تحولات سیاسی و شکل گیری احزاب سیاسی در کردستان ترکیه

Rojehaat_amedi

روژهات آمدی: به لحاظ زبانی؛ زبان کردی و فارسی تقریبا همانند یک هستند، فرهنگ، نوروز و… در تاریخ ما با هم بسیار زیسته‌ایم. رفتار ایرانی‌ها در برابر کُرد هیچ‌گاه تند نبوده است و عنوان نشده که چون او کُرد است شهروند درجه دوم محسوب می‌شود آن فرهنگ وجود نداشته است. در حالی که این رفتار در عراق، ترکیه و سوریه وجود داشته است.

گفت‌وگوی احسان هوشمند با «روژهات آمدی» دبیر کل سابق پارت دموکرات کردستان ترکیه

ماهنامه سیاسی،اجتماعی،اقتصادی،فرهنگی ایران فردا دوره جدید، شماره ۶، صفحات ۳۲ تا ۳۶، سه شنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۳

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پانصدسال از شکست ایران در جنگ چالدران می گذرد. در این جنگ بخش با اهمیتی از حوزه تمدنی ایران از کشورمان منفک و به عثمانی ضمیمه شد. پس از فروپاشی عثمانی کردهای حوزه عثمانی سابق میان ترکیه،عراق و سوریه یعنی کشورهای تازه تأسیس ناشی از فروپاشی عثمانی تقسیم شدند.در این بخش طی گفتگو با آقای روژهات آمدی در پی آن بودیم تا از تحولات صد سال گذشته حوزه کردی در کشور ترکیه اطلاعاتی تقدیم خوانندگان گرامی شود.تحولات کردستان ترکیه در دهه های گذشته چندان در رسانه های جمعی ایران مورد توجه نبوده و داده ها و اطلاعات کمی در این خصوص در ایران منتشر شده است.کردهای ترکیه در حدود بیست و پنج استان شرق،جنوب شرقی و آناتولی مرکزی مستقر هستند و روند گسترده مهاجرت به شهراهای توسعه یافته تر در غرب ترکیه همچون استانبول هم موجب شده تا میلیون ها کُرد ترکیه ای در این مناطق مستقر شوند.اکثرکردهای ترکیه کرمانجی و حدود 30 درصد از آنان نیز به زبان زازاکی سخن می گویند هر چند بیشتر اهالی مناطق کردنشین ترکیه و از جمله بسیاری از سیاسیون کرد ترکیه ای به دلیل سیاست فرهنگی دولت ترکیه توانایی کردی سخن گفتن را ندارند. اکثر کردهای ترکیه سنی شافعی هستند و گروهی نیز علوی مذهبند. در سده گذشته چندین جریان سیاسی و حزب سیاسی در کردستان ترکیه تشکیل و گاه به رویاروی نظامی با دولت ترکیه نیز پرداخته شده است.در گفتگو باآقای روژهات آمدی دبیرکل سابق حزب دمکرات کردستان ترکیه به مرور این تاریخ پرداخته ایم.روژهات آمدی پس از سال های به تازگی امکان بازگشت به ترکیه را یافته است.برای روشن شدن ابعاد پیچیده این تاریخ، ایران فردا در پی آن است تا با دیگر جریان های کُرد ترکیه ای ،عراقی،سوریه ای نیز مصاحبه هایی ترتیب دهد .امید است انتشار مصاحبه حاضر به بخشی از نیاز تاریخی اطلاع از تحولات کردستان ترکیه پاسخ مناسبی ارائه دهد.این گفتگو در کردستان عراق و به زبان کردی صورت گرفته است. لازم به یادآوری است آقای آمدی یکی از فعالان سیاسی کرد ترکیه ای است که سال ها به دلیل فعالیت سیاسی مجبور به ترک دیاربکر شده و در آلمان فعالیت های خود را پیگیری می کند.

در ترکیه از هنگام تاسیس جمهوری تا چند سال پیش زبان کردی ممنوع بود. در دهه 60 در کشور ترکیه در همه ادارات دولتی پانل هایی وجود داشت که بر روی آنها نوشته بود که تنها به زبان ترکی صحبت شود. هر کسی به کردی سخن می‌گفت مجازات می‌شد؛ در حالی که چنین چیزی در ایران وجود نداشته است

براي ورود به بحث، لطفا نمايی از وضعيت تاريخي کرد در کشور ترکيه پس از دوران عثمانی بيان کنيد؛ سپس در ادامه به موقعيت کردها در دولت‌های معاصر ترکيه بپردازيد.

هنگام فروپاشی دولت عثمانی، در میان عثمانی‌ها نیروهایی از ناسیونالیست‌های ترک به رهبری مصطفی کمال آتاتورک شکل گرفت. هدف آنان تشکيل يک دولت ناسيوناليست ترک برای جايگزینی دولت عثمانی بود. بر اين اساس جمهوری ترکيه تاسيس شد. در آن هنگام کردها به همراه ترک‌ها به صورت مشترک در حال نبرد با نیروی‌های انگلیسی و یونان و فرانسه بودند

همان گونه که تاریخ روايت مي‌کند، هنگام فروپاشی دولت عثمانی، در میان عثمانی‌ها نیروهایی از ناسیونالیست‌های ترک به رهبری مصطفی کمال آتاتورک شکل گرفت. هدف آنان تشکيل يک دولت ناسيوناليست ترک برای جايگزینی دولت عثمانی بود. بر اين اساس جمهوری ترکيه تاسيس شد. در آن هنگام کردها به همراه ترک‌ها به صورت مشترک در حال نبرد با نیروی‌های انگلیسی و یونان و فرانسه بودند.

در سوریه حدود 300 تا 400 هزار کرد شناسنامه نداشتند؛ در عراق انفال و بمباران شیمیایی رخ داده است در حالی که در ایران چنین چیزهایی وجود نداشته است

ترک‌ها در آن هنگام به کردها وعده دادند که پس از رفتن نیروهای اروپایی، کردها و ترک‌ها در کنار هم خواهند بود و کردها به خود مختاری دست خواهند یافت. این وعده‌ای بود که توسط آتاتورک به کردها داده شد، با اين وجود کردها در مدت کوتاهی دريافتند که چنين وعده هایی حقیقت ندارد لذا آنان تشکیلات خود را ساختند و سازمان هایی را تأسیس کردند. برای نخستین بار در آن زمان يک سازمان راست به نام «جمعیت تعالی کردستان» به صورت قانونی تاسيس شد.

روژهات آمدی: نخستین شورش در کردستان ترکیه توسط سازمان خوی بوون و به رهبری شخصی فعال به نام «احسان نوری پاشا» که نقش موثری در این زمینه داشت، شکل گرفت که البته آن قیام به شکست انجاميد.

