قیام سی تیر ۱۳۳۱ مردم کرمانشاه – بررسی پرونده یک خیزش

 احسان هوشمندGoftogou 61

فصلنامه گفتگو، شماره ۶۱، صفحات ۷۷ تا ۹۹، اسفند ماه ۱۳۹۱

دورانِ همزمان با نخست وزیری دکتر محمد مصدق، یکی از دوره‌های سرنوشت‌سازِ ایران معاصر است. شاید بتوان با جرأت گفت نهضت ملّی شدن صنعت نفت، پس از خیزش مردم ایران در انقلاب مشروطیت، مهمترین رویدادی سیاسی است که با جلب مشارکت گسترده مردم ایران و در پی تلاش برای استیفای حقوق ملّت ایران، توانست برای مدت سه سال نظم سیاسی تازه‌ای در کشور با ارجاع قانون اساسی مشروطیت حاکم کند. مشارکت مدنی همراه با فضای نسبتاً باز مطبوعاتی و فعالیت سیاسی احزاب و جریان‌های مختلف و متعارض به عنوان نمایندگی افکار عمومی ‌در آن سال‌ها موجب شد تا در اقصی نقاط ایران شور و شوقی وصف‌ناپذیر برای تأثیرگذاری بر رویدادهای کشور شکل بگیرد. نهضت ملّی نفت نهضتی فراگیر بود که مردم ایران از مرکز تا کرانه‌های مرزهای شمال و جنوب و غرب و شرق کشور در آن همراهی و مشارکت گسترده‌ای داشتند.
یکی از مهمترین رویدادهای دوران نخست وزیری دکتر مصدق، واقعه سی تیرماه ۱۳۳۱ است. در این روز مردم ایران در گوشه و کنار کشور و در اعتراض به انتصاب قوام‌السلطنه به خیابان‌ها آمده و با اعتراضی فراگیر، گسترده و آرام که با شلیک نیروهای نظامی ‌به خونریزی منجر شد، زمینۀ بازگشت دکتر مصدق را به نخست وزیری فراهم کردند. در مقاله پیش‌رو پس از اشاره به تحولات کُلی سی تیرماه ۱۳۳۱، به شکل‌گیری قیام سی تیر در کرمانشاه و سلسله حوادث مرتبط با این رویداد تاریخی در کرمانشاهان پرداخته می‌شود.[۱]
از انتخابات مجلس هفدهم تا سی تیر:
یکی از چالش‌های مهم دوران نخست وزیری دکتر محمد مصدق برگزاری انتخابات مجلس هفدهم است. در این دور از انتخابات مجلس جدالی پیدا و پنهان میان دربار و هواداران نهضت ملّی شدن نفت و نیز سایر جریان‌های رقیب بروز کرد. دولت مصدق بر خلاف دولت‌های سلف، در روند انتخابات اعمال نفوذی نکرد. در حالی که دربار و حلقه‌های دور و نزدیک دربار از هیچ تلاشی برای در دست گرفتن اکثریت مجلس اجتناب نکردند. به طوری که امام جمعه تهران روحانی شیعه مذهب طرفدار دربار سر از صندوق رأی در مهاباد در آورد. انتخابات پرحاشیه مجلس هفدهم بعدها به یکی از مشکلات اصلی دولت مصدق مبدل شد. مجلس هفدهم در اردیبهشت ماه ۱۳۳۱ افتتاح شد. «حوزه‏های انتخاباتی بسیاری در مجلس وکیل نداشتند، جلسات مجلس از آغاز متشنج بود. به هنگام آمادگی فعالیت مجلس، زمان تشکیل دادگاه لاهه جهت رسیدگی به شکایت انگلیس علیه ملّی کردن نفت ایران فرارسید، دکتر مصدق در رأس هیأتی در ۷ خرداد ۱۳۳۱ برای شرکت در دیوان دادرسی به لاهه می‌رود و مدت یکماه خستگی‌ناپذیر و بدون وقفه به کارهای حقوقی دفاع از حقانیت ایران می‌گذراند. مصدق در حالی که به پیروزی ایران در لاهه امیدوار بود در روز سوم تیرماه به ایران باز می‌گردد.[۲]»در دورانی که مصدق در لاهه بود تلاش‌هایی با محوریت دربار در کار بود تا شخص دیگری جایگزین مصدق شود. از همین روزها نام سیاستمدار سالخورده یعنی احمد قوام بر سر زبان بود.
کرمانشاه را از این نظر تنها با تبریز می‌توان مقایسه کرد. بی گمان یکی از ستون‌ها و پایه‌های ملّی گرایی ایرانی و حساسیت های ملّی و وطنی ایران معاصر با نام و نقش کرمانشاهان گره خورده است. کرمانشاه همچون تبریز در بزنگاه‌های تاریخی به ویژه در سده بیستم، نه بعنوان منطقه‌ای در مرزهای ایران بل همچون قلب تپنده ایران در پیچ و خم‌های تاریخی با برافراشتن پرچم ملّیت و ایرانیّت نقشی سترگ و کم مانندی از خود نشان داده است.
در چهاردهم تیرماه و طبق سنت پارلمانی در ایران یعنی بعد از شروع به کار مجلس جدید، مصدق استعفای خود را تقدیم شاه می‌کند و در پی آن طی یک پیام رادیویی گفت: این مبارزه ملّی و مجاهدت در راه حق و حقیقت خفتگان را از خواب غفلت بیدار نمود و در کالبد افسردگان روحی تازه دمید. کسانیکه در برابر حوادث جز تسلیم رضا چاره‌ای نمی‌دیدند خوب دانستند که در سایه عزم و اراده هر مشکلی را می‌توان آسان کرد و از بین برداشت[۳]. به دنبال استعفای مصدق، فرمانداری نظامی‌در تهران دستور اکیدی صادر کرد تا جلوی اعترضات احتمالی گرفته شود. در ۱۹ تیرماه مجدداً محمد رضا پهلوی شاه ایران دکتر مصدق را مأمور تشکیل کابینه نمود. مصدق ضمن پذیرش پُست نخست وزیری در روز ۲۲ تیرماه از شاه تقاضای پست وزارت جنگ را نمود. شاه نپذیرفت و مصدق در اعتراض از نخست وزیری استعفا کرد. فضای کشور به شدّت ملتهب و هر لحظه امکان وقوع حادثه‌ای می‌رفت. فرمانداری نظامی‌تهران در اطلاعیه شماره ۲۶ خود هشدار می‌دهد”طبق اطلاع و گزارشات واصله عده‌ای آشوب‌طلب در نظر دارند که بر خلاف مقررات قانونی دست به تظاهرات دسته جمعی زده و بالنتیجه آشوب و بی نظمی‌ایجاد کنند”[۴] بنا برگزارش‌های روزنامه‌های آن روزگار همزمان با اعلام رسمی‌نام قوام‌السلطنه برای نخست وزیری دستجات مردم در اقصی نقاط کشور به حرکت در آمده و فریاد زنده باد مصدق قهرمان بر سر زبان‌ها بود. عده‌ای نیز در تلگرافخانه‌های شهرهایی چون اهواز، آبادان، مشهد، بندر پهلوی، لنگرود، کازرون، قم، درگز، کرمان، یزد، کرمانشاه، سنندج، تبریز، رشت، رضائیه و.. . متحصن شدند. [۵] در۲۶ تیرماه قوام از مجلس رأی اعتماد می‌گیرد و ۲۷ تیرماه شاه فرمان نخست وزیری او را اعلام می‌کند. در همان روز در بسیاری از شهرهای ایران تظاهرات اعتراضی برپا شد و در تهران مقابل مجلس یعنی در بهارستان گروه زیادی از جوانان برای اعتراض به نخست وزیری قوام تجمع کرده بودند. قوام اطلاعیه تندی صادر و معترضان را تهدید می‌کند. روز ۲۹ تیرماه اطلاعیه شدیدالحنی از طرف آیت‌الله کاشانی منتشر می‌شود و مردم به مقابله با دولت قوام دعوت می‌شوند.[۶] و بدین ترتیب روز سی تیرماه ۱۳۳۱ به عنوان نقطه عطفی در تاریخ ایران با حضور معترضانه ده‌ها هزار ایرانی قوام مجبور به استعفا می‌شود. شاه با پذیرش شروط دکتر مصدق مجدداً او را مأمور تشکیل کابینه می‌کند.

 

کرمانشاه در قیام سی تیر ماه:
شهر کرمانشاه یکی از مهمترین حوزه‌های شهری ایران است که همانند بسیاری از دیگر شهرها در روند تحولات سیاسی کشور و به ویژه پس از انقلاب مشروطیت مردم ایران نقش گران‌سنگی را ایفا کرده است. از همان روزگار مشروطه‌خواهی احزاب و جریان‌های سیاسی گوناگونی در این خطه فعالیت سیاسی خودرا سازماندهی کرده و به جلب عضو و هوادار پرداختند. کمتر حزبی با شعاع فعالیت ملّی و کشوری و با مرام‌ها و ایدئولوژی‌های گوناگون در ایران دربیش از یک سدۀ معاصر می‌توان یافت که در کرمانشاه فعالیت نداشته باشد. مجمع آدمیت، لژ بیداری، انجمن اخوت، انجمن سری غیرت، حزب سوسیال دموکرات، کمیته مجازات، حزب توده، حزب ایران، حزب میهن، حزب اراده ملّی، جبهه ملّی، مجمع مسلمانان مجاهد، حزب دموکرات ایران، حزب سومکا، حزب ملّت ایران، حزب پان ایرانیسم، حزب زحمتکشان[۷] و ده‌ها گروه و تشکیلات دیگر در این شهر فعال بوده. کرمانشاه را از این نظر تنها با تبریز می‌توان مقایسه کرد. بی گمان یکی از ستون‌ها و پایه‌های ملّی گرایی ایرانی و حساسیت های ملّی و وطنی ایران معاصر با نام و نقش کرمانشاهان گره خورده است. کرمانشاه همچون تبریز در بزنگاه‌های تاریخی به ویژه در سدة بیستم، نه بعنوان منطقه‌ای در مرزهای ایران بل همچون قلب تپندة ایران در پیچ و خم‌های تاریخی با برافراشتن پرچم ملّیت و ایرانیّت نقشی سترگ و کم مانندی از خود نشان داده است.
بطور کلی و در یک دسته‌بندی اعتباری و مروری مختصر بر فعالیت‌های این احزاب می‌توان ادعا کرد تا دورۀ ملّی شدن صنعت نفت در کرمانشاه سه نوع یا سه دسته از احزاب سیاسی با تأثیرپذیری از تحولات کشوری فعالیت داشته‌اند. جریان‌های مذهبی، احزاب میهنی و ملّی و احزاب چپ.
شکل‌گیری کانون تشیع [۸]در سال‌های پس از اشغال ایران در جنگ دوّم در کرمانشاه و همچنین جامعۀ تعلیمات اسلامی‌در سال ۱۳۲۸همراه با تأسیس مدرسه تعلیمات دینی و دعوت از خانواده‌های کرمانشاهی برای ثبت نام کودکان خردسال کودکستانی و دبستان برای بهره‌گیری از تعلیمات”جامعه اسلامی” و آشنایی اطفال خُردسال با “امور مقدسه اسلامی”[۹] از جمله شواهدی است که نشان می‌دهد در این سال‌ها این شهر همچون بسیاری از دیگر از مراکز شهری بزرگ کشور فضای مناسبی برای گسترش فعالیت دینی و مذهبی و در نهایت فعالیت سیاسی با بهره‌گیری از این وضعیت داشته است. فعالیت‌های آیت‌الله کاشانی و هواداران وی در کرمانشاه از سال ۱۳۲۷ نتیجه چنین فضای مناسب مذهبی بوده است. اسناد موجود همچنین از فعالیت جریان‌های ملّی گرا به خصوص تحت تأثیر چهره‌ایی مانند دکتر کریم سنجابی در این سال‌ها حکایت می‌کند. هرچند در این دوره نباید از فعالیت سیاسی نیروهای سوسیالیست و چپ نیز در کرمانشاهان غافل بود.
