لزوم دخالت‌های احزاب در کار دولت منطقه‌ای

گفت‌وگوی احسان هوشمند با آزاد جندیانی

فصلنامه ی گفتگو ویژه اقلیم کردستان عراق،  شماره ۵۸،  مرداد ماه ۱۳۹۰

آزاد جندیانی یکی از مقامات بلند پایه اتحادیه میهنی کردستان عراق و مسئول کار رسانه‌های ماهواره‌ای، صوتی و تصویری و مکتوب این حزب می‌باشد.

آزاد جندیانی یکی از مقامات بلند پایه اتحادیه میهنی کردستان عراق و مسئول کار رسانه‌های ماهواره‌ای، صوتی و تصویری و مکتوب این حزب می‌باشد.

این پرسش مطرح است که در حال حاضر در کردستان عراق چه اتفاقی در حال رخ دادن است ؟ چه شده که جمعیتی در خیابان حضور پیدا کرده و مجموعه احزابی اعتراض می‌کنند که سال‌های زیادی با استبداد و دیکتاتوری صدام مبارزه کردند، حال کار به جایی رسیده است که جمعیتی در خیابان حضور پیدا می‌کنند و به روش حکومت‌داری آن‌ها منتقدانه اعتراض می‌کنند؟
به درستی برادرانمان حق دارند که نگران این مسائل باشند؛ چون وضعیت کردستان عراق هنوز یک وضعیت کاملاً مستقر نیست. ما در قانون اساسی اصولی داریم که به نفع کردستان عراق است، اما در خود کردستان عراق هنوز افراد و جریان‌های معروف و پرنفوذی حضور دارند که با این دستاوردهای مهم که در قانون اساسی ثبت شده است سر دشمنی دارند. ما هر روز با این مسائل و با عملکرد جریان‌های مزبور دست و پنجه نرم می‌کنیم.

در حقیقت وقتی که این بخش از جوانان تظاهرات کردند، متأسفانه از روز اول برخوردهایی شد و خون‌هایی ریخته شد. این وضعیت تاحدودی مسیر تظاهرات را به سمت و سوی دیگری برد. ما فکر می‌کنیم که بستر اعتراض‌ها وجود دارد.

برای این مسائل است که ما نگرانی هستیم. ولی هنوز وقت آن فرا نرسیده که ما همه چیز را به هم بزنیم. هر چند بخشی از جمعیت کردستان به ویژه جوانان که در حقیقت مشکلاتی دارند به خیابان‌ها می‌آیند و تظاهرات و اعتراض می‌کنند؛ و این حق مسلم آنان است که بخواهند برای مسائل خود، مطالبات و خواسته‌های‌شان تظاهرات کنند، قانون کردستان عراق نیز این حق را به آنان داده است؛ اما هنگامی که در این مسائل، حزب‌های اپوزسیون پشت این جریان‌های خیابانی قرار می‌گیرند و اهداف سیاسی خود را بر تظاهرات‌کنندگان تحمیل می‌کنند، این یک مسئله دیگر است. باید ما از همه جوانب مختلف به این موضوع نگاه کنیم.