احسان هوشمند بر مزار احسان نوری پاشا نخستین رهبر کردهای شورشی ترکیه

احسان هوشمند بر مزار احسان نوری پاشا نخستین رهبر کردهای شورشی ترکیه

پس از آن «آزادی» و سپس «خوی بوون» بنیان نهاده شد. به طور خلاصه می توان گفت که کردها شاهد خلف وعده ترک‌ها بودند از اين روی قيام‌های خود را آغاز کردند. نخستین شورش در کردستان ترکیه توسط سازمان خوی بوون و به رهبری شخصی فعال به نام «احسان نوری پاشا» که نقش موثری در این زمینه داشت، شکل گرفت که البته آن قیام به شکست انجاميد. پس از آن قیام شیخ سعید آغاز شد، این نیز به شکست انجامید. i

مسلما نمی‌توان کردها را به تنهايی مقصر همه اين شکست‌ها دانست؛ بلکه شرایط منطقه در آن زمان به کردها اجازه پيروزی را نمی داد. برای مثال هنگامی که قیام احسان نوری در آگری از هم پاشیده شد؛ سوسیالیست‌ها به ترک‌ها کمک فراوانی کردند. پس از این قیام، قیام بزرگی در درسیم شکل گرفت که به قیام «سید رضا» مشهور و در تاریخ کردها ثبت شده است. هیچ کدام از این قیام ها پیروز نشدند و کردها متحمل شکست سنگینی شدند. بسیاری از فعالان سیاسی کرد و روسای آنها اعدام شدند و بسیاری از افراد سياسی نيز ناگزیر به خروج از کردستان ترکیه شدند و به کشورهایی همچون سوریه، ایران و …. پناه بردند. شکست های آن زمان سکوتی را در سراسر کردستان ترکیه حکمفرما کرد. چون ديگر هیچ کرد سیاسی باقی نمانده بود و شکست‌های بسیار سنگینی را متحمل شده بودند. اين سکوت از سال 1938 شروع شد و تا دهه 60 ادامه يافت. ما می توانیم این گونه عنوان کنیم …..

شیخ سعید پیران

شیخ سعید پیران

تقریباً 22 یا 23 سال سکوت حاکم بود.

* بله؛ بازگشت ملا مصطفی بارزانی به کردستان عراق و آغاز قیام ایلول(قیام سپتامبر 1961کردهای عراق به رهبری ملامصطفی بارزانی) در کردستان عراق تأثیر خود را نیز بر کردستان ترکیه گذاشت. کردهای ترکیه نیز به مرور متوجه این نیاز شدند که بايد سازمانی برای خود شکل دهند و حق و حقوق مردم کُرد را مطالبه کنند. بنابراین آن سکوت پس از بازگشت ملا مصطفی به پایان رسید. در سال 1965 براي نخستين بار توسط روشنفکران سازمان و حزبي در کردستان با نام «پارت دموکرات کردستان» ترکیه تاسيس شد.

پس از قیام احسان نوری پاشا، قیام بزرگی در درسیم شکل گرفت که به قیام «سید رضا» مشهور و در تاریخ کردها ثبت شده است. هیچ کدام از این قیام ها پیروز نشدند و کردها متحمل شکست سنگینی شدند

در سال 1965 براي نخستين بار توسط روشنفکران سازمان و حزبي در کردستان با نام «پارت دموکرات کردستان» ترکیه تاسيس شد.

چه افرادی در این حزب حضور داشتند؟

 

دکتر شوان سعید ال چی

دکتر شوان، سعید ال چی ، دکتر شوان هم زمان با سعید الچی بود؛ در دوره‌ای که تمام افراد اصلی پارت دمکرات کردستان ترکیه در زندان بودند دکتر شوان در زندان سعید الچی را ملاقات کرد و تمایل خود را برای عضویت و فعاليت در حزب ابراز داشت. هنگامی که سعید الچی در زندان بود دکتر شوان از او اجازه گرفت پس از آن به کردستان عراق آمد و خواست در پارت دمکرات کردستان فعالیت کند پای حکم کشتن سعید الچی، امضای دکتر شوان وجود دارد. او به همراه دو فرد دیگر مکتب سیاسی به نام‌های «چکو» و «بروسک». امضای هر سه نفر برای کشتن سعید الچی وجود دارد. آنها آن را به عنوان حکم پارتی امضا کرده بودند. بنده می‌گویم که این حکم دکتر شوان نبود. دوباره تاکيد می‌کنم که این حکم اداره جنگ ویژه ارتش ترکیه بود و حکم از سوی آنها در آنکار صادر شده بود، من به این اصل رسیده‌ام. در عين حال مطمئن هم نیستم که در کردستان عراق همچون زاخو، دهوک و… همدست نداشته باشند. یعنی تماماً برنامه ریزی و طراحی شده بود.

* این حزب به رهبری سعید الچی SAID ELCIبود که مرحوم بنگو و بدون شک چند نفر دیگر هم حضور داشتند؛ اما نقش اصلی بر عهده سعید الچی بود که او نيز با کمک «دانی فهمی بلال» این کار را انجام داد. فهمی بلال به دلیل سن بالا، به عنوان یک موسس در پارتی جایگاهی نیافت. او کاتب شیخ سعید پیران بود. علاوه بر سعید الچی «شادروان شرف الدین الچی» نیز نقش ویژه ای داشت هر چند عنوانشان همانند یکدیگر یعنی الچی بود. یکی از آنها زازا و دیگری بوتانی کرمانج بود. پس از تاسیس پارت دموکرات کردستان ترکیه، پارت تصمیم گرفت خود را توسعه دهد؛ به این دلیل چون مخفی و سری بود.

حزب تمايل داشت شخصی به نام «فایق بوجاق» FAIK BUCAK که یک وکیل و فردی راستگرا بود را به عنوان رئیس خود منصوب کند؛ فایق بوجاق اهل سیورک بود حزب با او وارد گفتگو شد. پس از تاسیس پارتی و پس از دو ماه فایق بوجاق را راضی کردند. در نتیجه او عهده‌دار رهبری پارت دموکرات کردستان ترکیه شد. به دلیل این که اين نخستین سازمان و حزبی بود که در کردستان ترکیه تشکيل شده بود، حکومت ترکیه از اين موضوع بسيار نگران بود

پيش از آن که به موضع ترکیه و عکس العمل آن برسیم، آيا این افراد همچون بوجاق و سايرين با ملا مصطفی بارزانی ارتباطی داشتند؟ آیا با دولت شوروی در ارتباط بودند و آنها حمايتی از اين حزب انجام می‌دادند؟ 

* خیر؛ هیچ کدام با ملامصطفی بارزانی ارتباطی نداشتند، اما ملا مصطفی بارزانی برای اين افراد همچون یک نماد بود و آنها بسیار دوست داشتند که همچون ملامصطفی بارزانی در کشور خود نبرد کنند.

در آن دوره ،آنها شیوعی یا چپ و سوسیالیست بودند ؟

* خیر آنها چپ نبودند، نیروهای محافظه کار لیبرال دموکرات بودند.

آیا مذهبی هم بودند؟

* نه؛ اصلاً مذهبی نبودند.