درباره نقش کرمانشاهان در ملّی شدن صنعت نفت باید در مقاله و پژوهش مستقلی سخن گفت و برای پرهیز از اطاله کلام تنها یادآوری این نکته ضروری است یکی از پایگاه‌های نیروهای ملّی در این دوره کرمانشاه بود و در کنار دکتر مصدق شخصیت‌هایی چون دکتر سنجابی یا احمد زنگنه[۱۰] نقش با اهمیتی در ملّی شدن نفت ایران ایفا کردند. بعد از شروع زمامداری دکتر مصدق نیز مردمان این دیار در همراهی با این نهضت ملّی از هیچ چیز فروگذار نکردند. به عنوان نمونه می‌توان به یکی از بیانیه‌هایی اشاره کرد که در گرماگرم مبارزه به امضاءچهار صد کرمانشاهی از جمله شخصیت‌هایی همچون عباس احیائی، اسفندیار فزونی، احمدپور، کریمی، عنایت‌الله شکوری، امان الله شهبازی وعبدالله محمّدیه و.. . منتشرشد که در آن آمده بود: “از آنجائی که عُمال استعمار سالیان دراز در شئون سیاسی، اقتصادی ما رخنه نمودند پیمانۀ صبر ملّت لبریز شد و علیه غارت گران قیام ولی براثر لزوم آرامش برای انجام امر مهم ملّی شدن نفت در سراسر کشور باز ایادی پست از فرصت سوء استفاده نموده و به دولت ملّی جناب آقای مصدق رهبر ملّت ایران به حمله پرداختند. غافل از اینکه ملّت ایران بیدار شده ودیگر اجازه تکرار اعمال گذشته را نخواهد داد. اهالی میهن‌پرست کرمانشاه بار دیگر پشتیبانی شدید خود را به دولت فعلی اعلام می‌دارند. “[۱۱] در رویدادهای ماه‌های آتی و چهار ماه نخست سال ۱۳۳۱ مردم کرمانشاه با حضوری گسترده عزم و جدّیّت خود را در این کارزار ملّی به اشکال گوناگون به نمایش گذاردند.
علیرغم تلاش دربار برای تأثیرگذاری بر انتخابات مجلس هفدهم در کرمانشاه نیز همچون سایر نقاط ایران، هوشیاری مردم وفضای سیاسی خاص منطقه و به ویژه حضور ایلات و طوایف ملّی گرا چون سنجابی‌هاوکلهر ودیگران و نیز فعالیت احزاب سیاسی گوناگون بویژه جمعیّت‌های مذهبی‌ها موجب شد تا دکتر کریم سنجابی، نادعلی کریمی‌ومحمد رضا اقبال به مجلس راه یابند. نمایندگان این شهر در سلسله حوادث منتهی به سی تیرماه نقش فعالی ایفا کردند. از سویی دکتر کریم سنجابی به عنوان قاضی ایران در جمع قضات نه نفره دادگاه لاهه حضور یافت و مشغول پیگیری فرجام پرونده ایران بود. نادعلی کریمی، در طیف مجاهدین اسلام یعنی یاران آیت‌الله کاشانی نیز در مجلس نقشی محوری دانست و در کانون معترضان قرار گرفته بود. فعالین سیاسی و نخبگان و مردم شهر نیز در چند هفته منتهی به سی تیرماه دایماً با برگزاری تظاهرات یا اعتصابات پیشگامی‌وهمراهی خود را با جنبش ملّی مردم ایران به نمایش می‌گذاردند. روزنامه اطلاعات ۱۵ تیرماه ۱۳۳۱ طی گزارشی می‌نویسد اهالی کرمانشاه به پشتیبانی آقای دکتر مصدق از صبح بازارها و تجارت خانه‌ها ومغازه‌های خود را تعطیل نموده و در تلگرافخانه وخیابان جمع شده و پس از دادن شعار و سخنرانی‌های مفصل تلگرافات متعددی بوسیلۀ وکلای کرمانشاه و سایر نمایندگان به مجلس مخابره نموده و جداً تقاضا دارند مجلس شورای ملّی رأی تمایل خود را نسبت به نخست وزیرغیور آقای دکتر مصدق ابراز دارند و قاطبه اهالی را برای پیشرفت امور خشنود نمایند. در همین زمینه در جلسه هجدهم مجلس در سه شنبه ۱۷ تیرماه ۱۳۳۱ نادعلی کریمی‌با تأکید بر تحصن یکشنبه مردم کرمانشاه می‌گوید: “بیش از ۵۸ برگ تلگراف وچند فقره طومار که مجوعاً به امضای هزاران نفر اشخاص معروف از کرمانشاه، قصرشیرین، و شهرستان شاه آباد و شهرستان ایلام و سایر جاها جهت اینجانب رسیده به مقام ریاست تقدیم می‌کنم و نیز هفت فقره تلگرافات دیگرکه همگی حاکی از تقاضای پشتیبانی از دولت دکتر مصدق و اظهار امتنان از رأی تمایل مجلس است. وی در انتها افزود ملّت ایران حق خود را پس گرفته و دیگر حاضر به تجدید اسارت نیست. “[۱۲] به نقل از روزنامه اطلاعات شماره ۷۸۵۰ مورخ یکشنبه ۱۵ تیرماه حسین مکی نیز خبر داد در اعتصاب‌های خوزستان و شیراز و کرمانشاه اعتصاب کنندگان خواهان تجدید زمامداری آقای دکتر مصدق هستند. [۱۳]
در خبر دیگری باختر امروز در ۲۸ تیرماه گزارش می‌دهد ازنقطه صفر مرزی یعنی شهرستان قصر شیرین اجتماع و تظاهرات مردم به مناسبت استعفای دکتر مصدق و تعطیل عمومی‌ دیروز و امروز ادامه دارد. همچنین در خبر دیگری در همان روز از کرمانشاه اطلاع رسید که کلیه کارگران و کارمندان شرکت ملّی نفت کرمانشاه پشتیبانی خود را از دکتر مصدق انتشار داده و اعلام کرده اند تا آخرین نفس برای تجدید زمامداری دکتر مصدق پافشاری خواهند کرد[۱۴]
روز ۲۸ تیرماه گروهی از کرمانشاهیان برای همراهی با معترضین مرکز، عازم تهران شدند معترضین پس از رسیدن به همدان و شرکت در راهپیمایی و اعتراض همدانیان و با اضافه شدن گروهی از معترضان همدانی به آنها راهی قزوین شدند. [۱۵] خبر ورود این معترضین به قزوین موجب تشجیع احساسات ملّی مردم قزوین شده وبا تشکیل تجمع اعتراضی، منتظر ورود معترضین میهمان شدند. ساعت بعد از حدود ۲ بعد از ظهر کرمانشاهیان کفن‌پوش با کفن‌های سفید و با صدها دوچرخه، سی کامیون و چندین خودروی سواری و اتوبوس به همراه پنج اتوبوس اعزامی‌از همدان به معترضان قزوینی حاضر در خیابان‌های قزوین پیوستند. با سخنانی آتشین و لبریز از احساسات”آقای حجتی مدیر روزنامه طوفان شرق سخنرانی. . . وعده‌ای به گریه افتادند”[۱۶] معترضان شب را در قزوین گذراندند و صبح، بعد از شرکت در تظاهرات ۸ صبح اهالی قزوین و صدور قطعنامه متینگ به همراه همدانی‌های معترض عازم تهران شدند. [۱۷]
آیت‌الله کاشانی در جلسه مطبوعاتی ای که روزیکشنبه ۲۹ تیرماه برگذار شد خبر داد در این دو روزه از همدان، کرمانشاه و قصر شیرین و قزوین خبر می‌رسد که عده‌ای از من استجازه کردند که به تهران حرکت کنند به آنها گفتم که در مراکز خودتان باشید بهتر است چون تهران بحمدالله جمعیت و مردمان فداکار زیادی دارد. معذالک کفن‌پوشیده و همه حرکت کردند[۱۸]. بعد از انتشار خبر نزدیک شدن معترضان کرمانشاهی به تهران قوای نظامی‌بسرعت برای جلوگیری از ورود کفن‌پوشان کرمانشاهی و همدانی به کاروانسرا سنگی در ۱۸ کیلومتری تهران اعزام می‌شوند و در آنجا راه را بر معترضین کرمانشاهی بسته و با محاصره آنها با سرنیزه و قنداق تفنگ به جان آنها می‌افتند[۱۹].
سی تیر کرمانشاه؛ روز خون و گلوله:
در سی تیرماه ۱۳۳۱ کرمانشاه بسان تهران، اهواز و اصفهان و سایر شهرهای ایران شاهد حماسه‌ای تاریخی بود. همانطوری که گفته شد از روزیکه دکتر مصدق استعفا داد تا روز دوشنبه ۳۰ تیرماه ۱۳۳۱ مردم کرمانشاه هماهنگی خود رابا اهالی سایر شهرستان‌ها حفظ نمودند و با اعتصاب عمومی‌و تعطیلی بازار و دکان‌ها و دست کشیدن از کار و کسب خویش با این جنبش ملّی همراهی نمودند و حتی همان گونه که اشاره شد گروهی از معترضان برای رساندن صدای اعتراض خود به مقامات عازم تهران شدند. در روز سی تیر ماه وضع شهر بر خلاف روزهای گذشته عادی نبود و شهربانی و ارتش در تعقیب اعلامیۀ دولت به تقویت مأمورین انتظامی‌افزوده بودند. پیش از آنکه به بررسی مفصل‌تر این رخداد جادارد در مقام پیش در امد و مقدمه به یکی از معدود گزارش‌های منتشرشده در این زمینه اشاره شود. به نوشتۀ احمد جعفری علی‌زاده:
عدۀ بیشماری ژاندارم و سرباز در کامیون‌ها در سبزه میدان مقابل شهربانی متمرکز بود که امر و نهی زیادی می‌نمودند و به مردم اجازه نمی‌دادند که از آزادی برخوردار و دور هم جمع شوند. مرتب فرمان تفرقه داده می‌شد. این جریان ادامه داشت تا ساعت ۴ بعداز ظهر روز دوشنبه خونین! از بعد از ظهر عدۀ دژبان تحت فرمان سرگرد رضائی رو به افزایش می‌گذارد و تقریبا مقابل سبزه میدان عبور به سختی مقدور بود و رفتار سربازان و فرمانده آنها امروز کاملاً عکس همیشه زننده و مستعد رفتار ناهنجاری بود. ساعت پنج و نیم بعد از ظهر بود که سیل جمعیت سرتاسر خیابان پهلوی را گرفته بود و این جمعیت که در اطراف تلگراف خانه بودند مرتب شعار می‌دادند و سخنرانی می‌کردند.. . ناطقی بوسیله مردم روی دست بلند شده به سخنرانی مشغول بودکه مورد اهانت سرباز و گروهبانی واقع شد و او را به سختی پایین کشیدند و بوسیله پلیس به زندان بردند. تقریباً تا این ساعت بیش از شصت نفر را پلیس شکار کرده و به زندان تحویل داده بود. این پیش آمد موجب خشم مردم گردیده و عده‌ای به حال اجتماع و اعتراض بطرف سبزه میدان عازم شدند و قصد داشتند که بوسیلۀ شهربانی علت دستگیری ناطق را جویا شوند و از توقیف آن عدۀ شصت نفری مستحضر گردند هنوز مردم از مقابل بازارنگذشته و به نزدیک شهربانی نرسیده بودند که ساعت ۴۵/۵ را نواخت و متعاقب آن شخصی به نام علی آقای زرین رادیو ساز در وسط جمعیت دویده و با فریاد و شادی خبر استعفای قوام را به اهالی و متظاهرین داده، شنیدن خبر استعفای قوام چنان و لوله‌ای در میان جمعیت افکند و چنان ابراز احساساتی در مردم پیدا شد که کمتر نظیرش ممکن است.