اگر عزمی برای حل مشکلات باشد به صورت طبیعی باید برای آن راهکاری تعریف شود. در این صورت شاید آن احزاب رقیب یا دولت‌های خارجی نتوانند از فضای موجود به نفع خود چندان بهره‌برداری کنند؛ یعنی، بستر باید به نحوی تا دیگری نتواند سوء استفاده کند. تدارک این بستر عمدتاً وظیفة حاکمیت که در اقلیم کردستان است؟
در حقیقت وقتی که این بخش از جوانان تظاهرات کردند، متأسفانه از روز اول برخوردهایی شد و خون‌هایی ریخته شد. این وضعیت تاحدودی مسیر تظاهرات را به سمت و سوی دیگری برد. ما فکر می‌کنیم که بستر اعتراض‌ها وجود دارد. بله! این بستر وجود دارد. چون باید برخی از مسائل از قبل حل می‌شد؛ مثلاً مسئله استخدام و فرصت کاری برای جوانان و فرصت برابر مهیا می‌شد. حتی اگر برابر نباشد، باید فرصت برای جوانان فراوان باشد، بویژه برای جوانان تحصیل‌کرده که بتوانند در کردستان عراق، در اداره‌های دولت کردستان عراق و در پروژه‌های دیگر که در کردستان عراق جریان دارد فرصت کار داشته باشند، این فرصت خیلی زیاد نبود.
ما از ۱۹۹۲ تا به حال هر سال جوانان مختلف و پرشماری را استخدام کرده‌ایم، اما عدالتی در این مسئله نبود. این فقدان عدالت و نبود فرصت مناسب برای همه جوانان تحصیل کرده و غیر تحصیل کرده، برای ما یک مشکل اساسی است. ما هم می‌دانستیم که این مشکل وجود دارد و بیش از دو الی سه سال است که این بحث در رسانه‌ها و جلسه‌های مختلف که مسئولان حزبی و مسئولان دولت با جوانان داشتند، مطرح می‌شود. دولت کردستان عراق در این موضوع کم کار کرد و کارش بر روی این مسئله به تأخیر افتاد و کند بود.
اما در این بحث که این دولت و آن دولت در مسائل پیش آمده دست داشته‌اند، من نمی‌توانم بگویم که چنین بوده است. ما فکر می‌کنیم و می‌بینیم که نه فقط در کردستان عراق، بلکه در کل عراق، مصالح و منافع دولت‌های زیادی مطرح است. هر دولتی هم پی مصالح خودش می‌رود. شاید دولتی باشد که می‌خواهد از راه این تظاهرات مصالح خود را به دست آورد. اما مشکل اساسی ما این است که چطور بتوانیم با جوانانی که اعتراض دارند و جوانانی که تظاهرات می‌کنند در نقطه‌ای با هم به اشتراک برسیم، تا با اتکای به این نقاط مشترک بتوانیم این بحران را پشت سر بگذاریم.

این فقدان عدالت و نبود فرصت مناسب برای همه جوانان تحصیل کرده و غیر تحصیل کرده، برای ما یک مشکل اساسی است