آیا تحصیل کرده دانشجو و با سواد بودند؟

 

فایق بوجاق و شرف الدین الچی وکیل بودند. سعید الچی تحصیلات نداشت اما فرد بسیار مهمی بود و کار حسابداری انجام می‌داد. پس از آن، دولت ترکیه که به شدت ناراحت بود نقشه‌ای را طرح ریزی کرد و طی آن فایق بوجاق را به قتل رساندند.

در چه سالی؟

در سال 1966

ایشان چگونه ترور شد؟ آیا دستگیر هم شدند؟

خير دستگیر نشدند؛ در راه سیروک و بوفا تیرباران شد. پس از آن سعید الچی و شرف الدین الچی مبارزه خود را آغاز کردند.

آیا این افراد مسلح بودند و مبارزه مسلحانه انجام دادند؟ یا این که مبارزات جنبه مدنی داشت؟

فعالیت آنها مدنی بود و هیچ گونه خشونتی نداشت. یعنی تأسیس پارت دموکرات کردستان نه به دلیل استفاده از خشونت علیه ترکیه، بلکه تنها بر اساس اصول حفاظت از حق و حقوق ملّت کرد بود.

یعنی نمی خواستند که از ترکیه مستقل شوند. بلکه در صدد کسب حقوق برابر بودند.

Fayeq_Buchag

پس از آن که فایق بوجاق کشته شد، سال بعد تمام اعضای اصلی ریاست پارت دموکرات را بازداشت و زندانی کردند. به دلیل آن که کردها از این مسئله، که محاکمه سیاسی کردها وجود دارد، مطلع نشوند آنها را جهت محاکمه از کردستان خارج و به آنتالیا فرستادند.

خواسته‌های آنان به روش خشونت آمیز نبود. آنها درصدد تحقق چیزی مناسب، مانند خودمختاری بودند. پس از آن که فایق بوجاق کشته شد، سال بعد تمام اعضای اصلی ریاست پارت دموکرات را بازداشت و زندانی کردند. به دلیل آن که کردها از این مسئله، که محاکمه سیاسی کردها وجود دارد، مطلع نشوند آنها را جهت محاکمه از کردستان خارج و به آنتالیا فرستادند.

یعنی در آن سوی ترکیه؛ غربی ترین بخش ترکیه!

بله به دلیل اين که کسی از آن مطلع نشود. اين افراد حدود 2 سال در زندان بودند و بعد به شرط عدم حضور در کردستان آزاد شدند؛ از اين روی آنها را در ديگر نقاط تراکیه پراکنده ساختند.

پس از آن در سال 1971 و کودتای 11 آدار(11 مارس ) ؛ ترکیه دچار تحول شد و در اين کشور انقلاب رخ داد، يک انقلاب نظامی در ترکیه. در فضای جديد همه افراد پارتی و فعالان و روسای کردها به جز ماآهسته آهسته شروع به فعالیت کردند که می‌توان به طور مثال به سازمان جوانان که شروع به فعالیت کرد اشاره داشت اما همه آنها را بازداشت و روانه زندان نمودند.

این کودتا در چه دوره و به ریاست چه کسی بود؟

آن هنگام ارتش بود. آنها تا سال 1975 در زندان بودندii

شما در آن موقع تازه پا به سن جوانی گذاشته بودید.

بیشتر رفقای ما در آن دوره در زندان بودند؛ اما سعید الچی فرار کرده بود و کسی از جای او خبر نداشت. مقر ریاست پارت دمکرات کردستان ترکیه در سال 1971 در کردستان عراق بود. الچی و شوان که احتمالا در ايران بودند هر دو بازگشتند و در اینجا اعدام شدند.

چه کسی آنها را کشت؟

برنامه‌ «اداره جنگ ویژه» بود که میت در آن دخالت داشت، هر دو را کشتند که این دوره‌ای دشوار برای حزب به شمار می‏رود.

آیا دکتر شوان هم عضو پارت دمکرات کردستان بود؟

بله؛ دکتر شوان هم عضو حزب بودند ولی در آن هنگام در داخل حزب یک شعبه دیگر برای خود ساخته بود.

یعنی حزب سایه و حزب دوم

سعید الچی در سال 1971 برای برقراری اتحاد نزد او آمده بود تا دو حزب با هم متحد شوند. الچی آمده بود تا به وی بگوید که شما رییس ما هستید و با هم متحد شویم؛ اما به شیوه‌ای ناجوانمردانه هر دو کشته شدند؛ البته «میت» ترکیه در این رخداد دخالت داشت.

آیا امکان دخالت احزاب دیگر در ترور دکتر شوان وجود دارد ؟

مهم نیست که چه کسی با آنها همکاری داشت مهم این است که حکم در ترکیه صادر شد اوزل حرب دایرتی یعنی «اداره جنگ ویژه» که نهادی در ترکیه است. این نهاد مستقل از میت است و در داخل ارتش شکل گرفته بود؛ چیزی همچون استخبارات ارتش. آنها در اين ترور دخالت داشتند. بدون شک حالا در زاخو یا جاهای دیگر؛ افراد دیگری هم با آنها مشارکت کردند.

آیا رهبران پارت دمکرات کردستان عراق از چنین چیزی مطلع بود؟

خیر ایشان بی‌اطلاع بودند.

آیا دکتر شوان مقداری تندور نبود؛ گفته مي‌شود مواضع ايشان در تقابل با مقدسات دينی مردم بود؟ اين موضوع واقعيت دارد؟

دکتر شوان هم زمان با سعید الچی بود؛ در دوره‌ای که تمام افراد اصلی پارت دمکرات کردستان ترکیه در زندان بودند دکتر شوان در زندان سعید الچی را ملاقات کرد و تمایل خود را برای عضویت و فعاليت در حزب ابراز داشت. هنگامی که سعید الچی در زندان بود دکتر شوان از او اجازه گرفت پس از آن به کردستان عراق آمد و خواست در پارت دمکرات کردستان فعالیت کند. با اين حال او یک فرد چپ گرا بود و محافظه کار نبود همچون سوسیالیست مارکسیست چپ گرا بود.

شکست های آن زمان سکوتی را در سراسر کردستان ترکیه حکمفرما کرد. چون ديگر هیچ کرد سیاسی باقی نمانده بود و شکست‌های بسیار سنگینی را متحمل شده بودند. اين سکوت از سال 1938 شروع شد و تا دهه 60 ادامه يافت

مائویست بود یا لنینیست؟

خیر؛ مائویست نبود؛ یعنی مارکسیست صد در صد هم نبود، یک فرد چپ گرای متمایل به مارکسیست بود. به این دلیل دوست داشت که قوانین خود را برقرار کند به همین دلیل در داخل حزب مشکل به وجود آمد. سعید الچی هم دوست داشت این مشکلات را به شیوه آشتی‌جویانه و برادارنه حل کند، اما به قتل رسید.

