمالی؛ از راست: شهرام نجاریان، احسان هوشمند،‌ رضا حامدی خواه

ورود اسلام در قفقاز شمالی و بخش‌های بالاتر یعنی مرکز روسیه چندان دیرین نیست و نسبتاً جدید است، اگرچه در برخی از مناطق قفقاز اسلام از همان قرون آغازین همراه با ورود اسلام به ایران به این مناطق هم واردشده، اما در بخش‌های بالاتر، این نفوذ دیرتر شکل‌گرفته و متأخر است. طی هفت دهه حاکمیت کمونیست‌ها در شوروی به شکلی معمول تبلیغ مذهبی و فعالیت مراکز آموزش‌های دینی در این مناطق ممنوع بوده است. پس طرز تلقی این جماعت از اسلام اعم از شریعت، فقاهت، تفکر دینی، فلسفه دین، الهیات و عرفان خیلی روشن نیست و تصویری مبهم و آمیخته با عناصر فرهنگی متنوعی از اعتقادات و باورهای غیراسلامی در میان مسلمانان قفقاز می‌توان مشاهده کرد. به‌عنوان نمونه در اوستیای شمالی ۷۰ درصد ارتدوکس و ۳۰ درصد مسلمان هستند که اکثر آن‌ها سنی هستند؛ اما هم مسیحیان و هم مسلمانان این منطقه بیش از ۳۰ تا ۴۰ درصد باورها، اعتقادات و آیین‌هایی که دارند و عمل می‌کنند مربوط به پیش از اسلام و مسیحیت است. به عنوان مثال بخشی از مسلمانان این منطقه حرمتی برای مشروبات الکی قائل نیستند. خودشان هم معتقدند اسلام به‌صورت گزینشی وارد این منطقه‌شده و ما هم گزینشی آن را پذیرفته‌ایم. ابتدا روحانیون مسلمان یا مسیحی آمده‌اند که تبلیغ کنند، اما مانع تبلیغ آنان شدند و پس از آن با پیش‌گرفتن گفت‌وگو وارد منطقه شده که خواسته شما چیست و برای پرستش خدا چه شروطی دارید؟ آن‌ها هم گفته‌اند ما خدا را می‌پذیریم و می‌پرستیم اما به این شرط و شروط! این روایت ساده و محلی داستان ورود مذاهبی مانند اسلام و مسیحیت به این منطقه است، اگر در این روایت مناقشه باشد در واقعیت مناقشه نیست.

یکی از اقوامی که در این حوزه یعنی بخش شمالی قفقاز زندگی می‌کنند، آلان‌ها هستند. آلان‌ها مردم اوستیای شمالی و جنوبی هستند و خود را ایرانی می‌دانند. روستا یا شهرکی هم در این منطقه هست به نام ایران که فرصتی دست داد و با همراهان و گروه مستندسازی از آن بازدید کردیم. عموم مردم اوستیا با جمعیتی کمتر از ۷۰۰ هزار نفر آگاه‌اند که با ایرانیان هم‌تبار هستند. زبانشان ریشه‌های مشترکی با زبان‌های ایرانی دارد. یکی از نشریات‌اوستیا با من مصاحبه‌ای داشت که اگر اشتباه نکنم عنوان و نامش راست‌زیناد بود. وقتی معاون سردبیر نشریه در حال معرفی نشریه بود، توضیح دادم که راست در زبان فارسی یعنی درستی و دقت و صدق. معاون سردبیر نشریه هم تأکید کرد که راست در زبان آن‌ها هم همین معنا را می‌دهد و به همین معنا از واژه راستی استفاده می‌کنند.

گفتگو با دانش آموزان شهرک ایران در اوستیای شمالی همراه شهردار شهرک و معلمین و مستندسازان

گفتگو با دانش آموزان شهرک ایران در اوستیای شمالی همراه شهردار شهرک و معلمین و مستندسازان

یکی از اقوامی که در این حوزه یعنی بخش شمالی قفقاز زندگی می‌کنند، آلان‌ها هستند. آلان‌ها مردم اوستیای شمالی و جنوبی هستند و خود را ایرانی می‌دانند. روستا یا شهرکی هم در این منطقه هست به نام ایران که فرصتی دست داد و با همراهان و گروه مستندسازی از آن بازدید کردیم. عموم مردم اوستیا با جمعیتی کمتر از ۷۰۰ هزار نفر آگاه‌اند که با ایرانیان هم‌تبار هستند. زبانشان ریشه‌های مشترکی با زبان‌های ایرانی دارد. یکی از نشریات‌اوستیا با من مصاحبه‌ای داشت که اگر اشتباه نکنم عنوان و نامش راست‌زیناد بود. وقتی معاون سردبیر نشریه در حال معرفی نشریه بود، توضیح دادم که راست در زبان فارسی یعنی درستی و دقت و صدق. معاون سردبیر نشریه هم تأکید کرد که راست در زبان آن‌ها هم همین معنا را می‌دهد و به همین معنا از واژه راستی استفاده می‌کنند.