از دو سال قبل که انتخابات برگزار شد، گوران شکل گرفت و در شعارهایش اشاره‌ای به فساد کرد که خیلی هم مهم بود. آن‌ها در بحث‌هایشان به فساد اقتصادی و سایر جنبه‌های فساد اداری، اشاره داشتند. پس دو سال پیش جرقه‌ای زده شد؛ جریانی که تازه متولد شده بود توانست در انتخابات ۲۵ کرسی را به دست بیاورد. به طور طبیعی و با توجه به تجربه سیاسی و سیاستمداران حاکم بر اقلیم، این مسئله می‌توانست نشان‌دهنده آن باشد که حتماً یک نارضایتی شکل گرفته و تا بحران عمیق نشده است باید راهی برای حل بحران پیدا کرد. اما به نظر می‌آید در این یک سال و چند ماه برای که آن شکاف کوچک، بزرگ‌تر و عمیق‌تر نشود تلاشی جدی انجام نشد. به عنوان مثال، اگر در بحث بودجه و مسائل اقتصادی شفافیت بیشتر ایجاد می‌شد و شاید کار به اینجا نمی‌رسید. آیا می‌پذیرید که در این بخش کم کاری شد؟
شاید! اما ما این مسئله را به گونه‌ای دیگر می‌بینیم. جریان گوران، جمعیت اسلامی و اتحاد اسلامی بویژه جریان تغییر، خودشان می‌خواستند که این شکاف بیشتر شود. آن‌ها مصلحت خود را در این شکاف و هر چه بزرگ‌تر کردن آن می‌دیدند. دولت کردستان عراق و بویژه کابینه ششم کارهای بسیار جدی کرد. جناب عالی به بودجه و مسئله شفافیت اشاره کردید. دقت کنید که در سال ۲۰۱۰ میلادی برای اولین بار در کردستان عراق به صورت خیلی شفاف، بودجه به پارلمان رفت و آن جا بر سر آن بحث و جدل شد. اگر قرار باشد که مسئله شفافیت بودجه یک مسئله خیلی بنیادین و مهم باشد، این مورد انجام شده بود. اما چرا دوستان پارلمانتار گوران بر علیه این بودجه و پروژه بودجه رأی دادند و چرا نپذیرفتند؟ چرا اصلاً نگفتند که این یک کار مهم است، که ما پس از چندین سال پس از سقوط صدام حسین آن را انجام دادیم. در حقیقت ما تا قبل از سقوط صدام حسین بودجة مشخصی نداشتیم. بودجه‌ای که وجود داشت مبتنی بر تجارت از راه قاچاق بود؛ یعنی از لحاظ بین‌المللی وابسته به تجارت غیرقانونی. پس از سقوط صدام حسین، اقلیم کردستان در ضمن بودجه کل عراق سالیانه بودجة مشخصی داشت که وارد کردستان عراق می‌شد. در سال ۲۰۱۰، برای اولین بار بودجه به گونه‌ای شفاف در پارلمان مطرح شد.
ثانیا مسئله مداخله احزاب در دولت، در سال ۲۰۱۰ نمی‌گویم این دست قطع شد، اما بسیار کاهش یافت. رئیس کابینه کردستان عراق توانست کارهای زیادی انجام دهد؛ از آن جمله قطع کردن دخالت‌های احزاب در کار حکومت بود. پس چرا گوران همه چیز را روی این مسائل معطوف کرد و در این راه همراهی نکرد؟
به غیر از این مسئله، پیش از تشکیل کابینه ششم، دکتر برهم صالح که از سوی رییس اقلیم مکلف شده بود تا کابینه را تشکیل دهد، ابتدا با فراکسیون پارلمانی گوران گفت و گو کرد و از آن‌ها درخواست کرد تا در کابینه مشارکت کنند. اما آن‌ها این پیشنهاد را رد کردند. با جمعیت اسلامی و اتحاد اسلامی همین درخواست به صورت خیلی جدی بحث شد، اما آن‌ها هم رد کردند و خواستند که مسئله را همچون اپوزیسیون ببینند. علت این مسئله چیست؟ برای این است که با وجود مشکلاتی که می‌دانیم و شما هم می‌دانید در کردستان عراق و در عراق و منطقه وجود دارد، می‌خواستیم و می‌خواهیم این طوری ببینیم که هنوز سال‌های زیادی پیش روی ما هست که باید با هم باشیم، نه بر علیه هم.

جریان گوران، جمعیت اسلامی و اتحاد اسلامی بویژه جریان تغییر، خودشان می‌خواستند که این شکاف بیشتر شود. آن‌ها مصلحت خود را در این شکاف و هر چه بزرگ‌تر کردن آن می‌دیدند.

شاید اگر پس از انتخابات یک تیم مستقل از دولت و احزاب تشکیل می‌شد و همه در آن نماینده داشتند، شاید می‌توانست ابعاد موضوع را روشن کند و نگذارد کار به این جا بکشد. بالاخره گوران مطالباتی داشت، شکل گرفت، اشتباه یا درست جلو آمد و به قول شما همراهی هم نکرد. از این طرف هم گام هایی از سوی دولت برداشته شد، دولت بودجه را شفاف کرد و گامی به جلو برداشت. دخالت احزاب را در تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری و اجرای مصوبه‌های دولت کاهش داد. اما خارج از این باید یک دیده‌بانی راهبردی از وضعیت موجود می‌شد، تحلیل صورت می‌گرفت و یک مؤسسه نظرسنجی مستقل، افکار عمومی را رصد می کرد؛ چه بسا کار به این‌جا نمی‌کشید. در مورد فساد، به درست یا اشتباه افکار عمومی می‌گوید فساد زیاد است مردم عادی کوچه و خیابان چنین چیزهایی را عنوان می‌کنند. …
یک گزارش راهبردی از یک سازمان نظرسنجی آمریکایی به نام «I. R. I.» وجود دارد، که نزد من است. بر اساس این مطالعه فساد کم شده است. بیکاری و نبودن کار جلو آمده است. مسئله برق و کمبود آن در عراق و … این مسائل نیز کاهش داشته است.