هر دو کشته شدند؟

نخست سعید الچی کشته شد. اما پای حکم کشتن سعید الچی، امضای دکتر شوان وجود دارد. او به همراه دو فرد دیگر مکتب سیاسی به نام‌های «چکو»CEKO و «بروسک»…

چکو و بروسک از همراهان شوان بودند؟

امضای هر سه نفر برای کشتن سعید الچی وجود دارد. آنها آن را به عنوان حکم پارتی امضا کرده بودند.

در سال 1973، نخستین کنگره پارت دمکرات کردستان ترکیه در دیاربکر و در روستای شیخان برگزار شد. این روستا مابین دیاربکر و ماردین واقع شده است.

 

و این سند در داخل پارتی وجود دارد

بله سند آن در داخل حزب پارتی وجود دارد. اما بنده می‌گویم که این حکم دکتر شوان نبود. دوباره تاکيد می‌کنم که این حکم اداره جنگ ویژه ارتش ترکیه بود و حکم از سوی آنها در آنکار صادر شده بود، من به این اصل رسیده‌ام. در عين حال مطمئن هم نیستم که در کردستان عراق همچون زاخو، دهوک وهمدست نداشته باشند. یعنی تماماً برنامه ریزی و طراحی شده بود.

شوان و دکتر سعید الچی در یک روز کشته شدند؟

خیر؛ نخست سعید الچی کشته شد.

پس از چه مدتی دکتر شوان کشته شد؟

پس از دو الی سه ماه هم شوان به همراه چکو و بروسک، هر سه نفر کشته شدند.

در چه سالی؟

در سال 1971، و این ضربه‌ای بزرگ به پارت دمکرات کردستان ترکیه بود. به معنی ديگر هدف آن بود که پارت دمکرات کردستان نبايد در ترکیه فعالیت کند. بنابراين نخست رئیس آن کشته شد، سپس همه زندانی شدند و این هم کافی نبود و در سال 1971 هر دو رییس اصلی کشته شدند. پس از اين در سال 1973، نخستین کنگره پارت دمکرات کردستان ترکیه در دیاربکر و در روستای شیخان برگزار شد. این روستا مابین دیاربکر و ماردین واقع شده است.

چند نفر در این کنگره حضور داشتند؟

بین 73 تا 80 نفر در این کنگره حاضر شدند.

آيا زنان هم حضور داشتند؟

خير؛ همه مرد بودند. در سال 1973 و در آن هنگام تعداد زنان سیاسی بسیار کم بود.

تحصیلات پایین داشتند، جامعه سنتی بود

بله به صورت کلی فعالیت سیاسی کُرد در ترکیه بسیار جدید بود. تعداد سیاستمدارن از 200 تا 300 نفر تجاوز نمی‌کرد در چنین وضعیتی به دشواری می‌توان زنان را در این عرصه یافت. با وجود اين که افراد بسياری در زندان بودند اما کنگره فعالیت خود را آغاز کرد تا سال 1975 و 76 …

آیا در این کنگره و در پروسه انتخابات کسی به عنوان دبیر کل حزب انتخاب شد؟

بله؛ «درویش سعدو» دبیر کل شد. این هم تا سال 1975 و 76…

پس از سال 1975 به غیر از پارت دمکرات کردستان؛ سازمان‌های دیگری تاسیس شدند برای مثال؛ «پارت سوسیالیست کردستان ترکیه» که آن هنگام با نام «راه آزادی» دست به فعالیت زدند و در حال حاضر به آن «پارت سوسیالیست کردستان ترکیه» گفته می‌شود.

 

روابط شما با پارت دمکرات کردستان عراق چگونه بود آيا با جنگ‌های آن دوره ارتباط داشتید؟

ارتباط ما به عنوان پارتی هیچ گاه قطع نشد و همیشه ارتباط با کردستان عراق برقرار بود. فروپاشيدن قيام سال 1975در کردستان عراق؛ بر ما نیز تاثیر نهاد. با اين حال نبرد پارت دمکرات کردستان ترکیه همچنان ادامه یافت. پس از سال 1975 به غیر از پارت دمکرات کردستان؛ سازمان‌های دیگری تاسیس شدند برای مثال؛ «پارت سوسیالیست کردستان ترکیه» که آن هنگام با نام «راه آزادی» دست به فعالیت زدند و در حال حاضر به آن «پارت سوسیالیست کردستان ترکیه» گفته می‌شود.

در چه سالی؟

در سال‌های 1975 و 76

چه افرادی در آن حزب حضور داشتند؟

ریيس آن «کمال بوکای» بود.

پس از حزب سوسیالیست کردستان ترکیه، حزب ديگری به نام «حزب کاوه» به وجود آمد. حزب کاوه طرفدار چین يا به عبارت ديگر، مائویست بودند. راه آزادی هم طرفداران سوسیالیست شوروی بودند.

 

آیا با سوسیالیست‌های ترکیه هم ارتباطی داشتند

بله در اصل آنها سوسیالیست‌های احزاب ترک بودند. پس از اهميت يافتن موضوع کُرد، آنها به صرافت سازمان دادن يک حزب با ساختار کُردی افتادند. به عنوان نمونه پيشتر و در دهه شصت کمال بوکای در پارت کارگران ترکیه فعالیت می‌کرد. پس از اين حزب، حزب ديگری به نام «حزب کاوه» به وجود آمد. حزب کاوه طرفدار چین يا به عبارت ديگر، مائویست بودند. راه آزادی هم طرفداران سوسیالیست شوروی بودند.

دبیر کل حزب کاوه چه کسی بود؟

در آن دوره «مرحوم فرید اوزون» بود که شخصيت مهمی محسوب می‌شد. همراه او احمد زکی اوغچی اوغلو بود که مدتی وکیل عبدالله اوجالان بود؛ آنها نظارت می‌کردند.

از این سه حزب؛ یعنی پارت دمکرات کردستان ترکیه، راه آزادی و کاوه کدام یک نفوذ و قدرت بیشتری داشتند؟

به اين پرسش هم خواهيم رسید. بدون شک پارتی حزب بزرگی بود؛ آنها جدید بودند به همين دليل همچون سازمان جوانان به شمار می‌رفتند. پس از این دو حزب، حزب ديگری به نام «رزگاری» وجود داشت؛ یعنی تقریبا همه با هم تشکیل شده بودند. ریاست حزب رزگاری را دو برادر به نام‌های؛ «ممتاز کورتان»MOMTAZ KOTAN و «اُرهان کورتان» ORHAN KOTAN بر عهده داشتند که ماموستا اسماعیل بیشکچی نيز با آنها همکاری مي‌کرد؛ بیشکچی در اين کار به آنها کمک‌های فراوان ‌کرد.

آقای بيشکچی نویسنده ترک؟

بله؛ اين نکته را هم بايد يادآور شد که رزگاری‌ها سوسیالیست و مائويست نبودند، حتی استالینیسم را هم رد می‌کردند؛ آنها سوسیالیست کُرد بودند.