به هر حال از نظر ویژگی‌های تباری این جماعت خود را ایرانی می‌دانند؛ البته با این روایت (نزد برخی) که ایرانی‌ها از این منطقه به جنوب سرازیر شده‌اند؛ یعنی آن‌ها خاستگاه آریایی‌ها را این منطقه می‌دانند و معتقدند که از اینجا به سمت جنوب و ایران مهاجرت کرده‌اند.

به روستایی در مرز  گرجستان رفتم که آخرین روستای جمهوری اوستیای شمالی محسوب می‌شددر این روستا همراهان به شکلی تصادفی در روستا و از طریق افراد حاضر در محوطه روستا به سراغ پیرزنی رفتند و در حیات منزل روستایی‌شان با آن خانم کهنسال گفت‌وگویی ترتیب دادیم. گفتم از ایران آمده‌ام، آیا ایران را می‌شناسید؟ پاسخ داد ما با ایرانیان خویشاوند هستیم.

به همراه شهردار ایران در ولادی قفقاز در شهرداری

به همراه شهردار ایران در ولادی قفقاز در شهرداری

به روستایی در مرز  گرجستان رفتم که آخرین روستای جمهوری اوستیای شمالی محسوب می‌شد که جاده بسیار سخت و خطرناکی داشت. در این روستا همراهان به شکلی تصادفی در روستا و از طریق افراد حاضر در محوطه روستا به سراغ پیرزنی رفتند و در حیات منزل روستایی‌شان با آن خانم کهنسال گفت‌وگویی ترتیب دادیم. گفتم از ایران آمده‌ام، آیا ایران را می‌شناسید؟ پاسخ داد ما با ایرانیان خویشاوند هستیم؛ یعنی این تصویر خودآگاهانه که ما از تبار ایرانیان هستیم در همه مردم این منطقه حتی در دورافتاده‌ترین روستاها و میان مردم عادی و عامی هم وجود داشت. در این منطقه، یعنی ولادی قفقاز، در زمان قاجاریه و پهلوی ما کنسولگری داشته‌ایم که الان متأسفانه به حال خود رها شده است و تقریباً ساختمان‌های آن مخروبه شده‌اند. وزارت خارجه نیز علی‌رغم مالکیت این ساختمان برای حفظ آن اقدامی در دستور کار قرار نداده است.

حوزه قفقاز از سویی از این جهت برای ما اهمیت دارد که پیوندهای تباری، زبانی، فرهنگی، دینی، تمدنی و تاریخی با آن‌ها داریم. ضمن اینکه جریان‌های تکفیری هم روی این منطقه حساب بازکرده‌اند و چند بار در این منطقه تکفیری‌ها انفجارهایی را هم صورت داده‌اند.

در منطقه قفقاز، اسلام‌گرایی سیاسی در چچن بروز و ظهور کرده است، اما برخلاف تصور پیشینی و قالبی اغلب ما ایرانی‌ها و دیگران که گمان می‌شد چچن باید مرکز جریان تکفیری باشد، به نظر می‌رسد که چنین نباشد و آنچه رسانه‌ها به ما گفته‌اند خیلی دقیق نیست.

حوزه قفقاز از سویی از این جهت برای ما اهمیت دارد که پیوندهای تباری، زبانی، فرهنگی، دینی، تمدنی و تاریخی با آن‌ها داریم. ضمن اینکه جریان‌های تکفیری هم روی این منطقه حساب بازکرده‌اند و چند بار در این منطقه تکفیری‌ها انفجارهایی را هم صورت داده‌اند. ازجمله در یک بازار میوه و تره‌بار که یک روز صبح زود به همراه گروه مستندساز عازم شدیم و خواستیم از آنجا عکس یا فیلم بگیرم، اما اجازه ندادند و وقتی پرسیدم چرا اجازه نمی‌دهید؟ گفتند از وقتی که در این بازار انفجار انتحاری روی داده دیگر اجازه عکس‌برداری نمی‌دهیم. یک‌بار هم در یک مهدکودک گروگان‌گیری انجام داده بودند و تروریست‌ها تعدادی از کودکان را هم کشتند. پس این منطقه، از این نظر هم برای ما اهمیت دارد. در منطقه قفقاز، اسلام‌گرایی سیاسی در چچن بروز و ظهور کرده است، اما برخلاف تصور پیشینی و قالبی اغلب ما ایرانی‌ها و دیگران که گمان می‌شد چچن باید مرکز جریان تکفیری باشد، به نظر می‌رسد که چنین نباشد و آنچه رسانه‌ها به ما گفته‌اند خیلی دقیق نیست. در چچن یک حس ملی‌گرایی یا قوم‌گرایی چچنیاینگوشی وجود دارد که اتحاد این منطقه و تشکیل دولت کنفدرال یا حتی مستقل را می‌خواهند. می‌دانیم که داستان جدایی‌طلبی هم در این منطقه رخ داده و دولت روسیه به شدت آن را سرکوب کرد. پس از این جریانات و سرکوب چچنی‌ها دولت روسیه به این منطقه بیشتر توجه می‌کند و حداقل در زمینه توسعه اقتصادی توجه بیشتری به چچن نشان می‌دهند. چچن عملاً در منطقه قفقاز شمالی بهترین جاده‌ها و مراکز تجاری و گردشگری و حوزه‌های اقتصادی را دارد. هر مسافری تنها با حضور کوتاه‌مدت در چچن متوجه این نکته می‌شود.