شما می‌خواهید عنوان کنید که بر اساس این گزارش مؤسسه‌های بین‌المللی فساد کم شده است، اما افکار عمومی چه می‌گوید؟ آن‌ها مهم هستند. کسی که کار سیاسی می‌کند، افکار عمومی برایش اهمیت دارد.
این مسئلة دشواری است. هنگامی که جامعه‌ای کاملاً سیاسی شود، افکار عمومی خیلی کمرنگ می‌شود. در واقع، افکار احزاب است که در افکار عمومی اثر می‌گذارد. این مشکل ما است.

در حقیقت ما تا قبل از سقوط صدام حسین بودجه مشخصی نداشتیم. بودجه‌ای که وجود داشت مبتنی بر تجارت از راه قاچاق بود؛ یعنی از لحاظ بین‌المللی وابسته به تجارت غیرقانونی. پس از سقوط صدام حسین، اقلیم کردستان در ضمن بودجه کل عراق سالیانه بودجة مشخصی داشت که وارد کردستان عراق می‌شد. در سال ۲۰۱۰، برای اولین بار بودجه به گونه‌ای شفاف در پارلمان مطرح شد

در جایی که گزارش‌های رسمی افکار عمومی را اقناع نمی‌کند، اقدام‌های دیگری صورت می‌گیرد. در بحث مبارزه با فساد در اقلیم کردستان، آیا تاکنون به طور مثال دولت با افرادی که در سلیمانیه و اربیل که سوء استفاده دولتی کرده‌اند، برخورد کرده است که در مطبوعات و رسانه‌ها مطرح شود و افکار عمومی آن را مشاهده کنند؟
انجام شده است، اما در رسانه‌ها منتشر نشده است. نمی‌گویم خیلی زیاد بوده‌اند. اما در این باره واقعیت دیگری وجود دارد که باید به آن اعتراف کنیم. هنگامی که فردی در کردستان عراق بازداشت می‌شود، او پسر یک خانواده است و این خانواده بخشی از عشیره است. وقتی الف نامی را می‌آوریم و می‌گوییم که آقای الف فاسد است، همه عشیره او به حکومت می‌گویند: به عشیره و فامیل ما توهین کرده‌اید، شما می‌توانید او را بازداشت کنید و تحویل دادگاه دهید، اما چرا در روزنامه پخش می‌کنید، این توهین به ما است. این مشکل ما است که حیثیت آن‌ها زیر سؤال می‌رود.