طرفدار یوگسلاوی هم نبودند؟

خیر؛ هم زمان سازمان « پارت پیشآهنگ کارگران کردستان» هم در عرصه حضور داشتند که از هواداران سوسیالیست و همچنين دوستان پارت قدیم بودند که در هنگام کشتار دکتر سعید الچی و دکتر شوان انشعاب یافته بودند. آنها دکتر شوان را به عنوان رییس خود می‌شناختند به همين دليل به آنها جماعت دکتر شوان نيز گفته می‌شد.

پس از حزب سوسیالیست کردستان ترکیه و حزب کاوه ، حزب ديگری به نام «رزگاری» وجود داشت؛ ریاست حزب رزگاری را دو برادر به نام‌های؛ «ممتاز کورتان» و «اُرهان کورتان» بر عهده داشتند که ماموستا اسماعیل بیشکچی نيز با آنها همکاری مي‌کرد. رزگاری‌ها سوسیالیست و مائويست نبودند، حتی استالینیسم را هم رد می‌کردند؛ آنها سوسیالیست کُرد بودند

 

آیا آنان دوستان دکتر شوان بودند؟

بله دوستان دکتر شوان بودند؛ آنها بسیار فعال بودند و بر این باور بودند که کردها نباید تنها توسط يک حزب فعالیت کند بلکه باید با احزاب بسیاری دست به دست داده و وارد نبرد شوند. می‌توان ارزيابی مثبتی از آنها داشت، اين حزب به نوعی رو به پیشرفت بود. آن گونه شد که سازمان های حزبی در شهرهای کردستان و شهرهای آنکارا و استانبول شکل گرفتند و سازمان های کردی را تشکیل ‌دادند.

به باور من دولت ترکیه در آن هنگام خود را نیازمند حضور احزاب کردی می‌دانست و در فکر تهيه يک برنامه برای خود بود.

بنده پس از سال 1976 تازه وارد فعالیت‌های سیاسی شدم. آن گونه که به ياد دارم تظاهراتی را در دیاربکر برگزار کرديم. در آن زمان دیاربکر جمعيتی در حدود 150 هزار نفر داشت که حدود 50 تا 60 هزار نفر در اين تظاهرات شرکت کردند. احزاب کردی توانستند که چنین تظاهرات بزرگی در شهر دیاربکر سازماندهی کنند پس این احزاب هم اکنون توانایی کاندیدکردن اشخاصی برای شهرداری های شهرهای کردستان ترکیه را داشته می توانستند در انتخابات پیروز هم بشوند.

سازمان دیگری که آرام آرام شکل يافت که قبلا به نام جماعت «آپوچی» موسوم بود؛ نام دیگری به ترکی داشت تحت عنوان «اولوسال Olusalکورتولوش اوردوسو»؛ یعنی ارتش آزادیبخش ملی (رزگار کردنی نه‌ته‌وه‌یی). آنها نیز دست به فعاليت زدند با اين تفاوت که به هیچ وجه مایل به اتحاد و همکاری با دیگر سازمان‌ها و احزاب کردی نبودند.

آنها چه کسانی بوند؟

آنها به عنوان آپوچی؛ رئیسشان آپو، يا همان عبدالله اوجالان بود.

جمیل بایک، مراد کارایلان، عثمان برادر عبدالله و غیره نيز حضور داشتند؟

بله؛ همه اين افراد بودند؛ جمیل بایک، دوران کالکان وهمراه او بودند.

آيا اين حزب مارکسیست بود؟

هم مارکسیست و هم کمونیست بودند. در آن دوره هنوز نام «پ ک ک» وجود نداشت.

مارکسیست لنینی بودند یا مائویی؟

لنینی بودند. به یک بیان واقعی‌تر نه لنینیستی، بلکه به تعبیری دقیق تراستالینیستی کامل بودند.

آيا تا پيش از بنيان نهادن اين حزب؛ افراد آن در ديگر احزاب کمونيست ترکيه حضور نداشتند؟

آنها همه در حزب «دوگنچ») (DEV GENC”درنچی گنچلیک “(DEVRIMICI GECLIK) که به معنی انقلابيون جوان و يک سازمان چپ در ترکیه است، حضور داشتند عبدالله اوجالان نیز به همراه آنها بود.

هم زمان سازمان « پارت پیشآهنگ کارگران کردستان» هم در عرصه حضور داشتند که از هواداران سوسیالیست و همچنين دوستان پارت قدیم بودند که در هنگام کشتار دکتر سعید الچی و دکتر شوان انشعاب یافته بودند. آنها دکتر شوان را به عنوان رییس خود می‌شناختند به همين دليل به آنها جماعت دکتر شوان نيز گفته می‌شد.

آیا آتاترکی هم بودند

خیر؛ دوگنچ آتاترکی نبودند. نزد آنها همان طور که به شما گفتم اولوسال کورتولوش اوردوسو، یعنی ارتش آزادیبخش ملی پس از آن نام خود را به «شورشگران کردستان» تغيير دادند. همان گونه که اشاره شد پس از شکست قيام سال 1975 و آثاری که بر حزب ما گذاشت؛ نيروهاي چپ همچون؛ سوسیالیست، مارکسیست و لنینیست‌ها شانس بیشتری را برای فعالیت در کردستان ترکیه داشتند.

چون رویکرد اروپا و آمریکا در حق ملا مصطفی بارزانی اخلاقی نبود؟

بله؛ همین طور است؛ به همین دلیل در حزب ما هم اثر گذاشت وپارت ما در سال 1977 به دو بخش تقسیم شد. بخش انشعاب یافته به نام «کوک» یعنی کوردستان کورتلاش چُلاره ( به معنی؛ رزگار کردنی نه‌ته‌وه‌یی کوردستان یا آزادی ملی کردستان) بود که اعضای آن قبلا در پارت دمکرات کردستان ترکيه فعال بودند. آنها در مدت کوتاهی گسترش زيادی یافتند؛ یعنی یک جناح چپ در داخل پارت دمکرات کردستان شکل یافت.

سازمان دیگری که آرام آرام شکل يافت که قبلا به نام جماعت «آپوچی» موسوم بود؛ نام دیگری به ترکی داشت تحت عنوان «اولوسال کورتولوش اوردوسو»؛ یعنی ارتش آزادیبخش ملی. آنها نیز دست به فعاليت زدند با اين تفاوت که به هیچ وجه مایل به اتحاد و همکاری با دیگر سازمان‌ها و احزاب کردی نبودند. رئیسشان عبدالله اوجالان بود. هم مارکسیست و هم کمونیست بودند. به تعبیری دقیق تراستالینیستی کامل بودند.