مردم به طرف شهربانی روانه شدند که با وسائلی که مقدور باشد آن عده‌ای که توقیف بودند خلاص کنند و مژده سقوط حکومت قوام را به اطلاع آنها برسانند. مأمورین انتظامی‌که از همه جا بی خبردر کامیون‌ها به حال آماده باشد دست فنگ نشسته بودند وقتی اینگونه احساسات را از مردم مشاهده می‌کنند به تصور اینکه این جماعت برای حمله و هجوم به سربازان به اینگونه جنبش دست زده اند از داخل کامیون طبق دستور سرگرد رضائی فرمانده دژبان مردم را هدف گلوله‌های جانگداز قرار می‌دهند.
مردم بی خبراز سوء تفاهم در خیابان باریک کرمانشاه مستأصل نمی‌دانند کجا فرار کنند و مسلسل و گلوله هم مردم را درو می‌کند. غوغائی بر پاشد همین طور جوانان و مردم بر روی زمین می‌افتادند و عده‌ایکه از ترس جان خود فرار می‌کردند آنها را لگد کوب می‌نمودند. آنقدر از طرف سربازان به هوا و زمین تیر بارید که تابلو روزنامه آژیر غرب که در ضلع سبزه میدان بدیوار نصب بود مشبک و سوراخ سوراخ مانند لانه زنبور از جنایت آنروز شوم بیادگار باقی ماند.[۲۰]
در این گزارش مکتوب اشاره ای به راهپیمایی صبح مردم کرمانشاه نشده که در آن عده‌ای زخمی‌و گروهی دستگیر شدند و مقدمه حرکت اعتراضی عصر کرمانشاه گردید.
قیام سی تیر کرمانشاه در اسناد تاریخی:
بر اساس اسناد در دسترس دکتر مصدق به خصوص پس از فعالیت‌هایش در مجلس چهاردهم و نقش وی در تصویب قانون ممنوعیت امتیاز نفت به دولت‌های خارجی و اعلام سیاست موزانة منفی، اشتهاری ملّی یافت. موضع ملّی و ضد دیکتاتوری مصدق از چند دهه پیش از آن موجب شده بود در میان ایرانیان و به خصوص اهالی شهرهای بزرگ محبوبیت به سزایی کسب کند. در کرمانشاه نیز نزدیکی سیاسی دکتر سنجابی به دکتر مصدق هم مزید بر علت شده بود و به این ترتیب محبوبیت و نفوذ دکتر مصدق در آن حدود گسترش قابل ملاحظه ای داشت.
نام آیت‌الله کاشانی نیز به عنوان یک شخصیت مذهبی در سال‌های دهۀ بیست در کشور بیش از گذشته بر سر زبان‌ها بود و بعد از چند فراخوان وی برای اعتراض به شکل‌گیری دولت اسرائیل و تظاهرات متعاقب آن در دی ماه ۱۳۲۶ و اردیبهشت ماه ۱۳۲۷ هر روز بر هواخواهان او در گوشه و کنار کشور افزوده می‌شد. در خرداد ماه ۱۳۲۷، آیت‏الله کاشانی فراخوانی برای اعتراض به نخست وزیری هژیر صادر کرد و این فراخوان در کرمانشاه نیز موجب برخی فعالیت‌های محدود اعتراضی شد. در گزارش شماره ۱۶۶۷ مورخ ۹ تیرماه ۱۳۲۷ شهربانی کرمانشاه خطاب به استاندار می‌نویسد که تعدادی از اطلاعیه‌های آیت‌الله کاشانی در کرمانشاه توزیع شده و شهربانی کاملاً مراقب اوضاع است [۲۱]در تلگراف دیگری در همان روز شهربانی کرمانشاه گزارش داده که در این روزها تلگراف‌ها و نامه‌های زیادی از آقای کاشانی برای مشوب ساختن اذهان عموم رسیده است با آقایان علما مذاکره شده و از هر گونه تظاهرات جلوگیری شده مراقبت کامل در حفظ انتظامات به عمل آمده[۲۲]است. از به همین ترتیب در این روزها اخبار ورود دکتر سنجابی رئیس حزب ایران به کرمانشاه و ملآقات های او با مردم و شخصیت‌های سیاسی و اجتماعی هم زیر نظر و مراقبت مأمورین انتظامی‌قرار داشت[۲۳].
در جریان ملّی شدن صنعت نفت در کرمانشاهان همچون سایر نقاط ایران موج بزرگی در حمایت از این حرکت پدیدار شد و کارکنان شرکت نفت کرمانشاه نیز در این فعالیت‌ها نقش به سزایی داشتند. این پالایشگاه در سال‌های پیش با تلاش برخی از جریان‌های چپ نیز شاهد بروز اعتراض و اعتصاب بود. آغاز به کار مجلس هفدهم و اعلام استعفای دکتر مصدق از نخست وزیری در کرمانشاهان موجب بروز واکنش های گسترده ای شد. برگزاری جلسات اعتراضی و راهپیمایی، سخنرانی، حضوراهالی در تلگراف خانه کرمانشاه و سایر شهرستان‌ها از جمله این واکنش ها بود. مطابق گزارش شهربانی کل کشور به وزارت کشور در شهر کنگاور از تاریخ ۱۸ خرداد ماه ۱۳۳۱ این اعتراض ها آغاز شده بود و با برگزاری سخنرانی عده‌ای از شخصیت‌ها در مسجد، حاضران پشتیبانی خود را از دولت”جناب آقای دکتر مصدق”ابراز داشتند[۲۴]. مورخ ۴ تیرماه ۱۳۳۱ نیز کارکنان شرکت ملّی نفت ایران با تجمعی در میدان ورزشی شرکت ملّی نفت ایران پیشتیبانی خود را از دکتر مصدق ابراز داشتند. در این تجمع مهندس بلالی رئیس شرکت نفت کرمانشاه طی سخنانی با تشریح زحمات یک سال گذشته دکتر محمد مصدق نخست وزیر، کارگران را تشویق و ترغیب به فعالیت صادقانه نموده و در خاتمه برای موفقیت ملّت و دولت ایران در دادگاه لاهه نیزابراز امیدواری شد. [۲۵] در روزهای بعدی بر شدت اعتراضات و ابعاد اجتماعی آن در این منطقه افزوده می‌شد.
بنابر گزارش ۱۷ تیرماه ۱۳۳۱ شهربانی کل کشور و طبق گزارش شهربانی کرمانشاه” عده[ای] از کسبه و تجار به طرفداری جناب آقای دکتر مصدق تصمیم تعطیل بازار نموده بودند برای حفظ انتظام پیش بینی لازم از هر حیث معمول تمام بازار تعطیل و از ساعت ۳۰/۶ صبح عده[ای]از بازاریها و تجار در نقاط عمومی‌اهالی و بازاریان را تشویق و ترغیب به تعطیل عمومی‌نموده ساعت ۸ صبح قریب به سه هزار نفر در جلو حزب ایران تمرکز و سخنرانی‌هائی بر له دولت جناب آقای دکتر مصدق ایراد و تلگرافی تهیه وبه مرکز مخابره و از طرف وکلای کرمانشاه وسیله تلفن به آنان دستور تفرقه و باز نمودن بازار داده شد.”[۲۶]در روزهای بعدی نیز این اعترضات استمرار یافته و سیل تلگراف ها خطاب به نمایندگان کرمانشاه در مجلس و سایر شخصیت‌های ملّی ارسال و از آنان درخواست مقاومت و همدلی و همراهی با جنبش مردم ایران می‌شد. تجمع اعتراضی دیگری نیز در بیست وسوم تیرماه برگزار شد که بنابر گزارش رئیس شهربانی کرمانشاه “بدون هیچ حادثه خاتمه”[۲۷] یافت. بنابر گزارش هنگ ژاندارمری کل کشور و به نقل از هنگ ژاندارمری کرمانشاه در روز ۲۶ تیرماه و از ساعت ۶ بعد از ظهر کرمانشاه شاهد تعطیلی عمومی‌بازار و اصناف بوده و عده‌ای نیز در تلگراف خانه مجتمع شدند[۲۸].
جوانان کرمانشاهی نیز در این اعتراضات نقش داشتند. اخلاقی از طرف سازمان جوانان حزب ایران با ارسال تلگرافی برای نمایندگان مجلس و سایر شخصیت‌های سیاسی و حزبی نوشت “بنا بر خواسته مشترک هموطنان جوان[خواهان] برقراری زمامداری دکتر مصدق محبوب قهرمان ملّی می‌باشیم. جاوید باد ایران.”[۲۹] گروهای مذهبی و هیئت‌های مذهبی که در کرمانشاه نفوذ قابل توجهی داشتند نیز در این فضا ایفاگر نقشی با اهمیت بودند. به عنوان نمونه هیئت انصار ابوالفضل در تلگرافی خطاب به نمایندگان مجلس شورای ملّی حمایت خود از دکتر مصدق را چنین ابراز داشت.”فدویان هیئت انصار ابوالفضل علیه السلام که متجاوز از هزار ها نفر هستیم با اهالی کرمانشاه همصدا تا نتیجه رأی تمایل در تلگراف خانه تحصن و پشتیبانی خود را جاناً و مالاً نسبت به زمامداری آقای دکتر مصدق قهرمان ملّی اعلام”[۳۰] می‌داریم. در پای این تلگراف امضای افرادی چون فتح‌الله محلوجی، اکبر متعبد، محمد قنبری و حسین صانعی به چشم می‌خورد.
فعالیت حزب ایران نیز در این ایام در کرمانشاه تشدید شده بود. دبیر حزب ایران شعبه کرمانشاه در این روزها شخصی به نام نقاش زرگر بود. وی در اطلاعیه‌ای اعلام داشت: “افراد رنجدیده و طعم ظلم چشیده کرمانشاه که با حزب ایران مصمم به بیرون ریختن بقایای استعمار می‌باشند جز به دکتر مصدق به کس دیگری رای تمایل نمی‌دهند و با کلیه عواملّی که در راه اجرای نقشه اصلاحی مصدق اخلال می‌کنند سرسختانه مبارزه می‌نمایند.» وی در ادامه افزود «ما افراد حزب ایران و اهالی کرمانشاه از مجلس شورای ملّی انتظار داریم در راه اجرای منویات ملّت ایران مصدق را که یکه تاز مبارزه ضد استعمار است تقویت فرمایند”[۳۱] اصناف کرمانشاه نیز در این خصوص فعال بودند و با برپایی تجمع، اعلام اعتصاب یا ارسال تلگراف حمایت خود را از نخست وزیری مجدد دکتر مصدق ابراز می‌داشتند[۳۲]. در روز ۲۹ تیرماه در کرمانشاه حکومت نظامی‌اعلام گشت. سرهنگ معتمدی نیز به عنوان فرماندار نظامی‌کرمانشاه معرفی شد.