طاق نصرت گروزنی- چچن

طاق نصرت گروزنی- چچن

با توجه به اینکه ملی‌گرایی در چچن رشد داشته و برجسته است، اسلام‌گرایی چه جایگاهی دارد و چرا گروه‌های سلفی در این منطقه رشد کرده‌اند؟ الان می‌شنویم که بسیاری از اعضای گروه‌های تکفیری در منطقه خاورمیانه چچنی هستند!

نخست آنکه در چچن اسلام‌گرایی به‌عنوان ابزاری در دست ملی‌گرایان بوده است؛ یعنی جنبش اعتراضی چچنی‌ها نه جنبشی دینی که در ابتدا جنبشی سیاسی و قوم گرایانه بوده است هر چند در چند سده گذشته ماهیت این جنبش‌ها همواره با همراهی مشایخ دینی یا حتی رهبری آن‌ها همراه بوده است. دوم آنکه طبق آماری که اخیراً منتشرشده است، کلاً دوهزار اسلام‌گرای تکفیری از روسیه به جریان‌های تکفیری پیوسته‌اند که به نظر می‌رسد بیشترشان از داغستان باشند و نه چچن. دوهزار نفر از یک کشور رقم بسیاری است، اما این افراد بیشتر از داغستان هستند. چچنی‌ها هم در میان این گروه ستیزه‌جوی بنیادگرا حضور دارند، اما نه به این معنا که همه یا اکثریت چچنی باشند. در داغستان شهری به نام خاساپورت است که در سفری که همراه دوستان مستندساز به آن شهر داشتم با چند تن از اهالی منطقه که صحبت شد، می‌گفتند تقریباً در هر خانواده در این شهر یک تکفیری یا جهادی وجود دارد. در گشت‌وگذار داخل شهر کوچک خاساپورت به‌وضوح می‌دیدیم که شرایط نظامی حاکم است و سازوبرگ‌ها و تجهیزات سنگین نظامی مستقر کرده بودند. حتی ادوات زرهی داخل شهر بود. چهره‌ها و نوع پوشش مردم و نیز حجاب زنان و ریش ویژه مردان نیز مؤید این وضعیت بود.

مسجد ولادی قفقاز

مسجد ولادی قفقاز

در داغستان به‌طور ویژه تنوعی از گروه‌های زبانی که بالغ‌بر چند ده گروه زبانی می‌شوند، وجود دارد. عموم مسلمانان این جمهوری به‌جز شهر دربند سنی مذهب هستند. در شهر مَخاچ‌قلعه که پایتخت داغستان است، یک اقلیت شیعه که کمتر از پانزده هزار نفر است وجود دارد که در آنجا، امامت جماعت مسجد برادران خامنه را دوست ارجمندمان آقای دکتر نوری محمدزاده برعهده دارند. بیش از صد سال پیش دو برادر مهاجر از شهر خامنه به مخاچ‌قلعه می‌روند و مسجدی را در آنجا بنا می‌کنند. همان‌طور که مسجد ولادی قفقاز در اوستیا را هم ایرانی‌ها بنا کرده‌اند و از اهمیت تاریخی برخوردار است.

فارسی صحبت می‌کنند؟

عموماً شیعیان مخاچ‌قلعه یعنی پایتخت جمهوری داغستان تبارشان تبریزی و اردبیلی و سراب و دیگر شهرهای آذربایجان است و نسب جدّی خودشان را به ایران نه‌تنها انکار نمی‌کنند که بااشتیاق خیلی هم بر این امر پافشاری دارند. بسیاری از آن‌ها در صحبت‌هایی که داشتیم وقتی نام ایران می‌آمد از شوق می‌گریستند؛ البته با زبان ترکی آذری با آن‌ها صحبت می‌کردیم. در شهر مخاچ‌قلعه یک قبرستان بود که اهالی می‌گفتند قبرستان ایرانی‌ها است. روی بیشتر سنگ‌قبرها به زبان فارسی نوشته‌شده بود. روی سنگ‌قبرها برخی اسامی با صفت ایرانی مشخص‌شده بودند. مثلاً نوشته بود کاظم ایرانی؛ به تاریخ‌ها که نگاه می‌کردیم تا سال ۱۹۵۰ میلادی از این نوع سنگ‌قبر دیده می‌شد. البته الان سنگ‌قبرها شکل و شمایل روسی و مدرن به خود گرفته‌اند، اما باز هم نمونه‌هایی دیده می‌شد که با خط فارسی روی آن‌ها نوشته بودند.

عزاداری امام حسین- دربندِ داغستان- روسیه

عزاداری امام حسین- دربندِ داغستان- روسیه

به‌واسطه آقای دکتر نوری محمدزاده که در دانشگاه‌های آنجا نیز تدریس می‌کنند، موفق شدم با دانشجویان و اساتید دانشگاه و نیز مسئولان دانشگاه و مدیران گروه‌های شرق‌شناسی، ترکیه‌شناسی و ایران‌شناسی هم گفت‌وگویی داشته باشم؛ البته ناگفته نماند که مساجد اهل سنت در آنجا بسیار بزرگ‌تر است و محافلی هستند که برای گسترش اسلام تکفیری تبلیغ می‌کنند.