تا قبل از جمعیت عبدالله اوجالان، حزب دمکرات کردستان دو بخش شد یک بخش آن کوک شد

بله و بخش دیگر آن همانند سابق با نام پارت دمکرات کردستان فعالیت می‌کردند، هر چند تمايلی به فعاليت نداشتند چون می‌خواستند بيشتر ناظر بر اوضاع باشند؛ به همين دليل آنان مانع کارهای کوک نشدند و این مسئله تا زمان فوت ملا مصطفی بارزانی در سال 1979 ادامه یافت. در سال 79 کوک که همچنان با نام پارتی خود را معرفی می‌کرد از صدور بيانيه به مناسبت درگذشت ملا مصطفی بارزانی خودداری ورزید ودر این موقع دوستان دیگر به این امر اعتراض کرد و گفتند که آنها پارتی نیستند و ما دوباره پارتی را سازمان خواهيم داد. یعنی پس از سال 79 و به صورت رسمی دو پارتی وجود داشت همانند پارت دمکرات کردستان. در نهایت در سال 1981 کوک به صورت رسمی جدایی خود را در بیانیه ای اعلام کرد و گفت از اين پس ديگر با پارت دمکرات کردستان کار نمی‌کند و با نام کوک فعاليت خواهد کرد.

پس از شکست قيام سال 1975 و آثاری که بر حزب ما گذاشت؛ نيروهاي چپ همچون؛ سوسیالیست، مارکسیست و لنینیست‌ها شانس بیشتری را برای فعالیت در کردستان ترکیه داشتند.

-دبیر کل کوک چه کسی بود؟ یا اعضای آنها چه کسانی بودند؟

آن هنگام دبیر کل کوک شخصی به نام «مصطفی فیسلی» بود؛ که نخستین دبیر کل کوک به شمار می‌رود همزمان هم به وی دبیر کل پارت دمکرات کردستان ترکیه می‌گفتند.

پس از سال 1981، دبیر کل بخش دیگر پارت دمکرات کردستان ترکیه چه کسی بود؟

آنها که پارت دمکرات کردستان بودند فاقد دبیر کل بودند چون مديريت آن توسط يک کميته موقت انجام می‌شد مثل قیاده موقت کردستان عراق.

مسلح هم نبودند؟

خیر؛ به غیر از پ ک ک هیچ گروه ديگری در کردستان ترکیه مسلح نبود. به مرور و در سال 1977 افراد عبدالله اوجالان عنوان کردند که ما تبدیل به پارتی خواهيم شد و نام حزب هم پ ک ک خواهد بود.

وپارت ما در سال 1977 به دو بخش تقسیم شد. بخش انشعاب یافته به نام «کوک» یعنی کوردستان کورتلاش چُلاره ( به معنی؛ رزگار کردنی نه‌ته‌وه‌یی کوردستان یا آزادی ملی کردستان) بود که اعضای آن قبلا در پارت دمکرات کردستان ترکيه فعال بودند. آنها در مدت کوتاهی گسترش زيادی یافتند؛ یعنی یک جناح چپ در داخل پارت دمکرات کردستان شکل یافت و بخش دیگر آن همانند سابق با نام پارت دمکرات کردستان فعالیت می‌کردند، هر چند تمايلی به فعاليت نداشتند چون می‌خواستند بيشتر ناظر بر اوضاع باشند؛ به همين دليل آنان مانع کارهای کوک نشدند

 

یعنی پارت کارگران

خیر؛ هنوز قرار بر اين بود که پارت کمونیست کردستان (پ ک ک )باشد، هر چند خیلی‌ها حتي در ترکيه اين موضوع را نمی‌دانند و درباره آن اطلاعی ندارند حتی در کردستان ترکیه.

یعنی حزبی که در سال 1978 تأسیس شده بود،حزب کمونیست بود؟

در سال 1978 هنگامی که آن ها این حزب (PKK)را تشکیل دادند،در نظر داشتند که نامش حزب کمونیست کردستان باشد ولی بعدها آن را حزب کارگران کردستان نامیدند.چون از این در هراس بودند که جامعه اسلامی کردستان آنها را قبول نکنند.

پارت کمونیست کردستان PKK

پارت کارگران کردستان PKK

کارگران هم به معنی کمونیستی آن است

بله کاملا؛ استرتژی آنها کمونیستی و استالینیستی بود ولی نمی‌توان با اين عناوين در روستاهای کردستان رخنه کرد و زمينه‌های قيام را ايجاد کرد؛ اما اگر با نام کارگر وارد شد موضوع متفاوت خواهد بود به همین دلیل پارت کارگران کردستان در سال 1981 تاسیس شد.

در جنگ داخلی بین اتحادیه میهنی و پارتی دمکرات کردستان عراق؛ پ ک ک جانبدار اتحادیه بود؟

بله؛ در این جنگ متاسفانه پ ک ک و اتحادیه با هم متحد شدند.

آیا پ ک ک با صدام هم در ارتباط بود؟

تا سال 2003 رفت و آمد داشتند؛ این مسئله‌ای آشکار و اسناد آن هم موجود است.

در این اوضاع پارت دمکرات کردستان ترکیه چه کار می‌کرد؟ شما چه هنگام وارد پارت دمکرات کردستان شدید؟ و اکنون توان پ ک ک در چه وضعیتی قرار دارد؟ آیا اسلحه و پیشمرگ دارد؟ اجازه فعالیت به دیگر افراد و نیروها را می‌دهد؟

بنده هر چند در پارت دمکرات کردستان ترکیه حضور داشتم و در سال‌های 81 تا 90 نماینده پارت دمکرات کردستان ترکیه در اروپا بودم؛ اما به صورت فعال و کلی در سال 2005 وارد سیاست پارت دمکرات کردستان ترکیه شدم و در این سال در هیئت رئیسه حزب منصب گرفتم. همچنین در سال 2006 دبیر کل پارتی شدم. سیستم حزب به گونه‌ای بود که تمایل به داشتن رئیس نداشت، در این سیستم سه نفر حضور داشتند که شورای رهبری را تشکیل می‌دادند؛ بنده نماینده این شورا بودم.

اما این که نقش پارت دمکرات کردستان ضعیف است یا در ترکیه نقشی ندارد؛ به باور من همان گونه که گفتم از سه تا چهار سال قبل و تا هنگامی که پ ک ک در میدان بود، وضعیت برای فعالیت نیروهای دیگر بسیار دشوار بود.

در سال 1991 دوستان ما چند مقر نظامی بر پا کردند و مایل به انجام نبرد مسلحانه بودند. در آن هنگام نیروهای پ ک ک از 500 یا 600 نفر بیشتر تجاوز نمی‌کرد در حالی که ما تنها در بازه زمانی 3 تا 4 ماه تقریبا 200 نفر نیروی مسلح داشتیم اگر ما به این کار ادامه می‌دادیم می‌بایست بر علیه سه طرف جنگ می‌کردیم نخست دولت ترکیه، دوم پ ک ک و سوم بر علیه مصالح کردستان عراق؛ به این دلایل آن را رها کردیم. به باور من رها کردن آن تصمیم درستی بود. ما در سال 92 با مشارکت سازمان‌های کوچک دیگر و با حضور روشنفکران و دانشگاهیان کُرد، اقدام به برگزاری کنگره در اربیل کردیم در این کنگره سازمان دی رزگاری، آلای رزگاری، کوک، کاوه وهمه حضور داشتند و به عضویت پارت دمکرات کردستان درآمدند. در آن هنگام تصمیم گرفتیم چون دیگر احزاب نیز در این کنگره حضور دارند پس شایسته است نام پارت دمکرات کردستان را از آن برداشته و نام دیگری جایگزین شود. ما به این روش فعالیت خود را آغاز کردیم و «مرحوم حمه رش» نیز در آن هنگام به عنوان دبیر کل پارتی انتخاب شد.