سلیمانیه به عنوان مرکزی فرهنگی با مجموعه‌ای از احزاب است که در آن به نسبت سایر حوزه‌های اقلیم، مدنیت امروزی چشم گیرتر بوده است. اگر این فضای باز وجود نداشت گوران شکل نمی‌گرفت. چرا گوران در اربیل نیست؟
نمی‌خواهم در مورد این مسائل این گونه بحث کنم. این مسئله دیگری است و ما را به جاهای دیگر می‌کشاند که شاید موضوع بحث ما هم نباشد. اما فکر می‌کنم که آری ، ما داریم هزینه برخی از مسائل را می‌دهیم. اما از این هزینه و برخی هزینه‌های دیگر پشیمان نیستیم، چون می‌دانیم وقتی می‌خواهیم جامعه‌مان دموکراتیک باشد، می‌دانیم که این مسئله هزینه‌هایی دارد که باید بپردازیم. ما برای این مسئله نگرانی و تأسفی نداریم و می‌دانیم که باید این هزینه‌ها را پرداخت.
من نمی دانم این گفت و گو چه وقتی منتشر خواهد شد؛ اما در چند روزی که پیش روی ماست بین اتحادیه میهنی کردستان، حزب دموکرات کردستان عراق و گوران جلسه‌ای داریم که در این جلسه می‌خواهیم بر سر این مسائل و بر سر ایجاد نقشه راه برای خروج از این مسئله با هم همکاری کنیم. شاید بعداً هم دیگر احزاب اپوزیسیون و دیگر احزاب دوست اتحادیه میهنی و حزب دموکرات کردستان عراق شرکت کنند. ما از روزهای اول، نه تنها از روز تظاهرات، بلکه قبل از تظاهرات اعلام کردیم که می‌خواهیم یک دیالوگ سراسری بین احزاب مختلف و سازمان‌های جامعه مدنی بر پا شود تا بتوانیم برای حل و فصل مسائلی که فعلاً در کردستان عراق بحران‌ساز است، یک نقشه راه پیدا کنیم و همه طرف‌ها بر سر این نقشه راه به توافق برسیم و طبق آن بتوانیم حرکت کنیم، و به جایی برسیم که به جای این که عقب بمانیم، پیش برویم.

رسانه‌ها منتشر نشده است. نمی‌گویم خیلی زیاد بوده‌اند. اما در این باره واقعیت دیگری وجود دارد که باید به آن اعتراف کنیم. هنگامی که فردی در کردستان عراق بازداشت می‌شود، او پسر یک خانواده است و این خانواده بخشی از عشیره است. وقتی الف نامی را می‌آوریم و می‌گوییم که آقای الف فاسد است، همه عشیره او به حکومت می‌گویند: به عشیره و فامیل ما توهین کرده‌اید، شما می‌توانید او را بازداشت کنید و تحویل دادگاه دهید، اما چرا در روزنامه پخش می‌کنید، این توهین به ما است. این مشکل ما است که حیثیت آن‌ها زیر سؤال می‌رود

به هر حال، رسیدن به این توافق ملزوماتی می‌خواهد. نگرانی این است که اگر راه حلی اندیشیده نشود که همه به آن وفادار باشند، امکان دارد خاطره ناخوشایند برادرکشی‌های گذشته زنده شود.
اگر ما راه مشترکی پیدا نکنیم هر چیزی قابل وقوع است. بله! و این می‌تواند بسیار نگران‌کننده باشد. به عنوان مثال، همانطور که می‌دانید حلبچه شهرکی است که فاجعه خیلی بزرگی را تجربه کرده است. به رغم این مسئله، می‌دانید که جمعیت حلبچه یک جمعیت عشایری است و عشیره‌های مختلفی در آن زندگی می‌کنند. حالا مثلاً اگر پلیسی در آن جا کشته شد و عشیره این پلیس مدعی شناسایی ضارب شود آن‌ها می‌آیند و انتقام می‌گیرند. در این حالت چه پیش می‌آید؛ می‌تواند بر سر مسئله‌ای کوچک، جنگی داخلی شکل بگیرد، همان گونه که جنگ جهانی اول بر سر یک مسئله کوچک ایجاد شد و دنیا را ویران ساخت.

حال، همة این نگرانی‌ها وجود دارد و متأسفانه همه چیز هم در منطقه شما است.
این شاید برای اتحادیه میهنی هم نقطه قوت باشد و هم نقطه ضعف، ما هر دو را با هم جمع می‌کنیم. البته پیش از حوادث سلیمانیه، وقتی که هر جریانی، هر کسی و هر سازمان جامعه مدنی می‌خواست در اربیل تظاهرات و اعتراض کند، آن را انجام می‌داد و کسی مانع نمی‌شد، اما هنگامی که تظاهرات سلیمانیه با خونریزی و تلفات توام شد، آن هنگام شاید به لحاظ مسئولیت اخلاقی برای مسئولان اربیل و جاهای دیگر، این مسئله مطرح شد که چگونه راه را برای جلوگیری از خونریزی در دیگر جاها ببندند.