اجازه دهید در این بین به نکته‌ای اشاره کنم: وقتی شوروی دچار فروپاشی می‌شود و روسیه جدید جایگزین می‌شود، گرفتارشدن جامعه روسیه با حاکمیت یلتسین، فساد بسیار گسترده، ناکارآمدی نظام سیاسی و اقتصادی و سایر مشخصات نظام ناکارآمد موجب می‌شود که به جمهوری‌های مرزی یا حاشیه‌ای روسیه توجهی نشود. هم‌زمان ‌گروهی از ساکنان این جمهوری‌های مرزی به یاد تجدید مناسبات کهنشان و یاد گذشته‌هایشان افتادند، هویت اسلامی‌شان کم‌کم برجسته شد و نیاز به راهنمای عمل داشتند که عربستان از این فرصت تازه استفاده کرده است و با پول زیادی که در این منطقه سرمایه‌گذاری می‌کند جوانان را به عربستان و کشورهایی که مراکز تربیت طلبه‌های اهل سنت دارد منتقل می‌کند یا اینکه طلبه‌های عرب و عربستانی و امثالهم را به این جمهوری‌ها برای آموزش مذهبی گسیل می‌دهد. بی‌آنکه دولت روسیه متوجه این موضوع یا ابعاد آن و حساسیت‌های این وضعیت باشد. نتیجه این می‌شود که دولت روسیه در دوره پیش از آقای پوتین در مواجهه با موضوع، کاملاً با ناکارآمدی و کم‌توجهی با فرایند نفوذ جریان‌های تکفیری به درون مرزهای روسیه برخورد می‌کند و عربستان هم از این فرصت کمال استفاده را می‌برد. نداشتن برخورد مناسب دولت روسیه با فرهنگ اسلامی و آموزش‌های عربستان موجب فراخ‌شدن عرصه برای این گروه‌های تکفیری می‌شود که بتوانند موجی از جوانان را جذب خود کنند و فرصت برای جریان‌های تکفیری فراهم شود. در عین اینکه فوجی از جوانان قفقازی به‌طور عام از داغستان و چچن جذب این جریانات می‌شوند به‌مرور جریانات تروریستی هم با عملیات‌هایی که انجام می‌دهند خود را در درون این جمهوری‌ها بروز می‌دهند و وقتی با اتفاقات چچن درآمیخته می‌شود، کم‌کم اهمیتش برای دولت روسیه جدی می‌شود. به‌طوری که مقامات به تجدیدنظر در سیاست‌های دوره یلتسین و اوایل دوره آقای پوتین می‌پردازند و شروع می‌کنند به محدودکردن فعالیت‌های روحانیونی که فارغ‌التحصیل عربستان و کشورهای وابسته به آن هستند. در جاهایی هم درگیری‌هایی ایجاد می‌شود، به‌خصوص وقتی که شاهد عملیات‌های تروریستی در سایر نقاط روسیه ازجمله مسکو هم می‌شوند. به‌طور کلی همه این موارد در کنار هم اهمیت موضوع تکفیری‌ها را برای روسیه بیش از پیش می‌کند و دولت روسیه را به صرافت می‌اندازد در این زمینه اقدامی جدی انجام دهند. در سال‌های اخیر تلاش‌های دولت ترکیه برای نفوذ در این منطقه نیز پررنگ است.

این نکته را هم اضافه کنم که اقلیت شیعی جمهوری داغستان خیلی کم در مخاچ‌قلعه و بیشتر در شهر دربندتنها شهر شیعی روسیه و قدیمی‌ترین شهر کشور روسیه که در جنگ‌های ایران و روس از ایران جدا شد و به روسیه ضمیمه شدساکن هستند. شیعیان روسیه البته هیچ‌گاه وارد گروه‌های تکفیری نشده‌اند و نه‌تنها علاقه‌ای به این گروه‌ها نداشته‌اند، در مقابل آنان مواضعی نیز داشته‌اند.

دربند شهری ایرانی و ساخته ایرانیان در دو هزار سال پیش است و قدیمی‌ترین شهر روسیه محسوب می‌شود. روحانیت این اقلیت شیعی عموماً فارغ‌التحصیل جامعه‌المصطفی قم یا حوزه تبریز هستند؛ مرکزی که ایران برای تربیت و تحصیل روحانیت شیعی سایر کشورها تأسیس کرده است. این روحانیون زبان فارسی را یاد گرفته‌اند و در شهرها و روستاهایی که برای مطالعه و پیگیری اهداف گروه سفر می‌کردیم، به‌عنوان مترجم به ما خیلی کمک می‌کردند؛ البته روحانیون آنجا لباس‌های مردم عادی را به تن دارند و از لباس روحانیت ایرانی استفاده نمی‌کنند. در مسجد شاه‌عباس، مسجد همشهری و مسجد جامع شهر دربند، روحانیت شیعی بسیار فعال هستند.