علیرغم ممنوعیت تظاهرات و تجمع اعتراضی به واسطۀ حکومت نظامی‌در کرمانشاه، در روز سی تیرمردم با تجمع در خیابان‌ها اعتنایی به اعلام حکومت نظامی‌نکردند و صبح و عصر یعنی در دو نوبت به خیابان‌های شهر سرازیر شدند هر چند که تجمع اعتراضی و آرام و بدون خشونت مردم در دو نوبت صبح و عصر با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی و انتظامی‌به خاک و خون کشیده شد. در این خصوص گزارش‌های متعددی از سوی مسئولین سیاسی، انتظامی‌و امنیتی کرمانشاهان به مقامات بالاتر ارائه شده است که در ادامه به پاره ای از آن‌ها اشاره می‌کنیم. [۳۳]
در گزارش سرهنگ ستاد معتمدی فرماندار نظامی‌کرمانشاه به شماره ۲۳ ف مورخ ۳۰ تیرماه ۳۱ در خصوص اتفآقات ۵صبح ۲۹ تیرماه تا ساعت ۵ صبح ۳۰ تیرماه به تیپ مستقل کرمانشاه چنین آمده است: “پس از پخش اطلاعیه شماره ۱ فرمانداری نظامی‌ساعت ۵ صبح روز ۲۹/۴/۳۱ در شهربانی حضور به هم رسانیده وپس از صدور دستوارات لازم به قوای انتظامی‌و برقراری آنان در نقاط مختلف شهر یکی از افسران شهر به تلگرافخانه رفته و بیاناتی جهت متحصنین ایراد و آنان را از تلگرافخانه خارج و از تجمع در جلو تلگرافخانه به کلی جلوگیری و جز تجمعات مختصری که با تذکرات مأمورین متفرق شدند تظاهرات دیگری به عمل نیامد.» سرهنگ معتمدی در توضیح برخی از رخدادهای آن روز در ادامة گزارش خود خاطر نشان ساخت «دو نفر غیر نظامی‌اکبر فرزند صیفی[احتمالا سیفی که در کرمانشاه مخفف سیف الله است] و-حسنعلی شهرت بیگلری از کارگران شرکت ملّی نفت که در میدان فردوسی اقدام به تظاهر[ات] نموده بودند وسیله مأمورین جلب و با آمدن آقای مهندس بلالی رئیس شرکت ملّی نفت به فرمانداری نظامی‌تذکرات لازم به خود آقای مهندس بلالی و کارگران داده شد و دو نفر مزبور مرخص شدند … ساعت ۱۸ شخصاً جهت سرکشی به کلانتری ۵ رفته مشاهده شد که کارگران شرکت نفت شعارهائی مبنی بر پشتیبانی از آقای دکتر مصدق تهیّه و اعتصاب نموده بودند با آقای مهندس بلالی و کارگران در این مورد مذاکره شد اظهار می‌داشتند که چون بر حسب دستور آقای آیت‌الله کاشانی بایستی تا روز دوشنبه ۳۰ /۴/۳۱ در حال اعتصاب باشند اینست که روز دوشنبه نیز اعتصاب خواهند داشت و آقای مهندس بلالی اظهارات آنان را تأیید نمودند … از ساعت ۱۸روز ۲۹ /۴/۳۱ اعلامیه شماره ۲ فرمانداری نظامی‌در تمام شهر منتشر … از ساعت ۲۲ شخصاً جهت سرکشی و دادن دستورات لازم به کلانتری‌ها رفته و اقدامات لازم جهت منع تردد شبانه عابرین به عمل آمد … ساعت ۵ صبح روز ۳۰/۴/۳۱ اشخاصی را که وسیله کلانتری‌ها به واسطه عبور و مرور شبانه در ساعت غیر مجاز دستگیر شده بودند به فرمانداری نظامی‌تحویل وچون اکثر آنان کارگران نانوائی و الاغ دار ها که طبق معمول شبانه به شهر وارد شده و متّکی[مدعی] بودند که از ساعت عبور و مرور اطلاع نداشته‌اند با تذکّر لازم به خود کارگران و کارفرمایان آنان که در فرمانداری نظامی‌حضور به هم رسانیده بودند مرخص شدند … بعد از ظهر دیروز آقای مهدوی مدیر روزنامه آئینۀ روز و جمعی در حدود ۱۲ نفر از کارگران شرکت نفت به تهران حرکت کرده‌اند[۳۴]“.
در گزارش بعدی سرهنگ معتمدی فرماندار نظامی‌کرمانشاه به فرماندهی مستقل تیپ کرمانشاه اوضاع شهر کرمانشاه در روز سی تیرماه ۱۳۳۱ چنین روایت شده است: «صبح امروز به طریق روز قبل مأمورین فرمانداری نظامی‌اوضاع را در دست داشته دکاکین و بازار از ساعت شش شروع به باز کردن نمودند ولی پس از انتشار اعلامیۀ وکلای محترم مجلس بوسیله رادیو با وجود اینکه مردم را به سکوت و آرامش و حفظ نظم دعوت نموده بودند مردم بازار مجدداً در صدد تعطیل و شروع به بستن دکاکین نمودند. اطلاع حاصل شد بوسیله خُردسالان برای تجمع و متینگ در میدان فردوسی مردم دعوت می‌شوند. شخصاً به میدان فردوسی رفته عدّۀ معدودی در آن حوالی بودند و به مأمورین دستور لازم داده شد. شخصاً نیز جمعیت کوچکی که روی نهر آب آسیاب نشسته بودند توصیه به تفرقه کردم و متفرق شدند. از میدان فردوسی در دفتر فرماندهی گزارش اوضاع به عرض رسید در همان حین اطلاع رسید که جمعیت دو هزار نفره متشکلی به قصد استانداری از میدان شیر و خورشید در حرکتند از حضرتعالی [فرمانده تیپ کرمانشاه] تقاضای اعزام دسته شناسائی برای گشت در خیابان شد و شخصاً به محل رفته مشاهده شد که مأمورین مشغول متفرق کردن جمعیت هستند ولی جمعیت با سنگ به آنها و وسائل نقلیه‌شان حمله‌ور می‌باشند. با صدور دستورلازم برای منع از اجتماع و تأکید در تفرقه به استانداری رفته و جریان را به جناب آقای استاندار عرض و تقاضا کردم که شخصاً به میان جمعیت تشریف بیاورند که کمک مؤثری برای سکوت و آرامش خواهد بود. فرمودند که عدّه[ای]از متنفذین را بوسیله شهربانی خواسته ام ولی شهربانی اظهار داشته که دسترسی به آنها نیست …» سرهنگ معتمدی بعد از مراجعت از استانداری گروهی را برای گشت در خیابان سپه مأمور کرد و خود نیز مجدداً به صحنه حوادث رفت. او می‌نویسد: «… شخصاً نیز مشاهده کردم که جمعیت به طور متفرق از کوچه و معابر نفوذی به خیابان سپه می‌آیند که دستورات لازم برای جلوگیری از تکثیر جمعیت در این خیابان داده شخصاً روی جیپ برای جمعیت و مردم صحبت می‌کردم وآنها را به تفرقه و آرامش بدون تظاهر تشویق و ترغیب نمودم در همین حین مورد حمله با سنگ واقع شدم اما چون کوچکترین عکس العملّی را برای نگهداری آرامش صلاح ندیدم، ندیده گرفته و بالاخره بیاناتم مورد تحسین واقع شد امّا به محض دور شدن از جمعیّت باز همان تظاهر و هیاهو وجنجال شنیده می‌شد. در این تظاهرات چند نفری … چه به وسیله شهربانی و چه به وسیلۀ مأمورین انتظامی‌جلب و بازداشت شدند. در فرمانداری نظامی‌دستور لازم صادر و مجداً برای تماس با شهربانی خارج و با رئیس شهربانی در مورد وضعیت مذاکره و خواسته شد مظنونین و مشکوکین و کسانی را که قبل از فرمانداری نظامی‌تهییج و تحریک می‌کرده و مسبّب آن تظاهرات بودند از نظر دور ندارند. در این بین صدای تیراندازی شنیده شد که فوراً به محل تیراندازی در خیابان سپه رفتم و از تیپ پنج کمک خواستم در این موقع انتظامات خیابان سپه با مأمورین دژبان ومأمورینی از گروهان سروان رحیم زاده محوّل بود ولی چون اوضاع متشنج بود گروهان سروان امامی‌را که در شهربانی بود قبل از شروع تیراندازی برای تفرقۀ مردم به خیابان سپه فرستاده بودم شروع تیراندازی در حوالی ساعت ۵/۱۱ بود. مشاهده شد که باران آجر بر روی مأمورین از هر طرف پایین می‌آمد. مأمورین هم تیراندازی به هوا می‌کنند و تنها تلاش آنها این بود که کسی کشته نشود و خونی نریزد. با تمام جدیّت در قطع تیراندازی اقدام و به عمل متقابل به پرتاب آجر و استعمال سنگ مبادرت شد. مطلب مهم این است که چگونه تلّ آجر در طرفین تلگرافخانه قبل از شروع حکومت نظامی‌انباشته شده بود و مخالفتی به عمل نیامده بوده است. بالاخره با تلاش بسیار شدیدی در حوالی ساعت ۱۴ تفرقه حاصل شد و محافظت مغازه‌ها و دکاکین که در این جریان شکسته شده به مأمورین شهربانی که به دنبال عده‌ها روان بودند سپرده شد. بانک سپه شدیداً بوسیله افراد نظامی‌محافظت گردید. گروهان تقویتی تیپ ۵ که در لحظات آخر رسید برای محافظت خیابان سپه بکار برده شد و مأمورین سابق جمع گردیدند”