مسئولیت خونریزی این جا به عهدة کیست؟
هر کسی انجام داده باشد این مسئله دیگری است. کمیسیون تحقیق و بررسی آن را بعداً روشن خواهند کرد که جریان چه بوده است. اما من از شما سؤال می‌کنم اگر یک کاری مثل تظاهرات سلیمانیه در دهکده کوچکی رخ بدهد آیا کدخدای روستای دیگر می‌خواهد که در دهکده آن‌ها هم خونریزی شود؟ البته که چنین نمی‌خواهد.

اما اگر آن طرف راه را ببندد، امکان دارد یک طوفان ایجاد شود.
اگر ما این داد و ستدی را که با گوران در حال انجام آن هستیم و حزب دموکرات کردستان با گوران و بعداً با دیگر احزاب و جریان‌ها داشته باشد و پیش برود، فکر می‌کنم که انشاالله در هیچ جای دیگر نه تظاهراتی انجام شود و نه خونریزی.

جدا از شاخص‌های نسبتاً نامطلوب توسعه که شما اشاره داشتید، در ارتباط دانشگاه و آموزش عالی وضعیت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
من در خصوص دانشگاه حرفی نمی‌زنم. باید کارشناسانی که روی این مسئله کار کرده‌اند سخن بگویند. گرچه من حرف خود را دارم، اما آن را بیان نمی‌کنم. بهتر خواهد بود کارشناسان در مورد آن حرف بزنند. اما مسئله توسعه، من برای شما استان سلیمانیه را مثال می‌زنم. در سلیمانیه فعلاً سه کارخانه بزرگ سیمان وجود دارد…

این ها چه زمانی تأسیس شده‌اند؟
یکی بیش از سی سال است، اما دو تای دیگر کمتر از ۴ یا ۵ سال اخیر راه اندازی شده‌اند. در استان سلیمانیه پالایشگاه تأسیس شده است. در این شهر یک کارخانه بزرگ آهن و فراورده‌های آن در منطقه چمچمال در حال احداث است. در استان سلیمانیه در زمینة آب معدنی که قبلاً ما از ایران و ترکیه و خلیج فارس می‌آوردیم، در حال حاضر فکر می‌کنم به خودکفایی رسیده‌ایم.

حلبچه شهرکی است که فاجعه خیلی بزرگی را تجربه کرده است. به رغم این مسئله، می‌دانید که جمعیت حلبچه یک جمعیت عشایری است و عشیره‌های مختلفی در آن زندگی می‌کنند. حالا مثلاً اگر پلیسی در آن جا کشته شد و عشیره این پلیس مدعی شناسایی ضارب شود آن‌ها می‌آیند و انتقام می‌گیرند. در این حالت چه پیش می‌آید؛ می‌تواند بر سر مسئله‌ای کوچک، جنگی داخلی شکل بگیرد، همان گونه که جنگ جهانی اول بر سر یک مسئله کوچک ایجاد شد و دنیا را ویران ساخت

یعنی گام‌هایی برای توسعه برداشته می‌شود.
اگر جناب‌عالی نه در جاهای دوردست بلکه در حومه سلیمانیه گردشی داشته باشید، مشاهده می‌کنید که در زمینة کشاورزی مدرن تلاش‌هایی انجام شده است. گلخانه‌های زیادی احداث شده است و کارهای دیگری هم وجود دارد که حضور ذهن ندارم .

آیا در این جا هم مثل سایر کشورهای دنیا مرکز آماری وجود دارد که کار آن به‌روز کردن آمار سواد، صنعت، کار، بهداشت و .. باشد؟
بنده اطلاع ندارم که اداره مخصوصی برای این مسئله وجود دارد یا نه.

Jandiani_Houshmand

در عراق چنین مرکزی به نام استاتیستیکال سنتر هست.
ما یک وزارت برنامه‌ریزی داریم که همه این آمارها در این وزارت‌خانه وجود دارد.