نمایی از دژ و شهر دربند داغستان روسیه

نمایی از دژ کهن و شهر دربند داغستان روسیه

دربند شهری ایرانی و ساخته ایرانیان در دو هزار سال پیش است و قدیمی‌ترین شهر روسیه محسوب می‌شود. روحانیت این اقلیت شیعی عموماً فارغ‌التحصیل جامعه‌المصطفی قم یا حوزه تبریز هستند؛ مرکزی که ایران برای تربیت و تحصیل روحانیت شیعی سایر کشورها تأسیس کرده است. این روحانیون زبان فارسی را یاد گرفته‌اند و در شهرها و روستاهایی که برای مطالعه و پیگیری اهداف گروه سفر می‌کردیم، به‌عنوان مترجم به ما خیلی کمک می‌کردند؛ البته روحانیون آنجا لباس‌های مردم عادی را به تن دارند و از لباس روحانیت ایرانی استفاده نمی‌کنند. در مسجد شاه‌عباس، مسجد همشهری و مسجد جامع شهر دربند، روحانیت شیعی بسیار فعال هستند؛ البته مردم هم در این شهرها معمولاً از مواضع و رویکردهای یکدیگر خبر دارند و می‌دانند چه کسانی متعلق به جریان تکفیری یا جریان‌های تصوف هستند و چه کسانی نیستند. بنا بر همین شناختی که از مردم دارند، روابطشان را تنظیم می‌کنند. مثلاً یک‌بار شبی دیروقت که تقریباً همه‌جا تعطیل شده بود از چند جوان آدرس رستورانی را خواستیم که آن وقت شب باز باشد. جوانان آدرس رستورانی به نام استامبول را به ما دادند، اما وقتی پرسیدند که اهل کجا و کدام کشور هستید همین‌که متوجه شدند ایرانی و شیعه هستیم، بلافاصله هشدار دادند که این رستوران محل تکفیری‌هاست، مواظب باشید که حادثه‌ای روی ندهد و احتیاط کنید. به این هم راضی نشدند و با دو ماشین شخصی‌شان گروه ما را تا رستوران همراهی کردند. منظور اینکه مردم شهر ۲۰۰، ۳۰۰ هزارنفری دربند از گرایش‌های همدیگر شناخت دارند و متناسب با این شناخت روابطشان را تنظیم کرده‌اند؛ البته متأسفانه این نشان از شکاف موجود بین مسلمانان در یک شهر هم دارد.

شهر دربند در جنگ‌های ایران و روس از ایران جدا و به روسیه تزاری منضم شد و میراث عظیم ایرانی شامل تمام آثار تاریخی ازآن دوران هست، مانند دژ و دیوار معروف دربند که در دوره ساسانیان احداث شده است، حمام‌هایی از دوره‌های صفوی و قاجاریه با نمادها و نشان‌های ایرانی فراوان. چهار روستا در آنجا به نام‌های جلگان و میتاگیمیتاگی بالا و پاییناست که این دو روستا زبانشان تاتی و جلگان هم زبانشان پهلوی است. مردم جلگان عمدتاً از تات‌های یهودی‌اند، اما مردم میتاگی مسلمانان هستند.

فراز دژ دربند

فراز دژ دربند؛ از راست: احسان هوشمند، رضا حامدی خواه، میثاق بحرالعلومیان

در مورد شهر دربند یک نکته دیگر هم باید اضافه کنم: شهر دربند در جنگ‌های ایران و روس از ایران جدا و به روسیه تزاری منضم شد و میراث عظیم ایرانی شامل تمام آثار تاریخی ازآن دوران هست، مانند دژ و دیوار معروف دربند که در دوره ساسانیان احداث شده است، حمام‌هایی از دوره‌های صفوی و قاجاریه با نمادها و نشان‌های ایرانی فراوان. چهار روستا در آنجا به نام‌های جلگان و میتاگیمیتاگی بالا و پاییناست که این دو روستا زبانشان تاتی و جلگان هم زبانشان پهلوی است. مردم جلگان عمدتاً از تات‌های یهودی‌اند، اما مردم میتاگی مسلمانان هستند. در همین روستای میتاگی که برای گفت‌وگو با آقای فخرالدین رفته بودیم ما را بازداشت کردند و دو روز نگه داشتند. دستگاه‌های مسئول مدعی بودند وارد منطقه ممنوعه‌ای شده‌ایم که جنگ با نیروهای تکفیری در آنجا جریان دارد؛ البته گروه ما از مسیری قانونی و با هدایت نیروهای ارتش وارد این روستا شده بود، اما درهرحال دو روز را در این گیر و دار به سر بردیم که با روشن‌شدن اهداف سفر ما و نیز پیگیری‌های سفارت ایران در مسکو مسئله حل‌وفصل شد.