سرهنگ معتمدی در ادمۀ گزارش که به حاصل تلاش‌های آنان برای یافتن ریشه‌های ماجرا اختصاص دارد نکاتی را مطرح می‌کند که از لحاظ آشنائی با مقدمۀ این تحولات مهم است. “مقدمتاًعرض کنم که ساعت ۵ روز ۲۹ [تیرماه] رئیس شهربانی اصرار داشت که ۹ نفر ازشخاص صورت پیوست را که محرکین و کارگردانان تظاهرات روزهای قبل بوده‌اند بازداشت کنیم. عقیده بنده این بود که چون از این اشخاص در زمان چند ساعتۀ حکوت نظامی‌سوء رفتاری دیده نشده این اقدام صحیح نیست. منتها موافقم که این آقایان احضار شوند و به آنها فقط تذکر داده و متعهّد شوند که مرتکب هیچگونه اقدام مخالفی نشوند. مأمورین شهربانی کل اعمال و رفتار آنها را شدیداً تحت نظارت داشته باشند و در واقع مراقبشان باشند که اگر عملّی انجام دادند آنوقت اقدام قانونی شود. ضمناً اضافه کردند که که اشخاص دیگری غیر این ۹ نفر هستند و صورتی در حدود بیست نفر که در دست رئیس آگاهی بود و دور اسامی‌این ۹ نفر خط کشیده بودند ارائه نموده ولی گفتند این اشخاص زیاد مهم و برجسته نیستند به علاوه اظهار می‌کردند زرّین نامی‌که در جنب تلگرافخانه فروشگاه دارد و وابسته به مجاهدین اسلام است اقداماتی دارد. امّا من از طرف او مطمئن هستم و هر وقت بخواهیم حاضر می‌شود و به طور بسیار محرمانه اظهار نمود که مشارالیه روز ۲۸ که با آقای استاندار به تلگرافخانه رفتم از من کاملاً محافظت نمود. برای تذکراتی عقب او هم می‌فرستم.» . در حالی که تدابیر بی‌حاصلی از این دست در جریان بود، تظاهرات عومی در صبح آن روز آغاز شد. به نوشتة سرهنگ معتمدی «از تحقیقات معموله این طور مستفاد شد که جمعیت که در ضلع شرقی خیابان سپه در ایاب و ذهاب بوده‌اند در مقابل تلگرافخانه غفلتاً به تلگرافخانه حمله و صف مأمورین فرمانداری[نظامی] را می‌شکافند. آقایان زریّن و مرتضی تکوک و یک نفر محصل و یک نفر دیگر که تاکنون شناخته نشده اند سر دست مردم بلند شده یکی پس از دیگری سخنرانی می‌کنند. نفر اوّل آقای زرین بوده و مأمورین شهربانی از سخنرانی آنها با وصف آشنایی مخالفتی به عمل نمی‌آورند ستوان ۳ سلطان پور مأمور فرمانداری او را پایین می‌آورد و مورد حملۀ جمعیت واقع و مفصلاً او را کتک می‌زنند و با استفاده ازآجرهای کنار خیابان به مأمورین دیگرحمله می‌کردند که دو نفر از مأمورین شدیداً مصدوم می‌گردند(فکّ یک گروهبان می‌شکند)و حمله برای گرفتن اسلحه مأمورین آغاز می‌شود و سرگرد وکیلی هم در این جریان مضروب می‌شود. مأمورین برای تهدید وتفرقه مردم چند تیر رو به هوا تیراندازی می‌نمایند و تحریک و تهیج به این اسم که این فشنگ ها چوب پنبه است بگیرید و نترسید واجازۀ تیراندازی با فشنگ جنگی ندارند و امثال اینها شروع می‌شود و مجادله و زد و خورد بسیار شدید درمی‌گیرد که با وصف تیراندازی زیاد چون هدف کشتن نبوده جریان تفرقه به کندی صورت گرفته است که فوقاً به عرض رسید.» همو در اشاره به مجروحین این حادثه می‌نویسد: «تا آنجا اطلاع حاصل است یک نفر از پا با تیر مجروح و در حدود شش یا هفت نفر با سرنیزه و پاره آجر مجروح و ضربه دیده اند که تعداد صحیح بعداً به عرض می‌رسد. مجروحین فرمانداری نظامی‌یک گروهبان و دو نفر سرجوخه و سه نفر سرباز بودند که به بهداری اعزام شدند. حین تفرقه جمعیت در چهار راه اجاق سروان ایلیائی که جزو مأمورین نبوده و به منزلش می‌رفته بوسیلۀ جمعیت شدیداً مضروب و با چاقو مجروح می‌شود. طبق اطلاع آدرس منزل سرگرد رضائی را از او خواسته اند و اظهار بی اطلاعی کرده بود. گزارشی از افسر مزبور نرسیده است. پس از حادثه مأمورین انتظامی‌به این نحو مورد استفاده قرار گرفتند. انتظامات خیابان سپه به گروهان ستوان فرخی[یا فرضی]محول شد. گروهان سروان امامی‌جمع و به کلانتری ۲ اعزام و در انجا استراحت نمود-باقیمانده گروهان سروان رحیم زاده نیز مأمور حفظ تلگرافخانه و بانک سپه وآماده برای اقدامات احتمالی و تلگرافخانه مجتمع گردیدند. صورت جلب شدگان تا این ساعت به پیوست تقدیم می‌گردد “[۳۵]. در این گزارش اسامی نه نفر از مظنونین فوق‌الذکر چنین عنوان شده‏است: سیدابوطالب شیرازی، علی سالک، علی‌اشرف سالکی، جواد گیتی‌آرا، نعمت‌الله جمشیدی، اردکانی، تکوک، یاسینی، شیروانی.[۳۶]
استاندارکرمانشاه بعد از حادثه صبح طی نامه‌ای خطاب به تیپ مستقل کرمانشاه نوشت “از لحاظ حفظ انتظامات شهر با اینکه قبلا پیش‌بینی لازم به عمل آمده بود ولی متأسفانه بر اثر تظاهرات بعضی از اهالی قبل از ظهر واقعه اسف باری بوجود آمد که قوای انتظامی‌مجبور به تیراندازی گردید برای اینکه این موضوع تکرار نشود خواهشمند است به مأمورین انتظامی‌مؤکداً دستور فرمایند در غیاب مراقبت بیشتری به عمل آورند که موضوع تجدید نشودو با توجه به مقررات قانون حکومت نظامی‌از هر گونه اجتماعی جلوگیری نمایند[۳۷]“.
بر خلاف معمول تظاهرات روزهای گذشته و حتی تظاهرات سایر نقاط ایران، تجمع اعتراضی مردم کرمانشاه پس از برخورد خشن صبح به اتمام نرسید. در عصر سی ام تیرماه ۱۳۳۱ این اعتراضات استمرار یافت و شکل گسترده تر و وسیع تری یافت و با دخالت نیروهای نظامی‌باز هم به خشونت گرایید و موجب کشته و زخمی‌شدن گروهی از هم وطنان معترض کرمانشاهی شد.
در مورد درگیری‌های عصر سی تیر کرمانشاه، فرماندار نظامی‌کرمانشاه خطاب به فرماندهی تیپ مستقل کرمانشاهان چنین گزارش می‌دهد. “به طوریکه بعد از وقایع صبح شرفیاب شدم و گزارش شفاهی عرض کردم مقرر فرمودند در ساعت ۱۵ به کمسیون امنیّت استانداری بروم ساعت ۱۵ و ۴۰ دقیقه در کمسیون امنیت حاضر و در آنجا مختصری از وضع گزارش قبلی به اطلاع جناب آقای استاندار رسید. مذاکراتی در مورد وضع عمومی‌و مخصوصاً شرکت نفط [نفت]و کارگران آنجا شد که قطعاً رئیس رکن ۲ که حاضر بودجریان را به عرض رسانده و صورت کمیسیون امنیت نیز از نظر عالی گذشته است.» به گزارش سرهنگ معتمدی هنگامی که ساعت ۶ عصر برای بررسی اوضاع راهی خیابان‌های شهر شد: «جمعیت روزانه و عادی گردش کنندگان بیش از انتظار افزوده شده بود ولی تظاهری نبود تا حوالی شهربانی آمده به مأمورین تذکّر لازم دادم و مجدداً به خیابان برزه دماغ برای سرکشی و اطّلاع از اوضاع محلّات آنطرف شهر رفتم. در محلۀ گاراژها برای رسیدگی به گزارشات و اطّلاعات رسیده به فرمانداری نظامی‌رفتم. در حوالی ساعت ۱۹ و پانزده دقیقه بود که صدای تیراندازی شنیده شد و گزارش زد و خورد مجدّد در مقابل شهربانی رسیدو مراتب تلفناً گزارش و استدعا شد که جناب آقای استاندار برای ابلاغ استعفای آقای قوام‌السلطنه و اعلامیّه‌های صادره نمایندگان مجلس و تفرقۀ مردم و دعوت به سکوت و آرامش به شهربانی تشریف بیاورند. ایشان هم تشریف آوردند و بیاناتی اظهار فرمودند که تاحدّی به اوضاع تسکین داد و نمایندگان مردم نیز در اتاق ریاست شهربانی با آقای استاندار ملاقت و مذاکره نمودند. تحقیقات در مورد حادثۀ بعدازظهر این طور نتیجه داد که پس از انتشار خبر استعفای دولت مردم شادی کنان در خیابان‌های بالا سرازیر می‌شوند و به طرف شهربانی می‌آیند و مقابل شهربانی جمعیّت جمع شده و آزادی محبوسین و بازداشت شدگان را تقاضا داشته‌اند و تظاهراتی بر علیه فرمانداری نظامی‌می‌کنند و در این موقع کمانکار[کامانکار] حامل بلندگوی فرمانداری[نظامی] که به وسیلۀ ستوان ۳ خاکسار دستورات انتظامی‌داده می‌شود به مقابل شهربانی می‌رسد و مردم را به تفرقه دعوت می‌کند که جمعیّت آن را متوقف و آقای زریّن به ستوان خاکسار برای گرفتن میکروفن حمله می‌کند. او از دادن امتناع و آقای رئیس شهربانی دستور تسلیم آن را می‌دهد و به این ترتیب بلندگوی فرمانداری نظامی‌به دست تظاهر کنندگان می‌افتد و به وسیلۀ سروان جوادی موتور خاموش می‌شود که مجدداً ستوان خاکسار مورد حملۀ شدید قرار می‌گیرد و جمعیّت آقای رئیس شهربانی را روی تاکسی کشانده با تظاهرات شدید به نفع شهربانی و بر علیه مأمورین انتظامی‌فرمانداری[نظامی] تا حوالی تلگرافخانه می‌برند. در حین حمله به ستوان خاکسار گروهبانان دژبان(دونفر)که همراه او بودند از او دفاع نمودند و ناگهان تیری در میان جمعیّت خالی می‌شود که طبق تحقیق به وسیله خانی نام کارمند شهربانی انجام یافته[۳۸] و بر اثر این عمل مأمورین انتظامی‌شروع به تیراندازی می‌نمایند. تفنگ یکی از سربازان که مورد حملۀ جمعیت واقع شده بود ربوده می‌شود و فرمانده گروهان ستوان فرخی برای استرداد آن اقدام می‌نماید و در نتیجه به وسیلۀ چاقو[ناخوانا]مجروح می‌شود. به گونه‌ای که از ادامة گزارش سرهنگ معتمدی برمی‌آید می‌توان گفت تظاهرکنندگان در دستیابی به یکی دیگر از خواسته‌های‌شأن که آزادی بازداشت شدگان بود نیز موفق شدند. زیرا همان‌گونه که استاندار خواسته بود «در حوالی ساعت ۲۰ بازداشت شدگان که درفرمانداری نظامی‌بوده‌اند آزاد شدند و هشت نفر هم که در شهربانی زندانی بوده‌اند بدون اطلّاع فرمانداری نظامی‌قبلاً آزاد می‌گردند» و در ادامه نیز اگر چه «در تمام مدّت نیز سربازخانه و محلّ فرمانداری نظامی‌در تهدید بود» از آنجایی که کوچکترین اقدام و تظاهر مأمورین نظامی ‌و عبور و مرور می‌توانست موجب درگیری شود، مقامات انتظامی دستور دادند که کلیة نیروها از سطح شهر فراخوانده شده و در کلانتری‌ها جمع شوند.[۳۹]