به هر حال این آمار باید منتشر شود و در سایت‌ها قرار گیرد.
منتشر می‌شود و در وب سایت آن مرکز نیز وجود دارند.

به نظر می‌رسد در مجموع، با توجه به بحثی که صورت گرفت از منظر رویه معمول و مرسوم دولت، چشم‌انداز را مثبت می‌بینید، یعنی کارهایی در حال انجام است. ولی از آن طرف نسبت به چشم‌انداز دیگری که به جامعه بازمی‌گردد، مقداری نگران هستید. باید در این مسیر در جایی این دو وجه به هم نزدیک شوند برای آن فکری کرد.
این مسئله درست است! و ما داریم روی آن فکر می‌کنیم. دولت اقلیم کردستان و سازمان‌های جامعه مدنی در حال فکر کردن روی آن هستند. هر چند که ما باید از فکر کردن گذشته و به عمل هم برسیم.

منظور همین است که باید راهی یافت، چرا که ۳۵ روز است، مردم یک شهر یا چند شهر ساعاتی از روز را از زندگی، کار، خانواده، تعطیلات، جشن نوروز را می‌گذرند و تظاهرات می‌کنند. چنین هم به نظر می‌رسد تا به خواسته‌های خود برسد نیز پایان نخواهد پذیرفت. این می‌تواند در بیرون هم انعکاس گسترده‌ای داشته باشد.
درست است! اما شاید این مسئله، برای برخی از جوانان تفریحی هم به همراه داشته باشد.

البته اگر اشکال ندارد انتشار این بخش را در مصاحبه حذف کنم چون امکان دارد طرف مقابل احساس توهین کند.
چرا حذف می‌کنید؟! چون این «اثبات خود» است. یک جوان می‌خواهد که شجاعت خود را از این راه به پدر و مادر خود، به من و شما و برای اساتیدش ابراز کند و بگوید که من وجود دارم. من می‌روم در تظاهرات شرکت می‌کنم تا به همه شما بگویم من هم وجود دارم و فقط پدر، عمو، مادر، مسئول حکومتی و مسئول حزبی و از این دست مسائل نیست. من هم وجود دارم. این مسئله برای آن‌ها تفریح است. یک خوشی و تفریح است. منظور من از تفریح، ترانه‌خوانی و شادی نیست. گرچه ترانه‌خوانی هم وجود دارد و برخی از ترانه‌سرایان آن جا می‌روند، ترانه می‌خوانند و موسیقی می‌نوازند. در آن جا، آن‌قدر به من توهین شده است که من دیگر به این مسائل گوش نمی دهم. شما آدم سیاسی هستید و طبیعتاً آدم سیاسی کار خود را انجام می‌دهد.

اما این طرف نگران این است که ممکن است داستان حلبچه و داستان سلیمانیه تکرار شود و امکان رخ دادن دوباره آن وجود دارد. جاهایی که خون ریخته می‌شود کار پیچیده می‌شود. ممکن است این مسائل زخم‌های کهنه را زنده کند.
شاید!

نکته آخر این که برخی نگرانند که اگر این وضعیت پیش برود و آمریکا نیروهایش را از عراق خارج و یا کم کند ـ هر چند بعید است به این زودی‌ها اتفاق بیافتد ـ ممکن است به غیر از درگیری داخلی کردها با هم، جنگ بعثی و عرب سنی تندرو و کرد هم شروع شود. با وضع فعلی و اختلاف‌هایی که در درون زیاد شده است، آیا این بدبینی می‌تواند واقع‌بینانه باشد؟
بله! فکر می‌کنم خروج نیروهای آمریکایی از لحاظ زمانی دور نیست. کمتر از چند ماهی به وقت تعیین شده مانده است. آن گاه ما می‌مانیم و مشکلات زیادی که هنوز حل نشده است.
از وقتی که در اختیار این گفت و گو گذاشتید از شما سپاسگزارم.

لینک در وبسایت فصلنامه گفتگو

با برچسب: , , ,