در مدتی کوتاه فعالیت‌های چشمگیری در عرصه انجام شد. اما در اینجا موقعیت سیاسی در جهان و در منطقه؛ به این حزب یعنی حزب دمکرات کردستان ترکیه اجازه نمی داد که حزبی فعال باشد و نقشش را چنان که باید باشد، ایفا کند. پس از آن در سال 2005 کنگره‌ای دیگر در اربیل برگزار شد. مشارکت در آن کنگره بسیار خوب بود و فعالیت‌ها به طور مناسبی شروع شد. در این دوره شانس زیادی برای توسعه وجود داشت که ما به صورت قانونی وارد میدان رقابت سیاسی در ترکیه شویم. به عبارت دیگر ما ‌توانستیم کار را شروع کنیم. البته در آن زمان مثل امروز وضعیت مناسب نبود اما آن راه برای ما وجود داشت و ما آن را انجام ندادیم.

در سال 79 کوک که همچنان با نام پارتی خود را معرفی می‌کرد از صدور بيانيه به مناسبت درگذشت ملا مصطفی بارزانی خودداری ورزید ودر این موقع دوستان دیگر به این امر اعتراض کرد و گفتند که آنها پارتی نیستند و ما دوباره پارتی را سازمان خواهيم داد. یعنی پس از سال 79 و به صورت رسمی دو پارتی وجود داشت همانند پارت دمکرات کردستان. در نهایت در سال 1981 کوک به صورت رسمی جدایی خود را در بیانیه ای اعلام کرد و گفت از اين پس ديگر با پارت دمکرات کردستان کار نمی‌کند و با نام کوک فعاليت خواهد کرد.

 

چرا؟

باید به صراحت گفته شود که اکنون در کردستان ترکیه کار سیاسی تحت عنوان پارت دمکرات کردستان مقداری دشوار است.

دبیر کل کوک شخصی به نام «مصطفی فیسلی» بود؛ که نخستین دبیر کل کوک به شمار می‌رود همزمان هم به وی دبیر کل پارت دمکرات کردستان ترکیه می‌گفتند.

توضیح روشن نبود لطفا دقیق تر بفرمایید چرا؟

چون اقلیم کردستان عراق روابط بسیار مناسبی با ترکیه دارد و هر گونه تحرک در ترکیه به نام پارت دمکرات کردستان به حساب کردستان عراق گذاشته می‌شود. من خود شاهد این مسئله بودم و به همین دلیل سه سال پیش گفتم فعلا ساکت خواهیم ماند و نظاره‌گر خواهیم بود. اما این موضوع به 3 تا 5 سال قبل باز می‌گردد و به این معنی نیست که اکنون هم وضعیت این گونه است. تقریبا حدود 5 الی 6 ماه است که بعد از آغاز گفت‌و گوی ترکیه و پ ک ک، راه برای فعالیت کردهای ترکیه باز شده است. اکنون به باور من پارت دمکرات کردستان ترکیه این شانس را دارد که گام به گام فعالیت سیاسی خود را آغاز کند؛ اما به طور قانونی؛ می‌توان خود را آماده کرد.

هنگامی که عبدالله اوجالان و دوستانش فعالیت خود را شروع کردند از دولت ترکیه کمک دریافت می‌کردند البته اوجالان خود به این نکته اشاره کرده است. در سال 1973 آنها نخستین تجمع خود را در آنکارا به نام « چبوک باراژی » (سد آب )برگزار کردند. آن تجمع با همکاری میت بر پا شده بود. در آن هنگام اوجالان به طور طبیعی کار و فعالیت سیاسی خود را داشت در کنگره سال 73 که نخستین تجمع بود افرادی همچون جمیل بایک، دوران کالکان و مصطفی پاراستن وحضور داشتند

ظاهرا شما در این دولت مجوز ورود به ترکیه را گرفتید و به آنکارا سفر کردید؟ ورود شما به ترکیه پس از چند سال اتفاق افتاد؟

بله؛ پس از 30 سال

در حدود سال 1984 پ ک ک به صورت رسمی جنگ مسلحانه را آغاز کرد. هنگامی که قیام مسلحانه آغاز شد، به دلیل این که سایر کردها یا نمی‌توانستند یا تمایل نداشتند در جنگ مسلحانه شرکت کنند، پ ک ک گسترش یافت.

اوجالان در سال 1980 گفته و در مانیفست هم عنوان کرده است که باید فعالیت پ ک ک بر روی روستاها متمرکز باشد نه روی روشنفکران و دانشگاهیان؛ چرا اوجالان روی قشر با سواد و اساتید خط حذف کشید همچنان که ما شاهد هستیم در میان پ ک ک آدم‌های دانشگاهی و با تحصیلات بالا کمتر حضور دارند آیا آنها در این حزب حضور دارند؟

خیر؛ چنین افرادی نیستند.

تمام گریلاهای ترکیه ای پ ک ک از طبقه کارگران و از اهالی روستاها هستند

بله این مسئله درست است که بیشتر افراد پ ک ک را افراد روستایی و بی‌سواد تشکیل می‌دهند اما به این نکته توجه کنید که پ ک ک حداقل 2 تا 3 هزار کرد سوریه را جذب کرد که بیشتر آنها دانشگاهی هستند. در آن هنگام در سوریه قرار بر این بود که هر کس با پ ک ک همراه شود نیازی ندارد که به خدمت سربازی برود به همین دلیل افراد بسیاری به پ ک ک پیوستند. علاوه بر این بسیاری از افراد پ ک ک با هدف خدمت وارد این گروه شدند نه برای حزب و یا عبدالله اوجالان؛ هر چند این واقعیت وجود دارد که آنها عبدالله اوجالان را دوست دارند اما بیشتر آنها جهت تحقق مطالبات کرد و موضوع کرد وارد این گروه شدند.

رییس امنیت ترکیه و مسئول گروه استخبارات «بلنت اوراک اوغلو» بیانیه‌ای صادر کرد که در آن عنوان کرده است که من این سازمان یعنی پ ک ک را به همراه چند جوان بر پا کردیم در چبوک باراژی آنکارا.

 

در ترکیه هم کردهای زازا و هم کرمانج حضور دارند، این دو لهجه از زبان کردی تفاوت‌های بسیار با هم دارند به گونه‌ای که این دو سخن همدیگر را متوجه نمی‌شوند آنهایی که کرمانجی هستند زازایی بلد نیستند، خود اوجالان چه اندازه زبان کردی می‌داند؟

اوجالان خیلی کم کردی می‌داند، به لحاظ سیاسی بلد نیست اما قاراییلان کردی را خوب می‌داند.