پس از فروپاشی شوروی در منطقه قفقاز، علی‌رغم تمام ظرفیت‌های فرهنگی و اجتماعی که آنجا وجود دارد، ما ایرانیان کمتر سرمایه‌گذاری فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی انجام داده‌ایم. ایران از طریق دریای خزر با جمهوری داغستان می‌تواند مراودات گسترده‌ای داشته باشد، چون به دریای خزر راه دارند و اینکه به لحاظ ارزش‌های تاریخی و ارتباطات فرهنگی که از پیش بوده در آنجا هم استقبال از ارتباطات اقتصادی و اجتماعی زیاد است. با رئیس اتاق بازرگانی داغستان که مصاحبه‌ای داشتیم، بسیار علاقه‌مند بودند که روابط تجاری و بازرگانی‌شان با ایران گسترش پیدا کند. مراکز دانشگاهی و به‌خصوص جوانانشان بسیار علاقه‌مند بودند که به ایران بیایند و ادامه تحصیل بدهند؛ اما متأسفانه در کشور ما هیچ برنامه جدی برای گسترش رابطه با این بخش از حوزه تمدنی ما که اکنون در خاک روسیه حضور است وجود ندارد. به سخن دیگر ایران به شکلی محسوس حضور جدی در قفقاز شمالی ندارد و فرصت را برای کشورهای رقیب واگذار کرده است.

نتیجه و جمع‌بندی‌تان از این مشاهدات چیست؟

پس از فروپاشی شوروی در منطقه قفقاز، علی‌رغم تمام ظرفیت‌های فرهنگی و اجتماعی که آنجا وجود دارد، ما ایرانیان کمتر سرمایه‌گذاری فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی انجام داده‌ایم. ایران از طریق دریای خزر با جمهوری داغستان می‌تواند مراودات گسترده‌ای داشته باشد، چون به دریای خزر راه دارند و اینکه به لحاظ ارزش‌های تاریخی و ارتباطات فرهنگی که از پیش بوده در آنجا هم استقبال از ارتباطات اقتصادی و اجتماعی زیاد است. با رئیس اتاق بازرگانی داغستان که مصاحبه‌ای داشتیم، بسیار علاقه‌مند بودند که روابط تجاری و بازرگانی‌شان با ایران گسترش پیدا کند. مراکز دانشگاهی و به‌خصوص جوانانشان بسیار علاقه‌مند بودند که به ایران بیایند و ادامه تحصیل بدهند؛ اما متأسفانه در کشور ما هیچ برنامه جدی برای گسترش رابطه با این بخش از حوزه تمدنی ما که اکنون در خاک روسیه حضور است وجود ندارد. به سخن دیگر ایران به شکلی محسوس حضور جدی در قفقاز شمالی ندارد و فرصت را برای کشورهای رقیب واگذار کرده است.

از سوی دیگر ایران در این منطقه با روسیه منافع مشترک دارد و به نوعی موجب تلاقی سیاست‌های فرهنگی و اجتماعی و حتی راهبردی ایران با روسیه در این منطقه می‌شود. به این معنا که اسلام تکفیری، هم منافع ما و هم منافع روسیه را تهدید می‌کند.

از سوی دیگر ایران در این منطقه با روسیه منافع مشترک دارد و به نوعی موجب تلاقی سیاست‌های فرهنگی و اجتماعی و حتی راهبردی ایران با روسیه در این منطقه می‌شود. به این معنا که اسلام تکفیری، هم منافع ما و هم منافع روسیه را تهدید می‌کند. طبیعتاً هم ایران و هم روسیه نیاز دارند که تمرکز بیشتری از نظر تولید دانش و معارف دینی و رشد فرهنگ دینی ضد جریان‌های تکفیری در این منطقه داشته باشند که متأسفانه در ایران کم‌کاری‌ها و ندانم‌کاری‌های زیادی وجود دارد. در روسیه هم اگرچه مطالعات زیادی در این زمینه در حال انجام است، اما در زمینه سیاست‌های فرهنگی نتوانسته‌اند کاری از پیش ببرند. نتوانسته‌اند تفکر تکفیری را نقد کنند و به چالش بکشند، چون نتوانسته‌اند از مسلمانان نواندیش در این حوزه استفاده کنند، زیرا سیاست‌گذاری فرهنگی و راهبرد مطالعه‌شده جدی و چندجانبه‌ای نداشته‌اند.

با اینکه سرنوشت اقلیت شیعه آنجا برای دولت جمهوری اسلامی مهم بوده است، اما نتوانسته برنامه‌ای جدی در حوزه فرهنگی و اجتماعی برای این منطقه داشته باشد و خلأ آن کاملاً محسوس است.

با اینکه سرنوشت اقلیت شیعه آنجا برای دولت جمهوری اسلامی مهم بوده است، اما نتوانسته برنامه‌ای جدی در حوزه فرهنگی و اجتماعی برای این منطقه داشته باشد و خلأ آن کاملاً محسوس است. وقتی با اقلیت شیعه در این منطقه؛ یعنی، داغستان به‌خصوص شیعیان دربند و مخاچ‌قلعه، صحبت می‌کردیم متوجه می‌شدیم یا تبار ایرانی دارند یا رابطه‌ای عمیق با فرهنگ ایرانی دارند. اسامی عمدتاً ایرانی هستند؛ اما ایران با توجه به این قرابت فرهنگی، تباری، تاریخی و تمدنی کار جدی انجام نداده است. و فعالیت‌های فرهنگی در آن منطقه بسیار محدود است.