یکی دیگر از مباحثی که در این مکاتبات مورد بحث قرار گرفت، موضوع تلفات حادثه بود. استاندار کرمانشاه، سرابندی تلفنی گزارشی به وزارت کشور ارائه داده و سپس با ارسال تلگراف رمزی در ۳۱ تیرماه یعنی روز بعد از واقعه خونین کرمانشاه می‌نویسد: «علت تیراندازی قبل از ظهر دیروز که عده[ای]مجروح شدند مقارن ساعت شش عصر هم مأمورین تیراندازی نموده، بیست نفر مجروح و یک نفر مقتول حال سه نفر از مجروحین خطرناک است. مردم می‌گویند مأمورین بدون جهت و سبب تیراندازی کرده اند مأمورین عنوان می‌کنند چون با برقراری حکومت نظامی‌مردم اجتماع نموده [و]حمله می‌کردند ناچار به تیراندازی شده اند. وضع شهر در ساعت ده شب منقلب و متشنج بود بر اثر اقدامات ساعت یازده انتظامات برقرار گردید موضوع مورد رسیدگی دونفر افسر و یک نفر گروهبان ۲ بازداشت دستور لازم به قوای انتظامی‌داده شد کلیه اقدامات لازم برای تسکین اهالی معمول و فعلاً نگرانی نیست”[۴۰]. در پاسخ این تلگراف از طرف وزیر کشور پاسخی فوری برای استاندار کرمانشاه تلگراف می‌شود و تأکید می‌شود”فوراً علّت واقعی تیراندازی و نتیجه تحقیق از دو افسر و یک گروهبان را تعیین و اطلاع دهند و کمال مراقبت را در حفظ امنیت و آرامش عمومی‌مرعی دارند.»[۴۱]
استانداری استان کرمانشاه نیزدر روز ۳۱ تیرماه یعنی درست یک روز پس از بروز حادثه گزارش دیگری برای وزارت کشور ارسال کرد که جا دارد بخش هایی از آن نیز در ادامه این بررسی نقل می‌شود؛آنچه پیشتر ملاحظه شد از دیدگاه مقامات لشگری بود و این را می‌توان مبیّن دیدگاه مقامات کشوری کرمانشاه دانست. در این گزارش رویداد سی تیر ماه کرمانشاه چنین روایت شده است: “پس از استعفای جناب آقای دکتر مصدق و انتصاب جناب آقای قوام به نخست وزیری در شهر تشنجات شدیدی بوجود آمد. مردم از طبقات مختلف دسته دسته به سمت تلگرافخانه رفته و با ابراز احساسات تلگرافاتی به مرکز مخابره کردند. چون با اجتماع جمعیت که هر لحظه بر تعداد آنها افزوده می‌شد بیم وقوع حوادث نامطلوب می‌رفت. ابتدا نمایندگان طبقات و دستجات به استانداری احضار و مذاکره شد که خود آنها اقدام در رفع تشنّج بنمایند. نامبردگان تقاضا کردند که اینجانب شخصاً به محل اجتماع (تلگرافخانه) رفته با اندرز و نصیحت مردم را دعوت به سکوت و آرامش بنمایم. بلافاصله به اتفاق آقایان فرماندار و رئیس شهربانی در تلگرافخانه حضور یافته و بیاناتی حاکی از حفظ نظم و آرامش و دعوت مردم به مراجعت به سرکار و کسب خود شد و تذکر داده شد که نمایندگان شان در تلگراف خانه بمانند و سایرین متفرق شوند. متأسفانه به علّت تحریک برخی عناصر مفسده جو که در بین جمعیت وجود داشت اظهارات و بیانات اینجانب و نمایندگان خود آنان مؤثر واقع نگشت ناچار به استانداری مراجعت به مأمورین انتظامی‌دستورات کافی در حفظ آرامش داده شد و چون کارمندان شرکت ملّی نفت ایران شعبه کرمانشاهان نیز دست به اعتصاب زده و از خروج مواد نفتی به خارج از محیط پالایشگاه ممانعت نموده بودند به آقای فرماندار و رئیس شهربانی دستور داده شد به پالایشگاه رفته و با آقای مهندس بلالی تماس گرفته اقدامات لازم در فع اعتصاب به عمل آورند. نامبردگان تا ساعت ۳۰/۳ بعدازظهر مشغول مذاکره واقدام بوده بالنتیجه آقای مهندس بلالی توصیه می‌نماید اگر اقدام جدی در رفع تشنج شهر به عمل آید چون کارگزان با اهالی شهر و روزنامه نگاران تماس دارند بالطبع اعتصاب و تشنج محوطه پالایشگاه نیز مرتفع خواهد گشت و از نظر حساس بودن سازمان پالایشگاه اقدام دیگری صلاح و مقتضی نبود. عصر روز ۲۸ [تیرماه ]مجتمعین پس از تظاهرات فراوان متفرق گشتند و به منازل خود رفتند.» در بخش بعدی این گزارش، استاندار ضمن اشاره کوتاهی به جلسة ۹ شب کمیسیون امنیت ملّی که در خلال آن «از طرف تیپ مستقل مستقل کرمانشاه اطلاع رسید دستور برقراری حکومت نظامی‌رسیده و از ساعت ۱۲ همان شب به موقع اجرا گذاشته شد.» به گزارش تحولات روز بعد ـ ۲۹ تیر ـ می‌پردازد. به نوشتة او «بعد از استقرار حکومت نظامی‌روز اوّل وضع شهر کاملاً ساکت و مردم مشغول کسب و کار خود بودند و حادثه جدیدی رخ نداد» امّا فردای آن روز در ۳۰ تیر «پس از نشر اعلامیه جبهه ملّی از رادیو دایر به دعوت مردم به نظم و آرامش بار دیگر دکاکین تعطیل و مردم به حال اجتماع به طرف تلگرافخانه روان گشتند. مأمورین حکومت نظامی‌از اجتماع و حرکت دسته جمعی ممانعت به عمل می‌آورد. مقارن ظهر زد و خورد و تیر اندازی شروع می‌شود که در نتیجه پنج نفر از اهالی و عده[ای] از افراد نظامی‌مصدوم و مجروح می‌گردند لیکن وضع مزاجی مجروحین طبق اطلاعی که از بیمارستان تحصیل شد خطرناک نبود و ساعت ۱۲ مردم متفرق و آرامش برقرار گردید. جهت رسیدگی به واقعه روز ۳۰ تیرماه کمیسیون امنیت ساعت سه بعداز ظهر عوت گردیدو علت زد و خورد و تیراندازی از فرماندار نظامی‌توضیح خواسته شد مشارالیه اظهار نمود که هرچه سعی شد با نصایح و پند مردم متفرق گردند پذیرفته نشد و اجتماع کنندگان با سنگ و آجر به مأمورین نظامی‌حمله ور شدند و متقابلاً مأمورین انتظامی‌ناگزیر از تیراندازی گشتند که متأسفانه چند نفری مجروح و مضروب گردیدند و تصمیمات مقتضی در حفظ نظم و برقراری آرامش اتخاذ ساعت ۵ جلسه خاتمه یافت.» در این میان در حالی که به چند نفر از نمایندگان مردم که به استانداری مراجعه و تقاضای تنبیه افسر دژبانی را کرده بودند که در حادثه قبل از ظهر دستور تیراندازی دستور تیراندازی داده بود اطمینان داده شد که به این خواسته «با کمال دقت رسیدگی و متخلفین از مقررات قانونی سریعا تحت تعقیب قرار خواهند گرفت.» ساعت شش عصر مجددا صدای تیر شنیده شد. به گزارش استاندار «به اتفاق آقای فرماندار وچند نفر از اهالی بسمت محوطه تیراندازی حرکت تا از خون ریزی جلوگیری شود. متأسفانه وقتی به محل واقعه رسیدیم که بر اثر اصابت تیر یک نفر مقتول و چند نفر زخمی‌و مجروح شده و مردم در نهایت عصبانیت تقاضای تنبیه مسببین واقعه را می‌کردند با صدور بیانیه و سخنرانی مردم دعوت به سکوت شد. بالاخره پس از چهار ساعت تشنج بسیار شدید که حقیقتا وضع شهر منقلب شده بود تدابیر لازمه به اعاده نظم وآرامش اقدام و اجتماع کنندگان نیز متفرق گشتند بطور کلی در واقعه روز گذشته دو نفر مقتول و ۲۰ نفر مجروح گشتند. سرگرد وکیلی مأمور شهربانی و چند نفر از افسران نظامی‌کتک خورده وبه قرار اطلاع که هنوز گزارش رسمی‌در این باب نرسیده چند دکان نیز مورد حمله و دستبرد قرار گرفته است.» [۴۲]
صبح روز بعد ـ ۳۱ تیرماه ـ مردم نعش مقتولین را جمعیت به استانداری آورده و تقاضای تنبیه شدید و سریع مرتکبین را داشتند در همین خصوص تیپ مستقل کرمانشاه در گزارشی خطاب به استاندار از وضعیت مجروحین و بستری شدگان حادثه سی تیر ماه خاطر نشان ساخت که در: “بیمارستان تیپ هشت نفر افسر و درجه دار و سرباز مجروح گردیده اند. ۲-بیمارستان مسیحی یازده نفر مجروح و مصدوم. . . ۳-بیمارستان شیر و خورشید تاکنون پاسخ نامه تیپ را که در این مورد استعلام کرده نداده است.. . ۴-به غسالخانه شهر کرمانشاه نیز اعلام گردید صورت کسانی که در اثر حادثه روز ۳۰/۴/۳۱ درگذشته اند و برای تدفین و تغسیل به غسالخانه برده اند برای تیپ بفرستند که تاکنون جوابی نداده‌اند[۴۳]“.