در کردستان ترکیه سورانی وجود ندارد .بیشتر کردهای کردستان ترکیه کرمانج هستند می‌توان ادعا کرد که 35 درصد زازا و 65 درصد کرمانج هستند. هر چند 30 یا 35 میلیون میلیون نفر در کردستان ترکیه، کرد اعم از زازا و کرمانج کرد هستند اما از این تعداد احتمالا 4 تا 5 میلیون نفر کردی می‌دانند بقیه کردی بلد نیستند.

و جمیل بایک؟

خیر او هم کردی بلد نیست

آیا از زازاها هم وارد وارد پ ک ک شده‌اند؟

بله

بر این سیاسیون کُرد، سیاسیون چپ و روشنفکران کُرد نیز همیشه به زبان ترکی سخن می‌گویند چون آنها با این زبان درس خوانده‌اند تنها قشر پایین و روحانیونی که در مدارس به زبان کردی تحصیل کرده‌اند و در میدان سیاست هم حضور دارند، زبان کردی می‌دانند

در ترکیه کدام یک گویش ها و لهجه‌های کردی وجود دارد؟ زازا، کرمانج، سورانی

در کردستان ترکیه سورانی وجود ندارد .بیشتر کردهای کردستان ترکیه کرمانج هستند می‌توان ادعا کرد که 35 درصد زازا و 65 درصد کرمانج هستند. هر چند 30 یا 35 میلیون میلیون نفر در کردستان ترکیه، کرد اعم از زازا و کرمانج کرد هستند اما از این تعداد احتمالا 4 تا 5 میلیون نفر کردی می‌دانند بقیه کردی بلد نیستند. علاوه بر این سیاسیون کُرد، سیاسیون چپ و روشنفکران کُرد نیز همیشه به زبان ترکی سخن می‌گویند چون آنها با این زبان درس خوانده‌اند تنها قشر پایین و روحانیونی که در مدارس به زبان کردی تحصیل کرده‌اند و در میدان سیاست هم حضور دارند، زبان کردی می‌دانند وبه درستی همین قشر طلاب و روحانیون روشنفکر ظرفیت کردستان را به خوبی شناخته‌اند. نکته دیگر این که جنبش کُرد در کردستان ترکیه و آن قیام‌ها و روسای آنها همچون شیخ سعید، سید رضا، اوجاک، سعید الچی و دکتر شوان همگی زازا بودند.

کردها دارای ارتباطات تاریخی و اساطیری زیادی با ایران هستند شما از آن دسته روشنفکران و سیاسیون کردی هستید که به کشور ایران آمده‌اید، در اقلیم کردستان عراق و کردستان سوریه هم حضور داشته‌اید؛ شما این ارتباطات فرهنگی و تاریخی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

به عنوان ملت، تاریخ و فرهنگ کرد و ایران بسیار به هم نزدیک هستند؛ اما نکته‌ای که باید به آن پرداخته شود این که در عرصه آزادیخواهی کردها و یا به عبارتی مطالبات کردها برای حق و حقوق خودشان؛ ایران می‌تواند نقش بسیار مهمی در این خصوص ایفا کند. به باور من ایران این کار را انجام نداد اگر آن در این مسیر حرکت می‌کرد به عبارتی اگر در منطقه خاورمیانه کُرد و ایران با هم فعالیت انجام می‌دادند بزرگترین دستاورد برای خاورمیانه بود. من نمی‌گویم که اکنون آن نقش را ترک‌ها ایفا می‌کنند بلکه می‌گویم اسلام‌گراهای ترک همچون آک پارتی در حال انجام آن هستند. آک پارتی به این منطق رسیده است که نمی‌توان در خاورمیانه بدون حل مناقشه کردها به نقش اصلی دست یافت. دوباره تاکید می‌کنم این کار را اک پارتی انجام می‌دهد نه ترک. با این وجود زمان هنوز از دست نرفته است و ایران می تواند نقش مهمی ایفا کرده و خود را به کردها نزدیک کرده و با هم فعالیت مشترکی در عرصه آشتی و هم زیستی با کردها در منطقه انجام دهد و به حکم روابط تاریخی با کردها می تواند این نقش را به خوبی ایفا کند.

در چه چیزی با هم نزدیک هستیم

به طور مثال به لحاظ زبانی؛ زبان کردی و فارسی تقریبا همانند یک هستند، فرهنگ، نوروز ودر تاریخ ما با هم بسیار زیسته‌ایم. رفتار ایرانی‌ها در برابر کُرد هیچ‌گاه تند نبوده است و عنوان نشده که چون او کُرد است شهروند درجه دوم محسوب می‌شود آن فرهنگ وجود نداشته است. در حالی که این رفتار در عراق، ترکیه و سوریه وجود داشته است.

در میان مردم هم چنین چیزی وجود ندارد.

بله…. این خیلی مهم است. در ترکیه از هنگام تاسیس جمهوری تا چند سال پیش زبان کردی ممنوع بود. در دهه 60 در کشور ترکیه در همه ادارات دولتی پانل هایی وجود داشت که بر روی آنها نوشته بود که تنها به زبان ترکی صحبت شود. هر کسی به کردی سخن می‌گفت مجازات می‌شد؛ در حالی که چنین چیزی در ایران وجود نداشته است.

ایران استانی به نام کردستان داشته و دارد

در سوریه حدود 300 تا 400 هزار کرد شناسنامه نداشتند؛ در عراق انفال و بمباران شیمیایی رخ داده است در حالی که در ایران چنین چیزهایی وجود نداشته است. به باور من ایران در خصوص کردها دخالت می‌کند اما کردهای ایران در سال 1980، به ویژه حزب دمکرات کردستان در آن هنگام دچار اشتباه شدند. آنها برای تحقق مطالبات خود در نزاع‌ کشورهایی همچون عراق با ایران وارد شدند و استراتژی اشتباهی را برگزیدند. حتی در میان مارکسیست‌ها به طور مثال یک روحانی دینی به نام شیخ عزالدین خود را کمونیست کرده بود.

به او ماموستای قرمز می‌گفتند

یعنی این فرصت وجود داشت که کردها بدون جنگ و اشتباه به یک حقی دست یابند هر چند کامل هم نباشد، اما نیازی به جنگ نبود. البته ایران هم نقش خود را ایفا نکرد، به طور مثال ایران می‌توانست با کردستان عراق ارتباطات بسیار خوبی برقرار کند نمی‌دانم از این روز به بعد آیا ایران چنین کاری را انجام می‌دهد یا خیر؟


iاحسان نوری پاشا پس از شکست به ایران پناهنده شد و مابقی عمر خود را در ایران گذارند.وی در1355 درتهران درگذشت و به خاک سپرده شده است.نوری پاشا کردها را نوادگان اساطیر ایرانی می دانست .

ii کودتا علیه سلمیان دمیرل بوسیله جودت سونا بود.

با برچسب: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,