موسیقی ایرانی در این منطقه چه وضعیتی دارد؟ به این موضوع هم پرداخته‌اید؟

چون مخاطبان فارسی‌زبان در این منطقه کم است، طبیعتاً ابعاد این موضوع مشاهده‌پذیر نبود. برخلاف کردستان عراق که به‌روشنی می‌توان این موضوع را دید؛ چون به ماه محرم نزدیک می‌شدیم، در ماشین‌هایشان صدای مداحی‌ها به زبان ترکی و گاه حتی به زبان فارسی شنیده می‌شد. برخی روحانیون ایرانی در این منطقه رفت‌وآمد دارند که بعضاً همراه آن‌ها مداحان ایرانی هم می‌روند، اما متأسفانه رفت‌وآمد متفکران، پژوهشگران، محققان، استادان و موزیسین‌ها و اهالی فرهنگ و هنر ایرانی در این منطقه بسیار محدود است و از نظر گردشگری نیز ایرانیان سفر بسیار محدودی به این منطقه دارند.

در این گستره قفقاز چالش‌های دیگری هم وجود دارد که از نظر منافع ملی برای ما اهمیت دارند. مثلاً ایران نباید دخالتی در اختلافاتی که بین روسیه با برخی از جمهوری‌های این منطقه مانند گرجستان وجود دارد، داشته باشد و جانب هیچ‌یک از طرفین را نگیرد که متأسفانه در سال‌های پیش این امر رعایت نشده و درگیر چالش‌هایی شده‌ایم که هیچ ربط و ارتباطی با ایران نداشته است. روابط تاریخی که بین جمهوری‌های این منطقه با کشورهایی چون روسیه و ترکیه و ایران وجود داشته موضوعات را بسیار پیچیده کرده و این پیچیدگی‌ها، نیاز به کار فنی و علمی و کارشناسی بسیار زیاد دارد.

این نکته را هم می‌توان اضافه کرد که در این گستره قفقاز چالش‌های دیگری هم وجود دارد که از نظر منافع ملی برای ما اهمیت دارند. مثلاً ایران نباید دخالتی در اختلافاتی که بین روسیه با برخی از جمهوری‌های این منطقه مانند گرجستان وجود دارد، داشته باشد و جانب هیچ‌یک از طرفین را نگیرد که متأسفانه در سال‌های پیش این امر رعایت نشده و درگیر چالش‌هایی شده‌ایم که هیچ ربط و ارتباطی با ایران نداشته است. روابط تاریخی که بین جمهوری‌های این منطقه با کشورهایی چون روسیه و ترکیه و ایران وجود داشته موضوعات را بسیار پیچیده کرده و این پیچیدگی‌ها، نیاز به کار فنی و علمی و کارشناسی بسیار زیاد دارد.

به جمهوری آذربایجان هم رفتید؟

بله. در مسیر برگشت به جمهوری آذربایجان رفتیم و چند روزی را در باکو مستقر شدیم و با برخی از اهل نظر و متفکران و محققان و اهل هنر در آنجا دیدارهایی داشتیم. افرادی که هرکدام از منظری می‌توان به نظراتشان توجه داشت و اهمیت داد. جمهوری آذربایجان هم مسائل خاص خود را دارد. از یک سو رقابت‌های گسترده‌ای با ارمنستان بر سر قره‌باغ دارد و از سوی دیگر بر سر برخی رویکردهای هویتی و سیاسی نیز نسبت به جمهوری آذربایجان حساسیت‌هایی در ایران وجود دارد که باید به همه این‌ها توجه شود.

پس از فروپاشی شوروی سابق، فضا و شرایط برای حضور نسل جدیدی از طلبه‌ها و روحانیون سنی مذهب باز شد که عموماً در عربستان یا مراکز وابسته به جریان‌های تکفیری آموزش دیده‌اند. علاوه بر این همراه با حس زنده‌شدن مسلمانی و خداپرستی پس از سرکوب‌های مذهبی دولت کمونیستی شوروی در طول هفت دهه هیجانات گروه‌های مسلح اسلامی‌شده، از دیگر علل این مهاجرت هستند.

سیاست‌های فرهنگی که دولت روسیه اعمال کرده هم اثرگذار است. سیاست‌های دولت روسیه درباره مسلمانان به طور عام ناکارآمد است.

درباره انگیزه‌های مهاجرت افراد این منطقه بیشتر توضیح دهید؟

پس از فروپاشی شوروی سابق، فضا و شرایط برای حضور نسل جدیدی از طلبه‌ها و روحانیون سنی مذهب باز شد که عموماً در عربستان یا مراکز وابسته به جریان‌های تکفیری آموزش دیده‌اند. علاوه بر این همراه با حس زنده‌شدن مسلمانی و خداپرستی پس از سرکوب‌های مذهبی دولت کمونیستی شوروی در طول هفت دهه هیجانات گروه‌های مسلح اسلامی‌شده، از دیگر علل این مهاجرت هستند. همچنین تحولات دنیای اسلام به‌طور کلیبه‌خصوص از ماجراهای افغانستان به بعد و اتفاقاتی که روسیه نسبت به آن‌ها موضع گرفته است، مانند ماجرای بالکان که مردم حوزه قفقاز در این ماجراها مخالف سیاست‌های دولت روسیه هستند هم بر مهاجرت اثرگذار است. می‌دانید که در ماجرای بالکان، روسیه طرف دولت‌های بالکان و امریکا موضعی مخالف داشت. روسیه از سیاست‌های صرب‌ها علیه مسلمانان حمایت کرد که این مواضع بر احساسات مسلمانان قفقاز بی‌تأثیر نبود.