در گزارش دیگری استاندار به وزارت کشور اعلان کرد “به طوریکه در گزارش شهربانی مصرح است از ۲۹ نفر مجروحین روز مزبور پنج نفر فوت و بقیه در بیمارستان‌های شیر و خورشید و آمریکائی ها بستری می‌باشند و مسببین و مرتکبین قضایا تحت تعقیب دادسرا قرار گرفته اند”[۴۴]
در گزارش استانداری اسامی زخمی‌ها و کشته شدگان حادثه چنین معرفی شده اند”۱-علی کرم محمود پور دریاوری ناف او آثار زخم گلوله خفیف دیده شده و پس از معالجات چهار بعد از ظهر برای عکسبرداری به بیمارستان آمریکائی برده شد. ۲-غلامرضا سیاه گرزی در پای چپ او زخم گلوله مشاهده شد که پانسمان و مرخص گردید. ۳-حسین فرزند مراد ۱۵ ساله بواسطه زخم سر مراجعه و مرخص گردید. ۴-حسن عبدالحسین در زیر پستان راست گلوله اصابت و از یر پوست به فاصله ۲ الی چهار سانتیمتر خارج شده بود که زخم آن بخیه و مرخص گردید. ۵-حسن فرزند علی بیست ساله که پوست پستان آن مجروح شده بود بخیه و پانسمان گردید و مرخص شد. ۶-در ساعت شش بعد از ظهر نیار[ شاید نیاز]علی فرزند فتحعلی که پوست سر او شکافته شده بود بخیه و پس از پانسمان مرخص گردید. ۷-در ساعت ۸ بعداز ظهر مهر علی فرزند غلامعلی که پای چپ او مجروح شده بود به بیمارستان مراجعه پس از پانسمان مرخص گردید. ۸-اکر[شاید اکبر]فرزند فولاد که شانه راست او در اثر گلوله مجروح شده بود بخیه و پانسمان گردید و تا صبح در بیمارستان نگهداری کردند. ۹-علی فرزند محمد شهرت باقری که شانه راست او گلوله اصابت و از طرف دیگر خارج شده بود پانسمان و بخیه و مرخص گردید. ۱۰-بشیر فرزند جواد که در اثر ضربه قنداق تفنگ، پهلوی راستش ضربت خورده بود دستور داروئی داده شد و مرخص گردید. ۱۱-محمد علی فرزند هادی که گلوله از ناحیه کلیه راست اصابت و از زیر ناف خارج شده بود تحت عمل جراحی قرار گرفت که کبد وکولون و وروده در سه جا سوراخ شده بود و فعلاً در بیمارستان بستری است و حالش رضایت بخش نیست. ۱۲-نجفعلی فرزند نادعلی شهرت زردلایی [زردلالی!] که گلوله از شانه راست اصابت و از زیر بغل چپ خارج شده بوده است که استخوان فقرات گردن و ریه و[ناخوانا] آاورت مجروح اقدامات لازمه شد مؤثر نشده فوت نمود. ۱۳-علی فرزند موسی شهرت باوندپور در اثر کتک خوردن حالت سنکوب داشت که بستری است. ۱۴-حسین فرزند رضا که از طریق کلانتری انتظامات معرفی شده بود و مجروح بود زخم بندی گردید و مرخص گردید. ۱۵-محمد فرزند حسین شهرت دکانی مچ دست راست اودر اثر سرنیزه مجروح شده بود که پانسمان و مرخص گردید. ۱۶-امیر نوکر منزل ابراهیم شهرت کوهساری که در اثر کتک حالت سنکوب داشت که پس از تزریق آمپول و دستور داروئی داده شد و مرخص گردید. ۱۷-محمد فرزند محمد خان سنقری که گلوله به پیشانی او اصابت واز بنا گوش خارج شده بود که شب در بیمارستان بستری و صبح بوسیله بستگان او به بیمارستان امریکائی برده شد. ۱۸-اماقلی فرزند حسینقلی پاسبان که در اثر چاقو مجروح شده بود که بخیه و مرخص گردید. ۱۹-مرتضی خروشانی فرزند احمد گلوله به شکم و روده بزرگ. ۲۰-داریوش شیخ الاسلامی‌[نام پدر]ابوالفضل گلوله به هر دوپا. ۲۱-علی محمدپور [نام پدر]کریم گلوله به شکم. ۲۲-محسن رضامند [نام پدر]حسن گلوله به سر. ۲۳-درویش قزی کریمی‌گلوله به پا. ۲۴-اقدس رزازیان [فرزند]اسد الله گلوله [ناخوانا]که در نتیجه فوت نمود. ۲۵-محمد صیادی [فرزند]محمود کوبندگی سر. ۲۶-[احتمالا]میرزا یا مهرداد افتخاری [فرزند]زین العابدین گلوله به شکم. ۲۷-محمد مظاهری[احتمالااصابت]شبات گلوله به ران. ۲۸-حیدر صاحبی [فرزند]محمد علی گلوله به پا. ۲۹-غلامرضا سلمان –گلوله به پا. از مجروحین فوق که در بیمارستان مسیحی و شیر و خورشید بستری بوده‌اند.» و همچنین کشته‌شدگان این حادثه به شرح ذیل است: «۱-نجفعلی فرزند نادعلی در تاریخ ۳۰/۴/۳۱٫ ۲-دوشیزه اقدس دختر اسداله ۳۱/۴/۱۳۳۱٫ ۳-محمد علی امیری در تاریخ ۶/۵/۳۱٫ ۴-علی کرم محمد پور در تاریخ ۱/۵/۳۱٫ ۵-محمد [احتمالا]زردشتی در تاریخ ۲/۵/۳۱»
اسامی‌دستگیر شدگان عبارت بودند از «۱-نورالّه شربتی ۲-احمد تولّائی ۳-علی اشرف ضرغامی‌۴-حسن رحمت الّه ۵-علی موسوی ۶-محمّد علی اخلاقی ۷- محمّد علی رضائی ۸-فتح الّه میرحسینی ۹-ابراهیم قاسم ۱۰-حق مراد برار خاص ۱۱-حسین لائی ۱۲-بهمن عباسی ۱۳-عباد ترکمنی ۱۴-ایزد رحمت طلبی ۱۵-حسن میرزائی ۱۶-چراغعلی الماسی ۱۷-عین الّه روشنی ۱۸-عین الّه حریقی ۱۹-امیر دزفولیان ۲۰-مجتبی نامبردار ۲۱-محمّد مستشاری ۲۲- شکرالّه طاهری ۲۳-باقر زرنگار ۲۴-سید محمّد تقی ملکوتی[۴۵].
برخلاف گزارش فرمانداری نظامی‌کرمانشاه مبنی بر آزادی دستگیر شدگان، همۀ افراد بازداشتی مرخص نشده و حبس و بلاتکلیفی این دسته از زندانیان تا ماهها بعد نیز استمرار داشت. در تلگرافی که حدود دو ماه پس از واقعه سی تیر ماه کرمانشاه استاندار وقت کرمانشاه برای وزارت کشور ارسال کرد چنین گزارش شده است: “محبوسین سی ام تیر به دستور ستاد ارتش مرکز منتقل عده[ای] از اهالی روز گذشته صبح و عصر در استانداری اجتماع شدیداً معترض [، ] این عمل را غیر قانونی دانسته استخلاص آنان را جداً خواستارند. با مذاکرات لازم موقتاً متفرق از طرف دادستانی شهرستان نیز این موضوع به وزارت دادگستری اعلام برای دادن پاسخ منتظر دستور هستم”[۴۶]. پیگیری‌ها در تهران تا تاریخ ۲۰ آبان ماه نتیجه ای نداشته و همچنان این افراد زندانی بودند.
حادثه سی تیرماه کرمانشاه با برخورد خشن و خونین نیروهای نظامی‌و نهایتاً خون ریزی به پایان رسید. هرچند اعلام استعفای قوام موجب شد تا تلخی خون‌های بر زمین ریخته شده تا حدی شیرین شود و تحولات بعدی اعلام عدم صلاحیت دادگاه لاهه برای بررسی شکایت دولت انگلیس علیه ایران و به معنایی یعنی محقّ بودن ایران در ملّی کردن صنعت نفت بر این شادمانی در جای جای ایران و از جمله کرمانشاهان افزود، ولی هزینه کار نیز سنگین بود. شاید سخنرانی شیخ الاسلامی، یکی از مجروحین سی تیر ماه کرمانشاه، علی زرین، نقاش زرگر، حسن شیروانی و کامیاب درجلسه یادبود شهدای سی تیر ماه و همزمانی جشن پیروزی‌های ملّت ایران مرهمی‌بر زخم خانواده‌های داغدار وخون‌های ریخته شده سی تیر کرمانشاه بود. [۴۷] “
نتیجۀ بحث:
چه رابطه ونسبتی می‌توان میان یک روایت تاریخی از رویداد سی تیر ۱۳۳۱ کرمانشاه و تحلیلی جامعه شناختی از آن برقرار کرد؟آیا با داده‌های محدود تاریخی موجود می‌توان نتیجه ای جامعه شناختی و تحلیلی نسبتاً مُدلّل واستواری از این رویداد به دست داد؟یعنی آیا از رویدای منحصر به فرد و غیرقابل تکرار سخنی در میان است یا واکنشی مطابق با یک زمینه مستمر و حاضر که در بسیاری از دیگر مقاطع نیز نمودی مشابه بروز داده است؟
در این نگرش جامعه شناختی حادثه سی تیر ماه نه ناشی از تصادفی سیاسی و یا پدیده ای منحصر به فرد و استثنایی درکرمانشاهان بلکه بعنوان قاعده و پدیده ای دارای ریشه‌های تاریخی مورد کنکاش و تحلیل قرار می‌گیرد. یعنی شور و هیجان ملّی سی تیر کرمانشاه نه از سرتصادف یا حادثه‌ای خلق الساعه رخ داده بلکه نشانی از تاریخ، فرهنگ و مناسبات اجتماعی و شکل بندی اجتماعی و فرهنگی ویژه و تعهد و مسئولیت پذیری ملّی سرشاری است که خود را در جامعه کرمانشاهان به عنوان بخش مهمی‌از پیکرۀ تمدن و فرهنگ ایران نمایان می‌سازد. از این منظر، تمدن ایرانی در گستره ای فراتر از فلات ایران و در طول سده‌های گذشته نشر و نمو یافته است. عناصر فرهنگی و اجتماعی بیشماری موجب شکل‌گیری و تعمیق حیات اجتماعی و فرهنگی ساکنین این حوزه تمدنی شده و این عنصر تمدنی و لایه‌های عمیق فرهنگی آن موجب شکل‌گیری عناصر هویتی مشترک و تاریخی عمیقی در میان مردمان حوزه تمدن ایرانی در طول سده‌ها شده است. رنج‌ها، مرارت‌ها، جنگ‌ها، شادی‌ها، موفقیّت‏‌ها و پیروزی‌ها، زایندگی‌ها و شکست‌ها و تجارب تاریخی مشترک و بی‌شمار این مردمان موجب شکل‌گیری هویتی مشترک در میان آن شده است. ضمن آنکه تنوع اقلیم و طبیعت و شیوه‌های معیشت و سکونتگاه‌ها و عواملی از این دست موجب شکل‌گیری پویای هویت‌های محلی و منطقه‌ای رنگارنگ و پیچیده‌ای هم در این حوزه تمدنی شده است که البته نه در مقابل هویت فراگیرتمدنی بلکه به عنوان بخشی اساسی و مکمل و منطقه‌ای و گاه قومی ‌آن تمدن فراگیر قوام بخش حیات اجتماعی و فرهنگی این مردمان بوده است. هویت تاریخی و فرهنگی کرمانشاه را از این زاویه می‌توان دید و تحلیل کرد. آنجایی که نیازی یا ضرورتی ملّی ایجاب می‌کند کرمانشاه و مردمان این دیار با مسئولیت‌پذیری بالا واحساس تعلق ملّی شگرف در صف اوّل قرار دارند و آن هنگام هم که لازم است تا با تقویت عناصر فرهنگی و محلی بر قوام حیات اجتماعی پای فشرده شود در این مهم نیز از هیچ چیز فروگذار نمی‌شود. قیام سی تیر کرمانشاه حرکتی محلی ومنطقه‌ای همچون دیگر نقاط ایران، امّا با اهدافی ملّی و وطنی است که با خون و سرنوشت گروهی از مردمان این دیار هویت می‌گیرد. عناصر مذهبی، ملّی و حتی ایلی و عشیره‌ای آن با چنان غلظت و در هم تنیدگی ویژه‌ای نمایان می‌شود که به عنوان رویدادی تاریخی در ایران معاصر ثبت می‌شود. در این توقفگاه نظری و تحلیلی- تاریخی می‌توان یکپارچگی و در هم تنیدگی غیر قابل تجزیة عناصر محلی و منطقه‌ای را با نمادهای ملّی و میهنی به وضح و آشکاری دریافت. رویداد سی تیر اگر چه در سال‌ها و دهه‌ها پیش‌روی داده و دیگر جز در میان آثار مکتوب و منابع تاریخی و سندی و روایت‌های شفاهی بازماندگان آن حادثه اثر دیگری از آن نمی‌توان مشاهده کرد اما در مطالعه‌ای اسنادی و تاریخی می‌تواند به نکته تحلیلی اثر گذاری مبدل شود. مردم کرمانشاهان در خلق حادثه سی تیر و با حضور گسترده و البته پرهزینه‌ای، کرمانشاهیّت خود را در ایرانیّت خود باز تعریف کردند. از این نظر می‌توان با قطعیت نتیجه گرفت که سی تیر نشانی دوباره از هویت تمدنی ایرانی با تمام اجزا و لایه‌های تودرتو، درهم تندیده و رنگارنگ آن به شمار می‌آید. کرمانشاه بخش مهم، بزرگ و البته متنوعی از جامعه کُرد ایرانی است. کُرد بودن بخشی از اصالت تاریخی این منطقه است. فرهنگ این حوزه با زایندگی‌هایش در موسیقی، آیین‌ها، فلسفه ایرانی-اسلامی، شعر و ادب، سنت ها و رسوم متنوع و گوناگون اقیانوس بی انتهایی از نمادهای خاص کُردی و عام ایرانی را در خود نمایان ساخته است. این پیکرۀ رنگین کمانی خود نمونه‌ای کوچک شده از ایران ما است. در عین تکثر و پیچیدگی فرهنگی و اجتماعی و تفاوت‌ها، یک کلیت فرهنگی و اجتماعی به نام کرمانشاه، یا چه تفاوتی دارد، به نام ایران را می‌توان در این حوزه بازشناخت. سی تیر کرمانشاه نشانی دوباره از این پیوندهای تاریخی، هویتی، هم سرنوشتی و مسئولیت شناسی ملّی است. این سنت عمیق ایرانی شایسته پژوهش ها وبررسی‌های بیشتری است.