گروه کم‌شماری از اقوام چرکس و چچنی نیز در سوریه و اردن و حتی عراق ساکن هستند که همین پیوندهای قومی گروهی را از قفقاز راهی سوریه کرد. افزون بر این‌ها، سیاست‌های فرهنگی که دولت روسیه اعمال کرده هم اثرگذار است. سیاست‌های دولت روسیه درباره مسلمانان به طور عام ناکارآمد است. اندیشه‌های نوین دینی، اندیشه‌هایی که تصویری رحمانی و عقلایی و منطقی از اسلام ارائه می‌دهند، در میان مسلمانان جامعه روسیه فرصتی برای عرض‌اندام نداشته‌اند یا حداقل به یک گفتمان قدرتمند تبدیل نشده است. انحصار تبلیغات دینی در دست گروه‌های سنتی و بنیادگرا است و زمینه‌های تشدید احساسات مسلمانان را مهیا کرده است و موجب پیوستن جوانان به گروه‌های تکفیری شده است؛ البته همان‌طور که اشاره شد سرمایه‌گذاری کشورهایی مانند عربستان و فعالیت‌هایی که در این منطقه می‌کنند نیز بسیار مهم هستند.

یک نکته دیگر که به ذهن می‌رسد، چون سرکوب در چچن بسیار سنگین بود و عملاً توان مقاومت یا باقی‌ماندن در چچن وجود نداشت، بخشی از ناراضیان را وادار کرد تا در پی یافتن راه‌حل دیگری اقدام به مهاجرت و عضویت و همکاری با گروه‌هایی مانند القاعده و داعش کنند، یعنی چون روسیه راه‌های اعتراض و انتقاد را برای آن‌ها بسته بود، طبیعتاً این سرکوب هم موجب رادیکال‌شدن شده است و هم اینکه چون امکان ابراز این رادیکالیسم در این منطقه نبوده است به جایی رفته‌اند که بتوانند به قول خودشان با کفر و شرک و الحاد مبارزه کنند. این دوهزار نفری که برای جهاد از منطقه قفقاز به سوریه و عراق و لیبی رفته‌اند اگر به این منطقه برگردند، قطعاً مشکلات و چالش‌های بسیاری را برای روسیه به وجود خواهند آورد. به همه این موارد باید مسائل اقتصادی و مالی را هم افزود. طبیعی است که فقر یکی از عوامل جدی این مهاجرت بوده است.

به‌طور کلی علی‌رغم همه شعارهایی که کمونیست‌ها می‌دادند، مناطق جنوبی و شرقی شوروی سابق از نظر شاخص‌های توسعه به شکل فاحشی از جمهوری‌های غربی شوروی عقب‌مانده‌تر هستند.

آیا دولت روسیه به رفاه این منطقه اعم از ایجاد اشتغال، سرمایه‌گذاری، بهداشت و آموزش می‌رسد؟

به‌طور کلی علی‌رغم همه شعارهایی که کمونیست‌ها می‌دادند، مناطق جنوبی و شرقی شوروی سابق از نظر شاخص‌های توسعه به شکل فاحشی از جمهوری‌های غربی شوروی عقب‌مانده‌تر هستند. مثلاً شما اگر جمهوری‌هایی مانند لیتوانی، استونی و لیتونی و دیگر کشورهایی که بعدها از شوروی جدا شدند را با تاجیکستان و ازبکستان و ارمنستان مقایسه کنید، شکاف‌های توسعه‌ای بسیار نمایان می‌شود.

برخی از دوستانی که برای کار به تاجیکستان رفته بودند می‌گفتند تاجیک‌ها معتقدند ما خواهان جدایی نبودیم و این شوروی بود که ما را جدا کرد. گویا پس از جدایی مخارجشان خیلی زیاد شده است. مثلاً پیش از جدایی دانشگاه‌ها رایگان بوده یا حتی بلیت هواپیما تقریباً رایگان بوده است اما الان چنین نیست.

همین صحبت نشان می‌دهد تاجیکستان بسیار فقیر و عقب‌افتاده است، از نظر شاخص‌های توسعه مانند راه‌ها، بهداشت، صنعت و فناوری و کشاورزی مکانیزه شوروی توجه چندانی به این جمهوری‌های جنوبی نداشته است. امروزه این سیستم درون روسیه هم جریان دارد. مناطق قفقاز با بخش اروپایی روسیه و نه حتی مسکو و سن‌پترزبورگ شکاف‌های توسعه‌ای عمیقی دارند؛ البته چند سالی است به چچن توجه ویژه شده و از نظر راه‌ها و شرکت‌ها و کارخانه‌ها و بیمارستان رشد بسیاری داشته است. الان چچن از جمهوری‌های همسایه‌اش وضعیت خیلی بهتری دارد. کاملاً به چچن رسیده‌اند و به نظر می‌آید در جنگی که روی داد چچن تخریب شد و در این سال‌ها از نو ساخته شده است

با برچسب: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,