یادداشت‌ها:
[۱] – به دلیل کاستی منابع کتابخانه‌ای و همچنین تاریخ شفاهی در این زمینه، مبنای اساسی این مقاله اسناد موجود درمراکز سندی کشور از جمله مرکز اسناد ملّی ایران و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی‌است همراه با توضیحات تکمیلی از طریق ارجاع به سایر منابع مکتوب.
لازم به توضیح است در خصوص سلسله رویدادهای سیاسی و اجتماعی دوران ملّی شدن صنعت نفت در غرب کشور و به ویژه در استان‌های کردستان، آذربایجان غربی و کرمانشاه داده‌های سندی محدودی تاکنون به صورت عمومی‌منتشر شده است. فعالیت احزاب ریز و درشت سیاسی اعم از طرفداران دربار، طرفداران ملّی شدن نفت به رهبری مصدق و مذهبی‌های هوادار آیت‌الله کاشانی و همچنین و نیروهای ارودگاه شوروی ماننده حزب توده و حتی تشکیل احزابی محلی تر اما با رویکردی کشوری همچون حزب سعادت ملّی یا حزب اتحاد اسلام در استان کردستان و یا جریان ائتلاف روحانیون و متنفذین محلی در این مناطق با نام های واقعی و یا غیر واقعی مانند حزب‌الله در سنندج (و پیش از آن در شیراز)بخشی از نادیده‌های تاریخی است که باید توسط محققین مورد بررسی و بازبینی قرار گیرد.
[۲] – محمّد ترکمان قیام سی ام تیر به روایت اسناد و تصاویر، تهران: انتشارات دهخدا ۱۳۶۱: ۳
[۳] -منبع پیشین : ۱۷
[۴] -پیشین: ۱۲۴
[۵] -پیشین: ۱۲۸
[۶] -پیشین: ۲۱۸
[۷] -در مورد فعالیت احزاب سیاسی در کرمانشاهان می‌توان اثر ارزشمند زیر را مطالعه کرد: محمد علی سلطانی، احزاب سیاسی و انجمن‌های سرّی در کرمانشاه از فراموش خانه تا خانه سیاه، دو جلدی، نشر سُها ۱۳۷۸
[۸] -بنگرید به سازمان اسناد ملّی ایران(از این پس ساما)۲۹۳-۵۶۲۸
[۹] -بنگرید به ساما ۲۹۳-۵۶۰۱
[۱۰] – احمد زنگنه متولد کرمانشاه (فوت ۱۳۸۴ ه. ش. در موناکو)، نام اصلی خان احمد خان ابراهیمی‌زنگنه از نوادگان شیخعلی خان زنگنه و از بزرگان علم و صنعت کرمانشاه می‌باشند. در کابینه دولت دکتر مصدق سمت وزارت پست و تلگراف را داشته و مدت دو سال نیز ریاست سازمان برنامه و بودجه را برعهده داشته‌است. از موسسان و رئیس شرکت نوکار بوده‌اند. بانی و موسس کارخانه قند بیستون بوده و از خدمات ایشان می‌توان لوله کشی آب شهر کرمانشاه پیش از شهر تهران (پایتخت) را نام برد.
[۱۱] – روزنامه کیهان “از آرامش ملّت سوء استفاده می‌کنند”، شماره ۲۵۱۵ مورخ ۲۱ شهریور ماه ۱۳۳۰ صفحه ۴
[۱۲] – حسین مکی، وقایع سی تیر۱۳۳۱ بنگاه ترجمه و نشر کتاب ۱۳۶۰ : ۸۳-۸۵
[۱۳] -پیشین: ۷۶
[۱۴] – ترکمان پیشین: ۲۰۱
[۱۵] -روزنامه کیهان شماره ۲۷۵۹ مورخ ۲۸ تیرماه ۱۳۳۱ ستوان تظاهرات در شهرستان‌ها
[۱۶] -کیهان شماره ۲۷۶۰ مورخ ۲۹ تیرماه ۱۳۳۱: ص ۷ خبر جریان مشروح وقایع روز
۱۷-پیشین
[۱۸] – ترکمان پیشین: ۲۳۰
[۱۹] -مکی : ۲۰۶
[۲۰] – احمد جعفری علیزاده، بیاد شهدای سی تیر ماه ۱۳۳۱ اصفهان: بی تاریخ چاپخانه داد: ۷۴ تا ۷۷
[۲۱] -سازمان اسناد ملّی ایران(از این پس ساما)۷۴۰۴-۲۹۰
۲۲-پیشین
[۲۳] – ساما ۶۰۸۶-۲۹۰
[۲۴] -ساما ۶۷۴۱-۲۹۳ گزارش شماره ۱۵۶۹۲؟۱ مورخ ۲۶/۳/۱۳۳۱
[۲۵] -ساما ۶۴۷۱-۲۹۳ گزارش شهربانی کرمانشاه ۱۳۷۷/۱ مورخ ۴ تیرماه ۱۳۳۰
[۲۶] – ساما پیشین نامه شماره ۴۳۹۶ شهربانی کل کشور به وزارت کشور
[۲۷] -ساما ۶۷۰۲-۲۹۳ گزارش شماره ۶۳۳۲ مورخ ۶ مردادماه ۳۱
[۲۸] – ساما ۶۴۷۱ -۲۹۳ گزارش شماره ۱۵۰۹۸/ج۱ مورخ ۳۰ تیرماه ۱۳۳۱
[۲۹] -مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی(از این پس ماما)ورود بدفتر نمایندۀ مجلس شورای ملّی ۴۱۸۵ در تاریخ ۲۷ تیرماه و با شماره ۱۶۸ از کرمانشاه تلگراف شده است.
[۳۰] -ماما تلگراف شماره ۱۷۰ مورخ ۲۷ تیرماه ۱۳۳۱
[۳۱] -ماما تلگراف شماره ۱۷۲ مورخ ۲۷ تیرماه ۱۳۳۱
[۳۲] -به عنوان نمونه می‌توان به تلگراف اتحادیه کفش و کفاشی‌های کرمانشاه به امضای ابولقاسم باطنی اشاره کرد که در تلگراف ۱۱۷۴ مورخ ۳۰ تیرماه ۱۳۳۱″(ماما)خواهان ابقای زمامداری جناب آقای دکتر مصدق”شده بودند.
[۳۳] – در این گزارش‌ها ابعاد و نیز علل بروز این فاجعه بررسی شده است. این اسناد از زاویه دید و تحلیل مقامات ونیروهای مسئول یعنی بخشی از طرفین در گیر در ماجرا تحریر شده است. انتشار خاطرات فعالان حاضر در سی تیر ماه ۱۳۳۱ کرمانشاه(تاریخ شفاهی)می‌تواند روایت آن سوی ماجرا را برای آگاهی عمومی‌منتشر کند. خلأئی که تاکنون گامی‌برای برطرف کردن آن صورت نگرفته است. همچنین بازیابی نشریات و روزنامه‌های محلی کرمانشاه در ان روز ها هم می‌تواند بخش دیگری از ابهامات یا نادانسته‌های عمومی‌را روشن سازد.
[۳۴] -ساما ۱۹۷۵-۲۹۳
[۳۵] -ساما پیشین شماره گزارش ۳۷ ف مورخ ۳۰ /۴/۱۳۳۰
[۳۶] – ساما۱۹۷۵ -۲۹۳ اسامی‌مظنونین
[۳۷] -ساما ۶۰۳۷-۲۹۰ شماره ۱۴۵ مورخ ۳۱/۴/۱۳۳۱ این نامه احتمالا روز بعد شماره شده است در حالی که عصر همان روز حوادث استمرار داشت
[۳۸] -تأکید از متن اصلی سند است
[۳۹] -ساما شماره ۱۹۷۵-۲۹۳ این گزارش به شماره ۳۷ف مورخ ۳۰/۴/۳۱ ثبت شده است.
[۴۰] -ساما ۱۹۷۵-۲۹۳ تلگراف شماره ۱۴۴ مورخ ۳۱ تیرماه ۱۳۳۱ استاندار کرمانشاه سرابندی
[۴۱] -ساما پیشین شماره تلگراف ۵۳۶ مورخ ۵/۵/۳۱
[۴۲] -ساما ۱۹۷۵-۲۹۳ این گزارش به شماره۱۴۷/م مورخ ۳۱ تیرماه ۳۱ ثبت و روز ۵ مردادماه ۱۳۳۱ با شماره ۶۲۴۴ در دبیرخانه وزارت کشور ثبت شده است
[۴۳] -ساما پیشین
[۴۴] -ساما پیشین شماره ۱۸۷ مورخ ۱۵/۵/۱۳۳۱
[۴۵] -ساما ۱۹۷۵-۲۹۳
[۴۶] – ساما پیشین تلگراف شماره ۶۹۱ مورخ ۳۱ شهریور ۳
[۴۷] -ساما ۶۷۳۳-۲۹۳ شماره ۷۵۶۸ مورخ ۲۷ مردادماه ۱۳۳۱؛ آمارها ی منتشر شده نشان می‌دهد در سی تیر ماه در پنج شهر و مرکز استان کشور ۶۳ نفر کشته و ۱۷۲ نفر مجروح شدند. از این تعداد در تهران ۲۹ نفر کشته و ۱۳۲ نفر مجروح، اهواز ۲۷ نفر کشته و ۲ نفر زخمی، کرمانشاه ۵ نفر کشته و ۲۲ نفر[درست ان ۲۹ نفر]مجروح، اصفهان یک کشته و۵ زخمی‌و همدان ۱ نفر کشته شدند. در این حادثه در کل کشور نیز ۱۵۱ نفر مفقود شده که تا ۲۳ تیرماه ۱۳۳۲ یعنی حدود یکسال بعد ۱۰۵ نفر آنان همچنان مفقود باقی مانده و به قول کیهان ۲۳ تیرماه ۱۳۳۲ باید”این عده را در شمار شهدا محسوب داشت.
پست شده در پیشنهادات, کرمانشاه با برچسب: , ,